دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٧٠٧ - بندار اصفهانی
بندار اصفهانی
نویسنده (ها) :
هادی نظری منظم
آخرین بروز رسانی :
دوشنبه ٢ تیر ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
بُنْدارِ اِصْفَهانی، ابوعمرو بن عبدالحمید كَرخی (یا كَرَجی) اصفهانی، لغوی، راوی و نحوی سدۀ ٣ق / ٩م. برخی او را مَنداد خوانده اند (نک : ابنندیم، ٩١، حاشیه) و كنیهاش به صورتهای ابن لِرّه، ابن لُرّه، ابن لَزّه و نیز ابن لُدّه ثبت شده است (قالی، ١٠٢، ٢١٥؛ آمدی، ٢١٥، ٣٠٥؛ یاقوت، ٧ / ١٢٨؛ سیوطی، ١ / ٤٧٦).
تاریخ تولد او در منابع معلوم نیست؛ اما از آنجا كه از شاگردان و راویان نَضر بن شُمَیل (د ٢٠٤ق / ٨١٩م)، ابوعبیده معمر ابن مثنّی (د ح ٢١٠ق)، فرّاء (د ٢٠٧ق) و ابوعبید قاسم بن سلام (د ٢٢٤ق / ٨٣٨م) بوده است (ابن ماكولا، ١ / ٣٥٦؛ یاقوت، همانجا؛ فیروزآبادی، ٤٢)، میتوان سال تولد او را اواخر سدۀ ٣ق حدس زد.
از سیر زندگی وی، اطلاع چندانی در دست نیست؛ جز آنکـه در كرخ (یا كرج)، رحل اقامت افكند، سپس به عراق رفت و در آنجا شهرت یافت (مثلاً نک : یاقوت، ٧ / ١٢٩). بندار با اطلاعات وسیعی كه از اشعار، اخبار و انساب عرب داشت، توجه متوكل، خلیفه عباسی (حك ٢٣٢-٢٤٧ق / ٨٤٧-٨٦١م) را به خود جلب كرد و به دستگاه خلافت راه یافت (همو، ٧ / ١٣٠؛ نیز نک : سیوطی، همانجا). وی هر هفته یك بار بر متوكل وارد میشد و با علمای نحو به مباحثه میپرداخت (همانجاها).
بندار در سامرا، با مبرّد دوستی یافت و او را به متوكل معرفی كرد (یاقوت، همانجا). داستان این معرفی ــ اگر صحت داشته باشد ــ سهم بسزایی در پیشرفت مبرد داشته است. بندار با ابنسكیت (د ٢٤٤ق / ٨٥٨م) نیز ملاقاتهایی داشته است (ابنندیم، همانجا). از شاگردان وی میتوان به محمدبن ابیالازهر (ابن ماكولا، همانجا) و ابن كیسان (زبیدی، ٢٠٨؛ یاقوت، ٧ / ١٢٨؛ قفطی، ١ / ٢٥٦؛ صفدی، ١٠ / ٢٩١) اشاره كرد. ابنكیسان در شرح خود بر معلقۀ امرؤالقیس، ١١ بار از بندار، و تنها دو بار از اصمعی نام برده است ( III / ٨٥٤,EI٢).
عالمی به نام طوسی كه شاگرد و ملازم ابن اعرابی نیز بود، بر كسب دانش از وی تأكید میكرد و بندار را عالمتر از خود میدانست (یاقوت، ٧ / ١٢٩؛ فیروزآبادی، همانجا). درباره قدرت حافظه و شمار ابیات و قصایدی كه او از برداشته است، سخنان مبالغهآمیزی آوردهاند، چنانکـه گفتهاند: وی ٧٠٠ قصیده از حفظ داشت كه با «بانت سعاد» آغاز میشد (نک : یاقوت، ٧ / ١٩٧، قس: ٧ / ١٣٠: ٨٠ قصیده؛ زبیدی، همانجا: ١٠٠ قصیده). نقل است كه وی بیشتر اشعار جاهلی و اسلامی را در حفظ داشت و در لغتشناسی از همۀ مردم آگاهتر بود (یاقوت، سیوطی، همانجاها). بندار را تلفیقكنندۀ دو مكتب نحوی كوفی و بصری دانستهاند (ابن ندیم، همانجا؛ قفطی، ١ / ٢٥٧؛ GAS, VIII / ١٦٧).
از ماجرای مباحثه وی با بردعه مُوَسْوِس ــ كه در كتاب عقلاء المجانین، تألیف ابوبكر بن محمد ازهری به آن اشاره شده است ــ چنین برمیآید كه او سالهای پایانی عمر خویش را در مرو سپری نموده است (یاقوت، ٧ / ١٣٢). بندار در حدود سال ٢٨٠ق / ٨٩٣م پس از عمری طولانی درگذشت GAS)، همانجا).
كتابهای معانی الشعر، شرح معانی الباهلی، جامع اللغة و الوحوش به او منسوب است (ابن ندیم، نیز قفطی، همانجاها). از آثار یاد شده، هیچ یك برجای نمانده است.
مآخذ
آمدی، حسن، المؤتلف و المختلف، به كوشش عبدالستار احمد فراج، قاهره، ١٣٨١ق / ١٩٦١م؛
ابنماكولا، علی، الاكمال، به كوشش عبدالرحمان معلمی، حیدرآباد دكن، ١٩٧٢م؛
ابن ندیم، الفهرست؛
زبیدی، محمد، طبقات النحویین و اللغویین، به كوشش محمدابوالفضل ابراهیم، قاهره، ١٣٩٢ق / ١٩٧٣م؛
سیوطی، بغیة الوعاه، به كوشش محمدابوالفضل ابراهیم، قاهره، ١٣٨٤ق / ١٩٦٤م؛
صفدی، خلیل، بالوفیات، به كوشش ژاكلین سوبله و علی عماره، بیروت، ١٤٠٠ق / ١٩٨٠م؛
فیروزآبادی، محمد، البلغة، به كوشش محمد مصری، دمشق، ١٣٩٢ق / ١٩٧٢م؛
قالی، اسماعیل، ذیل الامالی و النوادر، بیروت، دارالكتب العلمیه؛
قفطی، علی، انباه الرواة، به كوشش محمدابوالفضل ابراهیم، قاهره، ١٣٦٩ق / ١٩٥٠م؛
یاقوت، ادبا؛
نیز:
EI²;
GAS.
هادی نظری منظم