دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٨٠٩ - خطیب تبریزی، ابوزکریا
خطیب تبریزی، ابوزکریا
نویسنده (ها) :
بابک فرزانه
آخرین بروز رسانی :
یکشنبه ٢٢ دی ١٣٩٨
تاریخچه مقاله
خَطیبِ تَبْریزی، ابوزکریا یحیی بن علی بن محمد بن حسن ابن بِسْطام شیبانی (٤٢١-٥٠٢ ق / ١٠٣٠- ١١٠٩ م)، نحوی، لغتشناس و ادیب. شرح حالنویسان غالباً او را خطیب تبریزی معرفی کردهاند، اما یاقوت ( ادبا، ٢٠ / ٢٥) آن را اشتباه میداند و معتقد است ابنخطیب درست است (نیز نک : قفطی، ٤ / ٢٢؛ سیوطی، ٢ / ٣٣٨؛ قس: یاقوت، بلدان، ١ / ٨٢٣).
خطیب در تبریز به دنیا آمد (قباوه، ١ / ١٠؛ مدرس، ٣٩٨؛ GAL, I / ٣٣١) و مقدمات علوم را همانجا آموخت. میدانیم برای کسب دانش، سفرهای متعددی به شام، مصر، بغداد، بصره، صور و صیدا داشته است، اما گزارشهای غیر دقیق و گاه متناقض و پراکندۀ منابع نمیتواند ما را در تعیین مسیر زمانی درست سفرهای مطالعاتی او و دیدار با استادانش یاری کند. فخرالدین قباوه در مقدمۀ خود بر شرح اختیارات مُفَضّل (نک : آثار) کوشیده سفرهای او را نظام بخشد (١ / ١٠-١١)، اما گزارش او نیز دقیق نیست. به عنوان نمونه، دیدار خطیب با استادش سُلیم (یا سلیمان) ابن ایوب رازی (د ٤٤٧ ق / ١٠٥٥ م)، در این مقدمه، بعد از ٤٥٦ ق گزارش شده یا از دیدار دوبارهای با فضل قصبانی (د ٤٤٤ ق / ١٠٥٢ م) در ٤٥٤ ق یاد کرده که درست نیست (نک : همانجا).
مهمترین سفر خطیب در عنفوان جوانی به معرة النعمان بود. قصد وی از این سفر آن بود تا کتاب پرحجم تهذیب اللغۀ ازهری را، که به گزارش منابع، با دشواری زیاد همۀ مجلدات آن را تا بدانجا بر دوش کشیده بود، نزد شاعر نابینا و پرآوازۀ عرب، ابوالعلاء معری (د ٤٤٩ ق / ١٠٥٨ م) بخواند (یاقوت، ادبا، ٢٠ / ٢٦-٢٧؛ ابنخلکان، ٥ / ٢٣٩). وی بیش از دو سال (میان سالهای ٤٤٣-٤٤٦ ق) نزد ابوالعلاء ماند و علاوه بر تهذیب، برخی دیگر از آثار لغوی و ادبی ازجمله غریب الحدیث ابوعبید (د ٢٢٤ ق / ٨٣٨ م) و اصلاح المنطق ابنسکّیت (د ٢٤٤ ق / ٨٥٨ م) را از او فرا گرفت (قفطی، ١ / ٦٩؛ قباوه، ١ / ٩، ١١).
خطیب خود نقل کرده است که روزی در مجلس درس ابوالعلاء، یکی از همسایگان او در تبریز وارد مسجد شد و وی با اجازه و خواست ابوالعلاء با وی دیدار و گفتوگو کرد. پس از بازگشت به مجلس درس، ابوالعلاء از او میپرسد: این چه زبانی بود که با او گفتوگو کردی؟ خطیب پاسخ میدهد: زبان آذربایجان. ابوالعلاء میگوید: زبان شما را نفهمیدم، اما هرچه گفتید به خاطر سپردم؛ آنگاه ابوالعلاء آنچه را گفته بودند، بیکموبیش باز میگوید ( آثار ... ، ١٣-١٤؛ تربیت، ١٣٧- ١٣٨).
خطیب در مصر با ابن بابَشاذ (د ٤٦٩ ق / ١٠٧٧ م) نیز گفتوگوهایی علمی داشته و اطلاعات خود را در حوزۀ لغتشناسی در اختیار او قرار داده است (یاقوت، همان، ٢٠ / ٢٦؛ ابنخلکان، همانجا؛ EI٢؛ قس: ابوالفدا، ٢٢٤، که آورده خطیب نزد ابن بابشاذ شاگردی کرده است).
