دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٨٤٧ - ابن ابی عتیق
ابن ابی عتیق
نویسنده (ها) :
آذرتاش آذرنوش - ابوالفتح حکیمیان
آخرین بروز رسانی :
چهارشنبه ٤ تیر ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اِبْنِ اَبی عَتیق، عبدالله بن محمد بن عبدالرحمن بن ابی بكر، از ظرفای سدۀ ١ق / ٧م در مدینه. شهرت او به ابن ابی عتیق از باب انتساب به نیای بزرگش خلیفه ابوبكر است كه عَتیق لقب داشت و پدرش محمد نیز ابوعتیق خوانده میشد (زیبری، ٢٧٨؛ ابن اثیر، مرصع، ٦٢-٦٣) و در توجیه این انتساب گفتهاند كه نوادگان ابوبكر، بیشتر از باب فخرفروشی، چنین نامهایی بر خویش اطلاق میكردند (ابنقتیبه، معارف، ١٧٤؛ قس: ابنخلكان، ٣ / ٧٠). از آنجا كه ابن ابی عتیق در شمار شریفترین مردان مدینه بود، با زنان اصیل زادۀ مشهوری چون امّ اسحق دختر طلحه كه نخست همسر امام حسن (ع) و سپس همسر امام حسین (ع) بود، ازدواج كرد و از او صاحب فرزندی به نام اُمَیه شد (ابن حبیب، ٦٦، ٤٤٢؛ ابن قتیبه، معارف، ٢٣٣). زن دیگر او عاتكه دختر عبدالرحمن بود كه به سبب دو بیتی كه در هجای شوهر سرود، در كتابهای ادب شهرت یافت (جاحظ، التّاج، ١٣٣؛ ابن عبدربه، ٢ / ٤٧٠؛ مسعودی، ٥ / ٢٨٥). از زندگی ابن ابیعتیق اطلاع چندانی در دست نیست، حتی تاریخ مرگ او را نمیدانیم و در انبوه داستانهای نكتهآمیزی كه دربارۀ وی آوردهاند، هیچ اشارهای به پایان زندگی او نشده است، اما همین داستانها كه احتمالاً بخشی از آنها ساختگی است، شخصیت شگفت او را كه نمونۀ بارز برخی طبقات مرفّه و اشرافی مدینه است، به روشنی تمام نمایش میدهد (دربارۀ زندگی اشرافی حجاز در آن روزگار و برخی داستانهای مربوط به ابن ابی عتیق، نك : آذرنوش، ١٤٥-١٦٠). در این داستانها وی مردی نیك نفس و مورد احترام جلوه میكند كه در عین شوخ چشمی و سبكسری، حدّ ادب را نیك میشناسد. هیچ یك از بزرگانی كه وی را با آنان ماجرایی و حدیثی بوده است، چون عایشه، عبدالله پسر عمر، و حتی ــ اگر روایات ساختگی نباشند ــ حضرت امام حسن و امام حسین (ع) از وی دل آزرده نشده و سرزنشش نكردهاند. ارتباط او با زنان خواننده و مجالس غزلسرایان مدینه، كه گویی در دوران بنی امیه چندان مذموم نبود، پیوسته در مرز گناه متوقف میگردید و او، از بیم همسانی با شاعران بیبند و باری چون عمر بن ابی ربیعه، هرگز پای از آن حد فراتر نمینهاد. به همین جهت است كه گروهی وی را، علیرغم شوخطبعی و فساد ظاهری، «صالح» و «اهل طهارت و عفاف» میپنداشتند (زبیری، ٢٧٨؛ جاحظ، الحیوان ٢ / ٨٣-٨٤) و حتی ابن قسیرانی (٢ / ٦١٧) نام او را در شمار رجال حدیث نهاده است، اما برخی از نویسندگان روایات ناپسندی را هم كه دربارۀ او نقل شده، ذكر كردهاند. مثلاً ابنعبدربه (٢ / ٤٧٠) وی را صاحب «هزل و لهو» (و نه «غزل و لهو» كه در دیگر منابع دیده میشود) توصیف كرده، گوید زن وی كنیزكانی داشت كه در جشنهای دامادی و مراسم سوگ، آنان را به آوازخوانی و نوحهسرایی میفرستاد.
