دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٦٧١ - بدرالدین غزی
بدرالدین غزی
نویسنده (ها) :
رضوان مساح
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ٢٠ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
بَدْرُالدّينِ غَزّي، حسن بن علی بن شَنار، معروف بهزُغاري(٧٠٦- ١١ رجب ٧٥٣ق/ ١٣٠٦- ٢٤ اوت ١٣٥٢م)، اديب و شاعر دوران مماليك. وي در غزه به دنيا آمد و منسوب به همانجاست (صفدي، ١٢/ ١٨٤؛ ابن تغري بردي، الدليل ... ، ١/ ٢٦٧). در النجوم (همو، ١٠/ ٢٨٨) از وي با نسبت «مغزبی» ياد شده كه بیگمان تحريف كلمۀ «غزي» است.
منابع اطلاع جامعی از زندگی او به دست نمیدهند. تنها میدانيم كه وي به دمشق، صفد و شهرهاي مصر سفر كرد و در آنجاها به شاعري پرداخت و در اين كار چيرهدست شد (صفدي، همانجا؛ ابن حجر، ٢/ ١٢٥). علاوه بر اين، در نثر نيز دستی توانا داشت (ابن تغري بردي، المنهل ... ، ٥/ ١١٠). در ٧٤٨ق/ ١٣٤٧م، در زمان امير سيفالدين يلبغا به ديوان انشاء دمشق راه يافت و به عنوان كاتبالسر تا مرگ امير درخدمت او به سر برد (صفدي، ١٢/ ١٨٤- ١٨٥؛ ابن حجر، ابن تغري بردي، همانجاها). وي با صلاحالدين صفدي دوستی داشت و بين آن دو مكاتباتی بوده كه صفدي در كتاب الحان السواجع خود برخی از اين مكاتبات را آورده است (نك : صفدي، ١٢/ ١٨٥؛ زركلی، ٢/ ٢٠٤). ميان غزي و جمالالدين ابن نباته معارضۀ شديدي بود، چنانكه گاه به هجو يكديگر پرداختهاند (ابن حجر، ٢/ ١٢٨؛ بستانی، ٣/ ٢٦٦؛ زركلی، همانجا). شخصی ديگر نيز به نام يحيى خباز حموي، در ٦ بيت به هجو بدرالدين پرداخته، و او را به حماقت و نادانی متصف ساخته است (ابنحجه، ٣٢٩).
از آثار وي میتوان قريض القرين را نام برد كه در آن به معارضۀ رسالۀ التوابع و الزوابع ابن شُهَيد اشجعی (ه م) پرداخته است (صفدي، ١٢/ ١٨٤؛ ابن حجر، ٢/ ١٢٥؛ زركلی، نيز بستانی، همانجاها). همچنين ابن فضلالله عمري (د ٧٤٩ق) كه او را در ذهبية العصر خويش بسيار ستوده، ٤ كراسه از ديوان وي را گرد آورده بود (ابن حجر، همانجا؛ ابن غزي، ٣/ ٣٩٠). اما اكنون از ديوان وي تنها ١٣٥ بيت در منابع پراكنده است. از جمله اشعار وي میتوان به اين ابيات اشاره كرد: يك موشحۀ ٤٢ بيتی در معارضه با ابن سناء الملك (صفدي، ١٢/ ١٨٩ بب ؛ ابن تغري بردي، همان، ٥/ ١١٢-١١٤)؛ قصيدهاي در ٢٩ بيت در مدح صفدي، سروده شده در ٧٣٢ق در قاهره (صفدي، ١٢/ ١٨٧-١٨٩)؛ ٢ بيت در وصف گل زنبق (ابن حجه، ١٧٩) و ٥ دو بيتی در صنعت توريه (همو، ٣٢٧، نيز براي ديگر اشعار وي، نك : ص ٣٤، ١٢٣، ١٧٩، ٣٢٧- ٣٢٨؛ ابن حجر، ٢/ ١٢٥-١٢٧؛ صفدي، ٢/ ١٨٥-١٨٦). علاوه بر اين در كتابخانۀ گوتا مجموعهاي با عنوان مجموع لطيف حاوي لكل معنی ظريف موجود است كه قصايدي چند از بدرالدين در آن گرد آمده است ( پرچ، شم ٢٢١١). وي سرانجام در دمشق درگذشت و در باب الصغير به خاك سپرده شد (صفدي، ٢/ ١٨٦).
مآخذ
ابن تغري بردي، يوسف، الدليل الشافی علی المنهل الصافی، به كوشش فهيم محمد شلتوت، مكه، ١٣٩٩ق/ ١٩٧٩م؛
همو، المنهل الصافی، به كوشش نبيل محمد، قاهره، ١٩٨٨م؛
همو، النجوم؛
ابن حجر عسقلانی، احمد، الدرر الكامنة، حيدرآباد دكن، ١٩٧٣م؛
ابن حجۀ حموي، ابوبكر، خزانة الادب، قاهره، ١٨٨٦م؛
ابن غزي، محمد، ديوان الاسلام، به كوشش كسروي حسن، بيروت، ١٤١١ق/ ١٩٩٠م؛
بستانی؛
زركلی، اعلام؛
صفدي، خليل، الوافی بالوفيات، به كوشش رمضان عبدالتواب، ويسبادن، ١٩٧٩م؛
نيز:
Pertsch.
رضوان مساح