دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٤٠٠ - ابشیهی
ابشیهی
نویسنده (ها) :
آذرتاش آذرنوش
آخرین بروز رسانی :
پنج شنبه ٢٩ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اَبْشیهی، ابوالفتح بهاءالدین محمَد بن احمَد (٧٩٠-٨٥٠ق / ١٣٣٨-١٤٤٦م)، دانشمند شافعی مذهب مصری كه به زادگاهش أَبشُوَیه (به فتح و كسر همزه) از دهكدههای فَیوم منسوب است. از آنجا كه وی بیشتر در المحلّة الكبری میزیست، نسبت «محلّی» نیز به او دادهاند. در دهسالگی قرآن را حفظ كرد و در پی كسب دانش بارها به قاهره رفت و بهویژه در درس جلالالدین بُلْقینی، قاضی القضاة قاهره (د ٨٢٤ق / ١٤٢١م) حضور یافت و گویا در همان احوال با ادیبانی چون ابن فهد، رقیب ابن فارض مناظره داشت. در ٨١٤ق / ١٤١١م حج گزارد و پس از مرگ پدر، خطیب شهر خویش گردید (سخاوی، ٧ / ١٠٩). شاید مراد سخاوی از این شهر، المحله باشد نه ابشویه.
سخاوی (د ٩٠٢ق / ١٤٩٧م) كه تنها منبع شرح احوال اوست، سه كتاب به وی نسبت داده است: ١. اطواق الأزهار علی صدور الأنهار در باب موعظه؛ ٢. كتابی در فن ترسّل و نامهنگاری كه گویا هرگز به پایان نرسیده است. این كتابها هر دو از میان رفتهاند؛ ٣. المسطرف فی كلّ فنّ مستظرف. ابشیهی همۀ شهرت خود را مدیون همین كتاب است. علاوه بر این سه كتاب، سه كتاب، نسخهای خطی به نام تدكرة العارفین و تبصرۀ المستبصرین در خزاین الكتب دمشق موجود است كه بروكلمان (GAL, S, II / ٥٦) در شمار آثار او نهاده است و سركیس (١ / ٢٢) و «دائرةالمعارف اسلام» از او تقلید كردهاند.
گویی در عصر ابشیهی، اهل ادب به نگارش كتابهای دائرةالمعارف گونه و جُنگهای ادبی اقبال تمام داشتهاند. جمالالدین و طواط (د ٧١٨ق / ١٣١٨م)، علاءالدین بهایی (د ٨١٥ق / ١٤١٢م)، شمسالدین نواجی (د ٨٥٩ق / ١٤٥٥م) و حتی بعد از آن داوود انطاكی (د ١٠٠٨ق / ١٥٩٩م) آثاری به همین شیوه تألیف كردهاند (قس: فاخوری، ٦٢٨)؛ اما جُنگ ابشیهی (المستطرف) بیش از همه شهرت یافته و نسخههای خطی آن در همۀ كشورهای اسلامی منتشر شده است. بروكلمان (GAL, II / ٦٩;
GAL, S, II / ٥٦) به ٢٢ نسخه اشاره كرده است، اما اینك دستنوشتههای بیشتری از آن یافت شده است (ظاهریه، ٢ / ٢٢٠-٢٢٣؛ آصفیه، ٤٩٩-٥٠٠؛ تیموریه، ٣ / ٧؛ صوفیا، ١١٦؛ ندوة العلماء، ٣ / ٦٥٤؛ ملك، ١ / ٦٧١-٦٧٢؛ آستان قدس، ٧ / (٢) / ٨٢٨- ٨٢٩؛ شورا، ٧ / ٣٥٣؛ ملی تبریز، ٣ / ١٢٧٠؛ مسجداعظم، ٣٦١؛ رشت و همدان، ١٣٥٧؛ سپهسالار، ٥٦٥؛ مركزی، ١٦ / ٢٢٤؛ مرعشی، ٣ / ٢٧٦-٢٧٧).
علاوه بر این، برخی به تلخیص كتاب پرداختند: المستطلف من المستطرف، المستقطف من المستطرف (GAL, II / ٦٩) نیز تلخیص آن در الظاهریه (٢ / ٢٢٣).
