دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٦٤٤ - حسون
حسون
نویسنده (ها) :
بابک فرزانه
آخرین بروز رسانی :
دوشنبه ١٣ آبان ١٣٩٨
تاریخچه مقاله
حَسُّون، رِزقالله، شاعر و روزنامهنگار ارمنیتبار (١٢٤١-١٢٩٨ ق / ١٨٢٥-١٨٨٠ م).
خاندان حسون در ایران (یا دیاربکر، که در همسایگی ایران قرار داشت) زندگی میکردند؛ اما بعدها نیای بزرگ او به حلب مهاجرت کرد. حسون در حلب متولد شد و در همانجا علوم مقدماتی و خوشنویسی را فراگرفت. سپس برای تحصیل علوم دینی به دیر بزُمّار (مدرسۀ راهبان ارمنی کاتولیک واقع در کسروان از شهرستانهای استان «جبل لبنان») رفت و در آنجا زبانهای فرانسوی، ترکی، ارمنی، عربی و نیز ریاضیات را آموخت، آنگاه به زادگاه خود حلب بازگشت و چندی به تجارت پرداخت. در همین زمان بهعنوان مترجم در کنسولگری اتریش بهکار پرداخت و سپس راهی اروپا شد و در آنجا، با مظاهر تمدن نوین آشنا گشت. وی پس از پایان سفر در اروپا، به مصر رفت و به استنساخ نسخههای خطی پرداخت (کیالی، ٤٧- ٤٨؛ داغر، ٢ / ٣٠٨؛ زیدان، ٢ / ١٢٦؛ معلوف، ٣٦(٣) / ٢٢٥- ٢٢٦)، آنگاه به استانبول سفر کرد و در آنجا بـه خدمت ابوبکر آغاقباقیبی ــ که از بزرگان و ثروتمندان آن دیار بود ــ رسید و با حمایت وی به استخدام دولت درآمد و با دختر یوسف چلبی حجار ازدواج کرد (زیدان، ٢ / ١٢٦-١٢٧؛ معلوف، ٣٦(٣) / ٢٢٦). او در این شهر با بسیاری از شخصیتهای شرقی و غربی آشنا شد و با ادیبان همعصر خود چون نصرالله طرابلسی، احمد فارس شدیاق و بطرس کرامه نیز مکاتباتی داشت (نک : همو، ٣٦(٣) / ٢٢٦-٢٢٧).
زمانی که او در استانبول بود، جنگ کریمه (١٢٦٩-١٢٧٢ ق / ١٨٥٣- ١٨٥٦ م) بهوقوع پیوست. در ١٢٧٠ ق / ١٨٥٤ م حسون تصمیم گرفت که روزنامۀ مرآة الاحوال را که نخستین روزنامۀ عربیزبان در استانبول بود، منتشر کند. مقالههای سیاسی او دربارۀ جنگ در این روزنامه سبب شهرت وی و ارتباطش با دولتمردان و گروههای سیاسی گردید (طرازی، ٢ / ٢٤٨؛ معلوف، ٣٦(٣) / ٢٢٧؛ کیالی، ٤٨؛ زیدان، ٢ / ١٢٨).
در ١٢٧٦ ق / ١٨٦٠ م، فؤاد پاشا وزیر امور خارجۀ وقت، برای میانجیگری و جلوگیری از مداخلۀ نیروهای خارجی در حوادث داخلی سوریه (نهضت ضد مسیحی و کشتار مسیحیان مارونی توسط دروزیه و همدستانشان) به آن کشور فرستاده شد و حسون نیز بهعنوان مترجم، او را همراهی کرد (کیالی، همانجا؛ طباخ، ٧ / ٣٦٦؛ زیدان، همانجا).
