دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٤٣٠ - ابن بشران
ابن بشران
نویسنده (ها) :
احمد بادکوبه هزاوه
آخرین بروز رسانی :
یکشنبه ١٨ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اِبْنِ بُشْران، يا بَشران، بشيران، ابوغالب محمد بن احمد بن سهل واسطی معروف به ابن بشران و ابن خاله (٣٨٠-٤٦٢ ق/ ٩٩٠-١٠٧٠ م)، اديب، شاعر و محدث. باخرزی اشعار و شرح احوال او را يك بار ذيل «ابوغالب محمد بن احمد بن سهل الواسطی» آورده (١/ ٣٠٣) و بار ديگر ذيل «ابوغالب بن بشران الواسطی» (١/ ٣٢٣) و ظاهراً آن دو را دو شخصيت جداگانه پنداشته است، اما مآخذ ديگر هر دو نام را برای يك تن ذكر كردهاند و آن اشعار را نيز به ابنبشران يا ابنخاله نسبت دادهاند. وی شهرت ابنبشران را بر خويش نمیپسنديده است. علت اين اكراه را از او پرسيدند و او در جواب گفت: بشران جد مادری من و پسر عم آن ابنبشران محدثی است كه در بغداد میزيسته است (ياقوت، ١٧/ ٢٢١). ابن بشران به ابن خاله نيز مشهور بوده و گويا ميان اين شهرت و نسبت او به خالويش رابطهای وجود داشته باشد (سلفی، ٢٠-٢١).
زادگاه وی، روستای نهرسايس، نزديك واسط در عراق بود (همانجا). ابن جوزی (٨/ ٢٥٩) سال ولادت او را ٣٣٠ ق/ ٩٤٢ م و ابن حجر (٥/ ٤٣)، ٣٨٥ق/ ٩٩٥م ذكر كرده است، ولی به گفتۀ خود ابنبشران تاريخ ولادتش ٣٨٠ق/ ٩٩٠م بوده است (ياقوت، همانجا؛ قفطی، انباء الرواة، ٣/ ٤٤).
ابنبشران برای حضور در درس بزرگان علم و ادب به واسط آمد و از استادانی چون ابنجلاب و ابندينار كاتب، شاگرد ابوعلی فارسی، سود جست و در درس ابواسحاق رفاعی، شاگرد سيرافی شركت كرد و به گفتۀ خود، نزد وی «هزار ديوان شعر» قرائت كرد و كتاب سيبويه را نزد ابن كُردان خواند (سلفی، ٢١؛ ياقوت، ١٧/ ٢٢١؛ ذهبی، ١٨/ ٢٣٦). كسانی كه وی از آنان روايت حديث كرده است عبارتند از: احمد بن عبيد بن بيری، ابوالفضل تميمی (همو، ١٨/ ٢٣٥؛ ابنعماد، ٣/ ٣١٠)، ابوالحسين علی بن محمد بن عبدالرحيم، ابوالقاسم علی بن طلحه، ابوعبدالله حسين بن حسن علوی (ابنجوزی، همانجا)، علی بن حسن جاذری و احمد بن محمد بن مردويه و ديگران (ابن نقطه، ٢٩٤؛ ابن قاضی، ٤٢).
ابن بشران چندان در نحو، لغت، ادب و حديث تبحر داشت كه از گوشه و كنار، طالبان علم و دانش برای استفاده از محضرش به واسط سفر میكردند. وی روايت و درايت را در خود جمع كرده و دارای اخلاقی نيكو و بيانی شيوا بود. در ترويج و اشاعۀ ادب و ديوانهای شعر سهم بسزايی داشت (ابنقفطی، المحمدون، ١/ ٩١؛ ذهبی، ١٨/ ٢٣٦).