ابوالقاسم عبیدالله بن علی رقّی (د ٤٥٠ ق / ١٠٥٨ م)، ابوالجوائز حسن بن علی بن محمد واسطی (د ٤٦٠ ق / ١٠٦٨ م)، خطیب بغدادی (د ٤٦٣ ق / ١٠٧١ م) محدث و تاریخنگار مشهور و نویسندۀ کتاب تاریخ بغداد، عبدالقاهر جرجانی (د ٤٧١ یا ٤٧٤ ق / ١٠٧٨ یا ١٠٨١ م) دستوردان و نظریهپرداز بزرگ، و ابن بَرْهان (د ٥٢٠ ق / ١١٢٦ م) فقیه شافعی، ازجمله استادانی هستند که خطیب نزد آنان دانش آموخته است. گفتهاند پسر ابن جنی، علی (د ٤٥٧ یا ٤٥٨ ق)، نیز در ردیف استادان خطیب بود و خطیب در صیدا از او علم آموخته است (ابنعساکر، ٦٤ / ٣٤٧؛ ابننقطه، ١ / ٤٨٤؛ ابندمیاطی، ٢٥٧؛ ذهبی، ١٨ / ٢٧٨؛ راجحی، ١٠-١٢؛ EI٢). خطیب سرانجام به استادی مدرسۀ نظامیه منصوب شد و در آنجا به تدریس علوم ادبی رایج آن زمان چون نحو، لغت، عروض و قافیه پرداخت. علاوه بر این، مدتی نیز مسئولیت کتابخانۀ مدرسۀ نظامیه را عهدهدار بود (یاقوت، ادبا، ٢٠ / ٢٧؛ نیز نک : قزوینی، ٣٤٠).
خطیب تبریزی شاگردان بسیاری داشت که مشهورترین آنان جوالیقی (د ٥٣٩ ق / ١١٤٤ م) نویسندۀ کتاب المُعَرَّب است که جانشین استاد خود در مدرسۀ نظامیه شد (خالصی، ٥١-٥٢؛ EI٢). برخی دیگر از کسانی که نزد خطیب علم آموختند، از این قرارند: محمد بن ناصر سلامی (د ٥٥٠ ق / ١١٥٥ م)، ابوالحسن سعد انصاری بَلَنْسی (د ٥٤١ ق / ١١٤٦ م)، ابوالسعادات هبة الله بن علی معروف به ابنشجری (د ٥٤٢ ق)، ابوالفضل یحیی بن حَصْکَفی (د ٥٥١ ق)، ابوطاهر سِنْجی (د ٥٤٨ ق / ١١٥٣ م) و ابوطاهر سِلَفی (ابنعساکر، همانجا؛ قفطی، ٣ / ٢٢٢؛ یاقوت، همان، ٢٠ / ٢٦؛ اسنوی، ١ / ١٢٢؛ سیوطی، ٢ / ٣٣٨؛ راجحی، ١٢-١٣).
به گزارش یاقوت (همان، ٢٠ / ٢٧) خطیب جامهای از حریر برتن میکرد و دستاری از پارچۀ زربافت بر سر مینهاد و به شرابخواری خو کرده بود و معمولاً هنگامی که درس میداد، مست بود؛ اما ظاهراً این موضوع به شخصیت علمی او خدشهای وارد نساخت (نک : ابنجوزی، ١٧ / ١١٤؛ «دائرةالمعارف ... »، II / ٤٤٠). وی سرانجام در بغداد درگذشت و در مقبرۀ باب ابرز (یا ابزر) به خاک سپرده شد (ابنعساکر، ٦٤ / ٣٤٩؛ ابنخلکان، ٥ / ٢٤٣).
