دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٢٦٩ - بکری، ابوالنجم
بکری، ابوالنجم
نویسنده (ها) :
ایران ناز کاشیان
آخرین بروز رسانی :
شنبه ٣١ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
بَكْری، ابوالنجم محمد توفیق بن علی بن محمد (١٢٨٧-١٣٥١ق / ١٨٧٠-١٩٣٢م)، ادیب، شاعر، صوفی و اشرافزادۀ متدین و دولتمرد مصری. وی از یك سو به خلیفه ابوبكر منسوب، و از سویی سبباً به خاندان امام حسن بن علی (ع) وابسته است (فهمی، ٢٢-٢٣؛ عقاد، ٤٣).
بكری در قاهره چشم به جهان گشود و پس از طی آموزشهای اولیه، در مدرسهای كه خدیو توفیق برای فرزندان خویش تأسیس كرده بود، به تحصیل پرداخت (فهمی، ٢٧- ٢٨)؛ اما این مدرسه در ١٣٠٢ق / ١٨٨٥م تعطیل شد و او ناچار با آموزگارانی كه به خانه میآمدند، به تحصیل ادامه داد و در ١٨٨٩م موفق به اخذ مدرك پایان دورۀ دبیرستان شد و سپس چندی در خدمت شیخ ازهر انبابی درس خواند و از او «اجازه» دریافت داشت (دسوقی، ٢ / ٤٢١). افزون بر اینها، بكری با دانشهای نوین آشنا شد و زبانهای خارجی، بهویژه فرانسه را نیز در كنار علوم عربی و دینی نیك آموخت (فهمی، ٤٤؛ جندی، ٨٦؛ داغر، ٢ / ٢٠٧؛ كردعلی، ١ / ٣٤؛ عقاد، همانجا).
از همان دوران كودكی رقابت میان بكری و عباس حلمی كه بعدها خدیو مصر (نک : ١٣٠٩-١٣٣٢ق / ١٨٩٢-١٩١٤م) شد، آغاز گردید (فهمی، ٢٩؛ جندی، همانجا). از قضا در ١٣٠٩ق، ١٢ روز پس از مرگ خدیو توفیق و انتصاب عباس حلمی به حكومت مصر (نک : حلمی، ٤٥، ٤٦)، عبدالباقی، برادر ارشد بكری نیز از دنیا رفت و تمامی مناصب وی به صورت موروثی به بكری منتقل شد (فهمی، ٣٢-٣٧؛ زیدان، ٣٣٢-٣٣٣؛ قس: جندی، همانجا؛ نیز نک : یونگ،١٢٥-١٢٨ ). به این ترتیب، كرسیهای «ریاست سادات بكریه»، «ریاست صوفیه» و «نقابت اشراف» از طرف عباس حلمی دوم به وی تفویض شد و نیز به عنوان عضو دائم در مجلس قانونگذاری و مجمع عمومی انتخاب گردید. علاوه بر این، خلعت رسمی درجۀ اول و نشان عالی درجۀ دوم نیز به وی اعطا شد (فهمی، ٣٢؛ دسوقی، ٢ / ٤٢٢؛ جندی، همانجا).
وی از همان آغازِ كار با انتشار مقالهای با عنوان «اصلاح الطرق الصوفیه» در روزنامۀ المؤید به اصلاح قواعد دست و پاگیر و تشریفات زاید دست زد و كوشید با تدوین كتابهایی ویژۀ آموزش صوفیان همچون التعلیم و الارشاد (نک : دنبالۀ مقاله) تعلیمات صوفیه را منضبط سازد (فهمی، ٣٩-٤١؛ دسوقی، ٢ / ٤٢٤؛ یونگ،١٣٢-١٣٦ ).
