دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٢٤٧ - برجی
برجی
نویسنده (ها) :
رضوان مساح
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ٢٠ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
بَرْجی، ابوالقاسم محمد بن یحییٰ غسّانی (٧١٠-٧٨٦ق/ ١٣١٠-١٣٨٤م)، قاضی، کاتب و ادیب اندلسی. وی در بَرجه در نزدیکی غرناطه (نک: یاقوت، ١/٥٥١) به دنیا آمد و در همانجا به تحصیل علم پرداخت (ابن خلدون، ٦٤).
برجی نزد پدر و دیگران قرائات هفتگانه را آموخت و حدیث را از ابواسحاق ابن ابی العاص بر اساس مسندهای پنجگانه فراگرفت. از دیگر استادان وی میتوان طنجالی، ابوجعفر ابن زیات، عبدالمهیمن حضرمی، ابنجابر وادی آشی، ابن هدیۀقرشی، مجاصی، خلیل مکی و عبدالله یافعی را نام برد (بابا تنبکتی، ١/٤٥٠). برجی شعر نیز نیکو میسرود و خطی خوش داشت (ابن خطیب، الاحاطة...، ٢/٢٩٤؛ ابن قاضی، ١/٣١١؛ مقری، ٦/٦٩).
به گفتۀ ابن خلدون (ص ٦٤-٦٥)، وی در ٧٤٠ق/١٣٣٩م راهی بجایه در افریقیه شد و به خدمت امیر حفصی، ابو زکریا بن سلطان ابو یحییٰ، درآمد و دبیری وی را عهدهدار شد. پس از درگذشت ابو زکریا به خدمت پسر وی امیر محمد کمر بست و همچنان در آن مقام بود تا سلطان ابوالحسن علی به عثمان، دهمین سلطان مرینی (حک ٧٣٢-٧٤٩ق/١٣٣٢-١٣٤٨م) به افریقیه حمله برد و بر بجایه دست یافت و امیر محمد و خانوادهاش را به تلمسان، در مغرب میانه تبعید کرد و برجی نیز ناگزیر راهی تلمسان شد. وی که گویا در آن زمان شهرتی کسب کرده بود، در آنجا به خدمت سلطان ابو عنان (حک ٧٤٩-٧٥٩ق/١٣٤٨-١٣٥٨م)، پسر سلطان ابو الحسن که در آن زمان در بجایه حکومت میراند، درآمد و عهدهدار کتابت وی شد. برجی یک بار نیز حج گزارد (ابنخطیب، همانجا؛ ابنخلدون، ٦٥؛ ابن قاضی، مقری، همانجاها).
بجز اینها، برجی به عنوان سفیر به سرزمینهایی چون مصر و قشتاله فرستاده شد (ابنخطیب، الکتیبة...، ٢٥١؛ ابن قاضی، ١/٣١٢؛ مقری، ٦/٧٤)؛ ازجمله وی در ٧٥٦ق/١٣٥٥م از جانب ابوعنان به مصر رفت تا در مراسم خاص «مولودی خوانی و تقدیم مدحنامۀ سلطان به مزار حضرت رسول(ص)» شرکت کند (دربارۀ این مراسم، نک: عبادی، ٣٨٢؛ طنجی، ٢٤٨). در بازگشت، وصفهای وی از شگفتیها و دیدنیهای مصر برای سلطان و حاضران بسیار جالب توجه بوده است (ابنخلدون، ٢٤٨؛ مقری، ٥/٢٥٥-٢٥٦؛ ابنخطیب، الاحاطة، ٢/٢٩٥-٢٩٩).
در ٧٤٩ق/١٣٤٨م ابو عنان خود زمام امور را به دست گرفت و برجی را همراه خود به فاس در مغرب اقصیٰ برد. ابو عنان این بار مقامی را که شایستۀ برجی بود، به وی نداد، زیرا محمد بن ابیعمر و ادارۀ امور را در دست داشت و برجی تنها به همکاری با وی بسنده کرد، تا آنکه ابو عنان کشته شد (ابن خلدون، ٦٥) و او به خدمت پسرش محمد دوم (حک ٧٥٩-٧٦٠ق/١٣٥٨-١٣٥٩م) درآمد و قاضی فاس شد. پس از آن به خدمت برادر ابو عنان، ابوسالم علی دوم (حک ٧٦٠-٧٦٢ق) درآمد و کار کتابت وی را به عهده گرفت، تا اینکه ابن مرزوق ابو عبدالله محمد ابن احمد بر ابوسالم غالب آمد و برجی از کار برکنار شد. وی پس از این فقط به کار قضا در سپاه پرداخت، تا سرانجام چشم از جهان فروبست (ابنخطیب، همان، ٢/٢٩٤؛ ابنخلدون، همانجا؛ ابنقاضی، ١/٣١١).
برجی با ابن خطیب (د ٧٧٦-١٣٧٤م) معاصر بود و در شعری او را مخاطب قرار داده، و برای یکی از دوستانش از وی شفاعت خواسته است (ابنخطیب، الکتیبة، ٢٥١-٢٥٢). در هیچیک از منابع به دیوان وی اشاره نشده است، اما اشعاری که از وی باقیمانده، حدود ١٠٢ بیت است؛ از جمله یک قصیدۀ بائیه در ٨٢ بیت است که به مناسبت تولد حضرت رسول(ص) سروده، و در حضور ملک مصر برخوانده است (همان، ٢٥٢-٢٥٤، نیز الاحاطة، ٢/٢٩٥-٢٩٩، ٦/٧٠-٧٢؛ برای بقیۀ اشعار وی، نک: همو، الکتیبة، ٢٥١-٢٥٢؛ ابنقاضی، ١/٣١١-٣١٢).
مآخذ
ابن خطیب، محمد، الاحاطة فی اخبار غرناطة، به کوشش محمد عبدالله عنان، قاهره، ١٣٩٤ق؛
همو، الکتیبة الکامنة، به کوشش احسان عباس، بیروت، ١٩٦٣م؛
ابن خلدون، التعریف، به کوشش محمد بن تاویت طنجی، قاهره ١٣٧٠ق؛
ابن قاضی مکناسی، احمد، جزوة الاقتباس، رباط، ١٩٧٣م؛
بابا تنبکتسی، احمد، نیل الابتهاج، به کوشش عبدالحمید عبدالله هرامه، طرابلس، ١٤٠٩ق/١٩٨٩م؛
طنجی، محمد بن تاویت تعلیقات بر التعریف (نک: هم ، ابن خلدون)؛
عبادی، احمد مختار و عبدالعزیز اهوانی، حاشیه بر نفاضة الجراب ابن خطیب، قاهره، دارالکاتِب العربی؛
مقری، احمد، نفح الطیب، به کوشش احسان عباس، ١٣٨٨ق/١٩٦٨م؛
یاقوت، بلدان.
رضوان مساح