شعر
خطیب شعر نیز میسرود. برخی منابع تصریح کردهاند که او در سرودن شعر موفق نبود و برخی نیز شعرش را خوب و دلنشین وصف کردهاند (نک : ابناثیر، ٨ / ٢٥٨؛ ابنخلکان، ٥ / ٢٤٠)، اما با تـوجه به مقدار اندکی کـه از سرودههای خطیب ــ بیشتـر مربوط به زمان اقامتش در بغداد ــ در دست است، نمیتوان داوری درستی در خصوص توان شاعری او داشت. باخرزی (١ / ٢٦١-٢٧١) قصیدهای (٧٢ بیت) از خطیب در ستایش خواجه نظامالملک (٤٠٨- ٤٨٥ ق)، فتح خَرْشَنه، و اسارت فضلون (د ٤٨٤ ق) نقل کرده است. ابنخلکان (٥ / ٢٣٩-٢٤٢) نیز مقداری از اشعار او را در ضمن ارائۀ شرح حالش آورده، ازجمله ١١ بیت که خطیب در پاسخ به عمید فیاض(؟) سروده است. بهجز آقابزرگ (٩(١) / ٢٩٩) که به دیوان خطیب تبریزی اشاره کرده، اطلاع دیگری از این دیوان در دست نیست (دربارۀ شعر خطیب، نیز نک : انزابینژاد، ٢٧-٣١).
آثـار
خطیب چند شرح مهم بر اشعار کهن عربی نوشت و علاوه برآن، سرودههای برخی شاعران عباسی را تفسیر کرد. برخی شرحهای او در دانشگاه الازهر به عنوان منبع درسی مورد نقد و بررسی قرار میگرفت (نک : طه حسین، ٦). به جز شرح شعر، موضوع اصلی تحقیقات او دستور زبان و واژهنگاری بود.
الف ـ چاپی
١. الایضاح فی فَسْر شعر ابیتمام (دیوان ابیتمام بشرح الخطیب التبریزی). این اثر که شرح سرودههای ابوتمام شاعر عصر عباسی (د ح ٢٣٢ ق / ٨٤٥ م) است، در قاهره (١٣٧١-١٣٧٧ ق / ١٩٥١- ١٩٥٧ م؛ ١٣٨٤-١٣٩٢ ق / ١٩٦٤-١٩٧٢ م) به کوشش محمد عبده عَزّام نشر یافته است.
٢. تهذیب اصلاح المنطق. این کتاب بازخوانی و بازنویسی اصلاح المنطق ابنسِکّیت در لغتشناسی است. نخستینبار بخشی از این اثر در ١٣٢٥ ق در مطبعة السعاده منتشر شد و بار دیگر در بیروت (١٤٠٣ ق / ١٩٨٣ م) به کوشش فخرالدین قباوه نشر یافت. نیز در ١٤٠٦ ق / ١٩٨٦ م در قاهره به کوشش فوزی عبدالعزیز مسعود در دو جلد منتشر شد. ابومحمد عبدالله بن احمد بن خشّاب بغدادی (د ٥٦٧ ق / ١١٧٢ م) ردیهای بر این کتاب با عنوان الرد علی الخطیب التبریزی فی اصلاح المنطق نوشته است (نک : GAS, VIII / ١٣١؛ حاجیخلیفه، ١ / ١٠٨).
٣. تهذیب الالفاظ. این اثر تفسیر و تهذیب کتاب الالفاظ ابنسکیت است که به کوشش لویس شیخو و با استناد به دو دستنوشت لیدن و پاریس، با عنوان کنز الحفاظ فی کتاب تهذیب الالفاظ در بیروت (١٨٥٨- ١٨٩٨ م) منتشر شده است.
٤. شرح اختیارات المفضل (یا شرح المفضلیات) اثر مفضل بن محمد ضبی (د پس از ١٦٣ ق / ٧٨٠ م)، که گلچینی است از شعر کهن عربی؛ این اثر در دمشق (١٣٩١-١٣٩٢ ق / ١٩٧١-١٩٧٢ م) به کوشش فخرالدین قباوه به طبع رسید. همچنین در قاهره (دار نهضة مصر للطباعة و النشر) به کوشش علی محمد بجاوی نشر یافت و پس از آن، بارها تجدید چاپ شد.
٥. شرح القصائد العشر (یا شرح المعلقات السبع)، که از مشهورترین شروح معلقات سبع است، بهعلاوۀ ٣ قصیده از نابغه،
اعشى و عبید بن ابرص که چندینبار به طبع رسید؛ ازجمله در کلکته (١٨٩٤ م) به کوشش چارلز لایل؛ قاهره (١٣٤٣ ق / ١٩٢٤ م)؛ به کوشش محمد منیر دمشقی، قاهره (١٣٦٩ ق / ١٩٥٠ م)؛ به کوشش محمد محییالدین عبدالحمید، قاهره (١٣٨٢-١٣٨٤ ق / ١٩٦٣- ١٩٦٤ م)؛ حلب (١٣٩٣ ق / ١٩٧٣ م) و بیروت (١٣٩٩-١٤٠٠ ق / ١٩٧٩-١٩٨٠ م) به کوشش فخرالدین قباوه؛ و نیز به کوشش عبدالسلام حوفی (١٤٠٥ ق / ١٩٨٥ م).
