دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٦٥٧ - احیمر سعدی
احیمر سعدی
نویسنده (ها) :
فاطمه سلمان زاده
آخرین بروز رسانی :
جمعه ٢٢ فروردین ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اُحَیمِرِ سَعْدی (دح ١٧٠ق/ ٧٨٧م)، از شعرای صعالیك اواخر دورۀ اموی و اوایل عصر عباسی. نیای وی حارث بن یزید نام داشت (جاحظ، البیان...، ٣/ ١٣٠) و نام پدرش كه در منابع به صورت «فلان» نوشته شده، معلوم نیست (ابوعبید، ١/ ١٩٥؛ ملوحی، ٣٨٦؛ فروخ، ٢/ ٩٨). احیمر ظاهراً منسوب به بنی سعد است كه یكی از تیرههای تمیم بوده است، هر چند كه آمدی (ص ٤٣؛ قس: ملوحی، همانجا) در این نسبت تردید میكند.
به رغم اشارات بسیاری كه در منابع به او شده است، آگاهی چندانی از زندگی او در دست نیست. در حقیقت، احیمر شخصیتی نیمه افسانهای است كه حتی دربارۀ زمان زندگی او نیز تردید وجود دارد. بر پایۀ روایات موجود، احیمر از دوران جاهلی تا سدۀ ٢ق امكان وجود داشته است. مثلاً ابنعبدربه (١/ ١١٧) میگوید كه احیمر از سواركاران مشهور عرب در عصر جاهلیت است؛ به عكس، ابنقتیبه ( الشعر...، ٢/ ٦٧٢) او را یكی از متأخران میداند و ابوعبید بكری (همانجا) زمان دقیقتری را بیان كرده، وی را همدورۀ دو دولت (اموی و عباسی) میپندارد. یاقوت (٢/ ٦١٩) اشاره میكند كه احیمر در زمان حكومت سلیمان بن علی بر بصره، توسط او به مرگ محكوم شد و به بیابان گریخت، حال آنكه ابن قتیبه (همانجا) آن امیر را جعفر بن سلیمان نامیده است. از آنجا كه سلیمان بن علی در ١٣٣ق والی بصره شد و جعفر بن سلیمان چند بار در اواسط و نیمۀ دوم سدۀ ٢ق به ولایت مدینه، مكه و بصره رسید (طبری، ٧/ ٤٥٩، ٤٦٧، ٥٠٠، ٦٥٦، ٨/ ١٤١، ١٤٩، ١٥١، ١٥٤؛ قس: فروخ، ٢/ ٩٨ - ٩٩)، از این رو میتوان پنداشت كه احیمر در نیمۀ اول یا دوم سدۀ ٢ق میزیسته است.
چنانكه اشاره شد، بیشتر منابع او را راهزن خواندهاند (مثلاً جاحظ، آمدی، همانجاها؛ ابن قتیبه، همان، ٢/ ٦٧١؛ قالی، ١/ ٤٩). حتی ابن قتیبه و آمدی (همانجاها) او را جنایتكار، سركش و خونریز وصف كردهاند. بر پایۀ همان روایات نیمه افسانهای، یك بار قبیلۀ شاعر، احیمر را از خود راند و امیر بصره نیز حكم به قتل او داد و او به بیابان گریخت و مدتها در میان وحوش زندگی كرد. در قطعه نثر كوتاهی كه ابن قتیبه (عیون...، ٢/ ١٠٤)، به او نسبت داده، شاعر به این نكته اشاره كرده است (نیز نك : همو، الشعر، همانجا؛ جاحظ، الحیوان، ٤/ ٤٢١؛ ابن عبدربه، ٦/ ٢٣٨). بر اساس این قطعه و نیز با توجه به یك قطعۀ رائیه از او، میتوان پذیرفت كه احیمر به عراق، شام، یمن، دورق (در خوزستان)، كرمان، نجد، كرخ (در بغداد) و بحرین سفر كرده است (ملوحی، ٣٨٧- ٣٨٨، ٣٩٢- ٣٩٥)، اما چون دانسته نیست كه این قصیده تا چه حد قابل اعتماد است، دربارۀ سفرهای احیمر و دستكم مناطق و شهرهایی كه او دیده است، نمیتوان اظهار نظر كرد. احیمر در پایان عمر از راهزنی و جنایت توبه كرده، و در ابیاتی بر دوستان راهزنش تاخته است (قالی، آمدی، همانجاها؛ ملوحی، ٣٨٨- ٣٨٩).
چنانكه ملاحظه میشود، زندگی افسانه آمیز این صعلوك نیز مانند دیگر صعالیك عرب در پردۀ ابهام است. این صعالیك گرچه دزدانی كج رفتار و خونریز بودند، ولی در ادب عرب پیوسته به چشم قهرمانانی دوست داشتنی در ایشان نگریسته میشد. آنچه این عنایت ادبی را نسبت به آنان شدت میبخشد، این است كه آنان همه شاعر بودهاند، هر چند كه در صحت انتساب شعر به آنان هیچ اعتمادی نیست. بدینسان دانسته نیست، اندك ابیاتی كه به احیمر نسبت داده شده، در چه روزگاری و توسط چه كسانی ساخته شده است. ٤٠ بیت از اشعار منسوب به او را عبدالمعین ملوحی از منابع مختلف گرد آورده، و با مقدمهای دربارۀ زندگی وی در مجلۀ مجمع اللغة العربیه در دمشق به چاپ رسانده است. مهمترین بخش این اشعار، قصیدۀ رائیهای ٢٨ بیتی است (نك : ملوحی، ٣٩٢-٣٩٦) كه به گفتۀ یاقوت، شاعر آن را در تبعید و به یاد زادگاه خویش سروده است (٢/ ٦١٩ -٦٢٠). بصری، نیز ٤ بیت از او یاد كرده است (٢/ ٣٥٦) كه در دیگر منابع نیست.
مآخذ
آمدی، حسن، المؤتلف و المختلف، به كوشش عبدالستار احمد فراج، قاهره، ١٣٨١ق/ ١٩٦١م؛
ابن عبدربه، احمد، العقد الفرید، به كوشش احمد امین و دیگران، بیروت، ١٤٠٢ق/ ١٩٨٣م؛
ابن قتیبه، عبدالله، الشعر و الشعراء، بیروت، ١٩٦٤م؛
همو، عیون الاخبار، به كوشش یوسف علی طویل، بیروت، ١٤٠٦ق/ ١٩٨٦م؛
ابوعبید بكری، عبدالله، سمط اللآلی، به كوشش عبدالعزیز میمنی، قاهره، ١٣٥٤ق/ ١٩٣٦م؛
بصری، صدرالدین، الحماسة البصریة، به كوشش مختارالدین احمد، حیدرآباد دكن، ١٣٨٣ق/ ١٩٦٤م؛
جاحظ، عمرو، البیان و التبیین، به كوشش حسن سندوبی، قاهره، ١٣٥١ق/ ١٩٣٢م؛
همو، الحیوان، بهكوشش عبدالسلام محمدهارون، بیروت، ١٣٨٨ق/ ١٩٦٩م؛
طبری، تاریخ؛
فروخ، عمر، تاریخ الادب العربی، بیروت، ١٩٨٤م؛
قالی، اسماعیل، الامالی، بیروت، دارالكتب العلمیه؛
ملوحی، عبدالمعین، «الاحیمر السعدی»، مجلة مجمع اللغة العربیة، دمشق، ١٤٠٢ق/ ١٩٨٢م، شم ٥٧، ج ١ و ٢؛
یاقوت، بلدان.
فاطمه سلمانزاده