دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٣٠٢ - ارجانی
ارجانی
نویسنده (ها) :
عزت ملا ابراهیمی
آخرین بروز رسانی :
دوشنبه ١٩ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اَرَّجانی، ابوبكر ناصحالدین احمد بن محمد بن حسین (٤٦٠-٥٤٤ق/ ١٠٦٨-١١٤٩م)، شاعر، فقیه و قاضی شوشتر و عسكر مُكْرَم. وی در ارجان فارس زاده شد، ولی خانوادۀ او در شوشتر و عسكر مكرم در خوزستان اقامت داشتند. نسب او از جانب مادر به زاهد مشهور ابوعبدالله محمد بن احمد ارجانی(د ٤٠٠ق) (سمعانی، ١/ ١٥٤) و از جانب پدر به انصار میرسد (عمادالدین، قسم شعرای ایران، ١١٤؛ ابن خلكان، ١/ ١٥٢؛ یونینی، ١/ ٢٤٠).
وی در جوانی در مدرسۀ نظامیۀ اصفهان به فراگیری فقه شافعی پرداخت (اسنوی، ١/ ١١٠). نخست از پدر اجازۀ نقل حدیث گرفت و سپس در طلب حدیث به عراق و شام و مصر سفر كرد (ابندمیاطی، ٧٣؛ ابن شاكر، ١٢/ ٤٢٢). در اصفهان از ابوبكر محمد ابن احمد بن ماجۀ ابهری (سمعانی، همانجا؛ ابنجوزی، ١٠/ ١٣٩؛ ذهبی، العبر، ٢/ ٤٦٦) و در كرمان از ابویعلى ابن هباریه حدیث شنید. منابع نام تنی چند از شاگردان و راویان او را نیز نقل كردهاند (همو، سیر...، ٢٠/ ٢١١؛ ابن دمیاطی، همانجا؛ سبكی، ٦/ ٥٣). از آن میان به ویژه از سمعانی میتوان نام برد كه ارجانی اجازۀ نقل همۀ احادیث و مسموعاتش را به او داده بوده است (سمعانی، همانجا).
ارجانی مدتی طولانی به نیابت قضا در شهرهای خوزستان ازجمله شوشتر و عسكرمكرم اشتغال داشت (سمعانی، عمادالدین، ابنجوزی، همانجاها) و شاید به سبب اقامت طولانی وی در شوشتر باشد كه در برخی منابع، وی را با نسبت شوشتری نیز یاد كردهاند (حاجی خلیفه، ١/ ٧٧٥؛ قمی، ٢/ ١٩). ارجانی در طی این سالها از دسیسههای دشمنان و رقیبان خود در امان نبود. ازاینرو میكوشید با مدح بزرگان و درباریان از گزند دسیسهچینان رهایی یابد و مقام و منصب خود را حفظ كند (طاهر، ١/ ١٩٦، ١٩٧)؛ اما به رغم همۀ این مدایح، به مقامی بالاتر از نیابت قضا دست نیافت و حتی، چنانكه از برخی اشعارش بر میآید، چندان ثروت نیندوخت كه بتواند زندگی مرفهی فراهم آورد، یا دیون خود را بپردازد (همانجا). ظاهراً زندگی ارجانی در فقر و تنگدستی میگذشته، و برای تهیۀ پارهای از مایحتاج زندگی نیاز به كمك و عنایت دیگران داشته است (ابن شاكر، ١٢/ ٣٤١).
