دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٨١٥ - خداش بن زهیر
خداش بن زهیر
نویسنده (ها) :
بابک فرزانه
آخرین بروز رسانی :
دوشنبه ٢٠ آبان ١٣٩٨
تاریخچه مقاله
خِداشِ بْنِ زُهَیْر (اصغر)، ابن ربیعة بن عَمرو بن عامر بن صَعْصَعۀ عامری، شاعر عصر جاهلی.
از تاریخ تولد و وفات خداش اطلاعی نداریم. نیای او عمرو بن عامر، فارِس الضَّحیاء لقب داشت (ضحیاء نام اسب او بود) (ابوعبید، ٧٠٢؛ بابتی، ١٢١؛ قس: زرکلی، ٢ / ٣٠٢، که فارس الضحیاء را لقب خداش دانسته است). پدرش در جنگ فِجار (نک : ابوالفرج، ٢٢ / ٥٤-٧٣) به دست یکی از قریشیان به قتل رسید. شاعر دو فرزند به نامهای زهیر و بجیر داشته که در سرودههای خود به بجیر اشاره کرده است (نک : یعقوب، ٤٣، ٤٥). عموهای او مالک (ذُوالرُّمْحَیْن) و عمرو (ذوالجَدَّیْن) از افراد مشهور قبیلۀ خود بودند (ابنحزم، ٢٨١؛ یعقوب، ٨).
در جریان جنگ فجار بود که شاعر سر برآورد و غالب اشعار خود را سرود و در آنها وقایع جنگ، پیروزیها و حملههای سخت قبیلۀ خود، بنیعامر، بر قریش و شکست آنان را وصف کرد. بخش قابل توجهی از این سرودهها در اغانی آمده است (ابوالفرج، ٢٢ / ٦٠-٦١، ٦٤-٦٦، ٧٠- ٧١؛ نیز نک : دنبالۀ مقاله). ظاهراً شاعر خود نیز در این کشمکشها شرکتکرده، و از خود دلاوریها نشان داده بوده است (یعقوب، ٩؛ نیز نک : EI٢).
براساس دو داستان مشابه که به روایت ابناعرابی و ابوعبیده در اغانی نقل شده است، خداش جوانمردانه به قیس بن خَطیم اوسی (شاعر قبیلۀ اوس و یکی از بزرگان جاهلیت) در خونخواهیِ جدش ــ که به دست یکی از افراد قبیلۀ بنی عامر بن ربیعه به قتل رسیده بود ــ و نیز پدرش ــ که توسط یکی از افراد عبدقیس کشته شده بود ــ یاری رساند و به همین سبب، قیس او را با ابیاتی مدح کرد (ابوالفرج، ٣ / ٢-٦؛ نیز نک : ابنسعید، ١ / ١٩١؛ نیکلسن، ٩٤-٩٧؛ جبوری، ١٢-١٥).
ابنحجر (١ / ١٤٨) و بغدادی (٧ / ١٩٦) آوردهاند که خداش در سپاه مشرکان در جنگ حُنَیْن شرکت کرد و کمی بعد اسلام آورد. با اینهمه، برخی بر آناند که ابن حجر و بغدادی او را با یکی از صحابۀ پیامبر (ص) به نام خداش بن سلامه خلط کردهاند و دلیلی بر اثبات اسلام آوردن وی در دست نیست (جبوری، ٦؛ نیز نک : زرکلی، همانجا؛ EI٢). یعقوب در مقدمۀ کتاب اشعار العامریین میگوید که خداش دوران اسلامی را درککرد، اما اسلام نیاورد و اخبار او در عصر اسلامی منقطع گشته، و سرودهای از وی در این دوران دیده نشده است (ص ٨). گفتنی است که پلا او را شاعری مخضرم دانستهاست (نک : EI٢)؛ اما سزگین احتمال داده است که او در عصر جاهلی از دنیا رفته باشد (GAS, II / ٢١٩).
شعـر
ابنسلام در کتاب طبقات، او را به عنوان نخستین شاعر طبقۀ پنجم معرفیکرده است (ص ٣٢). لبید شاعر معروف عصر جاهلی (د ح ٤١ ق / ٦٦١ م)، پسرعموی خداش بود (جبوری، ٥). ابوعمرو بن علاء شعر خداش را برتر از شعر لبید میدانست (نک : ابنقتیبه، ٤٠٩). اصمعی نیز خداش را شاعری برجسته وصف کرده (ص ٢٩)، و ابنقتیبه شعر او را ستوده است (همانجا). ابوزید قرشی یکی از قصاید او را در جُنگ شعری خود در میان مُجَمْهرات (= فراهمشدهها) جای داده است (ص ١٨٨-١٩٠؛ نیز نک : جبوری، ٧٦-٨١). منابعِ دستوری، لغوی و ادبی شعر خداش را مورد استشهاد قرار دادهاند؛ در این میان سهم فرهنگنامههای جغرافیایی به سبب اشارۀ شاعر به نام مکانها بیش از همه است (مثلاً نک : یاقوت، ٢ / ٢٥٤: در توضیح حُرَیْره، نیز ٣ / ٣٢١: در توضیح شَمْطه).
