دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٥٦٨ - ابن هیصم، مجدالدین
ابن هیصم، مجدالدین
نویسنده (ها) :
محمدجواد شمس
آخرین بروز رسانی :
چهارشنبه ٢١ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اِبْنِ هِیْصَم، مجدالدین علی بن عبداللـه بن محمد بن هیصم (د نیمۀ اول سدۀ ٦ ق / ١٢ م)، ادیب، شاعر و فقیه شیعی که در اواخر سدۀ ٥ و اوایل سدۀ ٦ ق ظاهراً در هرات میزیسته است. اطلاع ما از زندگی شخصی، تحصیلات و کارهای علمی ابنهیصم محدود به گزارش مختصری است که یاقوت (١٣ / ٢٧٧-٢٨٠) و صفدی (١٢ / ١٩٨- ١٩٩) به نقل از شاگرد وی ابوالحسن علی بن زید بیهقی (د ٥٦٥ ق / ١١٧٠ م) آوردهاند (نیز نک : جواد، ٦٩). بیهقی که چندی به خدمت او میرفته و نزدش ادب میآموخته، او را دانشمندی ادیب، ذوفنون، زاهد و وارسته معرفی میکند و میگوید که در روزگار وی دانشمندی نبود که جرعه نوش چشمهسار دانش او نباشد. در همین گزارش از آثار او، غزلی در ١١ بیت که با وصف بهار آغاز شده و نیز قطعهای در تهنیت عید قربان خطاب به یکی از صاحب منصبان آمده است. ابن شهر آشوب خطبۀ منظومی در ٣٠ بیت از او نقل کرده که به شیوۀ تحمیدیههای آغاز خطبۀ جمعه و عیدین مشتمل بر حمد و ثنای خدا و مدح پیامبر اکرم (ص) و دوازده امام (ع) است (١ / ٢٧٨- ٢٧٩؛ نیز نک : جواد، ٧٠). صاحب اعیان الشیعه (امین، ٨ / ٢٨٦) تاریخ وفات ابنهیصم را حدود ٥٠٠ ق ذکر کرده است، اما باتوجه به اینکه ابوالحسن بیهقی که سالهای متمادی نزد او شاگردی کرده، متولد ٤٩٩ ق بوده است (نک : یاقوت، ١٣ / ٢٢٠)، ابنهیصم دست کم تا ٥٢٠ یا ٥٣٠ ق باید زنده بوده باشد.
بارع هروی (د ٥٢٤ ق / ١١٣٠ م) که از ادبای همروزگار ابن هیصم است، او را امام مجدالدین علی بن هیصم خوانده است (نک : کردعلی، ٢٩٢). ابن شهر آشوب (١ / ٢٧٨) قفطی (١ / ٦٠) نیز او را علی بن هیصم نامیدهاند، اما یاقوت (١٣ / ٢٧٧) نام پدر و نیای او و نسبت «هروی» و لقب صدرالاسلام را بر نام افزوده است. ازاینرو در نوشته های بعضی از محققان معاصر اطلاعات مربوط به زندگینامۀ وی با اطلاعات مربوط به علی بن عبداللـه هروی که در اوایل سدۀ ٤ ق از هرات به بغداد رفته و از ابوسعید عثمان بن سعید دارمی (د ٢٨٠ ق) روایت حدیث میکرده (خطیب، ١٢ / ٥؛ نیز نک : ذهبی، ٢ / ٦٢١-٦٢٢، ٣ / ٩٧١-٩٧٢)، خلط شده است (نک : بستانی، ٤ / ١٣٠؛ کحاله، ٧ / ١٤١).
آثـار
به گفتۀ ابوالحسن بیهقی (یاقوت، همانجا)، ابنهیصم تألیفات و تصنیفات فراوانی داشته که وی از آن میان به نام ٧ اثر اشاره کرده است: ١. البسملة؛ ٢. تصفیة القلوب؛ ٣. دیوان شعر، که ظاهراً ابن شهرآشوب نسخهای از آن را در دست داشته است؛ ٤. عقود الجواهر، که نسخهای از آن در اختیار قفطی بوده و از مطلبی که وی از این کتاب نقل کرده، بر میآید که این اثر یک جُنگ ادبی بوده است (نک : ١ / ٦٠-٦١)؛ ٥. لطائف النکت؛ ٦. مفتاح البلاغة؛ ٧. نهج الرشاد. با تأمل در عناوین مزبور میتوان دریافت که ابنهیصم در زمینههای ادب، بلاغت، شعر و همچنین فقه و عرفان صاحب نظر بوده است. شاید یکی از عالی مفقود شدن یا ناشناخته ماندن آثار وی آن بوده باشد که آثار وی نوعاً به صورت رسالههای کم حجم بوده و آنها را به شاگردان میداده است. چنانکه ظاهراً ابوالحسن بیهقی چند فقره از تألیفات استادش را در اختیار داشته است.
مآخذ
ابن شهرآشوب، محمد بن علی، المناقب، قم، المطبعة العلمیّة؛
امین، محسن، اعیان الشیعة، به کوشش حسن امین، بیروت، ١٤٠٣ ق؛
بستانی؛
جواد، مصطفی، «اقول فی المقول»، مجلة المجمع العلمی العربی؛
دمشق، ١٣٦٣ ق / ١٩٤٤ م، ج ١٩، شم ١ و ٢؛
خطیب بغدادی، احمد بن علی، تاریخ بغداد، قاهره، ١٣٤٩ ق؛
ذهبی، محمد بن احمد، تذکرة الحفاظ، حیدرآباد دکن، ١٣٨٨ ق / ١٩٦٨ م؛
صفدی، خلیل بن ایبک، الوافی بالوفیات، نسخۀ عکسی موجود در کتابخانۀ مرکز؛
قفطی، علی بن یوسف، المحممدون من الشعراء، به کوشش محمد عبدالستارخان، حیدرآباد دکن، ١٣٨٥ ق / ١٩٦٦ م؛
کحاله، عمررضا، معجم المؤلفین، بیروت، ١٣٧٦ ق / ١٩٥٧ م؛
کردعلی، محمد، «طرائف فارس»، مجلة المجمع العلمی العربی، دمشق، ١٣٦١ ق / ١٩٤٢ م، ج ١٧، شم ٧ و ٨؛
یاقوت، ادبا.
محمدجواد شمس نیریزی