دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٦٥ - ابوالهیجاء مقاتل
ابوالهیجاء مقاتل
نویسنده (ها) :
رضوان مساح
آخرین بروز رسانی :
دوشنبه ٢٩ اردیبهشت ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اَبوالْهَیْجاء، مُقاتِلِ بن عَطیه، ملقب به شبلالدوله (د ٥٠٥ ق)، شاعر و ادیب. وی تقریباً به سراسر ایران آن روزگار سفر كرده است، اما منابع مطلب عمدهای دربارۀ او بیان نكردهاند و آن مقدار اندكی هم كه معاصرانش نقل كرده بودهاند، گویا از میان رفته است. از جملۀ این معاصران، یكی رشید وطواط است كه مدتی پس از وی زیسته و به اشارتی مختصر دربارۀ او اكتفا كرده است (ص ٣٠). همچنین در كتاب خریدة القصر عمادالدین كاتب «بخش عراق»، چاپ بغداد و نیز در نسخۀ خطی همان كتاب «بخش ایران» (عكس نسخۀ خطی كتابخانۀ مركزی دانشگاه تهران، شم ٣٩-١٧٥٣٧) و حتی بخش مربوط به كرمان یا در خلال شرح حال مُكرم بن العلاء چیزی یافته نمیشود، اما به اشارۀ اقبال (ص ١١٤-١١٥) داستان مكرم بن العلاء با ابوالهیجاء در نسخۀ پاریس همان كتاب آمده است. تقریباً دو قرن بعد نخستین شرح حال نسبتاً مفصل و جامع ابوالهیجاء را در وفیات (ابن خلكان، ٥ / ٢٥٧-٢٦٠) میبینیم كه این شرح حال به گمان اقبال (همانجا) از خریدة القصر نقل شده است. منابع بعد از ابن خلكان چون ذهبی (د ٧٤٨ ق)، ابن شاكر كتبی (د ٧٦٤ ق)، ابن كثیر (د ٧٧٤) و دولتشاه سمرقندی (سدۀ ٩ ق) تقریباً هیچ اطلاع جدیدی به دست ندادهاند و تردید نیست كه مأخذ همه، همان وفیات بوده است كه مأخذ اصلی ما در این مقاله نیز همان است.
ابوالهیجاء یكی از امیرزادگان عرب بود (ابن خلكان، ٥ / ٢٥٧؛ قس: ذهبی، ١٩ / ٢٧١)، در حجاز به دنیا آمد و در همانجا پرورش یافت، اما به سبب كدورتی كه بین او و برادرانش رخ داد، به بغداد رفت و از آنجا رهسپار خراسان و غزنه شد و باز به خراسان بازگشت (ابنخلكان، همانجا؛ ابن شاكر، ١٢ / ٧). در آنجا به خدمت خواجه نظامالملك (٤٠٨-٤٨٥ ق) در آمد و نزد وی تقرب یافت، تا آنجا كه داماد وی گردید و تا هنگام قتل نظامالملك همچنان در خراسان باقی ماند (ابن خلكان، ابن شاكر، همانجاها). ظاهراً به دنبال این ماجرا، ابوالهیجاء به بغداد بازگشت، اما پس از چندی به قصد دیدار با ناصرالدین مكرم بن العلاء، وزیر ادبپرور تورانشاه، از سجلوقیان كرمان، عازم كرمان شد و برای اطمینان خاطر، از خلیفه المستظهر بالله (٤٨٧-٥١٢ ق) درخواست كرد كه نامهای دایر بر سفارش وی به وزیر كرمان بنویسد (ابن خلكان، ذهبی، ابن شاكر، همانجاها). سرانجام با توقیع خلیفه وقصیدهای كه خود در مدح وزیر سروده بود، به خدمت مكرم درآمد. این قصیده كه بسیار مورد توجه ادبا قرار گرفته، گویا بالغ بر ٤٠ بیت (دولتشاه، ٩) بوده است، اما اینك جز یك بیت از آن در دست نیست.
نحوۀ صله دادن وزیر نیز در منابع، اندكی متفاوت است، شرح مفصل ملاقات این دو، در وفیات (ابن خلكان، ٥ / ٢٧٥- ٢٥٨) آمده است (نیز نک : ذهبی، ابن شاكر، همانجاها؛ یافعی، ٣ / ١٩٢-١٩٣). وی با صلههای گران، خلعت بسیار و اسبی نیكو به بغداد بازگشت. پس از چندی به ماوراءلنهر وخراسان رفت و در هرات به عشق زنی گرفتار آمد و در این باب، غزلهای بسیار سرود (ابن خلكان، ٥ / ٢٥٨؛ ابن شاكر، ٢١ / ٨؛ یافعی، همانجا). سپس رهسپار مرو شد و در آنجا سكنی گزید، تا سرانجام بیمار شد و در بیمارستان شهر درگذشت (ابن خلكان، ابن شاكر، همانجاها).
وی علاوه بر اشعار پراكنده، از جمله ٢ بیت شعر كه در رثای خواجه نظامالملك سروده است (رشید وطواط، همانجا؛ حسینی، ٧١؛ ابن جوزی، ٩ / ٦٨)، با زمخشری نیز مكاتبات و مطایباتی داشته كه نمونهای از آن در وفیات (ابن خلكان، ٥ / ٢٥٨- ٢٥٩) آمده است (نیز نک : ابن شاكر، همانجا).
مآخذ
ابن جوزی، عبدالرحمن بن علی، المنتظم، حیدرآباد دكن، ١٣٥٩ ق؛
ابن خلكان، وفیات؛
ابن شاكر كتبی، محمد، عیون التواریخ، به كوشش فیصل سامر، بغداد، ١٣٩٧ ق / ١٩٧٧ م؛
اقبـال، عباس، حواشی و توضیحات بر حدائق (نک : هم ، رشید وطواط)؛
حسینی، علی بن ناصر، اخبار الدولة السلجوقیة، به كوشش محمد اقبال، بیروت، ١٤٠٤ ق / ١٩٨٤ م؛
دولتشاه سمرقندی، تذكرة الشعراء، به كوشش محمد رمضانی، تهران، ١٣٦٦ ش؛
ذهبی، محمد بن احمد، سیر اعلام النبلاء، به كوشش شعیب ارنؤوط، بیروت، ١٤٠٥ ق / ١٩٨٤ م؛
رشید وطواط، محمد بن محمد، حدائق السحر فی دقائق الشعر، به كوشش عباس اقبال، تهران، ١٣٠٨ ش؛
یافعی، عبدالله بن اسعد، مرآة الجنان، بیروت، ١٣٩٠ ق / ١٩٧٠ م.
رضوان مسّاح