خداش در جریان جنگها و منازعات فجار بارزترین شاعر قبیله بود که همچون تاریخنگاری امین و صادق حوادث را براساس مشاهدات خود، با دقت و تفصیل به ثبت رسانید و حتى دور از تعصبات قبیلهای پیروزیهای دشمن را روایت کرد؛ چنانکه در یکی از قصاید خود که دربارۀ جنگ شمطه (یا شمظه، نام مکانی نزدیک عکاظ) ــ از مجموعۀ جنگهای فجار (نک : ابن عبدربه، ٦ / ١٠٦-١٠٧) ــ ضمن وصف دقیق وقایع، دشمن را ستوده، و از پیروزی هوازن و شکست بنیکنانه سخن گفته است؛ و از اینرو این قصیده در شمار مُنْصِفات (= القصیدة المنصفة) قرارگرفته است (ابنسلام، ٣٣؛ ملوحی، ١٣٨؛ یعقوب، ٢٥-٢٧؛ جبوری، ٣٩-٤٦؛ EI٢). افزون بر شعرِ جنگ و فخر، و نیز هجا که ملازم آن است، خداش در زمینۀ مدح و وصف نیز توانا بود. گفتنی است که سرودههای او از تشبیهات زیبا و پند و حکمت نیز تهی نیست (نک : جبوری، ١٧-٢٥).
به گزارش ابنندیم، نخستینبار شعر خداش را زبانشناس بصری ابوسعید سُکَّری (د ٢٧٥ یا ٢٩٠ ق / ٨٨٨ یا ٩٠٣ م) جمعآوری کرده است (ص ١٧٨) که در دست نیست.
در زمان معاصر، عبدالکریم ابراهیم یعقوب در کتاب اشعار العامریین الجاهلیین (نک : ص ٣٢-٤٦) سرودههای خداش را گردآوری کرد. رضوان محمدحسین نجار نیز اشعار او را در «مجلۀ دانشکدۀ زبان عربی» دانشگاه ریاض (١٤٠٣-١٤٠٤ ق) انتشار داد. پس از این دو، یحیى جبوری نیز به جمعآوری اشعار خداش با عنوان شعر خداش بن زهیر العامری همت گماشت که توسط فرهنگستان دمشق (١٤٠٦ ق / ١٩٨٦ م) به طبع رسید. جبوری پس از مقدمهای نسبتاً طولانی و مفید دربارۀ زندگی و شعر خداش، دیوان او را به دو بخش تقسیم کرده است: بخش نخست در برگیرندۀ ٣ قصیدۀ مهم و کامل است (در مجموع ١٠٣ بیت) که در منتهی الطلب من اشعار العرب محمد بغدادی (د ٥٩٧ ق) آمده است و نخستین آنها همان قصیدۀ منصفه است که پیشتر بدان اشاره شد، و بخش دوم مشتمل بر سرودههای خداش است که در منابع کهن نقل شده است.
مآخذ
ابنحجر عسقلانی، احمد، الاصابة، کلکته، ١٨٥٣ م؛
ابنحزم، علی، جمهرة انساب العرب، بیروت، ١٤٠٣ ق / ١٩٨٣ م؛
ابن سعید مغربی، علی، نشوة الطرب، به کوشش نصرت عبدالرحمان، عمان، ١٩٨٢ م؛
ابنسلام جمحی، محمد، طبقات الشعراء، لیدن، ١٩١٣ م؛
ابن عبدربه، احمد، العقد الفرید، به کوشش عبدالمجید ترحینی، بیروت، ١٤٠٤ ق / ١٩٨٣ م؛
ابنقتیبه، عبدالله، الشعر و الشعراء، لیدن، ١٩٠٢ م؛
ابنندیم، الفهرست؛
ابوزید قرشی، محمد، جمهرة اشعار العرب، بیروت، ١٤٠٤ ق / ١٩٨٤ م؛
ابوعبید بکری، عبدالله، سمط اللآلی، به کوشش عبدالعزیز میمنی، قاهره، ١٣٥٤ ق / ١٩٣٦ م؛
ابوالفرج اصفهانی، الاغانی، به کوشش علی سباعی و دیگران، بیروت، مؤسسة جمال للطباعة و النشر؛
اصمعی، عبدالملک، فحولة الشعراء، به کوشش محمد عبدالمنعم خفاجی و طه محمد زینی، قاهره، ١٣٧٢ ق / ١٩٥٣ م؛
بابتی، عزیزه فوال، معجم الشعراء الجاهلیین، بیروت، ١٩٩٨ م؛
بغدادی، عبدالقادر، خزانة الادب، به کوشش عبدالسلام محمد هارون، قاهره، ١٤٠٨ ق / ١٩٨٨ م؛
جبوری، یحیى، شعر خداش بن زهیر العامری، دمشق، ١٤٠٦ ق / ١٩٨٦ م؛
زرکلی، اعلام؛
ملوحی، عبدالمعین، المنصفات، دمشق، ١٩٦٧ م؛
یاقوت، بلدان؛
یعقوب، عبدالکریم ابراهیم، اشعار العامریین الجاهلیین، لاذقیه، ١٩٨٢ م؛
نیز:
EI٢;
GAS;
Nicholson, R. A., A Literary History of the Arabs, Cambridge, ١٩٥٦.
بابک فرزانه