وی چندین بار به بغداد سفر كرد و به مدح المستظهر بالله و المسترشد بالله پرداخت (عمادالدین، قسم شعرای عراق، ١/ ١٨٧، ١٨٨؛ ابنجوزی، همانجا؛ ابنشاكر، ١٢/ ٤٢٢؛ صفدی، ٧/ ٣٧٤). اشعار موجود ارجانی حاكی از آن است كه وی با برخی از معاصران نامدار خویش چون ابواسحاق ابراهیم بن عثمان غزّی و عزیزالدین مستوفی، عموی عمادالدین كاتب مصاحبت داشته، و گاهی با آنان اشعاری رد و بدل میكرده، و آنان را مدح نیز میگفته است (عمادالدین، قسم شعرای شام، ١/ ٢٧، ٢٨، قسم شعرای ایران، ١١٣؛ ابنخلكان، ١/ ١٨٩؛ صفدی، همانجا؛ دربارۀ دیگر ممدوحان شاعر، نك: عمادالدین، قسم شعرای عراق، ١/ ١٤١؛ ابنشاكر، ١٢/ ٢٠٠-٢٠١؛ عباسی، ٣/ ٣٦).
ارجانی در شوشتر (سمعانی، همانجا؛ ابن جوزی، ١٠/ ١٤٠)، یا به روایتی در عسكر مكرم وفات یافت (ابن خلكان، ١/ ١٥٤).
تنها اثر برجای مانده از ارجانی دیوان شعر اوست كه ظاهراً بخشی از سرودههای او را در بر میگیرد و برای آگاهی از سیر كلی زندگی و احوال شاعر بسیار سودمند است. شاعر اصل و نسب، سفرها، بسیاری از تجربههای شخصی و شرایط مادی زندگی خود را در اشعار خویش بیان كرده است. دیوان وی ظاهراً در زمانی بسیار نزدیك به عصر او توسط فرزندش محمد گردآوری و تدوین شد (عمادالدین، قسم شعرای ایران، همانجا؛ ابنخلكان، ١/ ١٥٢).
ارجانی شاعری پرگوی بود. گویند شعر را از اواخر دورۀ نظامالملك وزیر ملكشاه سلجوقی، یعنی از حدود سال ٤٨٠ق/ ١٠٨٧م، آغاز كرد و تا پایان عمر، روزانه به طور مستمر ٨ بیت شعر میسرود (همانجا؛ صفدی، ٧/ ٣٧٨). شعر ارجانی را در مقام ارزیابی باید از نوع شعر علما دانست. با آنكه شاعر ادعاهای فراوانی در ارزشمندی شعر خویش دارد، بیشتر سرودههایش از هرگونه تازگی و نوآوری خالی است. وصفهای طولانی، استفادۀ فراوان از صنایع لفظی، بهویژه صنعت عكس، از خصوصیات بارز سبك اوست. غالب اشعار موجود وی را مدح و فخر تشكیل میدهد، اما سایر موضوعات شعری همچون، غزل، وصف، حكمت و عتاب نیز در سرودههای وی به چشم میخورد. به رغم تحسین مبالغهآمیز منابع كهن كه به روال معمول، در ستایش از شعر او داد سخن دادهاند (نك: سمعانی، ١/ ١٥٤؛ عمادالدین، قسم شعرای شام، همانجا؛ ابن خلكان، ١/ ١٥١؛ ذهبی، العبر، ٢/ ٤٦٦؛ طاهر، ١/ ١٩٨- ١٩٩)، میتوان با علی جواد طاهر هم آواز شد كه شعر ارجانی را، چه از لحاظ ساختمان و چه از لحاظ موضوع، بیاهمیت و فاقد روح ابتكار دانسته، و ستایندگان او را نیز گزافهگویانی خوانده است كه با ستایش از شعر ارجانی در واقع ركود ادبی عصر خود را تأیید كردهاند (١/ ١٩٩). تنها ستایشی كه طاهر دربارۀ ارجانی میپذیرد، بیتی است كه شاعر در آن خود را «شاعرترین فقها» یا «فقیهترین شعرا»ی عصر خوانده است. زیرا، به گفتۀ او، هر دانشآموزی میتواند دیوانی مانند دیوان ارجانی به نظم درآورد (١/ ١٩٩-٢٠٠). با اینهمه، اشعار ارجانی، از دیرباز مورد توجه ادب دوستان بوده است و جلالالدین قزوینی (د ٧٣٩ق/ ١٣٣٨م)، در اثری موسوم به الشذر المرجانی فی شعر الارجانی، گزیدههایی از آن را گردآوری كرده بوده است (فروخ، ٣/ ٧٥٢). با آنكه شاعر در ایران پرورش یافته بود و فارسی را نیز نیك میدانست (عمادالدین، قسم شعرای ایران، ١١٤؛ ابنخلكان، همانجا)، اشعاری به زبان فارسی از وی بر جای نمانده است.
