دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٦٠٠ - ابودهبل جمحی
ابودهبل جمحی
نویسنده (ها) :
عنایت الله فاتحی نژاد - رحمت پور محمد شیرجو پشت
آخرین بروز رسانی :
چهارشنبه ٢١ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اَبودَهْبَلِ جُمَحی، وَهْب بن زَمْعه (د ح ١٢٥ ق)، شاعر عصر اموی در مكه. از قبیلۀ بنی جمح (تیرهای از قریش) بود و در شمار ٥ شاعر برجستهای است كه همواره مایۀ مباهات و سربلندی قریش بودهاند (زبیری، ٣٩٣؛ كرنكو، ١٠١٧). مادرش هُزَیل (هزیله) خواهر عبدالله بن سلمه، صحابی معروف پیامبر (ص) و از قبیلۀ هُذَیل بود. ابودهبل در اشعار خود بارها به دو قبیلۀ بنی جمح و هذیل بالیده و از اصل و نسب خود با افتخار یاد كرده است (نك : ص ٤٤-٤٥، ٤٧- ٤٨، ٦٤-٦٥؛ «شعر ابیدهبل»، ٢).
كرنكو ولادت او را اندكی پس از رحلت پیامبر اكرم (ص) تخمین زده است (ص ١٠١٨). ظاهراً نام وی با كسانی كه همنام او بودند، خلط شده، از همین رو در تاریخ مرگش اختلاف بسیار است. برخی از منابع معاصر (زركلی، ٨ / ١٢٥؛ بستانی، ٤ / ٢٩٩؛ كحاله، ١٣ / ١٧٣؛ آقابزرگ، ٩(١) / ٤٠) وفات او را در ٦٣ ق دانستهاند، اما به نظر میآید كه او را با وَهْب بن عبدالله بن زَمْعه (د ٦٣ ق)، صحابی پیامبر (ص) خلط كردهاند (نك : ابنعبدالبر، ٤ / ١٥٦٠؛ ابن اثیر، ٤ / ١٢١). برخی نیز تاریخ مرگ او را ٩٦ ق و برخی دیگر ١٢٦ ق پنداشتهاند (فروخ، ١ / ٥٦٥؛ عبدالمحسن، ٣١)، اما چون قصیدهای هم در مدح ولید بن یزید (حك ١٢٥-١٢٦ ق) سروده (نك : ابودهبل، ٤٦)، تاریخ اخیر درستتر مینماید. بخش عمدۀ آگاهی ما از زندگی او همانند بسیاری از شاعران همروزگارش از شماری روایت كه در منابعی چون الاغانی آمده و گاه با افسانه درآمیخته است، در نمیگذرد. از مجموع این روایتهای پراكنده و نیز اشعاری كه از وی برجا مانده است، شاید بتوان دورنمایی از زندگی او به دست داد.
نخستین دورۀ زندگی وی همانند بسیاری از شاعران غزلسرای عرب با عشقورزی سپری شده است. از لحاظ تاریخی این دوره دستكم از اواخر خلافت حضرت علی (ع) آغاز شده و تا پایان حكومت معاویه ادامه داشته است (نك : ابوالفرج، ٧ / ١١٤). گزارشها و اشعاری كه مربوط به این بخش از زندگی اوست، همه رنگ و بوی جاهلی دارد و از نوع داستانهای عاشقانۀ معروف و تكراری كهن است كه بیگمان بسیاری از آنها ساختگی است. وی ظاهراً نخست به عَمره كه یكی از زنان ادیب و باذوق قبیله بود، دل سپرد. سخندانی و شعرشناسی عمره موجب شده بود كه شاعران بسیاری نزد او شتافته، اشعار خود را برایش برخوانند. ابودهبل با عمره روابط عاشقانۀ نهانی داشت و چون همسر شاعر از این امر آگاه شد، زنی را نزد عمره فرستاد تا چنان وانمود كند كه ابودهبل اسرار عشق خود را فاش ساخته است. عمره از این امر سخت برآشفت و از ابودهبل كناره گرفت. نتیجۀ بیمهری و جدایی یار ٣ قصیدۀ دلانگیز و سوزناك است در ٤٦ بیت كه در دیوان او گرد آمده است (ص ٥٢-٥٧، ١٠٩-١١١، ١١٢-١١٤؛ ابوالفرج، ٧ / ١١٦-١٢٠).
