دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٢٧٤ - بلوی، ابوجعفر
بلوی، ابوجعفر
نویسنده (ها) :
فرهنگ مهروش
آخرین بروز رسانی :
یکشنبه ١ تیر ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
بَلَوی، ابوجعفر احمدبن علی، نویسنده و دانشمند اندلسی قرن ٩ و ١٠ق / ١٥ و ١٦م (دربارۀ نام كامل او، نک : بلوی، ١٧٤، ١٧٩، ١٩٤؛ عمرانی، ٢٠). گذشته از گزارشهای خوشامدگویانۀ معاصران بلوی همچون ابن غازی دربارۀ فقاهت او، مشكل بتوان بیرون از حوزههای قرائت و علوم ادبی، سندی بر صاحبنظر بودن او یافت (دربارۀ آموختههای فقهی و حدیثی او، نک : بلوی، ١٦٣، ٢١٨، ٣٠٦، ٣٦٠، ٣٦٩، ٤٢٠، نیز برای برخی توصیفهای ستایشآمیز درباره فقاهت او توسط معاصرانش، نک : ٣١٨، ٣٧٧؛ ابن غازی، ٢٩). گویا وی اولین بار در ایام سفر به شرق پای درس حدیث نشست (بلوی، ١٦٦). در اجازاتی نیز كه از عالمان گرفته، عنوانهایی درخور طلاب، و نه عالمان بزرگ، به وی داده شده است (نک : همو، ١٦٣، ١٧٤، ٤٢٣). قراینی برای گرایشهای صوفیانۀ ابوجعفر بلوی نیز وجود دارد (برای نمونه، نک : همو، ١٣٦، ١٤٠، ١٤٣، ٣٨٠).
خاندان بلوی كه از عربهای ساكن غرناطه بودند، به «ابنداوود» شهرت داشتند (همو، ١٣٧، ١٧٥؛ ابنخطیب، ١ / ١٤١؛ مقری، ١ / ٣٧٨) و بسیاری از آنها نسل اندر نسل عالم قرائت بودند (سراج، ١ / ٦١٦؛ ابن خطیب، همانجا). باتوجه به رعایت ترتیب زمانی در كتاب ثَبَت و اشارۀ بلوی در آن به حفظ قرآن و تحصیلات مقدماتی عهد كودكیاش نزد پدر در وادی آش (ص ١٧٩-١٨٠)، میتوان گفت مولدش همانجا، و احتمالاً در حدود سال ٨٦٦ق / ١٤٦٢م بوده است (عمرانی، ٤٨).
بلوی پیش از مهاجرت به شرق اسلامی، به مسافرتهایی علمی در خود اندلس دست زد و به غرناطه، المریه و احتمالاً شهرهای دیگر رفت (نک : بلوی، ١٩٦، ١٩٧- ١٩٨، ٢١٠). وی قبل از اشغال غرناطه توسط مسیحیان در ٨٩٦ق / ١٤٩١م، همراه با پدر و برادران خویش اندلس را ترك كرد و به شمال افریقا رفت. در پی شكست مسلمانان از مسیحیان اندلس، اینان از بازگشت ناامید شدند و پس از حدود دو سال اقامت در تلمسان، به وهران، و سپس تونس رفتند و سرانجام، در قسطنطنیه مقام گزیدند (بلوی، ١٣٧، ١٦٦، ٢٠٨، ٢٠٩، ٢١٤، ٣٧٤، ٣٧٧، جم ؛ عمرانی، ٣٨-٤٠؛ ابنغازی، ٣٣).
بغدادی درگذشت بلوی را درحدود سال ٩٣٠ق / ١٥٢٤م (١ / ١٤٠)، و عمرانی در حدود سال ٩٣٨ق / ١٥٣٢م آورده است (ص ٤٨).
آثـار
١. ثبت، كه مهمترین كتاب بلوی و مشتمل بر شرح حال استادان اوست. با دقت در گزارشهایی كه بلوی در این كتاب از سفرهای خویش داده است، دانسته میشود كه وی نوشتن ثبت را در ضمن سفر آغاز كرده است (نک : ص ١٣٧، ١٧٩، ١٩٥، جم ). بلوی در اوایل كتاب (ص ١٣٦-١٣٧)، گزارش برخورد خود را با ابنغازی در تونس در ٨٩٨ق/١٤٩٣م یاد می كند و آن گاه دیباچۀ كتاب آغاز میشود. از آن پس عمدۀ حوادث نقل شده در كتاب، دارای ترتیب زمانی است، ولی مطالب درج شده میان عنوان كتاب و دیباچه از چنین ترتیبی برخوردار نیست و نباید جزو اصل كتاب محسوب شود. گویا در ٨٩٥ق/١٤٩٠م، بلوی نگارش ثبت را به پایان رسانده، یا رها كرده است (نک : ص ٥٤١). به نظر میآید انگیزۀ بلوی در نگارش كتاب، احساس ضرورت در جاویدان كردن نام استادان اندلسی خویش است كه بسیاری از آنها در ایام جنگ در سرزمینهای دیگر پراكنده شده بودند (مثلاً نک : ص ٢٠٨-٢٠٩). اینک اهمیت این كتاب بیش از هرچیز بهسبب گزارشهایی است كه از مسائل آموزشی دوران زندگی بلوی در آن آمده است.
٢.شرحی بر القصیدةالخزرجیۀ عبدالله بن محمدبن عثمان خزرجی، در علم عروض، كه نسخهای از آن در برلین ( آلوارت، شم ٧١١٢) و نسخهای ناقص در اسكوریال موجود است (عمرانی، ٨٧). بلوی این كتاب را در ٩٠٨ق/١٥٠٢م در غَلَطه (در حوالی قسطنطنیه) به پایان رسانیده است (حاجی خلیفه، ٢ / ١١٣٦).
٣. فرائد الفوائد فی فنون غیرواحد (همو، ٢ / ١٢٤٣؛ بغدادی، همانجا).
افزون بر اینها سراج اندلسی مطلبی از بلوی را از كتاب الغامض او نقل می كند (١ / ٦٥٤) كه در كتاب ثبت موجود نیست. مقری نیز از كتابی به خط بلوی خاطرهای نقل كرده است (١ / ١٠٣) كه آن مطلب هم در ثبت دیده نمیشود.
مآخذ
ابن خطیب، محمد، الاحاطة، به كوشش محمد عبدالله عنان، قاهره، ١٩٥٥م؛
ابن غازی، محمد، فهرس، به كوشش محمد زاهی، دارالبیضاء، ١٩٧٩م؛
بغدادی، هدیه؛
بلوی، احمد، ثبت، به كوشش عبدالله عمرانی، بیروت، ١٩٨٣م؛
حاجیخلیفه، كشف؛
سراج اندلسی، محمد، الحلل السندسیة، به كوشش محمدحبیب هیله، بیروت، ١٩٨٤م؛
عمرانی، عبدالله، مقدمه و حواشی بر ثبت (نک : هم ، بلوی)؛
مقری، احمد، نفح الطیب، به كوشش محمد محییالدین عبدالحمید، بیروت، دارالكتاب العربی؛
نیز: Ahlwardt.
فرهنگ مهروش