دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٢٤٣ - بدیعیه
بدیعیه
نویسنده (ها) :
بابک فرزانه
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ٢٠ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
بَدیعیّه، قصیدهای بلند در بحر بسیط، با رَویّ میم و گاه غیر آن که غالباً در ستایش پیامبر اکرم(ص) سروده شد، و هر یک از ابیات آن شاهدی برای یک یا چند صنعت بدیعی است.
راست است که ما مجموعۀ قصاید بدیعه را در مسیر تاریخی مدایح حضرت پیامبر(ص) بررسی میکنیم، اما میدانیم که نخستین انگیزههای پیدایش این نوع شعر، تنها مدح نبوده، بلکه گرایش تند به آرایههای لفظی، تظاهر به دانش فراگیر در این زمینه و نیز گردآوری همۀ اشکال بدیع در یک قصیدۀ خود میتواند از اسباب به وجود آمدن بدیعیه باشد (قس: ابوزید، ٣٣).
در میان مدایح نبوی که تاریخ آن با دالیۀ اﻋﺸﻰ آغاز میگردد، بُردۀ (ﻫ م) بوصیری (د٦٩٦ق/ ١٢٩٧م) از اهمیت خاصی برخوردار است، زیرا این قصیده در ادب عربی تأثیری بسزا گزارد و الگوی بسیاری از قصایدی که پس از بوصیری در ستایش حضرت رسول(ص) سروده شد فرا گرفت و علاوه بر این، عامل اساسی پیدایش بدیعات در سدۀ ٧ق/ ١٣م گردید (ﻧﻜ : مبارک، ٢١٥-٢٢٦؛ اسکندری، ٢٠١؛ مطلوب، ٢١٣؛ موﺳﻰ باشا، تاریخ...، ١٩٤، ١٨٤-١٩٥، الادب...، ٤٤٦-٤٦٨؛ امین، ٢٦٦-٢٦٧).
دو سال پس از درگذشت بوصیری، ابن جابر اندلسی (٧٨٠ق/ ١٣٧٨م)، شاعر نابینای عرب و نیز ادیب هم عصر او صفیالدین حلی (د٧٥٠ق/ ١٣٤٩م)، در ستایش پیامبر(ص) و معارضه با برده، قصایدی سرودند و از آنجا که به کارگیری صنایع بدیعی در آثار ادبی آن عصر رواج داشت، آنان در هر بیت از قصیدۀ خود به یکی از صنایع بدیعی اشاره کردند و بدینسان، نخستین بدیعیهها سروده شد که از یکسو پدیدهای نوین در جهان شعر بود و از سوی دیگر نوعی تألیف در زمینۀ علم بدیع به شمار میرفت و این امر سبب شد که این دانش تعمیم یابد و اصول آن استوا گردد (امین، ٢٦٩، ٢٦٧؛ ضیف، البلاغة...، ٣٦٠؛ موﺳﻰباشا، عمان، ٤٦٨؛ سلام، ١١٠؛ ابوزید، ٢٥٢-٢٥٨).
البته اینگونه شعر که پایه و مایهاش را صنعت تشکیل میدهد، از روح شاعرانه و اصالت هنری تهی است و ﺣﺘﻰ گاه لطافت مدح پیامبر(ص) نیز در آنها ضایع میگردد. به همین سبب، گروهی معارضۀ این شاعران با بوصیری ناموفق، و بدیعیات را اشعاری متکلف و سست خواندهاند (اسکندری، همانجا؛ قس: ضیف، عصر...، ١٨٥).