دیگر ماجرای عاشقانۀ وی با عاتكه دختر معاویه (حك ٤١-٦٠ ق) است كه مهمترین بخش از زندگی او را در این دوره شامل میشود. به روایت ابنكلبی، ابودهبل نخستین بار عاتكه را در مراسم حج دید و به وی دل سپرد. عاتكه در آغاز از او روگرداند، اما همینكه غزل شاعر دربارۀ او بر زبان خنیاگران جاری شد و عاتكه آن را شنید، جامهای برایش هدیه فرستاد. شاعر پس از پایان مراسم حج در پی عاتكه روانۀ شام شد، ولی عاتكه از وی رو بگرداند. ابودهبل از دوری دلبر سخت بیمار شد و غزلی سوزناك در فراق او سرود كه به سرعت در شام بر سرزبانها افتاد و چون معاویه آن را شنید، ابودهبل را نزد خود خواند و با اینكه روابط وی را با دخترش توأم با عفاف تشخیص داد و اشعارش را به نیكی ستود، او را از خشم فرزندش یزید و پیامد این كار برحذر داشت. ابودهبل از بیم یزید به مكه بازگشت، اما از غزلسرایی و عشقورزی به عاتكه دست برنداشت و همچنان برای او غزلیاتی سوزناك میفرستاد. سرانجام معاویه به بهانۀ برگذاری مراسم حج به مكه آمد و ابودهبل را نزد خود خواند و با تهدید از وی خواست تا دست از عاتكه بدارد، سپس دختر عموی او را به عقد ازدواجش درآورد و ٠٠٠‘ ٣ دینار نیز به شاعر بخشید و بدین تدبیر ماجرای او با عاتكه پایان یافت (همو، ٧ / ١٢١-١٢٦).
بدیهی است كه برخلاف قول ابنكلبی (نك : همانجا) مردی چون معاویه، تنها به چنین قصدی عازم سفر نمیشود، خاصه كه میدانیم معاویه در دوران حكومت خود دوبار بیش حج نگزارد: نخست در ٤٤ ق بود كه در آن هنگام فرزندش یزید در حدی نبود كه در این ماجرا مداخلهای داشته باشد؛ سفر دیگر معاویه به مكه در ٥١ ق بود كه بیشتر به قصد گرفتن بیعت برای فرزندش یزید انجام یافت (نك : ذهبی، ١٣، ١٤٧؛ كرنكو، ١٠٢١-١٠٢٢). به هرحال هیچیك از این دو سفر نمیتواند صرفاً مربوط به ماجرای ابودهبل بوده باشد. مجموع ابیاتی كه از ابودهبل دربارۀ عاتكه برجای مانده. به ٤ قطعه در ٣٤ بیت میرسد كه برخی از این ابیات را به شاعران دیگری نیز نسبت دادهاند (ص ٦٨-٧٢،٩٠- ٩١، ٩٩-١٠١)، نیز نك : حاشیۀ همین صفحات).
دیگر ماجرای او با زنی شامی است كه وی را وادار كرد مدتی طولانی دور از خانوادهاش در شام بماند. این مدت چندان به درازا كشید كه وقتی به مكه بازگشت، فرزندش به گمان مرگ وی، میراثش را بین خود تقسیم كرده بودند. راویان در این داستان از ابودهبل مردی سخت پرهیزگار و پایبند به عقاید اسلامی ساختهاند (نك : «شعر ابیدهبل»، ٩-١٢؛ ابوالفرج، ٧ / ١٢٦- ١٢٨؛ مبرد، ١ / ٣٨٧- ٣٨٨). اشعاری كه وی دربارۀ این زن شامی سروده، ١٥ بیت است (نك : «شعر ابیدهبل»، ١٠-١٢؛ قس: ابودهبل، ٦٧-٧٢، كه ابوعمروشیبانی این ابیات را دربارۀ عاتكه دانسته است) و در مورد خود شعر باید گفت كه برخی آن را به عبدالرحمن بن حسّان نسبت دادهاند (مبّرد، همانجا).