حسون در دمشق به امیر عبدالقادر جزائری پیوست و در قصایدی او را ستود؛ همچنین در این شهر نسخههای خطی ارزشمندی یافت و بر آنها تعلیقاتی نوشت که بعدها مورد استفادۀ خاورشناسان قرارگرفت. یک سال بعد (١٨٦١ م)، حسون به همراه فؤاد پاشا که برای احراز منصب نخستوزیری برگزیده شده بود، به آستانه بازگشت و منشی ویژۀ او شد. وی بار دیگر، در ١٨٦٢م، در سفر به لندن با فؤاد پاشا همراه شد و پس از بازگشت، نظارت گمرک تنباکو بدو سپرده شد؛ اما به دستدرازی در واردات و اختلاس مبلغی هنگفت، متهم و زندانی شد. حسون در زندان با سرودن قصایدی کوشید تا رضایت فؤاد پاشا را به دست آورد، اما موفق نشد. وی سرانجام از زندان گریخت و از راه قفقاز به روسیه رفت و چندسالی در پترزبورگ اقامت کرد و در آنجا این فرصت را یافت تا به انتقاد از دولت عثمانی بپردازد (کیالی، ٤٨- ٤٩؛ طباخ، ٧ / ٣٦٦-٣٦٧؛ داغر، همانجا؛ معلوف، ٣٦(٣) / ٢٢٨، ٣٦(٤) / ٣٢٢؛ کراچکوفسکی، ٢٠). حسون همچنین کوشید تا مساعدت تزار الکساندر دوم را برای تشکیل دولت مستقل عربی جلب نماید، اما موفق نشد (همانجا؛ زرکلی، ٣ / ١٩)؛ ازاینرو، به لندن رفت و در آنجا بار دیگر به نشر روزنامۀ مرآةالاحوال به سردبیری عبدالله مرّاش پرداخت (١٢٩٣ ق / ١٨٧٦ م) تا از طریق آن، سیاستهای دولت عثمانی را مورد انتقاد و نکوهش قرار دهد (کیالی، ٤٩؛ زیدان، ٢ / ١٢٩؛ طرازی، ٢ / ٢٤٨، ٢٧٩-٢٨٠؛ هوار، ٤٣٤).
از آنجا که میان او و احمد فارس شدیاق جدال ادبی سختی درگرفته بود، در کنار مرآة الاحوال، نشریۀ ادبی دیگری با عنوان رجوم و غساق الى فارس الشدیاق منتشر کرد که تنها دو شماره از آن بهچاپ رسید (١٢٨٥ ق / ١٨٦٨ م). حسون در ١٢٩٦ ق / ١٨٧٩ م مجلۀ حل المسألتین الشرقیة و المصریة را منتشر کرد و در آن به تشریح سیاست مصر و خاور نزدیک پرداخت (طرازی، ٢ / ٢٥١؛ داغر، همانجا؛ آلجندی، ٢ / ١٨؛ نیز II / ٧٥٨ GAL, S,).
حسون پس از آنکه در عالم سیاست موفقیتی بهدست نیاورد، به علم و دانش و ادبیات روی کرد. او در لندن به مطالعه و آموزش پرداخت و بیش از ٢٠ نسخه را با خط زیبای خود استنساخ کرد که برخی از آنها عبارتاند از: دیوان اخطل، دیوان ذوالرّمه، نقائض جریر و فرزدق، صبح الاعشى فی صناعة الانشاء قلقشندی، الکّتاب المتمم ابندُرستویه، تاریخ الجزیرۀ ابنشداد، اناجیل مقدسة ترجمۀ ابوالغیث دبسی حلبی، نیز دیوان حاتم طائی که در لندن (١٢٨٩ ق / ١٨٧٢ م) و بیروت (١٣٠٥ ق / ١٨٨٨ م) منتشر شد (کیالی، ٤٩-٥٠؛ زیدان، ٢ / ١٢٩؛ واندیک، ٣٦؛ شیخو، المخطوطات ... ، ٩٠؛ نیز GAL, S، همانجا)..
گفتنی است که او با خاورشناس معروف، ادوارد هنری پامر (١٨٤٠-١٨٨٢ م) که در شرایطی مبهم و پیچیده در صحرای سینا به قتل رسید، دوستی داشت. حسون ٧ سال پیش از وفات، مخفیانه به حلب مراجعت کرد و در کتابخانههای آنجا به استنساخ برخی از نسخههای خطی نادر پرداخت و سرانجام در لندن درگذشت. گفته شده است که وی توسط جاسوس سلطان عثمانی مسموم شد (کیالی، ٥٠؛ زیدان، ٢ / ١٢٩-١٣٠؛ کراچکوفسکی، ٢٠-٢١).