حضور فرهنگهای بیگانه در مصر و شام،و شیوع واژههای اروپایی، بكری را به فكر اصلاح زبان و ایجاد انجمنی در جهت رفع این معضل ترغیب كرد. به همین سبب، نخستین جلسه «فرهنگستان زبان و ادب عربی» در منزل بكری تشكیل شد. اعضای این مجلس بزرگانی چون شنقیطی، محمد عبده، حفنی ناصف و ... بودند و ریاست اولین جلسه را بكری خود بر عهده داشت (فهمی، ٦١-٦٣؛ مغربی، ٣٠٨- ٣٠٩). از اهداف این فرهنگستان، پالایش زبان، معادلیابی و وضع واژههای عربی به جای واژههای دخیل بود (فهمی، ٦٣-٦٥).
سفر به اروپا در ١٣١١ق / ١٨٩٣م او را در آراء و نظریات خود در زمینه اصلاحگرایی استوارتر كرد. دیدار از شهرهای بزرگی همچون پاریس، وین و استانبول، و به ویژه دیدار او با سید جمالالدین افكار تازهای در او ایجاد كرد كه خود پایههای اولیۀ تألیف المستقبل للاسلام او را تشكیل داد؛ در سفر به استانبول بود كه مورد استقبال سلطان عبدالمجید قرار گرفت و نشان اول عثمانی به وی اعطا شد (همو، ٤٢-٥٠؛ دسوقی، ٢ / ٤٢٢).
همزمان با كابینۀ جدید مصطفى فهمی در اواخر سال ١٨٩٥م، محمدتوفیق بكری برای اصلاح مقررات، به منظور كسب استقلال، سخت كوشید، اما اصلاحات پیشنهادی وی از نظر نخست وزیر قابل پذیرش نبود (یونگ،١٣٦ ). عباس حلمی كه از بلندپروازیهای بكری برای كسب اعتبار سیاسی سخت نگران شده بود، موجبات استعفای بكری را از مقام نقابت اشراف فراهم آورد و بكری مجبور شد در همان سال از آن مقام كنارهگیری كند (فهمی، ٩٢؛ دسوقی، همانجا)؛ بدین ترتیب، روابط میان خدیو و بكری رو به وخامت گذارد. بحران این روابط با قصیدهای كه بكری در ١٣١٥ق / ١٨٩٧م در وصف پیروزی سلطان عبدالحمید عثمانی در جنگ یونان سروده، و موفق به دریافت نشان گردیده بود، بیشتر شد (بیطار، ٤٣٠-٤٣٢؛ نیز نک : دسوقی، ٢ / ٤٣٣). افزون بر این، قصیدهای هم در ذم خدیو در روزنامۀ الصاعقه چاپ شد كه ظاهراً به تحریك بكری سروده شده بود (جندی، ٨٧- ٨٨؛ صبری، ٢ / ١١٤-١١٥).
این عوامل و عوامل دیگری كه یكی پس از دیگری رخ داد، سبب شد بكری گرفتار محاكمات قضایی گردد. در این میان، حمایت انگلیس از مخالفان خدیو كاملاً آشكار بود؛ چه، لرد كرومر كنسول انگلیس در مصر رسماً از بكری در برابر خدیو حمایت كرد (حسین، ١ / ١١٠-١١١). اگرچه بكری با نفوذ رسمی تركان بیشتر موافق بود، با این حال، با هرگونه وابستگی مخالفت میكرد و داعیه «مصر از آن مصریان» شعار همیشگی او بود (همو، ١ / ٦٤، ٦٥ -٦٦؛ جندی، ٨٧).
خدیو برای بهبود اوضاع، سیاست خود را تغییر داد و به ملتگرایان روی آورد (فهمی، ١٠٢-١٠٣). با بهبود روابط خدیو و بكری، نقابت اشراف در ١٣٢١ق / ١٩٠٣م دوباره به بكری تفویض شد. بدین ترتیب، بكری در سیاست خدیو وارد شد. از جملۀ اقدامات او در این زمان میتوان به تلاش وی در خلع مفتی مصر محمد عبده كه سخت مورد حمایت لرد كرومر بود، اشاره كرد (دسوقی، ٢ / ٤٢٢؛ یونگ، ١٨٥؛EI², S) شاید از همین رو بود كه در نامه سرگشاده به ولیعهد انگلستان هنگام بازدید از مصر جانب احتیاط را رعایت كرد (فهمی، ٧٤-٧٥؛ مجاهد، ٢ / ٥٤٩).