دومین بخش زندگی ابودهبل كه ظاهراً با روی كارآمدن یزید بن معاویه (حك ٦٠-٦٤ ق) آغاز شده، سراسر ماجرا و جنجالهای سیاسی است. چنانكه از اشعار او برمیآید، گویی شاعر پس از پایان یافتن خلافت معاویه یكسره به صف مخالفان بنیامیه پیوسته است. در این باره دو قصیده به روایت ابوعمروشیبانی در دست است كه در رثای امام حسین (ع) سروده شده است. در این دو قصیده شاعر بر شهادت آن حضرت به تلخی میگرید و از قاتلان وی و حتی یزید به شدت انتقاد كرده، تهدید به انتقامجویی میكند (نك : ص ٦٠-٦٣، ٨٦-٩٠). البته مضامین و ساختار این دو قصیده به نحوی است كه میتواند خواننده را در صحت انتساب آنها به ابودهبل دچار تردید كند؛ هر چند در یك مورد قریشی بودن برخی ابیات نیك آشكار است و آن افتادن همزه (حذف یا تخفیف) در بیت ٦ (ص ٦٢) است كه از خصایص لهجۀ قریش بوده است. مورد دیگری كه صحت انتساب این سرودهها را قرین تردید میسازد، آن است كه در روایت زبیر بن بكار وجود ندارد و ابوالفرج (٧ / ١٣٨) نیز تنها ٣ بیت از آن را نقل كرده است. به علاوه هر دو قصیده را به شاعران دیگری هم نسبت دادهاند: قصیدۀ نخست را به سلیمان بن قتّه، ابن ابی رمح خزاعی و تمیم بن مرّه و قصیدۀ دوم را به عبیدالله بن حرّ (نك : زمخشری، ١ / ٥٧٥؛ قس: عبدالمحسن، ٦٠، ٨٦). افزون بر این، بعدها هنگامی كه سلیمان بن عبدالملك شاعر را به سبب سرودههای ضداموی وی مؤاخذه كرد (نك : دنبالۀ مقاله)، به این دو قصیده كه بسیاری از ابیاتش تلختر و گزندهتر از ابیات مورد نظر اوست، اشارهای نكرده است. با این حال ابنشهر آشوب (ص ١٥٢) وی را در صف شعرای اهل بیت و از جملۀ «متّقین» نهاده است و نیز نویسندگان معاصر شیعی مذهب، به تقلید از گذشتگان، وی را در زمرۀ شیعیان به حساب آوردهاند (صدر، ١٨٧؛ امین، ١٠ / ٢٨١).
نتیجۀ گرایشهای ضداموی شاعر چندین قصیده در نكوهش امویان و مدح زبیریان است كه همه را پس از ٦٤ ق سروده است. البته سرودهای در مدح بحیر بن ریسان، عامل یزید بن معاویه در جَنَدِ یمن دارد كه دو بیت آن در دیوان او نقل شده است (ص ٨٢- ٨٣). این مدیحه احتمالاً باید در حود سال ٦٠ ق سروده شده باشد. گویی از ٦٤ ق به بعد مخالفتهای شاعر با امویان شدت بیشتری یافته و او با قیام عبدالله بن زبیر در همین سال، یكسره به جرگۀ زبیریان پیوسته است. ابودهبل با روی كار آمدن مروان بن حكم (حك ٦٤-٦٥ ق) ابیاتی در نكوهش وی سرود كه دو بیت آن در دیوان او آمده است (ص ٨٠). بعدها این ابیات مشكلات و گرفتاریهای بسیاری برای شاعر فراهم ساخت (نك : دنبالۀ مقاله). از مدایحی كه در این زمان به عبدالله بن زبیر تقدیم داشته، مجموعاً ٦ بیت به دست ما رسیده است (ص ٧٥، ١٠٣). در حدود همین سالها ابودهبل مكه را به قصد یمن ترك كرد و به جَنَد نزد عبدالله بن عبدالرحمن ازرق كه از طرف عبدالله بن زبیر بر آنجا حكم میراند، رفت و از پاداشهای سخاوتمندانۀ وی بهرهمند شد (ابن قتیبه، ٢ / ٥١٢).