٦. شرح دیوان عنترة، که به کوشش مجید طراد در بیروت (١٤١٢ ق / ١٩٩٢ م) منتشر شد.
٧. شرح سقط الزند ( ایضاح سقط الزند و ضوئه)، که شرح دیوان سقط الزند ابوالعلاء معری شاعر عصر عباسی است که در آن بخشهایی از ضَوء السقط (ابوظبی، ٢٠٠٣ م) که شرح خود ابوالعلاء بر دیوانش است، نیز آمده است. این شرح در مجموعۀ پنججلدی شروح سقط الزند (مشتمل بر شرحهای خطیب تبریزی، عبدالله بن محمد بن بطلیوسی، قاسم بن حسن بن احمد خوارزمی) در قاهره (١٣٦٥ ق / ١٩٤٦ م؛ ١٣٨٣ ق / ١٩٦٤ م) و به کوشش مصطفى سقا و دیگران منتشر شده است.
٨. شرح على دیوان اشعار الحماسة (شرح دیوان الحماسة)، اثر ابوتمام (نک : ه د، حماسه). خطیب بیشتر مطالب خود را از شرح ابوالعلاء معری نقل کرده است و با توجه به اینکه ابوالعلاء به مسائل زبانی اهتمام داشت، بحث در مسائل مربوط به اعراب و صرف و نحو در این کتاب به فراوانی یافت میشود (طه حسین، همانجا). این اثر چند بار منتشر شده است، ازجمله در بولاق (١٢٨٦ و ١٢٩٦ ق)، بن ( ١٨٢٨-١٨٤٧ و ١٨٥١ م) به کوشش فرایتاک، قاهره (١٣٥٨ ق) به کوشش محمد محییالدین عبدالحمید در ٤ مجلد، و بیروت (١٤٢١ ق / ٢٠٠٠ م) به کوشش غرید الشیخ و احمد شمسالدین.
٩. شرح قصیدۀ بُرده (بانت سعاد)، یکی از کهنترین شرحهایی است که بر قصیدۀ مشهور کعب بن زهیر با عنوان برده (ه م) یا بانت سعاد (دو کلمهای که قصیده با آنها آغاز میشود) نوشته شده است. این شرح به کوشش عبدالرحیم یوسف جمل در قاهره (١٤١٠ ق / ١٩٩٠ م) منتشر شد؛ نیز توسط کرنکو در شمارۀ ٦٥ مجلۀ «انجمن خاورشناسی آلمان» (ص ٢٤١-٢٧٩) نشر یافت. تحقیق کرنکو با مقدمۀ صلاحالدین منجِـد به صورت مستقل نیز در بیروت (١٣٨٩ ق / ١٩٧١ م) به چاپ رسیده است.
١٠. شرح مقصورة ابندرید (شرح الدریدیة). مقصوره قصیدهای است که توسط ابوبکر محمد ابندرید (د ٣٢١ ق / ٩٣٣ م) سروده شده است (نک : ه د، ابندرید). شرح خطیب بر این قصیده در دمشق (١٣٨٠ ق / ١٩٦١ م)، و نیز به کوشش فخرالدین قباوه در حلب (١٣٩٨ ق / ١٩٧٨ م) منتشر شده است.
١١. الکافی فی العروض (یا فی علمی العروض) و القوافی. این اثر چندینبار به چاپ رسیده است؛ ازجمله به کوشش حسن عبدالله حسانی در قاهره (١٣٨٦- ١٣٩٨ ق / ١٩٦٦- ١٩٧٨ م؛ ١٤١٥ ق / ١٩٩٤ م)، نیز به کوشش عمر یحیى و فخرالدین قباوه در حلب (١٣٩٠ ق / ١٩٧٠ م) و دمشق (١٣٩٥ ق / ١٩٧٥ م) با عنوان الوافی فی العروض و القوافی. بخش پایانی این اثر رسالهای است در علم بدیع («کتاب البدیع») که ابن ابی اصبع در تحریر التحبیر (١ / ٩٠) بدان اشاره دارد (نیز نک : GAS, II / ١٠٧). این اثر توسط دانشمندانی که پس از خطیب در این زمینه به مطالعه و تألیف پرداختهاند، مورد توجه و استفاده قرار گرفته است (نک : اکبری، ١٩-٣٦).