حسون در میان نویسندگان و شاعران سدۀ ١٣ ق / ١٩ م از جایگاه خوبی برخوردار بود. نثر او برجسته و سجعش یادآور سجعنویسان کهن است، اما سرودههایش با آنکه از طبیعت درونیاش مایه میگیرد، دقت لازم را در وزن و اصول دستوری ندارد و گاه قافیههای دشوار را بهکار میبندد. بااینهمه، در میان قصایدش نمونههایی یافت میشود که میتوان آنها را در فهرست قصاید برجسته قرار داد؛ گاه نیز از شیوههای معمول در میگذرد و بند قافیه را میگسلد و به واژگان مهجور و غریب دست مییازد (نک : زیدان، ٢ / ١٣٠؛ معلوف، ٣٦(٣) / ٢٢٩، ٣٦(٤) / ٣٢٦؛ حمصی، ٤٣-٤٤). برخی از سرودههای او را معلوف در المقتطف (٣٦(٤) / ٣٢١-٣٢٧) منتشر کرده است.
آثـار
١. اشعر الشعر، نام یکی از دو دیوان او ست که در آن، ٤٢ فصل از سفر ایوب، سفر نشید الاناشید، سفر جامعه، مراثی ارمیا و چند بخش دیگر از اسفار تورات را بهنظم در آورده است. این اثر در ١٢٨٧ ق / ١٨٧٠ م در بیروت بهچاپ رسیده است.
٢. رسالة، مختصری دربارۀ تاریخ کتابت عربی و رسم حروف در چاپخانه است که در لندن (١٨٧٠ م) منتشر شده است.
٣. السیرة السیدیة، آمیختهای است از انجیلهای چهارگانۀ معروف به بشائر که در آن، زندگی عیسى مسیح (ع) شرح داده شده است. این اثر در بیروت (١٨٧٠ م) منتشر شده است.
٤. المُشمرات، که در ١٩٠٦ م در سن پائولو (از شهرهای برزیل) و به اهتمام روزنامۀ المناظر منتشر شده است.
٥. النفثات، نام دیوان دیگر او ست که دو بخش دارد: بخش نخست مشتمل بـر ترجمۀ منظوم ٤١ داستان حکیمانه ــ بهسبک داستانهای کلیله و دمنه و لافونتن ــ از نویسنده و شاعر روسی، ایـوان آندریویچ کریلُف (١٧٦٩-١٨٤٤ م)، و بخش دوم گزیدهای از سرودههای تاریخی، مدایح و هجویات خود حسون است. این اثر در لندن (١٨٦٧ م / ١٢٨٤ ق) و نیز پاریس منتشر شده است.
اثر دیگر حسون حسر اللثام عن حالة الاسلام نام دارد که تاکنون به چاپ نرسیده است (کحاله، ٣ / ١٥٥؛ شیخو، تاریخ ... ، ٢ / ٥٠، المخطوطات، همانجا).
مآخذ
آلجندی، ادهم، اعلام الادب و الفن، دمشق، ١٩٥٨ م؛
حمصی، قسطاکی، ادباء حلب ذوو الاثر فی القرن التاسع عشر، حلب، ١٩٦٨- ١٩٦٩ م؛
داغر، یوسف اسعد، مصادر الدراسة الادبیة، بیروت، ١٩٨٣ م؛
زرکلی، اعلام؛
زیدان، جرجی، تراجم مشاهیر الشرق، قاهره، ١٩٢٢ م؛
شیخو، لویس، تاریخ الآداب العربیة فی القرن التاسع عشر، بیروت، ١٩٢٦ م؛
همو، المخطوطات العربیة لکتبة النصرانیة، بیروت، ١٩٢٤ م؛
طباخ، محمدراغب، اعلام النبلاء، بهکوشش محمد کمال، حلب، ١٤٠٨ق / ١٩٨٨ م؛
طرازی، فیلیپ، تاریخ الصحافة العربیة، بیروت، ١٩١٣ م؛
کحاله، عمررضا، معجمالمؤلفین، بیروت، دار احیاء التراث العربی؛
کراچکوفسکی، ا. ی.، مع المخطوطات العربیة، ترجمۀ محمد منیر مرسی، قاهره، ١٩٦٩ م؛
کیالی، سامی، الادب العربی المعاصر فی سوریة، قاهره، ١٩٥٩ م؛
معلوف، عیسى اسکندر، «رزقالله حسون الحلبی»، المقتطف، ١٣٢٨ ق / ١٩١٠ م؛
واندیک، ا.، اکتفاء القنوع، بهکوشش محمدعلی ببلاوی، قاهره، ١٣١٣ ق / ١٨٩٦ م؛
نیز::
GAL, S;
Huart, C., Littérature arabe, Paris, ١٩٢٣.
بابک فرزانه