دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٨٢٥ - ابراهیم بن سیابه
ابراهیم بن سیابه
نویسنده (ها) :
معصومه سالک
آخرین بروز رسانی :
جمعه ١٦ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اِبْراهیمِ بْنِ سَیابه، یا سَیّابه (نه «شبابه»: ابن جوزی، ٥ / ١١٩)، شاعر هزلگوی قرن ٢ ق / ٨ م هم روزگار با مهدی خلیفۀ عباسی. ابن جوزی سال مرگش را ٢٧٨ ق / ٨٩١ م آورده (٥ / ١١٩) که نادرست است. بنابر اقوال مختلف پدر یا جدّش حَجّام و از آزادشدگان هاشمیان بود (اصفهانی، ١١ / ٦؛ ابن معتز، ٩٣، ٤٣١؛ قس: ابن قتیبه، ٢ / ٤٧) و به سبب همین پیشه عتبۀ اعور، وی را هجا گفته است. منابع کهنتر او را به فصاحت و ظرافت طبع ستودهاند (ابن معتز، ٩٣) و اشعار به جای مانده از او نیز خالی از لطف نیست، اما اصفهانی وی را از شاعران متوسط روزگار خود شمرده و شعرش را سبک خوانده است (١١ / ٦). دوستی وی با ابراهیم موصلی و پسرش اسحاق سبب شهرت او شد، زیرا آن دو اشعار وی را در الحانی که خود میپرداختند، در مجالس خلفا و وزرا میخواندند (همانجا)، همین امر باعث آشنایی وی با وزیرانی چون یحیی بن خالد برمکی (د ١٩٠ ق / ٨٠٦ م) و فضل ابن ربیع (د ٢٠٨ ق / ٨٢٣ م) شد. شهرت او در این زمان به اندازهای بوده است که چون به کفر و زندقه متهم شد، مهدی، خلیفۀ عباسی (د ١٥٨ ق / ٧٧٥ م) فرمان داد که برای روشن شدن اتهام وی کتابهایش را بررسی کنند و چون در آنها مطلبی دالّ بر کفر وی نیافتند، او را امان داد و کار کتابت خود را به او سپرد، اما پس از چندی، چون آثار کفر و زندقه در رفتار و گفتار وی آشکار شد، خلیفه او را از خود براند و در نتیجه تنگدست شد و کارش به گدایی انجامید (ابن معتز، ٩٣). دو «اعتذاریّه» از او در دست است: یکی منثور و دیگری منظوم. نخستین آن دو، نامهای است خطاب به یحیی برمکی به نثر مسجّع وخالی از تکلّف و تعقید که مردمان بغداد آن را از بر داشتند (جاحظ، البیان، ٤٩٣؛ جهشیاری، ١٥٧). شاید تازگی این گونه نثر موجب اقبال بغدادیان به آن نثر بوده است و دومین آن قطعه شعری است با همان مضامین، شامل ٥ بیت در اعتذار و اظهار فقر و ناتوانی و عجز که به خدمت فضلبن ربیع فرستاد. این قطعه آن چنان مؤثر افتاد که فضل گریست و به او ٠٠٠‘١٠ درهم جایزه داد. پس از این حوادث آنچه از زندگی او میدانیم، منحصر بر چند داستان است که همه بر فساد اخلاق و نکتهپردازی و بیبندوباری او دلالت دارد. یکی از این داستانها نشان میدهد که وی با بَشّار نیز آشنایی داشته است (اصفهانی، ١١ / ٨). داستانی دیگر اشاره میکند که وی به نیشابور نیز سفر کرده است (همو، ١٢ / ٩٢؛ ابن جوزی، ٥ / ١١٩). در داستانی دیگر میبینیم که تنگدستی وی را وا داشته است که از یاران تقاضای کمک کند (اصفهانی، ١١ / ٧؛ جاحظ، البخلاء، ٢٩٥-٢٩٦).
از مجموعۀ آثار او ٥ قطعۀ کوتاه در اغانی و یک قطعۀ پنج بیتی زیبا در طبقات آمده است که در ضمن آن از تنگدستی و از اینکه به کفر متهمش کردهاند، مینالد (اصفهانی، ١١ / ٦- ٨؛ ابنعتز، ٩٣).
مآخذ
ابن جوزی، عبدالرحمن، المنتظم، حیدرآباد دکن، ١٣٥٧ ق؛
ابن معتز، عبداللـه، طبقات الشعراء، تحقیق عبدالستار احمد فراج، مصر، ١٣٧٥ ق؛
ابن قتیبه، عبداللـهبن مسلم، عیون الاخبار، بیروت، ١٣٤٣ ق، ١ / ٢٩٣؛
اصفهانی، ابوالفرج، الاغانی، بیروت، ١٩٧٠ م؛
جاحظ، عمروبن بحر، البیان و التّبیین، بیروت، ١٩٦٨ م؛
همو، البخلاء، بیروت، دارصادر؛
جمشیاری، محمدبن عبدوس، کتاب الوزراء و الکتاب، به کوشش عبداللـه الصاوی، قاهره، ١٣٥٧ ق / ١٩٣٨ م.
معصومه سالک