نخستین کسی که اصطلاح بدیعه را بر این نوع از قصاید اطلاق کرد و پایههای آن را استوار ساخت، صفیالدین حلی بود (ابوزید، ٤٠)، اما در اینکه نخستین بدیعیه را چه کسی سرود، اختلافنظر وجود دارد. برخی ابن جابر اندلسی، برخی صفیالدین حلی، و گروهی نیز علی بن عثمان امینالدین اربلی (د ٦٧٠ق/ ١٢٧٢م) را که بدیعیهاش در ستایش حضرت محمد(ص) نیست، نخستین بدیعیهسرا دانستهاند (همو، ٥٥-٦٩؛ ضیف، البلاغة، ٣٦٠-٣٦١؛ اسکندری، همانجا؛ عکاوی، ٢٥٨؛ فروخ، ٣/ ٧٧٣؛ مطلوب، ٢١٤-٢١٥). پس از این نیز بدیعیهسرایی همچنان ادامه یافت و تا پایان سدۀ ١٤ق/ ٢٠م با نام شاعران بسیاری میتوان آشان شد که به سرودن بدیعیه پرداختهاند (ﻧﻜ : ابوزید، ٣٥١-٣٥٨). فهرست مشهورترین بدیعیهها از این قرار است:
١. «الحلةالسیرافی مدح خیرالوری»، معروف به بدیعیۀ «عمیان»، اثر ابن جابر اندلسی در ١٧٧ بیت. ابوجعفر رعینی (د٧٧٩ق/ ١٣٧٧م)، شرحی مطول با عنوان «طراز الحلة و شفاء الغلة» بر آن نگاشت (حاجی خلیفه، ١/ ٢٣٤؛ ابوزید، ٧٧، ٧٥؛ ضیف، همان، ٣٦١).
٢. «الکافیة البدیعیة فی المدائح النبویة»، اثر صفیالدین حلی در ١٤٥ بیت، که در برگیرندۀ ١٥٠ نوع بدیعی است. این بدیعیه چند بار شرح شده که از جملۀ این شروح، یکی «النتائج الالٰهیة فی شرحالکافیةالبدیعیة» است که شاعر خود فراهم آورده است (ابوزید، ٧٤؛ ضیف، همانجا).
٣. بدیعیۀ عزالدین موصلی (د ٧٨٩ق/ ١٣٨٧م) با عنوان «التوصل بالبدیع الیالتوسل بالشفیع» در ١٣٩ بیت که در ضمن آنها به ١٤٤ نوع بدیعی اشاره شده است (حاجی خلیفه، ضیف، همانجاها؛ ابوزید، ٧٨؛ امین، ٢٦٨). موصلی علاوه بر این، بدیعیۀ دیگری سروده که در آن رویّ را تغییر داده است (ابوزید، ٧٩).
٤. «تقدیم ابن بکر»، به عنوان بدیعیۀ ابن حجۀ حموی (د٧٦٧ق/ ١٣٦٦م) و شرح آن است که بعدها خزانة الادب و غایة الارب خوانده شد و در زمرۀ آثار مهم ادب عربی قرار گرفت. این بدیعیه در معارضه با بدیعیۀ صفیالدین حلی و عزالدین موصلی سروده شده است (ابوزید، ٩٤-٩٥؛ ربداوی، ١٩٣-١٩٤؛ مطلوب، ٢٢٠؛ قس: فروخ، ٣/ ٨٤٠؛ حاجی خلیفه، ١/ ٢٣٣؛ نیز ﻧﻜ : ضیف، همان، ٣٦٢-٣٦٣).
٥. «نظمالبدیع فی مدح خیر شفیع»، سرودۀ جلالالدین سیوطی (د٩١١ق/ ١٥٠٥م) در ١٣٣ بیت و مشتمل بر ١٤٧ نوع بدیعی که خود به شرح آن پرداخته است (حاجی خلیفه، ١/ ٢٣٤؛ ابوزید، ١٠٠-١٠١؛ ضیف، همان، ٣٦٣).
٦. «بدیعالبدیع فی مدحالشفیع»، اثر عاشیه باعونی (د٩٢٢ق/ ١٥١٦م). این شاعر بدیعیۀ دیگری نیز دارد با عنوان «الفتحالمبین فی مداحالامین» (ابوزید، ١٠٣-١٠٦؛ ضیف، همان، ٣٦٣-٣٦٤).