گویا كتاب المستطرف نخستین بار در ١٢٦٨ق / ١٨٥٢م در بولاق به چاپ رسیده و پس از آن بارها انتشار یافته كه آخرین چاپ در ١٩٨٦م در بیروت بوده است. شهرت المستطرف موجب شد كه آن را حتی پیش از آنكه در بولاق به چاپ رسد، به تركی ترجمه كنند (استانبول، ١٢٦١-١٢٦٣ق / ١٨٤٥-١٨٤٧م). سپس ژ. را آن را به فرانسه برگرداند (پاریس ـ تولون، ١٣١٦- ١٣١٩ق / ١٨٩٨-١٩٠١م). ظاهراً دو امر موجب شهرت المستطرف بوده است: یكی آنكه ابشیهی موفق شده بود از معانی دینی و اخلاقی و ادبی، تركیبی فراهم آورد كه با ذوق مسلمانان سدههای ٩ و ١٠ق / ١٥ و ١٦م همسازی تمام داشته باشد و هر مسلمان فرهنگدوست، همۀ مفاهیم و معانی مورد نیاز خود را در آن بازیابد. دوم آنكه شیوۀ نگارش ابشیهی از سادگی و روانی خاصی برخوردار است. وی ــ شاید به سبب عدم تبّحر كافی ــ از تكلّف سجعپردازی و معقّدسرایی و مترادفسازی در امان ماند و به زبانی كه قابل فهم همگان بود، نوشت، چنانكه گاه نمیتوانست از مصطلحات و تركیبات لهجۀ مصری بپرهیزد و به همین سبب است كه سخاوی (٧ / ١٠٩) بر وی خرده میگیرد و مینویسد از آنجا كه به علم نحو احاطه نداشت، اغلاط بسیاری در سخنش راه یافت. آنچه در نظر سخاوی عیب است، اینك زمینۀ مناسبی برای بررسی لهجه و ضربالمثلها و احیاناً برخی خلقیات مصریان آن روزگار است. ابشیهی در مقدمۀ كتاب، برنامهای كه نظم چندان روشنی ندارد، برای كار خود ریخته و چون دیده است كه دانشها در كتابهای گوناگون پراكندهاند، خواسته است همه را (به ویژه اخلاق و ادب را) یكجا جمع كند تا همگان را به كار آید. سپس برخی را به داستانهای دلنشین و نكتههای شادیآفرین آراسته و برخی دیگر را به آیات و احادیث و روایات صحیح مستند كرده است. در اینگونه موارد نیز از ربیع الابرار زمخشری و العقد الفرید ابن عبدربّه سود برده است (حاجی خلیفه، ٢ / ١٦٧٤). وی سپس فهرست كتاب را در ٨٤ باب كه برخی شامل چند فصل است عرضه كرده است. شاید بتوان این فهرست را به ترتیب زیر تقسیمبندی موضوعی كرد: ١. اسلام: مبانی اسلام، قرآن، توكل بر خدا، دعا، توبه، ذكر دنیا و زهد، درود بر پیامبر (ص) (به ترتیب بابهای ١، ٣، ١٠، ٧٧، ٧٩، ٨٣، ٨٤)؛ ٢. زندگی معنوی انسان: عقل و هوش، عشق، قضا و قدر، صبر و تسلی (به ترتیب بابهای ٢، ٧١، ٧٨، ٨٢)؛ ٣. انسان و زندگی مادی او: خوراك و آداب آن، ظاهر انسان و قدّ و شمایل و جامۀ او، زیورآلات و عطریات، جوانی و پیری و تندرستی و بیماری، اسم و كنیه و لقب، سفر، مالپرستی، فقر، طلب، كمك، هدایا، كار و كسب و پیشه، گله از سختی روزگار، گشایش پس از تنگی، برده، كنیز، آوازخوانان، كنیزكان آوازخوان، زن، باده، شوخی، پزشكی و داروشناسی، مرگ (به ترتیب بابهای ٣٥، ٤٦ تا ٥٨، ٦٩، ٧٠، ٧٣، تا ٧٥، ٨٠، ٨١)؛ ٤. زندگی سیاسی و اجتماعی: شاهان و سلاطین و اطاعت و اولوالأمر از آنان، آداب معاشرت با سلطان و وزیران و بزرگان دولت، قضاوت و قاضیان، احوال كارگزاران و مالیاتگیری و اهل ذمّه (به ترتیب بابهای ١٤ تا ١٨، ٢١)؛ ٥. اخلاق و آداب: پند و اندرز، رایزنی، وصایا و مواعظ، پرهیز از زباندرازی، عدل و احسان و انصاف، ستم، نیكی، اخلاق نیك، حسن معاشرت، مهربانی، آزرم و فروتنی، خودپسندی، فخر، شرف و سروری، نیكی و ذكر صحابه و اولیا، مناقب صالحان و اولیا، اشرار، بخشندگی، بخل، عفو و بردباری، وفا به عهد، رازداری، غدر و خیانت، شجاعت، شجاعان و ترسویان، صدق و كذب، نیكی با پدر با مادر (به ترتیب بابهای ١١ تا ١٣، ١٩، ٢٠، ٢٢ تا ٣٤، ٣٦ تا ٤١، ٤٤، ٤٥)؛ ٦. ادبیات و علم: فضیلت علم و ادب، آداب و حِكَم، امثال، بلاغت و فصاحت، جوابهای دندانشكن، خطبه و شعر و سرقات، مدح، هجا، لحن و آواز، شعرِ سبكِ نكتهآمیز، نوادر و حكایات (به ترتیب بابهای ٦ تا ٩، ٤٢، ٤٣، ٦٨، ٧٢، ٧٦)؛ ٧. فرهنگ عرب: اخبار عرب، كهانه و قیافه و زجر، خیل و جز آن (به ترتیب بابهای ٥٩ تا ٦١)؛ ٨. پراكنده: حیوان، عجایب مخلوقات، پریان، دریاها و نهرها و چاهها، عجایب زمین از كوهها، شهرها و سنگها (به ترتیب بابهای ٦٢ تا ٦٧).
مآخذ
آستان قدس، فهرست؛
آصفیه، خطی؛
ابشیهی، محمدبن احمد، المستطرف فی كل فن مستظرف، قاهره، ١٣٧١ق، مقدمه؛
ازهریه، فهرست، ٥ / ٢٥٢؛
تیموریه، فهرست؛
حاجی خلیفه، كشف الظنون، استانبول، ١٩٤١م؛
رشت و همدان، خطی؛
سپهسالار، خطی؛
سخاوی، محمدبن عبدالله، الضوء اللاّمع، قاهره، ١٣٥٤ق؛
سركیس، چاپی؛
شورا، خطی؛
صوفیا، خطی؛
ظاهریة، فهرست؛
فاخوری، حنا، تاریخ ادبیات زبان عربی، ترجمۀ عبدالمحمد آیتی، تهران، ١٣٦١ش؛
مرعشی، خطی؛
مركزی و مركز اسناد، خطی؛
مسجد اعظم، خطی؛
مشار، چاپی عربی؛
ملك، خطی؛
ملی تبریز، خطی، نیز:EI٢ ;
GAL;
GAL, S.
آذرتاش آذرنوش