دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٤٠٥ - ابن ابی ازهر
ابن ابی ازهر
نویسنده (ها) :
آذرتاش آذرنوش
آخرین بروز رسانی :
شنبه ٣١ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
ابْنِ اَبی اَزْهَر، ابوبكر محمّد بن مَزْید (یا محمد بن احمد بن مزید) بُوشنجی خُزاعی (ربیعالآخر ٢٣٣-٣٢٥ق / ٨٤٧-٩٣٧م)، ادیب، شاعر، نحوی و محدّث. تاریخ ولادت او را صولی (د ٣٣٦ق / ٩٤٧م) كه معاصر او بوده به حدس، ٢٣٣ق نقل كرده است (ص ٨٨) و دیگران (ابن ندیم، ١٤٧؛ ذهبی، سیر، ١٥ / ٤١؛ صفدی، ٥ / ١٨) عمدتاً به «عمر دراز» او اشاره نمودهاند. ابن ندیم (ص ١٤٨) از قول نوادۀ ابن جراح نقل میكند كه وی در ٣١٣ق از ابن ابی ازهر دربارۀ عمرش سؤال كرد. او پاسخ داد كه «ثلاثون سنة و ثلثة اشهر» (٣٠ سال و ٣ ماه) زیسته است. بنابراین، تاریخ ولادت او ٢٨٣ق است كه با دیگر روایات همساز نیست. ازاینرو كلمۀ «ثلاثون» در متن الفهرست، باید «ثمانون» باشد. با آنكه او خود به قبیلۀ خزاعه منسوب است، نیاكان وی (احتمالاً از طریق ولاء)، به تصریح ابن ندیم (همانجا؛ قس: خطیب، ٣ / ٢٨٨؛ صفدی، همانجا) از اهل پوشنگ (بوسنج) بودهاند. نسبت «متوشحی» كه در رجال طوسی و جامع الرّواة اردبیلی (٢ / ١٩٢) و نیز در تنقیح المقال ممقانی همراه با توضیح بیهودۀ او (٣ / ١٨٢) آمده است، همچنانكه آقابزرگ (الذریعة، ٢٥ / ٢١٧) دریافته، تحریف بوسنج است. نسبت «بغدادی» كه ذهبی (سیر، ١٥ / ٤١) به وی داده، بیگمان اشاره به اقامت او در بغداد دارد. از زندگی ابن ابیازهر تقریباً هیچ نمیدانیم، جز اینكه از گروهی از مشاهیر در زمینۀ ادب و نحو و از گروهی دیگر در زمینۀ حدیث روایت كرده است. منابع اصلی او در ادب، زُبیر بن بَكّار (د ٢٥٦ق / ٨٧٠م) و مبرّد (د ٢٨٥ق / ٨٩٨م) بودهاند، و احتمالاً نزد مبرّد شاگردی نیز كرده است، زیرا گفتهاند كه «امالی» او را مینوشته است (سیرافی، ٨٩؛ مرزبانی، ٤٢٩؛ زبیدی، ١١٦) علاوه بر این گویند وی از قول حمّاد پسر اسحاق موصلی (د ٢٣٥ق / ٨٤٩م) كتاب اغانی را روایت كرده است (خطیب، ٣ / ٢٨٨؛ صفدی، ٥ / ١٨).
از ابن ابی ازهر انتقادهایی نیز شده است و این انتقادها همه از آنجا سرچشمه میگیرد كه وی ٣ حدیث در فضیلت اهل بیت، از قول اسحاق ابن ابی اسرائیل، محمد بن سلیمان لُوَین، ابوكریب و دیگران روایت كرده كه صحّت آنها مورد تردید دانشمندان واقع شده است و افزون بر این ذهبی دربارۀ دیدار ابن ابی ازهر با لوین و ابوكریب شك كرده است (میزان، ٤ / ٣٥). ظاهراً نخستین كسانی كه به طعن او پرداختهاند، شاگردانش، از جمله ابن شاذان (د ٢٦٠ق / ٨٧٤م) و به خصوص دارْقُطنی (د ٣٨٥ق / ٩٩٥م) بودهاند. دار قطنی گوید «از قول او احادیث مُنْكَر مینوشتیم» (خطیب، ٣ / ٢٨٨- ٢٨٩؛ ذهبی، سیر، ١٥ / ٤٢؛ ابن حجر، ٥ / ٣٧٧). از آن پس همگان او را «كذّاب كه از قولِ ثقات، احادیث جعلی روایت میكرده» (خطیب، همانجا) و «قبیح الكذب» (سیوطی، ١ / ٢٤٢) یا احیاناً ضعیف و غیر ثقة خواندهاند. امّا آن ٣ حدیث اینهاست: یكی حدیثی دربارۀ پدیدار شدن شیطان در كعبه بر حضرت پیامبر (ص) و علی (ع)؛ دیگر تكملهای بر یك حدیث معروف در فضیلت علی (ع)؛ و سوم حدیثی در فضیلت امام حسین (ع). پیداست كه سخن مؤلفان شیعه در حق او ملایمتر است. شیخ طوسی (ص ٥٠٨) او را در شمار محدّثانی آورده است كه «از ائمه (ع) روایت نكردهاند» و میگوید: وی از یعقوب بن یزید روایت میكرد. مؤلفان شیعه غالباً به نقل گفتار طوسی بسنده كردهاند. با اینهمه مدرس (٧ / ٣٢٥) تشیع او را مسلّم نمیداند و اشاره میكند كه احوال او «محل خلاف» و كتابهایش نیز «شامل اكاذیب» است .
