دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٩٢ - ابوطیب لغوی
ابوطیب لغوی
نویسنده (ها) :
مهران ارزنده
آخرین بروز رسانی :
چهارشنبه ٢١ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اَبوطَیبِ لُغَوی، عبدالواحد بن علی عسكری حلبی (مق ٣٥١ ق / ٩٦٢ م)، لغتشناس و ادیب عرب. به رغم شهرت وی آنچه منابع كهن از زندگی و احوال او به دست دادهاند، بسیار مختصر و بیشتر شامل فهرستی از آثار اوست. تاریخ تولد او دانسته نیست. زادگاه وی را عسكر مُكرَم كه یكی از نخستین شهرهای اسلامی خوزستان بود، نوشتهاند (ابن شاكر، ١١ / ١٠٦؛ سیوطی، بغیة، ٢ / ١٢٠).
وی ظاهراً پس از فراگرفتن مقدمات علوم در زادگاه خود، به بغداد رفت و نزد مشاهیری چون ابوعمر زاهد، معروف به غلام ثعلب كه از پیشوایان لغت و ادب در عصر خود شمرده میشد و نیز ابوبكر محمد ابن یحیی صولی كاتب به فراگیری دانش پرداخت و به ویژه دو كتاب الفصیح ثعلب و اصلاح المنطق ابن سكیت را نزد ابوعمر خواند (ابن قارح، ٢١١؛ ابن شاكر، همانجا؛ حسن، ١ / ٦-٧) و آنگاه كه آوازهای یافت بغداد را ترك گفت و راهی حلب شد (ابن شاكر، سیوطی، همانجاها؛ حسن، ١ / ٧).
حلب در آن زمان از مراكز مهم علم و ادب شمرده میشد و بارگاه سیفالدولۀ حمدانی در آن شهر محل تجمع تنی چند از برجستهترین چهرههای علمی و ادبی آن عصر همچون فارابی، متنبی و ابوالفرج اصفهانی و نیز نحوشناسی چون ابن خالویه بود. ابوطیب نیز به جمع ادیبان آن شهر پیوست و در میان همتایان خود به ویژه به رقابت با ابن خالویه پرداخت كه خود ادیبی نامدار بود. نمونههایی از رقابت میان این دو تن را ابن قارح، شاگر ابوطیب (همانجا) و ابوالعلاء معرّی (ص ٥٥١) نقل كردهاند (نیز نك : تنوخی، ١٧٦- ١٧٨؛ حسن، ٨- ٩). احتمالاً به سبب همین رقابتها بود كه، به روایت ابوالعلاء معرّی، ابن خالویه ابوطیب را كه جثهای كوچك داشت و به تحقیر قُرْموطَة الكَبَرتَل (سرگین غلطان) میخواند (ص ٥٥٠-٥٥١). ابوطیب ظاهراً تا پایان عمر در حلب ماند و سرانجام خود و پدرش در هجوم مسیحیان به حلب و كشتار اهالی شهر به دست آنان كشته شدند (همو، ٥٥٠؛ ابن شاكر، سیوطی، همانجاها).
آثـار
رسالة الغفران ابوالعلاء كه كهنترین منبع دربارۀ ابوطیب است، به نابودی بسیاری از آثار وی در حملۀ مسیحیان اشارت دارد (همانجا)، اما به درستی روشن نیست كه چه مقدار از تألیفات او در این هجوم از میان رفته و در این صورت، چرا حتی نامی از آنها جز یكی در جایی ضبط نشده است. تقریباً تمامی آثار موجود او به چاپ رسیده است:
١. الابدال. این كتاب به شیوۀ كتابهای معروف به «قلب» (مثلاً یعقوب، نك : تنوخی، ١٨٠) تألیف شده و شامل كلماتی است كه در آنها یكی از واجها به واجی دیگر تبدیل شده است. ابتدا به نظر میآید كه این واجها، باید قرابتی با هم داشته و قریب المخرج باشند، اما در مثالهایی كه او به دست داده، برخی از واجهای تبدیل شده، هیچ شباهتی با یكدیگر ندارند. ابوطیب معتقد است كه این امر نه در یك لهجۀ واحد، كه در لهجات گوناگون رخ میدهد (نک : EI٢، ذیل اِبدال). جلد اول این كتاب به كوشش عزالدین تنوخی در دمشق (١٣٨٠ ق / ١٩٦٠ م) به چاپ رسیده است.
٢. الاتباع یا لطیف الاتباع. این كتاب كه به گفتۀ ابوالعلاء معری، در بغداد دست به دست میگشته است (همانجا). مجموعهای است الفبایی از واژههایی كه برای اشباع و تأكید به دنبال كلمهای میآیند و خود معنایی ندارند. این كلمات در واقع تكرار كلمات اصلیند، جز اینكه یكی از حروف آنها را (بیشتر حرف نخست را) تغییر میدهند (مانند شدیدٌ ادیدٌ). این اثر نیز به كوشش عزالدین تنوخی نخست در مجلۀ مجمع اللغة العربیة در دمشق (١٣٨٠-١٣٨١ ق / ١٩٦٠-١٩٦١ م) و سپس مستقلاً (١٣٨١ ق / ١٩٦١ م) به چاپ رسیده است.