بكری كه خود را سخت متعهد به اسلام میدانست، به پیشنهاد اسماعیل گاسپرالی (برای شرح احوال او، نک : EI٢, II / ٩٧٩-٩٨١). در ١٩٠٧م همایشی با عنوان «المؤتمر الاسلامی العام» متشكل از ٦٠ تن از دانشمندان و نویسندگان تشكیل داد. یكی از موضوعات مورد بحث كنفرانس بررسی علل عقبماندگی مسلمانان بود (فهمی، ٨٤-٨٥؛ جندی، ٩١-٩٢؛ یونگ، ١٨٦، حاشیۀ ٢٥٥ ).
هنگامیكه اِلدن گرست جانشین لرد كرومر شد، توانست حمایت عباس حلمی را در تأیید سیاست انگلیس به دست آورد. در نتیجه از ١٩٠٧م به بعد روابط بكری و خدیو رو به تیرگی گرایید (فهمی، ١٠٦-١٠٧) و با انتخاب حسین كامل به سمت ریاست مجلس قانونگذاری، بكری ناچار به استعفا شد و از طرفی ریاست طریقههای صوفیه را نیز به پسر برادرش عبدالحمید بكری سپرد (همو، ١١٠-١١١).
زندگی علمی و سیاسی بكری چندان به درازا نكشید و عملاً از ١٩١١م به بعد با ترك سمتهای متعدد سیاسی، اجتماعی و فرهنگی از صحنه سیاست پرتلاطم مصر دور شد (جندی، ٨٦). نگرانیها و عدم امنیت، او را چنان دچار اوهام نمود كه حتى به نزدیكترین اعضای خانواده خود نیز اعتماد نداشت. به ناچار او را در ١٩١٢م به بیمارستانی در لبنان منتقل كردند. بكری بیش از ١٦ سال در بیمارستان بستری بود، در حالی كه مصر با بحرانهای عظیمی دست و پنجه نرم میكرد، و شگفت آنكه پس از سالها از مردی پر جلال و جبروت، مجنون ژولیدهای مانده بود كه حتى مصر نیز او را از یاد برده بود. وی با تلاش دوستانش، به ویژه یوسف سركیس در ١٣٤٧ق / ١٩٢٨م با تنی رنجور به مصر بازگشت و در وطن خود درگذشت (جندی، ٩٢-٩٣؛ فهمی، ١١٢-١١٧).
بكری را میتوان یكی از آخرین نمایندگان سبك كلاسیك ادب عرب به شمار آورد. وی به سبك شعرای عباسی شعر میسرود و در نثر شیوه مقامات حریری را برگزیده بود: نثری مصنوع، پرتكلف و ملالآور كه خاطره نثر شعرگونه (= سجع) را تداعی میكرد (برای اطلاع بیشتر، نک : عقاد، ٤٨-٥٠؛ دسوقی، ٢ / ٤١١؛ نیز برای نمونههایی از نظم و نثر وی، نک : بكری، «آیات ... »، ١٢٦- ١٢٩، «وصف ... »، ٥٠٣-٥٠٤).