شاعر مدتی را نزد ابن ازرق گذراند، اما به سبب كدورتی كه بین آن دو پیش آمد، دربار او را فروگذاشت و به حضرموت نزد عمارة بن عمرو بن حزم والی آنجا رفت و ضمن قصیدهای (در ١٧ بیت)، وی را ستود و ابن ازرق را مورد طعن قرار داد، اما چندی نگذشت كه دوباره به یمن بازگشت و ضمن اظهار ندامت از كردۀ خود نسبت به ازرق، مدایحی به وی تقدیم داشت و مدتها نزد او ماند (ص ٤٩-٥٠؛ ابوالفرج، ٧ / ١٢٨- ١٢٩). ابیاتی كه دربارۀ ابنازرق سروده، مجموعاً به ٤٠ بیت در ٨ قطعه میرسد كه بیت ٤ بیت آن در رثای اوست (ص ٤٥-٤٦، ٥٢، ٥٨، ٥٩، ٦٥، ١٠٤-١٠٥، ١٠٦، ١١١-١١٢).
افزون بر ابنازرق، در مدح برخی دیگر از اصحاب عبدالله بن زبیر از جمله عبدالله بن صفوان، عبدالله بن عثمان همسر حضرت سكینه دختر امام حسین (ع) و عثمان پدر عبدالله و همچنین مغیرة بن عبدالله سرودههایی دارد (ص ٥١، ٧٩-٨٠، ٩٦-٩٧، ٩٨). شاعر در این دوره از زندگی با سرایندۀ همروزگارش ابن قیس الرُقَیات (ه م) كه او نیز از اصحاب عبدالله بن زبیر بود، روابط دوستانه و مبادلۀ اشعار داشته است (نك : ص ٥٠).
به گفتۀ ابوالفرج الصفهانی (٧ / ١١٤؛ نیز نك : ابوعبید بكری، ٢ / ٨٨)، ابودهبل مدتی از طرف عبدالله بن زبیر والی یكی از شهرهای یمن بوده، اما احتمال میرود كه ابوالفرج در این باره از روایت زبیر بن بكار (نك : «شعر ابیدهبل»، ١٦) استنباط نادست كره باشد.
ابیاتی كه شاعر در ٧٣ ق هنگام محاصره شدن زبیریان توسط حجاج، خطاب به عبدالله بن صفوان و عثمان بن عبدالله بن حكیم كه هر دو به دست حجاج كشته شدند (نك : زبیری، ٢٣٣؛ ذهبی، ٣١٠)، سروده (مجموعاً ١٣ بیت)، نشان میدهد كه وی تا واپسین روزهای زندگی عبدالله بن زبیر (مق ٧٣ ق) به او وفادار بوده است (نك : ص ٧٩ -٨٠، ٩٨؛ «شعر ابیدهبل»، ١٣-١٤). از این سال به بعد دست كم تا روزگار خلافت سلیمان بن عبدالملك (حك ٩٦- ٩٩) هیچ اطلاعی از ابودهبل در دست نیست. احتمالاً پس از شكست خوردن عبدالله بن زبیر از حجاج، از مكه به نواحی یمن گریخته است؛ زیرا از ابیاتی كه خطاب به همسر خویش سروده و در آن از بیوفایی روزگار و دوری خانوادهاش سخت نالیده، چنین برمیآید كه وی ناخواسته، مدتی طولانی را در این نواحی گذرانده است (ص، ١١٦).
هنگامی كه سلیمان بن عبدالملك در ٩٧ ق به مكه آمد (نك : طبری، ٦ / ٥٢٩)، ابودهبل را به سبب اشعاری كه در نكوهش بنیامیه و بهویژه جدش مروان سروده بود، مؤاخذه كرد و سپس او را بخشود و قطعه زمینی در جازان یمن به وی داد تا بدینسان او را از حدود شام و حجاز دور كرده باشد (ابوالفرج، ٧ / ١٣٤-١٣٥؛ كرنكو، ١٠٢٣).
ظاهراً آخرین ردپای شاعر را میتوان در ابیاتی كه در مدح خلیفه ولید بن یزید بن عبدالملك (حك ١٢٥-١٢٦ ق) سروده، بازجست (٤٦-٤٧). از این اشعار چنین برمیآید كه گویی پس از گذشت حدود ٥٠ سال از ماجرای عبدالله بن زبیر، هنوز شاعر نتوانسته دل خلیفگان بنیامیه را به دست آورد، ازاینرو در واپسین سالهای زندگی برای جلب خشنودی خلیفه ولید بن یزید، راه شام را در پیش میگیرد و ضمن مدیحهای كه به او تقدیم میدارد، خود را خویشاوند خلیفه خوانده، از وی طلب بخشش میكند (كرنكو، ١٠٢٤).