٣. الاضداد فی كلام العرب. این كتاب فرهنگی بزرگ از واژههایی است كه هر یك دو یا احیاناً چند معنای متضاد دارند. تا زمان ابوطیب چندین تن از بزرگان لغت نیز كتابهای «اضداد» تألیف كرده بودهاند كه از آن جملهاند: اصمعی، ابوحاتم سجستانی، ابن سكیت و قطرب؛ اما ارزش اثر ابوطیب در آن است كه وی اولاً همۀ آثار گذشتگان را دیده و حتی گاه به اصلاح آنها پرداخته است؛ ثانیاً وی سرفصلهای كتاب خود را برحسب الفبا منظم كرده است؛ ثالثاً اثر او بیتردید جامعترین اثر در این باب است (حسن، ١ / ١٠-١١). مؤلف در بابهای جداگانهای نیز آنچه را به نظر او پیشینیان به اشتباه از زمرۀ اضداد شمردهاند، آورده است (١ / ٢، ٢ / ٦٨٨-٧٣٢). این كتاب به كوشش عزت حسن در ٢ جلد در دمشق (١٣٨٢ ق / ١٩٦٣ م) به چاپ رسیده است.
٤. شجرالدر، مجموعهای است از سلسلهها یا شجرههایی طولانی از واژههایی كه هر یك بیش از یك معنی دارند و بر مبنای همین تداخل معنایی به هم پیوند خوردهاند (دربارۀ روش مؤلف در این كتاب، نك : عبدالتواب، ٢٧٩-٢٨٠). این كتاب به كوشش محمد عبدالجواد در قاهره (١٩٥٧ م) به چاپ رسیده است.
٥. المثنی، فرهنگی است از واژههایی كه صیغۀ تثنیۀ آنها در معانی خاص به كار رفته است. این كتاب به كوشش عزالدین تنوخی نخست در مجلة المجمع العلمی العربی در دمشق (١٣٨٠ ق / ١٩٦٠ م) و سپس مستقلاً (١٣٨٠ ق / ١٩٦٠ م) به چاپ رسیده است.
٦. مراتب النحویین. مؤلف در مقدمۀ كوتاه، اما سخت دلنشین كتاب، به بیخردی و جهل دولتمردان، فروكش كردن دانش، كثرت و مدعیان علم و متظاهران و دروغپردازان اشاره میكند و بر آن احوال دل میسوزاند (ص ٣ به بعد) و آنگاه به هر یك از نحوشناسان، برحسب مرتبت علمی آنان و نیز با توجه به استادان و شاگردانشان، شرح حالی اختصاص میدهد. این كتاب به كوشش محمد ابوالفضل ابراهیم در قاهره (١٣٧٥ ق / ١٩٥٥ م) به چاپ رسیده است.
مجموعهای با عنوان الابیات الخالیة، در كتابخانۀ ظاهریه (ظاهریه، ١) موجود است، مشتمل بر ٣ قصیده از ٣ شاعر مختلف كه همۀ ابیات آنها به واژۀ خال ختم شدهاند. سومین قصیدۀ این مجموعه از آن ابوطیب است. بخشی از اشعار این مجموعه در عیون التواریخ ابن شاكر نیز آمده است (١١ / ١٠٨- ١٠٩).
ابوطیب اثری مفصل با عنوان الفرق یا الفروق نیز داشته است (ابوالعلاء، ٥٥٠) كه مورد استفادۀ سیوطی قرار گرفته است (نک : سیوطی، المزهر، ١ / ٤٤٧).
مآخذ
ابن شاكر كتبی. محمد، عیون التواریخ، نسخۀ خطی كتابخانۀ توپكاپی استانبول، شم ٢٩٢٢؛
ابن قارح، علی بن منصور، «رسالة ابن قارح الی البی العلاء المعری»، رسائل البلغاء، به كوشش محمد كردعلی، قاهره، ١٣٣١ ق / ١٩١٣ م؛
ابوطیب لغوی، عبدالواحد ابن علی، الاضداد فی كلام العرب، به كوشش عزت حسن، دمشق، ١٣٨٢ ق / ١٩٦٣ م؛
همو، مراتب النحویین، به كوشش محمد ابوالفضل ابراهیم، قاهره، ١٣٧٥ ق / ١٩٥٥ م؛
ابوالعلاء معری، احمد بن عبدالله، رسالة الغفران، به كوشش عائشة عبدالرحمن بنت شاطی، قاهره، ١٣٨٨ ق / ١٩٦٩ م؛
تنوخی، عزالدین، «ابوالطیب اللغوی الحلبی»، مجلة المجمع العلمی العربی، دمشق، ١٣٧٣ ق / ١٩٥٤ م، شم ٢٩؛
حسن، عزت، مقدمه بر الاضداد (نک : هم ، ابوطیب)؛
سیوطی، بغیة الوعاة، به كوشش محمد ابوالفضل ابراهیم، قاهره، ١٣٨٤ ق / ١٩٦٥ م؛
همو، المزهر، به كوشش محمد احمد جاد مولی بك و دیگران، بیروت، ١٤٠٦ ق / ١٩٨٦ م؛
ظاهریه، خطی (شعر)؛
عبدالتواب، رمضان، مباحثی در فقه اللغة و زبانشناسی عربی، ترجمۀ حمیدرضا شیخی، تهران، ١٣٦٧ ش؛
نیز:
EI٢.
مهران ارزنده