آثـار
الف ـ چاپی
١. . اراجیز العرب. این اثر با مقدمهای در باب «رجز» آغاز میشود و با شرح و تفسیر معانی و لغات غریب گزیدههایی از رجزسرایان عرب ادامه مییابد (نک : ص ٢). برخی از قصاید این مجموعه، در دیوانی گردآوری نشده است (شیخو، ١٨٣). این كتاب در قاهره (١٣١٣ق/١٨٩٥م و ١٣٤٦ق/١٩٢٧م) به كوشش محمد حجاج كتبی به چاپ رسیده است. ٢. بیت السادة الوفائیة، در تاریخ سادات وفایی (قاهره، ١٣٢٣ق). ٣. بیت الصدیق، در تاریخ سادات بكری از ایام فتوح تا زمان مؤلف (قاهره، ١٣٢٣ق/١٩٠٥م). ٤. التعلیم و الارشاد. این كتاب آموزشی، در حقیقت به سفارش بكری و توسط یكی از رجال صوفیه تألیف شده است (قاهره، ١٣١٧ق). ٥. سحر البلاغة، با شرح عثمان شاكر (قاهره، ١٣٤٤ق/١٩٢٦م). ٦. صهاریج اللؤلؤ، جُنگ گونهای از نظم و نثر متقدمان، پرتكلف، با الفاظ غریب همراه با شرح احمد ابن امین شنقیطی و ابوبكر محمدلطفی مصری (قاهره، ١٩٠٦م، ١٩٠٧م و ١٩١٧م). ٧. فحول البلاغه، گزیدههایی از اشعار ٨ تن از بزرگان شعر و ادب عصر عباسی (قاهره، ١٣١٣ق). ٨. المستقبل للاسلام. وی در این اثر علاوهبر پرداختن به دغدغههای كشورهای اسلامی و چشمانداز آینده به نقش چشمگیر فرقههای صوفی در انتشار اسلام در طول سدۀ ١٩م در افریقا نیز میپردازد (قاهره، ١٣١٠ق و ١٣٦٨ق).
ب ـ خطی
١. تراجم بعض رجال الصوفیة. وی دره این اثر شرح احوال ٧٦ تن از بزرگان صوفیه را گردآوری نموده است. نسخهای از این اثر در دارالكتب موجود است (دارالكتب، ٨/٩٤). ٢. نشأة التصوف و الصوفیة. از این كتاب نیز نسخهای در همانجا موجود است (همان، ٨ / ٢٦٨).
مآخذ
بكری، محمدتوفیق، «آیات الفصاحة العربیة»، المقتطف، قاهره، ١٣١٧ق / ١٩٠٠م، س ٢٤، شم ٢؛
همو، اراجیز العرب، قاهره، ١٣٤٦ق؛
همو، «وصف مصر»، المقتطف، ١٣١٨ق / ١٩٠٠م، س ٢٥، شم ٥؛
بیطار، عبدالرزاق، حلیة البشر، به كوشش محمد بهجت بیطار، دمشق، ١٣٨٠ق / ١٩٦١م؛
جندی، انور، اعلام و اصحاب اقلام، قاهره، ١٩٦٨م؛
حسین، محمدمحمد، الاتجاهات الوطنیة فی الادب المعاصر، بیروت، ١٤٠٣ق / ١٩٨٢م؛
حلمی، عباس، عهدی (مذكرات)، ترجمه جلال یحیى، قاهره، ١٤١٣ق / ١٩٩٣م؛
دارالكتب، فهرست؛
داغر، یوسف اسعد، مصادر الدراسة الادبیة، بیروت، ١٩٨٣م؛
دسوقی، عمر، فی الادب الحدیث، قاهره، ١٩٧٠م؛
زیدان، جرجی، «تاریخ التمدن الاسلامی»، المؤلفات الكاملة، بیروت، ١٤٠٢ق / ١٩٨٢م، ج ١١؛
شیخو، لویس، تاریخ الآداب العربیة فی الربع الاول من القرن العشرین، بیروت، ١٩٢٦م؛
صبری، محمد، الشوقیات المجهولة، بیروت، دارالمسیره؛
عقاد، عباس محمود، شعراء مصر و بیئاتهم فی الجیل الماضی، بیروت، منشورات المكتبة العصریه؛
فهمی، ماهر حسن، محمدتوفیق البكری، قاهره، ١٩٦٧م؛
كردعلی، محمد، المذكرات، دمشق، ١٣٦٧ق / ١٩٤٨م؛
مجاهد، زكی محمد، الاعلام الشرقیة، بیروت، ١٩٩٤م؛
مغربی، عبدالقادر، «مجامعنا اللغویة و اوضاعها»، مجلة المجمع العلمی العربی، دمشق، ١٣٦٧ق / ١٩٤٨م، س ٢٣، شم ١؛
نیز:
EI²;
EI², S;
Jong, F. de, Turuq and Turuq-Linked Institutions in Nineteenth Century Egypt,
ایرانناز كاشیان