ابن ندیم به دو كتاب كه هر دو كتاب ابن ابیعتیق نام دارند، اشاره میكند: یكی را در شمار آثار مداینی دربارۀ «نسب قریش» ذكر كرده (ص ١٤٨) و دیگری را در آثار ابوایوب مدینی كه خود از ظرفا و ادبا و موسیقیشناسان مدینه بوده و چندین كتاب در همین موضوعها نوشته، آورده است (صص ٢١١-٢١٢). همچنانكه بِلاّ حدس میزند (III / ٦٨٢ EI٢,)، انتساب كتاب اول به مداینی غریب است، اما میتوان گفت كه كتاب دوم به راستی وجود داشته و منبع بسیاری از داستانهای مربوط به ابن ابی عتیق بوده است. شاید همه یا بخشی از داستانهایی كه اینك در دست داریم (بیشتر در اغانی و اندكی در منابع دیگر)، از همان كتاب اخذ شده باشد. به خصوص كه حجم داستانهای موجود آن قدر هست كه بتوان كتابی شایستۀ این گونه آثار از آنها فراهم آورد. اینك برای پژوهشهای بیشتر، مجموعۀ نكتههای مربوط به ابنابیعتیق را به شرح زیر طبقهبندی میكنیم:
١. رابطۀ او با بزرگان: مزاح با عایشه (ابن سعد، ٨ / ٧٦: عایشه عمۀ پدرش بود)، در دامن عایشه (ابن عبدربه، ٦ / ٢٠)، مزاح با عایشه و بر حذر داشتن او از «یوم البغل» (ابن خلكان، ٣ / ١٧)، حضور در مراسم تدفین او (ابن اثیر، اسد الغابة، ٥ / ٥٠٤)، در دربار مروان بن حكم (ابن خلكان، ٢ / ٦٧)، در كنار عبدالله بن زبیر (ابوالفرج، ٦ / ١٦٩؛ زبیری، ٣٩٣)، چند بار در خدمت امام حسن (ع) (بلاذری، ٢٣؛ ابوالفرج ٨ / ١٣٤؛ ابن خلكان، همانجا)، در خدمت امام حسین (ع) (ابوالفرج، همانجا)، در مجلس عبدالله بن جعفر (ابن عبدربه، ٦ / ٢٢)، مزاح با عبدالله بن عمر (جاحظ، تاج، ١٣٣؛ ابن عبدربه، ٢ / ٤٧٠-٤٧١؛ مسعودی، ٥ / ٢٨٥؛ صنعانی، ١٣٢)، در دربار عبدالملك (ابن عبدربه، همانجا).
٢. رابطۀ او با شاعران از جمله: عمر بن ابی ربیعة (ابوالفرج، ١ / ٢٠-٩١ و فهرست آن)، حارث بن خالد (همو، ١ / ٩١؛ قس: حصری، ١ / ٢٥١)، نُصیب (ابوالفرج، ١ / ١٤٥-١٤٦؛ مرزبانی، ١٧٣)، قیس بن خَطیم (ابوالفرج، ٢ / ١٥٩)، احوَص (همو، ٤ / ٤٤، ٧ / ١٣٣)، قیس بن الرُّقیات (همو، ٤ / ١٦٢، ١٦٦)، كُثَیِّر (همو، ٤ / ١٦٦، ٨ / ٣٠، ١٤ / ٨٠؛ نیز قس: ابنعبدربه، ٦ / ٢١؛ مرزبانی، ١٣٦)، عروة بنأُذینه (ابوالفرج، ٦ / ١٣١، ٢١ / ١٧١)، عروة بن حِزام (همو، ٢٠ / ١٥٦)، حزین (همو، ٨ / ٣٠، ١٤ / ٨٠-٨١)، قیس بن ذَریح و معشوق او لُبْنی (همو، ٨ / ١٣١، ١٣٤).