١٢. ( کتاب فیه) ما یقرأ من آخره کما یقرأ من اوله، توسط جرج کروتکو (ص ٢١١-٢٢٥) شناخته شده و در برگیرندۀ نمونههایی از شعر شاعران عرب است که در آنها صنعت قلب بهکار رفته است. این اثر به کوشش ابراهیم علوی در بغداد منتشر شده است.
١٣. الملخص فی اعراب القرآن، یا ملخص اعراب القرآن. این کتاب (از سورۀ یوسف تا طه) به کوشش فاطمه راشد راجحی در کویت (٢٠٠١ م) منتشر شد.
ب ـ خطی و یافتنشده
١. تفسیر القرآن (یاقوت، ادبا، ٢٠ / ٢٧؛ حاجیخلیفه، ١ / ٤٤٦). ٢. تهذیب غریب الحدیث ابوعبید (قفطی، ٤ / ٢٣-٢٤؛ ابنخلکان، ٥ / ٢٣٨؛ EI٢;
GAS, VIII / ٨٧. ٣). تهذیب کتاب غریب المصنف (یمانی، ٣٨٢). ٤. حاشیه بر تاج اللغة و صحاح العربیۀ جوهری (EI٢;
GAS, VIII / ٢١٦؛ نیز نک : حاجیخلیفه، ٢ / ١٠٧١؛ نصار، ٢ / ٤٨٤، ٤٩٩-٥٠٠؛ فرهاد میرزا، ٩٥-٩٦). ٥. شرح اللمع فی النحو ابنجنی (ابنانباری، ٢٥٥؛ یاقوت، همانجا؛ ابندمیاطی، ٢٥٨؛ سیوطی، ٢ / ٣٣٨؛ GAS, IX / ١٧٥). ٦. شرح دیوان نابغه، شاعر دربار حیره در عصر جاهلی (EI٢;
GAS, II / ١١٢). ٧. شرح دیوان امرؤالقیس (رشر، ٦٣). ٨. شرح لامیة العرب شنفرى، شاعر مشهور عصر جاهلی (GAS, II / ١٣٥). ٩. مقاتل الفرسان (ابنانباری، همانجا؛ یاقوت، همان، ٢٠ / ٢٨). ١٠. مقدمة فی النحو، یا اسرار الصنعة (همانجا؛ قفطی، ٤ / ٢٤؛ ابنخلکان، همانجا؛ قس: بغدادی، ٢ / ٥١٩، که مقدمة < مقدمات> فی النحو و اسرار الصنعة را دو اثر مستقل معرفی کرده است). ١١. المُوضح، شرح دیوان متنبی، شاعر عصر عباسی است که نسخۀ خطی آن در پاریس (شم ٤ / ١٠١‘ ٣) نگهداری میشود (GAS, IX / ٢٩٣;
GAL, I / ٨٨). ابوالبقاء عکبری (نک : جم ) در شرح خود بر دیوان متنبی از شرح خطیب بسیار استفاده کرده است.
ظاهراً خطیب شرح دیوان اخطل (د ح ٩٢ ق / ٧١٠ م)، شاعر عصر اموی، را نیز آغاز کرده بوده، اما پیش از تکمیل آن از دنیا رفته است (نک : کراچکوفسکی، I / ١٣٦).