آنچه تاكنون از شرح احوال ابودهبل نقل كردهایم، چنانكه ملاحظه شد، همه بر روایاتی به ظاهر مطمئن استوار است و اكثر آنها را نیز راویان بزرگی چون زبیر بن بكار و ابوعمرو شیبانی نقل كردهاند. با اینهمه به نظر میآید كه اخبار و اشعار او نیز مانند روایات مربوط به دیگر شاعران آن روزگار از گزند جعل در امان نمانده باشد. آنچه در این سرگذشت كار را دشوار میسازد، آن است كه اگر این شاعر در دهۀ دوم هجری به دنیا آمده باشد، در زمان مدح ولید بن یزید، ناچار باید حدود ١١٥ سال زیسته باشد. این امر البته بسیار غریب است، خاصه آنكه كسی نام او را در میان «معمّرین» نیاورده است. برای گریز از این دشواری شاید بتوان گفت كه نام ولید بن یزید، در روایات ابن بكار و ابوعمرو شیبانی، اشتباهاً به جای نام ولید بن عبدالملك (د ٨٦ ق) آمده است و شاید به همین سبب بوده كه كراچكوفسكی (II / ١١٦) نیز ولید بن عبدالملك نوشته است. اگر این گمان به صواب نزدیك باشد، میتوان گفت كه شاعر اندكی پس از ٩٧ ق در گذشته و حدود ٧٧ سال زیسته است.
ابودهبل در عُلیب، ناحیهای در نزدیكی مكه از دنیا رفت و چنانكه خود وصیت كرده بود، در كنار قبر همسرش و نیز قبر ممدوحش ابن ازرق به خاك سپرده شد (ابودهبل، ١١٦؛ ابوالفرج، ٧ / ١٤٤).
وی در مضامین مختلف مدح، غزل، رثا و فخر سرودههایی دارد، اما غزلیاتش بیشترین حجم اشعار وی را شامل میشود، چنانكه از مجموع ٤١٦ بیت كه در دیوان او گرد آمده، ١٩١ بیت غزل، ١٠٠ بیت مدیحه و ٦٠ بیت مرثیه است. شاعر علاوه بر عمره و عاتكه دربارۀ معشوقههای معروف و نمادین عرب چون لیلی نیز غزلیاتی سروده است (نك : ص ٧٧- ٧٨).
روح جاهلی بر تمام اشعار وی حاكم است و حتی در برخی موارد عین تركیبها و عبارتهای شاعران جاهلی ازجمله امرؤالقیس را تقلید كرده است (نك : ص ٥٧، بیت اول؛ قس: زوزنی، ١١، بیت ٢). آنچه اندكی شگفت مینماید، این است كه بیشتر اشعار او برخلاف معمول آن روزگار فاقد «نسیب» است و به درستی نمیدانیم كه آیا شاعر به قصد زیر پا گذاشتن سنت جاهلیان و نفی اساس ساختمان قصیده كه با نسیب و گریه بر اطلال و طی بیابانها بر گردۀ اشتران آغاز میشد، قصاید خود را بدون «نسیب» سروده یا اینكه «نسیب» این قصاید به مرور زمان از دست رفته است (كرنكو، ١٠١٨). وی خمریهای نیز در وصف «صهباء جرجانیه» دارد كه ٦ بیت آن در دیوان او آمده است (ص ٨١). ضمناً ابوعمرو شیبانی ٥ بیت از قصیدۀ معروفی را كه منسوب به شاعر معاصرش فرزدق در مدح امام سجاد (ع) است، به ابودهبل (ص ٨٢) نسبت داده است.
بسیاری از نویسندگان پیشین ازجمله جاحظ (٤ / ١٠-١١، ٦ / ٦٦)، ابن ابی عون (ص ١٠٩)، یاقوت (٣ / ٦٨، ٢٠٩، جم )، ابن منظور (جم )، عینی (١ / ١٤١، ١٤٣، جم ) در آثار خود به اشعار او استشهاد كردهاند. همچنین بسیاری از غزلیاتش مورد توجه موسیقیدانان و آهنگسازان بوده است و آوازخوانان معروفی همچون ابنسُرَیج آنها را به آواز میخواندهاند (نك : ابوالفرج، ٧ / ١١٧-١٢٠، ١٢١). اشعاری وی امروزه به دو روایت مختلف به دست ما رسیده: یكی به روایت ابوعمرو شیبانی است كه با عنوان دیوان ابیدهبل الجمحی توسط عبدالعظیم عبدالمحسن در نجف (١٣٩٢ ق / ١٩٧٢ م) منتشر شده و دیگری به روایت زبیر بن بكار است كه با نام «شعر ابیدهبل الجمحی و اخباره» به كوشش كرنكو در مجلۀ «انجمن سلطنتی آسیایی» (١٩١٠ م) به چاپ رسیده است.
