دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٥٣٦ - امیة بن اسکر
امیة بن اسکر
نویسنده (ها) :
رضوان مساح
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ٢٠ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اُمَیَّة بْنِ اَسْکَر، امیة بن حُ رثان بن اَسکر(د ح ٢٠ق/ ٦٤١م)، شاعر مخضرم و از معاصران پیامبر اسلام (ص). مهمترین مأخذ در شرح حال وی اغانی ابوالفرج اصفهانی است كه خود منبع كتابهای پس از آن بوده است. تاریخ ولادت امیه دانسته نیست، ولی با توجه به عمر طولانی وی میتوان گفت كه در آغاز هجرت یا آغاز اسلام، مردی كهن سال بوده است (كلبی، ١٤٨؛ ابن سلام، ١/ ١٨٩؛ ابوحاتم، ٧٤؛ ابوالفرج، الاغانی، ٢١/ ٩). جزئیات زندگی وی دانسته نیست. او از قبیلۀ بنی جُندع (كلبی، همانجا)، و از سواركاران و بزرگان عصر جاهلیت بوده، در طائف میزیسته، و در زمان خلافت عمر به مدینه آمده است (ابوالفرج، همانجا؛ نیز نک : زركلی، ٢/ ٢٢). اهمیت امیه در ادب عرب به سبب اشعار پراكندهای است كه وی دربارۀ برخی افراد و یا پارهای رویدادها سروده است.
امیه با آنکه «سیّد» قبیلۀ خود، و مردی دلاور بود (ابوالفرج، همان، ٢١/ ١٦)، در اشعارش، پیوسته پیری دلشكسته و مظلوم جلوه میكند. دو قطعهای كه نزد عمر به قصد بازگرداندن فرزند خود از جنگ خواند (همان، ٢١/ ١٠-١١)، یا قطعهای كه در جدایی دو فرزندش سرود (همانجا) ــ به رغم الفاظ و تركیبات نسبتاً خشن جاهلی ــ اندوهبار و دردمندانه است. حتى زمانی كه شتران بیمارش را از چراگاهها راندند، وی به ستیز بر نخاست و هجایی نسرود، بلكه قبیلهای را كه پناهش داده بود، مدح كرد (همان، ٢١/ ١٢).
بدیهی است كه اشعار منسوب به امیه، در معرض همۀ آن نقدهایی قرار دارد كه بر سراسر شعر جاهلی و صدر اسلام حاكم است. اینک معلوم نیست كه چه مقدار از این اشعار اصالت دارد و چه مقدار از روی بازماندههای نخستین، تقلید و جعل شده است. مهمترین این اشعار، ابیاتی است كه او در غم دوری از فرزند خود كِلاب سروده كه به امر خلیفه عمر راهی جنگ شده بود. این ماجرا را غالب منابع به تفصیل نوشتهاند: چون كلاب به فرمان عمر همراه سپاه وی به جنگ رفت، پدر كه از دوری فرزند سخت بیتاب شده بود، اشعاری شكوهآمیز خطاب به عمر سرود و بازگشت پسرش را به اصرار از او در خواست كرد. عمر از احوال پریشان و اشعار مؤثر او بر سر مهر آمد و حتى گویند سخت گریست و دستور داد پسر امیه را از جبهۀ نبرد به نزد او بازگردانند (كلبی، همانجا؛ ابوحاتم، ٧٤-٧٦؛ ابوالفرج، همان، ٢١/ ٩-١٢؛ صفدی، ٩/ ٣٩٢-٣٩٤). در برخی منابع آمده است امیه دو پسر داشته كه به جنگ رفته بودهاند، اگرچه همۀ اشعار یاد شده در مورد كلاب است (نک : ابن سلام، ١/ ١٩٠).
ابیاتی كه امیه دربارۀ متاركۀ جنگ میان دو قبیلۀ هوازن و بنی كنانه در «یوم شرب» سروده (ابن حبیب، ١٨٣-١٨٤)، و نیز اشعار او در غزوۀ بنی مُصْطَلَق از سرودههای معروف اوست. از اشعار اخیر بعدها ــ پس از شهادت حضرت علی (ع) ــ ابنعباس برای متهم ساختن معاویه به دسیسه چینی استفاده كرد (ابوالفرج، همان، ٢١/ ٢٠-٢٣، مقاتل ... ، ٥٣-٥٤). بعضی از سرودههای معروف او در آثار ادبی و لغوی دورههای بعد مورد استشهاد قرار گرفته است. مثلاً حضرت علی (ع) در یكی از خطبههای خود در كوفه به شعری از امیه كه در اشاره به پیری و ناتوانی و بیان بینیازی از فرزندانش سروده، استشهاد كرده است (همو، الاغانی، ٢١/ ١٣-١٤). نمونههای دیگری از استشهاد به شعر او را در آثاری چون مجاز القرآن ابوعبیده (ص ١١٣، ٣١٨)، البرصان والعرجان جاحظ (ص ٧٧- ٧٨، ٣٢٥) تفسیر طبری (٤/ ١٥٤)، معجم البلدان یاقوت (١/ ٦٠٩، ٢/ ٩٩) و تاج العروس (ذیل خوث) میتوان دید. آنچه از اشعار او باقی مانده، و در منابع پراكنده است، از ٦٠ بیت در نمیگذرد.
مآخذ
ابنحبیب، محمد، المنمق، به كوشش خورشید احمد فارق، بیروت، ١٤٠٥ق/ ١٩٨٥ م؛
ابن سلام جمحی، محمد، طبقات فحول الشعراء، به كوشش محمود محمد شاكر، قاهره، ١٣٩٤ ق/ ١٩٧٤ م؛
ابوحاتم سجستانی، سهل، كتاب المعمرین، به كوشش گلدسیهر، لیدن، ١٨٩٩ م؛
ابوعبیده، معمر، مجاز القرآن، به كوشش محمد فؤاد سزگین، بیروت، ١٤٠١ ق/ ١٩٨١ م؛
ابوالفرج اصفهانی، الاغانی، به كوشش محمد ابوالفضل ابراهیم، ١٣٩٣ ق/ ١٩٧٣ م؛
همو، مقاتل الطالبیین، به كوشش احمد صقر، قاهره، ١٣٦٨ ق/ ١٩٤٩م؛
تاج العروس؛
جاحظ، عمرو، البرصان و العرجان، به كوشش محمد مرسی خولی، بیروت، ١٤٠٧ ق/ ١٩٨٧ م؛
زركلی، اعلام؛
صفدی، خلیل، الوافی بالوفیات، به كوشش فان اس، بیروت، ١٤٠١ ق/ ١٩٨١ م؛
طبری، تفسیر؛
كلبی، هشام، جمهرة النسب، به كوشش ناجی حسن، بیروت، ١٤٠٧ ق/ ١٩٨٦ م؛
یاقوت، البلدان.
رضوان مساح