او از زمرۀ كسانی بود كه در نزد قاضيان واسط برای شهادت در محكمه از عدالت و وثوق لازم برخوردار بودند (سلفی، ٢٢، ٤٤)، ولی از آنجا كه به آيين معتزليان گرايش داشت، در انزوا میزيست. دشمنانش از اين نكته سوء استفاده كرده نفرت عموم را عليه وی برانگيخته بودند (فروخ، ٣/ ١٦١). از اين رو تنها بعضی از طالبان علم به خانۀ او رفت و آمد میكردند. اين مطلب را از ماجرای آخر عمر او كه تمام كتابهايش از طرف قاضی شهر به بهانۀ حفظ و حراست ضبط شد، و نيز از ابياتی كه بعد از شنيدن اين خبر سرود، میتوان به خوبی درك كرد (ياقوت، ١٧/ ٢١٥)، لذا ابنبشران نتوانست شاگردان بسيار تربيت كند (سلفی، ٢١، ٢٢).
كسانی كه از وی روايت كردهاند عبارتند از: ابوالمجد بن جَهْور، ابوالفضل بن جهور (همو، ٤٤، ٥٦). ابو عبدالله محمد بن ابی نصر حُمَيدی، علی بن محمد بن جُلابی، ابوعبدالله بن بنا، ابوالقاسم بن سمرقندی، ابوالفرج محمد بن عبيدالله قاضی بصره (ذهبی، ١٨/ ٢٣٥-٢٣٦)، ابونصر بن ماكولا (ابنقاضی، ٤٢) و ديگران كه آخرين آنان فضلالله بن محمد عراقی است (قفطی، انباه الرواة، ٣/ ٤٥).
آثار
احتمال میرود كه ابن بشران كتابی در شعر داشته كه شامل اشعار استادش ابواسحاق رفاعی هم بوده است (سفلی، ٨٤). زركلی (٥/ ٣١٤) و كحاله (٧/ ٢٦٧) به اشتباه وی را صاحب چندين كتاب میدانند كه از آن جمله ديوانی در اشعار عرب است. اين اشتباه از آنجا ناشی شده كه در لسان الميزان «اَلْفَ ديوانٍ» به «اَلَفَ ديواناً» تبديل شده است (ابنحجر، ٥/ ٤٣؛ قس: سلفی، ٢١). زركلی به نقل از ياقوت میافزايد كه كتابهای وی در اثر گذشت زمان از بين رفته است، اما مقصود ياقوت (١٧/ ٢٢٣، ٢٢٤) ظاهراً كتابهای كتابخانۀ او بوده است كه قبل از مرگ آنها را وقف مدفن ابوبكر كرد. زركلی (همانجا) كتاب فضائل بيت المقدس را هم به او نسبت میدهد، حال آنكه اين كتاب تأليف ابوبكر محمد بن احمد بن محمد واسطی مقدسی (د ٤١٠ق/ ١٠١٩م) است (دارالكتب المصرية، ٨/ ١٩٦). از مجموعۀ اشعار وی، كه معانی عاطفی و زاهدانه در آنها غلبه دارد، ١٠٧ بيت به شرح زير در منابع موجود است: ٨ بيت با قافيه «ب» (٤ بيت در باخرزی، ١/ ٣٠٥؛ ٤ بيت در قفطی، المحمدون، ١/ ٩١)؛ ٣ بيت با قافيۀ «تُ» (ابن جوزی، ٨/ ٢٥٩ و ديگران)؛ ٣ بيت با قافيۀ «جُ» (ياقوت، ١٧/ ٢٢٢)؛ ١٢ بيت با قافيۀ «حُ» و «حِ» (٨ بيت در باخرزی، ١/ ٣٠٤؛ ٤ بيت در ياقوت، ١٧/ ٢١٧)؛ ٨ بيت با قافيۀ «دا» و «دِ» (همو، ١٧/ ٢١٩، ٢٢٣)؛ ٢٣ بيت با قافيۀ «رِ» و «رُ» (٧ بيت در باخرزی، ١/ ٣٠٥؛ ١١ بيت در ابنجوزی، ٨/ ٢٥٩، ٢٦٠؛ ٥ بيت در ياقوت، ١٧/ ٢١٨، ٢١٩)؛ ٣ بيت با قافيۀ «سُ» (ابنجوزی، ٨/ ٢٥٩، ٢٦٠؛ ياقوت، ١٧/ ٢١٨)؛ ١٤ بيت با قافيۀ «ضا» (همو، ١٧/ ٢١٦، ٢١٧، ٢١٩)؛ ٤ بيت با قافيۀ «عُ» و «عِ» (٢ بيت در ابنتغری بَرْدی، ٥/ ٨٥؛ ٢ بيت در باخرزی، ١/ ٣٢٥)؛ ٣ بيت با قافيۀ «فُ» (ياقوت، ١٧/ ٢٢٤)؛ ٥ بيت با قافيۀ «قا» و «قی» (همو، ١٧/ ٢١٥، ٢٢٢، ٢٢٣)؛ ٥ بيت با قافيۀ «كا» (همو، ١٧/ ٢٢٠، ٢٢١)؛ ٤ بيت با قافيۀ «لا» (باخرزی، ١/ ٣٢٤)؛ ٥ بيت با قافيۀ «مِ» (همو، ١/ ٣٢٤، ٣٢٥)؛ ٧ بيت با قافيۀ «هِ» و «هْ» (ياقوت، ١٧/ ٢١٦، ٢١٧). غالب اين اشعار را منابع ديگر نيز نقل كردهاند.
مآخذ
ابن تغری بردی، النجوم؛
ابن جوزی، عبدالرحمن، المنتظم، حيدرآباد دكن، ١٣٥٩ ق/ ١٩٤٠ م؛
ابن حجر، احمد بن علی، لسان الميزان، حيدرآباد دكن، ١٣٢٩-١٣٣١ ق؛
ابن عماد، عبدالحی، شذرات الذهب، قاهره، ١٣٥٠ ق/ ١٩٣١ م؛
ابن قاضی شهبه، ابوبكر بن احمد، طبقات النحاة و اللغويين، به كوشش محسن عياض، نجف، ١٩٧٣-١٩٧٤ م؛
ابن نقطه، محمد بن عبدالغنی، الاستدراك، نسخۀ عكسی موجود در كتابخانۀ مركز؛
باخرزی، ابوالحسن، دمية القصر، به كوشش سامی مكی العانی، بغداد، ١٣٩١ ق/ ١٩٧١ م؛
دارالكتب المصرية، فهرس الكتب العربية التی وردت للدار ١٩٣٠-١٩٣٧، قاهره، ١٣٦١ ق/ ١٩٤٢ م؛
ذهبی، محمد بن احمد، سير اعلام النبلاء، به كوشش شعيب الارنؤوط و محمد نعيم العرقسوسی، بيروت، ١٤٠٥ ق/ ١٩٨٤ م؛
زركلی، خيرالدين، الاعلام، بيروت، ١٩٨٦ م؛
سلفی، احمد بن محمد، سؤالات الحافظ السلفی، به كوشش مطاع الطرابيشی، دمشق، ١٣٩٦ ق/ ١٩٧٦ م؛
صفدی، خليل بن ایبک، الوافی بالوفيات، به كوشش هلموت ريتر، بيروت، ١٣٨١ ق/ ١٩٦١ م؛
فروخ، عمر، تاريخ الادب العربی، بيروت، دارالعلم للملايين؛
قفطی، علی بن یوسف، انباه الرواة، به كوشش محمد ابوالفضل ابراهيم، قاهره، ١٣٧٤ ق/ ١٩٥٥م؛
همو، المحمدون من الشعراء، به كوشش محمد عبدالستارخان، حيدرآباد دكن، ١٣٨٥ق/ ١٩٦٦م؛
كحاله، عمررضا، معجم المؤلفين، بيروت، ١٩٥٧ م؛
ياقوت، ادبا.
احمد بادكوبۀ هزاوه