دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٧٨٢ - حمزة بن بیض
حمزة بن بیض
نویسنده (ها) :
بابک فرزانه
آخرین بروز رسانی :
چهارشنبه ٤ دی ١٣٩٨
تاریخچه مقاله
حَمْزَةِ بْنِ بیض، ابویزید، شاعر مشهور عصر اموی از قبیلۀ بنوحنیفه (شاخهای از بکربن وائل) و از اهالی کوفه، و از همینرو، نسبت حنفی و کوفی یافته است.
ویژگیهای اخلاقی این شاعر ازجمله خوار داشتن سنتها و اخلاق اجتماعی و عدم پایبندی بدانها خاستگاه نوعی ادبیات نادر است و شیوۀ زندگی گروهی از شاعران گستاخ و بذلهگوی را تصویر میکند که در سایۀ حکومت اشرافی عراق در سدۀ ٢ ق/ ٨ م میزیستهاند (بلاشر، III/ ٥١٨).
آگاهی ما از زندگی حمزه از زمان خلافت عبدالملک بن مـروان (حک ٦٥ - ٨٦ ق/ ٦٨٥ - ٧٠٥ م) آغاز میشود که به گزارش منابع با او همنشینی داشته است (نک : ابوالفرج، ١٦/ ٢١٥- ٢١٦؛ یاقوت، ١٠/ ٢٨٩؛ فروخ، ١/ ٦٩٥). وی به خاندان مُهَلَّب که قبلۀ شاعران ممتاز آن روزگار بودند، به ویژه مهلب ابن ابیصُفره (٧٨-٨٢ ق)، والی پرنفوذ خراسان و فرزندش یزید بن مهلب (٨٢ -٨٥ ق، والی خراسان، نیز ٩٦- ٩٩ ق، والی بصره) پیوست (ابوالفرج، ١٦/ ٢٠٢؛ یاقوت، ١٠/ ٢٨٠، ٢٨٩؛ پلا، ١٥٧؛ بلاشر، همانجا).
حکایتهایی که در الاغانی (ابوالفرج، ١٦/ ٢٠٢ بب ) آمده است، نشان میدهد که شاعر با هوشمندی، شوخ طبعی و جسارت خود توانسته است پاداشهایی سخاوتمندانه از ممدوحانش بستاند. حتى زمانی که یزید بن مهلب به دستور عمر عبدالعزیز (حک ٩٩-١٠١ ق) در زندان بود، حمزه موفق شد به دیدارش رود و او را در زندان بستاید و صله دریافت کند. گفتهاند این صله را که یک انگشتری یاقوت بود، به ٠٠٠‘ ٣٠ درهم به مردی یهودی در خراسان فروخت و وقتی دریافت که مغبون گشته است، سخت اندوهگین شد (نک : ابوالفرج، ١٦/ ٢٠٩-٢١٠؛ فروخ، همانجا؛ EI٢).
به گفتۀ صاحب الاغانی، حمزه بهوسیلۀ شعر یک میلیون درهم ثروت گرد آورده بود (ابوالفرج، ١٦/ ٢٠٢)؛ پلا این مبلغ را مبالغهآمیز نمیداند (نک : EI٢). با اینهمه، در برخی از منابع آمده که او مردی مسرف و ولخرج بود و از اینرو، طعم فقر را نیز چشیده است (نک : فروخ، همانجا).
از حکایتهایی که از او روایت شده، مقایسهای است میان شخصی به ظاهر پارسا و یک شرابخوار، و آن اینکه یکی از دوستان حمزه که کارگزار ابنهُبَیره بود (و یا خود شاعر)، ٠٠٠‘ ٣٠ درهم به پارسایی قرض داد و ٠٠٠‘ ٣٠ درهم نیز به یک شرابخوار. شخص پارسا با آن مبلغ خانه ساخت، ازدواج کرد و پس از خرج همۀ پول قرض را انکار کرد و آن را باز نگرداند؛ اما شرابخوار دین خویش ادا کرد و قرض را باز پس داد. حمزه با ابیاتی ضمن مقایسۀ آن دو با یکدیگر هشدار میدهد که نبایستی فریب تقوای ظاهری را خورد (ابوالفرج، ١٦/ ٢٠٧- ٢٠٨). بِلال بن ابی بُرده (د ١٢٠ ق/ ٧٣٨ م)، فرزند ابوموسى اشعری، والی و قاضی بصره دوست دوران کودکی او بود؛ حمزه به دیدار او میرود و مدتی طولانی نزد او اقامت میکند؛ اما شوق دیدار خانواده سبب میشود که با ابیاتی رخصت بازگشت بخواهد و بلال نیز ناگزیر با درخواست او موافقت میکند (ابوالفرج، ١٦/ ٢٠٢-٢٠٣، ٢٢٤؛ پلا، همانجا؛ نیز نک : EI٢).