٧. «نسماتالأسحار فی مدحالنبی المختار»، اثر عارف مشهور عبدالغنی نابلسی (د١١٤٣ق/ ١٧٣٠م) در ١٥٠ بیت که متضمن ١٥٥ نوع بدیعی است. وی بدیعیۀ دیگری نیز سروده است با عنوان «ملیحالبدیع فی مدحالشفیع» (ابوزید، ١٢٦-١٢٨؛ مرادی، ٣/ ٣٦؛ سرکیس، ١٨٣٢-١٨٣٤؛ ضیف، همان، ٣٦٤-٣٦٥).
همانطورکه پیشتر اشاره گردید، بدیعیهها در ادب عربی سخت تأثیر گذاردند و سبب، آن بود که این اشعار، به علت دشواری، نیاز به شرح و توضیح داشتند. بدینسان، انبوهی کتاب در همین زمینه توسط دانمشندان گوناگون و ﺣﺘﻰ خود بدیعیهسرایان پدید آمد. اینک میتوان گفت که تقریباً هیچ بدیعیهی بدون شرح و تفسیر رها نشده است. از آنجا که غالب شارحان این نوع از قصاید، دانشمندانی توانمند و صاحب خزانة الادب ابنحجۀ حموی نمونۀ بسیار خوبی برای این مدﻋﻰ است (ﻧﻜ : ابوزید، ١٨٦-١٩٥؛ مطلوب، همانجا).
این نکته درخور یادآوری است که برخی بدیعیهسرایان خود را ملزم میکردند که به صنعت ادبی در بیت به صورت توریه اشاره کنند. عزالدین موصلی نخستین کسی است که در بدیعیۀ خود بدین کار پرداخت (ابوزید، ٧٨-٧٩؛ عکاوی، ٢٥٩؛ مطلوب، ٢١٨).
گسترش چشمگیر بدیعیهسرایی سبب شد تا شاعران مسیحی نیز بدان تمایل نشان دهند و بدیعیههایی را در ستایش حضرت مسیح(ع) به نظم درآوردند (ﻧﻜ : ابوزید، ٧٠).
مآخذ
ابوزید، علی، البدیعات فی الادب العربی، بیروت، ١٤٠٣ق/ ١٩٨٣م؛
اسکندری، احمد و دیگران، المفصل فی تاریخ الادب لعربی، قاهره، ١٩٢٦م؛
امین، بکری شیخ، مطالعات فی الشعر المملوکی و العثمانی، بیروت، ١٤٠٠ق/ ١٩٨٠م؛
حاجی خلیفه، کشف؛
ریداوی، محمود، ابن حجةالحموی شاعراً و ناقداً، دمشق، ١٤٠٢ق/ ١٩٨٢م؛
سرکیس، یوسفالیان، معجم المطبوعات العربیة و المعربة، قاهره، ١٣٤٦ق/ ١٩٢٨م؛
سلام، محمد زغلول، الادب فیالعصر المملوکی، قاهره، ١٩٨٠م؛
ضیف، شوقی، البلاغة، تطور و تاریخ، قاهره، ١٩٦٥م؛
همو، عصرالدول و الامرات، قاهره ١٩٩٠م؛
عکاوی، انعام فوال، المعجم المفصل فی علوم البلاغة، بیروت، ١٤١٧ق/ ١٩٦٦م؛
فروخ، عمر، تاریخ الادب العربی، بیروت، ١٩٨٩م؛
مبارک، زکی، المدائح النبیوة فی الادب العربی، قاهره، ١٣٩١ق؛
مرادی، محمدخلیل، سلک الدرر، بیروت، ١٤٠٨ق/ ١٩٨٨م؛
مطلوب، احمد، بحوث بلاغیة، بغداد، ١٤١٧ق/ ١٩٩٦م؛
موﺳﻰ باشا، عمر، الادب فی بلادالشام، بیروت / دمشق، ١٤٠٩ق/ ١٩٨٩م؛
همو، تاریخ الادب العربی (العصرالمملوکی)، دمشق، ١٤٠٩ق/ ١٩٨٩م.
بابک فرزانه