ابن ابی ازهر را به شاعری نیز وصف كردهاند (مرزبانی، ٤٢٩) و حتی خطیب (٣ / ٢٨٨) به «كثرت» شعر او اشاره كرده، اما تنها ٨ بیت از اشعار او به دست ما رسیده است: ٥ بیت آن را مرزبانی (همانجا) و صفدی (٥ / ١٨- ١٩) نقل كردهاند و ٣ بیت را صفدی (همانجا) نقل كرده است و میگوید: «شعرش نیكوست».
ابن ندیم، ٣ كتاب به او نسبت داده است: ١. اخبار قدماء البلغاء، كه كسی جز او، از آن ذكری نكرده است؛ ٢. اخبار الهرج و المرج فی اخبار المستعین و المعتزّ؛ ٣. اخبار عقلاء المجانین. به این ٢ كتاب، دیگران نیز اشاره كردهاند (صفدی، همانجا؛ ابن قاضی، ٢٥٧؛ سیوطی، ١ / ٢٤٢؛ حاجی خلیفه، ١ / ٢٧، ٢ / ٢٠٤٣). از كتاب نخست اثری در دست نیست و از كتاب دوم بروكلمان به نسخهای در اسكوریال ارجاع داده، اما سزگین به این نسخه اشارهای نكرده است. ابوالفرج اصفهانی كه گویا شخصاً ابن ابی ازهر را دیده، از قول او دو روایت دربارۀ مجنون نقل كرده كه هر دو از طریق زُبیر بن بكّار به ابن ابی ازهر رسیده است (٢ / ٥٢، ٩٣)، اما به كتابی در این باب اشاره نمیكند. این نكته نیز گفتنی است كه ابوالقاسم بن حبیب نیشابوری (د ٤٠٦ق / ١٠١٥م) در آغاز كتاب عقلاء المجانین خود (به كوشش عمر اسعد، بیروت، ١٤٠٧ق / ١٩٨٧م) به كتابهایی كه در این باب میشناخته اشاره كرده، اما از ابن ابی ازهر كه فقط ٧٠ سال پیش از او درگذشته، نامی نبرده است.
مآخذ
آقابزرگ، الذریعة؛
ابن حجر عسقلانی، احمدبن علی، لسان المیزان، حیدرآباد دكن، ١٣٣١ق / ١٩١٣م؛
ابن قاضی شُهبه، ابوبكربن احمد، طبقات النّحاة و اللّغویین، به كوشش محسن غیاض، نجف، ١٩٧٣م؛
ابن ندیم، الفهرست، به كوشش فلوگل، ١٨٧٢م؛
ابوالفرج اصفهانی، علی بن حسین، اغانی، قاهره، دارالكتب؛
اردبیلی، محمدبن علی، جامع الرواة، بیروت، ١٤٠٣ق / ١٩٨٣م؛
حاجی خلیفه، كشف الظنون، استانبول، ١٩٤١م؛
خطیب بغدادی، احمدبن علی، تاریخ بغداد، بیروت، ١٣٥٠ق؛
ذهبی، محمدبن احمد، سیر اعلام النبلاء، به كوشش شعیب ارنؤوط و ابراهیم زیبق، بیروت، ١٤٠٤ق / ١٩٨٤م؛
همو، میزان الاعتدال، به كوشش علی محمد بجاوی، بیروت، ١٣٨٢ق / ١٩٦٣م؛
زبیدی، محمدبن حسن، طبقات النّحویین و اللغویین، به كوشش محمد ابوالفضل ابراهیم، قاهره، ١٣٩٢ق / ١٩٧٣م؛
سیرافی، حسن بن عبدالله، اخبار النحویین البصریین، به كوشش فریتس كرنگو، پاریس، ١٩٣٦م؛
فهرست؛
سیوطی، جلالالدین، بغیة الوعاة، به كوشش محمد ابوالفضل ابراهیم، قاهره، ١٣٨٤ق / ١٩٦٤م؛
صفدی، خلیل بن ایبک، الوافی بالوفیات، به كوشش س. دیدرینگ، بیروت، ١٣٨٩ق / ١٩٧٠م؛
صولی، محمدبن یحیی، الأوراق، به كوشش هیورث ـ دن، لندن، ١٩٣٥م؛
طوسی، محمدبن حسن، الرجال، نجف، ١٣٨٠ق / ١٩٦١م؛
مدرس، محمد علی، ریحانة الادب، تبریز، ١٣٤٦ش؛
مرزبانی، محمدبن عمران، معجم الشّعراء، به كوشش عبدالستار احمد فراج، قاهره، ١٣٧٩ق / ١٩٦٠م؛
مامقانی، عبدالله، تتقیح المقال، نجف، ١٣٥٢ق.
آذرنوش آذرتاش