٣. رابطۀ او با موسیقدانان و آوازخوانان از جمله: جَمیله (همو، ٧ / ١٣٣، ١٣٤)، دَلال (همو، ٤ / ٦٢، ٧٠)، سَلامة القس (همو، ٨ / ١٠)، عزّة المَیلاء (همو، ١١ / ٣٨، ١٦ / ١٤، ١٩، ٢٠)، سُرَیج (همو، ١ / ١٠٩، ٨ / ٥٨)، معبد (همو، ٨ / ٥٨)، ابن عایشه (همو، ٢ / ٦٣)، غَریض (همو، ٢ / ١٣٣)، مَعاذِ مغنّی (ابن عبدربه، ٦ / ٢١). علاوه برآنچه ذكر شد، نكتههای ظریف دیگری نیز به او نسبت دادهاند كه شاید برخی از آنها ساختگی باشد از جمله: مزاح با اشعب (ابن قتیبه، عیون، ٣ / ١٢)، مزاح با ابوسائب (ابن عبدربه، ٦ / ٢٤)، مزاح با همسایه (ابن قتیبه، عیون، ١ / ٢٣٦)، مزاح با رهگذر و سگ او (همان، ٢ / ٣٩).
با آنچه برشمردیم و آنچه احتمالاً این سوی و آن سوی یافت خواهد شد، میتوان كتاب ابن ابی العتیق را بازسازی كرد.
مآخذ
ابن اثیر، علی بن محمد، اسد الغابة، بیروت، داراحیاء التراث العربی؛
ابناثیر، مبارك بن محمد، المرصّع، به كوشش ابراهیم سامرائی، بغداد، ١٣٩١ق / ١٩٧١م؛
ابن حبیب، محمد، المحبّر، به كوشش ایلزه لیشتن اشتیتر، حیدرآباد دكن، ١٣٦١ق / ١٩٤٢م؛
ابن خلكان، وفیات الاعیان، به كوشش احسان عباس، بیروت، ١٩٦٨-١٩٧٢م؛
ابن سعد، محمد، الطبقات الكبری، به كوشش احسان عباس، قاهره، ١٣٥٨ق؛
ابن عبدربه، احمدبن محمد، العقد الفرید، به كوشش احمد امین و دیگران، قاهره، ١٣٧٥ق / ١٩٥٦م؛
ابن قتیبة، عبدالله بن مسلم، عیون الاخبار، قاهره، ١٣٤٣ق / ١٩٢٥م؛
همو، المعارف، به كوشش ثروت عكاشه، قاهره، ١٣٨٨ق / ١٩٦٩م؛
ابنقیسرانی، محمدبن طاهر، كتاب الجمع بین رجال الصحیحین، حیدرآباد دكن، ١٣٢٣ق / ١٩٠٥م؛
ابن ندیم، الفهرست، بیروت، ١٣٩٨ق / ١٩٧٨م؛
ابوالفرج اصفهانی، علی بن حسین، الاغانی، قاهره، ١٩٢٣-١٩٧٤م؛
بلاذری، احمدبن یحیی، انساب الاشراف، به كوشش محمدباقر المحمودی، بیروت، ١٣٩٧ق / ١٩٧٧م؛
جاحظ، عمروبن بحر، التاج فی اخلاق الملوك، به كوشش فوزی عطوی، بیروت، ١٩٧٠م؛
همو، الحیوان، به كوشش عبدالسلام هارون، قاهره، ١٣٨٥ق / ١٩٦٥م؛
حصری، ابراهیم بن علی، زهر الاداب و ثمر الالباب، به كوشش محمد محییالدین عبدالحمید، قاهره، ١٣٧٢ق / ١٩٥٣م؛
زبیری، مصعب بن عبدالله، نسب قریش، به كوشش لوی پرووانسال، قاهره، ١٣٥٤ق / ١٩٥٣م؛
صنعانی، محمدبن صالح، مسالك الابصار فی ممالك الامصار، به كوشش اكوع الجوالی، صنعاء، ١٤٠٥ق / ١٩٨٥م؛
مرزبانی، محمدبن عمران، الموشح، به كوشش مُحِبّالدّین خطیب، قاهره، ١٣٨٥ق / ١٩٦٥م؛
مسعودی، علی بن الحسین، مروج الذهب، به كوشش باربیه دومنار، پاریس، ١٨٦١-١٨٧١م؛
نیز:EI٢.
آذرتاش آذرنوش ـ ابوالفتح حکیمیان