مآخذ
آثار ابی العلاء المعری (السفر الاول، تعریف القدماء بابی العلاء)، قاهره، ١٣٨٤ ق / ١٩٦٥ م؛
آقابزرگ، الذریعة؛
ابن ابی اصبع، عبدالعظیم، تحریر التحبیر، به کوشش حفنی محمد شرف، قاهره، ١٣٨٣ ق / ١٩٦٣ م؛
ابن اثیر، علی، الکامل، بیروت، دار الکتاب العربی؛
ابنانباری، عبدالرحمان، نزهة الالباء، به کوشش ابراهیم سامرایی، بغداد، ١٩٥٩ م؛
ابنجوزی، عبدالرحمان، المنتظم، به کوشش محمد عبدالقادر عطا و مصطفى عبدالقادر عطا، بیروت، ١٤١٢ ق / ١٩٩٢ م؛
ابنخلکان، وفیات الاعیان، به کوشش محمد محییالدین عبدالحمید، قاهره، ١٩٤٩ م؛
ابندمیاطی، احمد، المستفاد من ذیل تاریخ بغداد، به کوشش قیصر ابوفرح، بیروت، ١٣٩٩ ق / ١٩٧٨ م؛
ابنعساکر، علی، تاریخ مدینة دمشق، به کوشش علی شیری، بیروت، ١٤٢١ ق / ٢٠٠٠ م؛
ابننقطه، محمد، تکملة الاکمال، به کوشش عبدالقیوم عبد رب النبی، مکه، ١٤٠٨ ق / ١٩٨٧ م؛
ابوالبقاء عکبری، شرح دیوان المتنبی، به کوشش مصطفى سقا و دیگران، بیروت، دارالمعرفه؛
ابوالفدا، المختصر فی اخبار البشر، بیروت، دارالمعرفه؛
اسنوی، عبدالرحیم، طبقات الشافعیة، به کوشش کمال یوسف حوت، بیروت، ١٤٠٧ ق / ١٩٨٧ م؛
اکبری، صاحبعلی، «پژوهشی در منابع و سبک خطیب تبریزی در کتاب الکافی فی العروض و القوافی»، مجلۀ دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی، مشهد، ١٣٨٦ ش، س ٤٠، شم ٣؛
انزابینژاد، رضا، «خطیب پیاده از تبریز تا شام»، مجلۀ دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی تبریز، تبریز، ١٣٦٢ ش، شم ١٢٨- ١٢٩؛
باخرزی، علی، دمیة القصر، به کوشش محمد تونجی، دمشق، ١٣٩١ ق / ١٩٧١ م؛
بغدادی، هدیه؛
تربیت، محمدعلی، دانشمندان آذربایجان، تهران، ١٣١٤ ش؛
حاجیخلیفه، کشف؛
خالصی، حمید حسن، مقدمه بر الکافی فی العروض و القوافی خطیب تبریزی، بغداد، ١٤٠٢ ق / ١٩٨٢ م؛
ذهبی، محمد، سیر اعلام النبلاء، به کوشش شعیب ارنؤوط و محمد نعیم عرقسوسی، بیروت، ١٤٠٥ ق / ١٩٨٤ م؛
راجحی، فاطمه، مقدمه بر الملخص فی اعراب القرآن، کویت، ٢٠٠١ م؛
سیوطی، عبدالرحمان، بغیة الوعاة، به کوشش محمد ابوالفضل ابراهیم، قاهره، ١٣٨٤ ق / ١٩٦٥ م؛
طه حسین، تجدید ذکری ابی العلاء، قاهره، ١٩٦٣ م؛
فرهاد میرزا قاجار، زنبیل، تهران، ١٣٤٥ ش؛
قباوه، فخرالدین، مقدمه بر شرح اختیارات مفضل، بیروت، ١٤٠٧ ق / ١٩٨٧ م؛
قزوینی، زکریا، آثار البلاد، بیروت، ١٣٨٠ ق / ١٩٦٠ م؛
قفطی، علی، انباه الرواة، به کوشش محمد ابوالفضل ابراهیم، قاهره، ١٩٧٣ م؛
کروتکو، جرج، «اثر مجهول لیحیی التبریزی»، مجلة کلیة الادب و الفنون، بغداد، ١٩٥٨ م، ج ٣؛
مدرس، محمدعلی، ریحانة الادب، تهران، ١٣٢٤ ش؛
نصار، حسین، المعجم العربی نشأته و تطوره، قاهره، ١٩٦٨ م؛
یاقوت، ادبا؛
همو، بلدان؛
یمانی، عبدالباقی، اشارة التعیین، به کوشش عبدالمجید دیاب، ریاض، مرکز ملک فیصل للبحوث و الدراسات الاسلامیه؛
نیز:
EI٢;
Encyclopedia of Arabic Literature, eds. J. S. Meisami and P. Strarkey, London / New York, ١٩٩٨;
GAL;
GAS;
Krachkovskiĭ, I., Izbranyye Sochineniya, Moscow / Leningrad, ١٩٥٥;
Krenkow, F., «Tabrīzī’s Kommentar zur Burda des Kaʿb ibn Zuhair», ZDMG, ١٩١١, vol. LXV;
Rescher, O., «Notizen über einige arabische Handschriften aus Brussaer Bibliotheken», ibid, ١٩١٤, vol. LXVIII.
بابک فرزانه