دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٢١٠ - حسانه تمیمیه
حسانه تمیمیه
نویسنده (ها) :
پریسا عرب
آخرین بروز رسانی :
یکشنبه ١٢ آبان ١٣٩٨
تاریخچه مقاله
حَسّانۀ تَمیمیّه، از بانوان شاعر و ادیب سدههای ٢ و ٣ ق / ٨ و ٩ م، در دوران حکومت ابوالعاصی حَکم بن هشام اموی (حک ١٨٠-٢٠٦ ق / ٧٩٦-٨٢١ م) و فـرزندش عبدالـرحمـان بن حکم (حک ٢٠٦- ٢٣٨ ق / ٨٢١-٨٥٢ م) در اندلس.
حسانه در شهر کوچک البیـره (ه م) در خانوادهای ادبدوست پرورش یافت و مقدمات شعر و ادب را در کودکی از پدر آموخت (کحاله، ٢٥٦؛ هیکل، ١٠٧؛ GAS, II / ٧٠٤). پدرش ابوالحسین عاصم بن زید تمیمی عبادی، ملقب به ابوالمخشّى، شاعر مشهور اندلس بود که در مدح سلیمان بن عبدالرحمان داخل (حک ١٣٨-١٧٢ ق / ٧٥٥- ٧٨٨ م) سرودههایی دارد (مقری، ٤ / ١٦٧؛ ابنخطیب، ٤ / ٢٣٢؛ ابنعبدالملک، ٢(٢) / ٤٨٤). هشام برادر عبدالرحمان بن حکم که به ابوالمخشى بدگمان شده بود، پنداشت که وی، در ابیاتش به تعرض او پرداخته است؛ به همین سبب، دستور داد چشم و زبان او را درآورند، اما چندی بعد از کردۀ خود پشیمان شد و کوشید با پرداخت مال بسیار کار خود را جبران نماید. ابوالمخشى در زمان حکم بن هشام، در اندلس درگذشت (ابنخطیب، همانجا؛ وائلی، ١ / ١٢١-١٢٢).
مرگ پدر تأثیر ناگواری بر حسانه گذارد. او که وسیلهای برای امرار معاش نداشت، به سرودن شعر روی آورد و در مدح پادشاه وقت، قصیدهای سرود و در آن، به از دست دادن پدر و تنگدستی سخت خود اشاره کرد. شعر او پادشاه را خوش آمد و دستور داد برایش مقرری تعیین شود و بدینسان، حسانه در زمان حکومت حَکم در رفاه و آسایش زیست (مقری، همانجا؛ غریب، ٢٠٣؛ تِرِس، ٢٤١). پس از مرگ حکم (٢٠٦ ق / ٨٢١ م)، در دوران عبدالرحمان، شخصی بهنام جابر بن لبید، والی شهر البیره شد و به محض رسیدن به این مقام، مقرری حسانه را قطع کرد؛ چندانکه زندگی بر حسانه دشوار شد. ازاینرو، او شکواییهای تنظیم کرد و نزد عبدالرحمان برد. عبدالرحمان به شکایت حسانه رسیدگی کرد و نیازهای او را برآورد و جابر را نیز عزل کرد؛ ازاینرو، حسانه ابیاتی در مدح و سپاس از عبدالرحمان سرود و در مطلع آن، خاندان هاشمیان را ستود (هیکل، ١٠٨؛ مقری، ترس، همانجاها).
حسانه را نخستین زن شاعر در اندلس دانستهاند (وائلی، ١ / ١٢١؛ شکعه، ١٢١). شعر او در مقایسه با دیگر شعرای زن اندلس که همگی در دوران ملوکالطوایف به سرودن شعر روی آوردند، ویژگی خاصی ندارد، جز آنکه از تجملگرایی و تنزل اجتماعی به دور مانده، و اصالت عربی خود را حفظ کرده است. اشعار حسانه همگی آمیزهای از مدح، رثا، شِکوه و یاریخواهی است و عاطفهای سرشار در سراسر آن موج میزند (عانی، ١٥٩؛ هیکل، ١٠٩؛ شکعه، همانجا). ساختار شعرش زنانه و منسجم است و در بیشتر آنها، بیانی خطابگونه همراه با شکایت وجود دارد که از اعماق قلب زنی پر و بال شکسته تراوش میکند و آنچنان ظریف و زیرکانه با مدح درمیآمیزد که در همان لحظه، بر مخاطب تأثیر میگذارد (همانجا؛ عانی، ١٥٧). از این لحاظ، مدحیۀ او را با شعر معروف حطیئه در مدح عمر بن خطاب قیاس کردهاند (شکعه، ١٢٣؛ نک : حطیئه، ١٦٤). شعر حسانه اسلوب و سبک و سیاق اموی دارد. در شعر او، با نشانههای شعر اندلسی کمتر روبهرو میشویم، زیرا از لحاظ معنی و اسلوب، امتداد دورههای پیشین است (شکعه، ١٢١). حدود ٣٢ بیت از سرودههای او را در منابع میتوان یافت.
مآخذ
ابنخطیب، محمد، الاحاطة، به کوشش محمد عبدالله عنان، قاهره، ١٩٧٧ م؛
ابن عبدالملک، محمد، الذیل و التکملة، به کوشش محمد بن شریفه، مطبوعات اکادیمیة المملکة المغربیه، بیتا؛
حطیئه، دیوان، بیروت، ١٩٦٧ م؛
شکعه، مصطفى، الادب الاندلسی، بیروت، ١٩٨٣ م؛
عانی، سامی مکی، دراسات فی الادب الاندلسی، قاهره، ١٩٧٨ م؛
غریب، جورج، شاعرات العرب فی الاسلام، بیروت، ١٩٨٥ م؛
کحاله، عمررضا، اعلام النساء، بیروت، ١٤٠٤ ق / ١٩٨٤ م؛
مقری، احمد، نفح الطیب، به کوشش احسان عباس، بیروت، ١٣٨٨ ق / ١٩٦٨ م؛
وائلی، عبدالحکیم، موسوعة شاعرات العرب من الجاهلیة حتى نهایة القرن العشرین، عمان، ٢٠٠١ م؛
هیکل، احمد، الادب الاندلسی، بیروت، ١٩٦٨ م؛
نیز:
GAS;
Terés, E., «Ḥassāna la Tamīmiyya»,
پریسا عرب