مآخذ
آقا بزرگ، الذریعة؛
ابن ابیعون، ابراهیم بن محمد، التشبیهات، به كوشش محمد عبدالمعید خان، كمریج، ١٣٦٩ ق / ١٩٥٠ م؛
ابن اثیر، الكامل؛
ابنشهر آشوب، محمد بن علی، معالم العلماء، به كوشش سید محمد صادق آل بحر العلوم، نجف. ١٣٨٠ ق / ١٩٦١ م؛
ابناعبدالبر، یوسف بن عبدالله، الاستیعاب فی معرفـة الاصحاب، قاهره، ١٣٨٠ ق / ١٩٦٠ م؛
ابن قتیبه، عبدالله بن مسلم، الشعر والشعراء، بیروت. ١٩٦٤ م؛
ابن منظور، لسان؛
ابودهبل جمحی، وهب بن زمعه، دیوان، به كوشش عبدالعظیم عبدالمحسن، نجف، ١٣٩٢ ق / ١٩٧٢ م؛
ابوعبید بكری، عبدالله بن عبدالعزیز، سمط اللآلی، به كوشش عبدالعزیز میمنی، قاهره، ١٣٥٤ ق / ١٩٣٦ م؛
ابوالفرج اصفهانی، الاغانی، قاهره، وزارة الثقافـة و الارشاد القومی؛
امین، محسن، اعیان الشیعة، به كوشش حسن امین، بیروت، ١٤٠٣ ق / ١٩٨٣ م؛
بستانی؛
جاحظ، عمرو بن بحر، الحیوان، به كوشش عبدالسلام محمد هارون، بیروت، ١٣٨٨ ق / ١٩٦٩ م؛
ذهبی، محمد بن احمد، تاریخ الاسلام، حوادث و وفیات ٤١-٦٠ ق، به كوشش عمر عبدالسلام تدمری، بیروت، ١٤٠٩ ق / ١٩٨٩ م؛
زبیری، مصعب بن عبدالله، كتاب نسب قریش، به كوشش لوی پرووانسال، قاهره، ١٩٥٣ م؛
زركلی، اعلام؛
زمخشری، محمود بن عمر، ربیع الابرار و فصوص الاخبار، به كوشش سلیم نعیمی، بغداد، ١٩٧٦ م؛
زوزنی، حسین بن احمد، شرح المعلقات السبع، قم، ١٤٠٥ ق؛
«شعر ابیدهبل الجمحی واخباره» (نك : مل كرنكو)؛
صدر، حسن، تأسیس الشیعة العلوم الاسلام، بغداد، شركـة النشرو الطباعـة العراقیـة المحدودة؛
طبری، تاریخ؛
عبدالمحسن، عبدالعظیم، مقدمۀ دیوان (نك : هم ابودهبل)؛
عینی، محمود، «شرح شواهد الكبری»، همراه خزانـة الادب عبدالقادر بغدادی، بیروت، ١٢٩٩ ق؛
فروخ، عمر، تاریخ الادب العربی، بیروت، ١٩٨٤ م؛
كحاله، عمررضا، معجم المؤلفین، بیروت، ١٩٧٥ م؛
مبرد، محمد بن یزید، الكامل، به كوشش محمد احمد دالی، بیروت، ١٤٠٦ ق / ١٩٨٦ م؛
یاقوت، بلدان؛
نیز:
Krenkow, F., «The Diwan of Abu Dahabala Al-Gumahi», JRAS, London, ١٩١٠, vol. XXII, Krachkovslíí, I. YU., «Poet Koreishitsloi pleyady», Izbrannye Sochineniya, Moscow, ١٩٥٦, vol. II.
رحمتپور محمد شیرجو پشت ـ عنایتالله فاتحینژاد