دیوان ارجانی نخستین بار به كوشش احمد عباس ازهری در ١٣٠٧ق/ ١٨٨٩م در بیروت به چاپ رسید و سپس بار دیگر در ١٣١٧ق/ ١٨٩٩م توسط عبدالباسط انسی در همان شهر منتشر شد. همچنین محمد قاسم مصطفى آن را در دو جزء در بغداد (١٤٠٠ق/ ١٩٧٩م) به چاپ رسانیده است.
مآخذ
ابن جوزی، عبدالرحمان، المنتظم، حیدرآباد دكن، ١٣٥٨ق/ ١٩٣٩م؛
ابنخلكان، وفیات؛
ابن دمیاطی، احمد، المستفاد من ذیل تاریخ بغداد، به كوشش قیصر ابوفرح، بیروت، ١٣٩٩ق/ ١٩٧٨م؛
ابن شاكر كتبی، محمد، عیون التواریخ، به كوشش فیصلسامر و عبدالمنعمداوود، بغداد، ١٣٩٧ق/ ١٩٧٧م؛
اسنوی، عبدالرحیم، طبقات الشافعیة، به كوشش عبدالله جبوری، بغداد، ١٣٩٠ق/ ١٩٧٠م؛
حاجی خلیفه، كشف؛
ذهبی، محمد، سیر اعلام النبلاء، به كوشش شعیب ارنؤوط و محمد نعیم عرقسوسی، بیروت، ١٤٠٥ق/ ١٩٨٥م؛
همو، العبر، به كوشش محمد سعید بن بسیونی زغلول، بیروت، ١٤٠٥ق/ ١٩٨٥م؛
سبكی، عبدالوهاب، طبقات الشافعیة الكبرى، به كوشش عبدالفتاح محمد حلو و محمود محمد طناحی، قاهره، ١٣٨٨ق/ ١٩٦٨م؛
سمعانی، عبدالكریم، الانساب، به كوشش عبدالرحمان بن یحیى معلمی یمانی، حیدرآباد دكن، ١٣٨٢ق/ ١٩٦٢م؛
صفدی، خلیل، الوافی بالوفیات، به كوشش احسان عباس، بیروت، ١٤٠٢ق/ ١٩٨٢م؛
طاهر، علی جواد، الشعر العربی فی العراق و بلاد العجم فی العصر السلجوقی، بغداد، ١٣٧٨ق/ ١٩٥٨م؛
عباسی، عبدالرحیم، معاهد التنصیص، به كوشش محمد محییالدین عبدالحمید، بیروت، ١٣٦٧ق/ ١٩٤٧م؛
عمادالدین كاتب، محمد، خریدة القصر، قسم شعرای ایران، نسخۀ عكسی موجود در كتابخانۀ مركز، قسم شعرای شام، به كوشش شكری فیصل، دمشق، ١٣٧٥ق/ ١٩٥٥م، قسم شعرای عراق، به كوشش محمد بهجت اثری و جمیل سعید، بغداد، ١٣٧٥ق/ ١٩٥٥م؛
فروخ، عمر، تاریخ الادب العربی، بیروت، ١٤٠٠ق/ ١٩٧٩م؛
قمی، عباس، الكنی و الالقاب، تهران، ١٣٩٧ق/ ١٩٧٦م؛
یونینی، موسی، ذیل مرآة الزمان، حیدرآباد دكن، ١٣٧٤ق/ ١٩٥٤م.
عزت ملاابراهیمی