حمزه در ابیاتی خطاب به سلیمان بن عبدالملک (حک ٩٦ - ٩٩ ق/ ٧١٥- ٧١٨ م) خلافت او را پیشگویی و ٠٠٠‘ ٥٠ درهم از او پاداش دریافت کرد (ابوالفرج، ١٦/ ٢١٠-٢١١؛ ابنعساکر، ٤/ ٤٤٠؛ یاقوت، ١٠/ ٢٨١). وی با سرودههای خود پیشگوییهای دیگری نیز کرده که ماجرای آنها در الاغانی آمده است (ابوالفرج، ١٦/ ٢٠٤- ٢٠٦).
حکایت شده است که حمزه همراه حماد بن زبرقان که شرابخوار و متهم به زندقه بود، بر یکی از والیان کوفه وارد شدند. والی کوفه به حمزه ــ که به تازگی با حماد آشتی کرده بود ــ گفت میبینم با حماد سازش کردهای؛ حمزه با کنایه پاسخ داد آری، اما بدین شرط که من او را به اقامۀ نماز امر نکنم و او مرا از آن باز ندارد (همو، ١٦/ ٢٢٣-٢٢٤).
به گزارش یاقوت هنگامی که ابولبید بجلی فرزند خواهر خالد قَسری (٦٦ - ١٢٦ ق/ ٦٨٦-٧٤٤ م)، که مردی دیندار بود، ولایت اصفهان یافت، حمزه همراه او شد؛ اما مردم وی را به سبب مصاحبت شخصی چون حمزه ملامت کردند و به همین سبب ابولبید ٠٠٠‘ ٣ درهم بدو داد و امر کرد تا بازگردد، اما حمزه توانست با سرودن ابیاتی بدو نزدیک شود و جایگاه خودش را نزد او باز یابد (نک : ١٠/ ٢٨٥- ٢٨٦).
در مجلسی که کُمیت ــ شاعر معروف عصر اموی ــ نیز حضور داشت، حمزه، مَخلد ــ فرزند یزید بن مهلب ــ را مدح کرد؛ مخلد ٠٠٠‘ ١٠ درهم به حمزه پاداش داد و همۀ حاجات او را برآورد، به گونهای که حسادت کمیت را انگیخت (ابوالفرج، ١٦/ ٢٠٣-٢٠٤؛ نیز نک : ابنقتیبه، ٥٩١).
پلا میگوید: با آنکه بهنظر میرسد حمزه به سبب شرابخواری، گستاخی و هرزهگویی (خَلاعَت و مُجون) از سوی ناقدان سرزنش شده، شگفت است که ابوالفرج اصفهانی (١٦/ ٢٠٢) او را در ردیف شاعران توانمند (= فُحُول) همعصرش قرار داده است و یاقوت (١٠/ ٢٨٠) نیز بدون هرگونه تردید او را شاعری ماهر و زبردست (= مُجِید) دانسته است (نک : EI٢).
گزارش شده است هنگامی که مأمون از نَضر بن شُمَیل (د ٢٠٤ ق/ ٨٢٠ م)، واژهنگار و نحوی معروف خواست جذابترین شعر عرب را برای او بخواند، وی ابیاتی را از حمزه خواند که توجه و تقدیر مأمون را جلب کرد (ابوالفرج، ١٦/ ٢١٣-٢١٤؛ یاقوت، ١٠/ ٢٨٦-٢٨٧؛ ابنجوزی، ٧/ ١٧٠).
مجموعۀ قابل توجهی از سرودههای حمزه در منابع آمده است که با استناد بدانها میتوان گفت شعرش بافتی سخت ساده دارد و از تصنع تهی است. البته گاهی اصطلاحاتی شگفت و تازه در آن دیده میشود، مانند فَخّاره (= ظرف سفالین) که او آن را در بیتی برای اشاره به «سر» به کار گرفته است (ابوالفرج، ١٦/ ٢٠٧؛ نیز نک : EI٢).
تاریخ درگذشت حمزه را به اختلاف سالهای ١١٦، ١٢٠ و ١٢٦ ق آوردهاند؛ که از آن میان یاقوت (١٠/ ٢٨٩) ١١٦ ق را درست میداند (نیز نک : صفدی، ١٣/ ١٨٥؛ فروخ، ١/ ٦٩٦؛ EI٢).
مآخذ
ابنجوزی، عبدالرحمان، المنتظم، به کوشش محمد عبدالقادر عطا و مصطفى عبدالقادر عطا، بیروت، ١٤١٢ ق/ ١٩٩٢ م؛
ابنعساکر، علی، التاریخ الکبیر، دمشق، ١٣٣٢ ق؛
ابنقتیبه، عبدالله، المعارف، به کوشش ثروت عکاشه، قاهره، ١٩٦٩ م؛
ابوالفرج اصفهانی، الاغانی، قاهره، ١٩٦٣ م؛
صفدی، خلیل، الوافی بالوفیات، به کوشش محمد حجیری، ویسبادن، ١٤٠٤ ق/ ١٩٨٤ م؛
فروخ، عمر، تاریخ الادب العربی، بیروت، ١٩٨٤ م؛
یاقوت، ادبا؛
نیز:
Blachère, R., Histoire de la literature arabe, Paris, ١٩٦٦;
EI٢;
Pellat, Ch., Le Milieu baŞrien et la Formation de Ğāħiz, Paris, ١٩٥٣.
بابک فرزانه