دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٥٦٩ - ابن یعیش، ابوالبقاء
ابن یعیش، ابوالبقاء
نویسنده (ها) :
مریم صادقی
آخرین بروز رسانی :
چهارشنبه ٢١ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اِبْنِ یَعیش، ابوالبقاء موفقالدین یعیش بن علی بن یعیش اسدی (٥٥٣-٦٤٣ ق / ١١٥٨-١٢٤٥ م)، نحوی و مُقری. وی را ابن صائغ (یا صانع) نیز خواندهاند (نک : ابنخلکان، ٧ / ٤٧؛ ابوالفداء، ٣ / ١٧٤؛ سیوطی، ٢ / ٣٥١). بیشترین آگاهی ما از زندگی وی محدود به اخباری است که شاگردش ابنخلکان نقل کرده است و دیگران چیز عمدهای بر آن نیفزودهاند. خاندان ابنیعیش از موصل برخاسته بود، اما خود او در حلب به دنیا آمد و همانجا پرورش یافت، ولی نمیدانیم چرا فیروزآبادی (ص ٢٨٩) اصل او را اندلسی دانسته است.
وی در جوانی به قصد تحصیل علم از محضر ابنانباری (د ٥٧٧ ق) رهسپار بغداد شد، اما زمانی که به موصل رسید، خبر درگذشت وی را شنید، لذا پس از چندی اقامت در آنجا و استماع حدیث از استادانی چون خطیب طوسی و ابنسویدۀ تکریتی به حلب بازگشت. وی در حلب نحو را نزد ابوالسخاء فتیان حلبی و ابوالعباس مغربی نیروزی فرا گرفت و از جمعی چون قاضی ابن ابی عصرون، ابوالحسن طرسوسی، یحیی ثقفی و نیز خالد بن محمد قیسرانی حدیث شنید و قبل از آنکه منصب اقراء را در حلب بر عهده گیرد، برای دیدار با تاجالدین کندی به دمشق رفت و کندی در نوشتهای مقام علمی او را بسیار ستود (نک : ابنخلکان، ٧ / ٤٧- ٤٨؛ یافعی، ٤ / ١٠٦-١٠٧؛ ذهبی، سیر، ٢٣ / ١٤٥؛ سیوطی، همانجا).
ابنیعیش بیشتر عمر خود را در حلب گذراند. حلب در آن روزگار به یکی از مراکز بزرگ علم و ادب تبدیل شده بود و دانشپژوهان بسیاری از نقاط مختلف بدانجا میآمدند تا از مجالس درس اندیشهوران آن شهر بهره برند. ابنخلکان یکی از همین کسان بود که در ٦٢٦ ق به حلب آمد و از مجالس درس ابنیعیش که در آن زمان در مقصورۀ شمالی جامع حلب و نیز مدرسۀ رواحیه به تدریس قرائات مشغول بود، بهرۀ فراوان برد و همچنین بخش عظیمی از کتاب اللمع ابنجنی را نیز نزد وی خواند. از دیگر شاگردان وی ابنمالک نحوی، ابنرزین، ابننحّاس، ابوبکر احمد بن محمد دشتی، ابنعدیم و ابنواصل را میتوان نام برد (ابنخلکان، ٧ / ٤٨؛ ابنعدیم، ٢٨٢-٢٨٣؛ ابنشاکر، ٣ / ٢٩٤؛ ابن قاضی شهبه، ٢ / ١٤٧- ١٤٨، ١٩٤؛ ذهبی، العبر، ٣ / ٣٤٥، نیز نک : سیر، همانجا؛ سالم مکرم، ١٥٤). ابنخلکان علاوه بر نقل اخباری از او، وی را به خوشرویی و سرزندگی وصف کرده و روایات متعددی دربارۀ شوخطبعی و بذلهگویی او نقل کرده است (٧ / ٤٨-٥٠).
ابنیعیش، به خصوص به نحودانی شهره است و ذهبی وی را بزرگترین نحوی حلب در روزگار خود دانسته است ( العبر، ٣ / ٢٤٩). وی پیرو مکتب بصره بوده و در شرح المفصل خود به تأیید و تقویت آراء آنان پرداخته است (نک : ١ / ٢٣، ٥٤، ٨٤، جم )، اما گاهی نیز آراء نحویان کوفه را بر بصریان ترجیح داده است (همو، ١ / ٦٨- ٦٩، جم ). از همینرو برخی از معاصران، او را از پیروان مکتب بغداد دانستهاند (ضیف، ٢٨٠-٢٨١؛ محمود، ٤٠١). ابنیعیش در حلب درگذشت و همانجا به خاک سپرده شد (ابنخلکان، ٧ / ٥٣).
آثـار
الف ـ چاپی
١. شرح التصریف الملوکی. این کتاب شرحی است بر التصریف الملوکی ابنجنی (ﻫ م). برخی باتوجه به آراء وی در این کتاب است که او را از پیروان مسلّم مکتب نحوی بغداد دانستهاند (ضیف، محمود، همانجاها). این اثر در ١٩٧٣ م و به کوشش فخرالدین قباوه در حلب به چاپ رسیده است؛ ٢. شرح المفصل زمخشری. ابنیعیش این کتاب را در ٧٠ سالگی به اتمام رساند (ابنیعیش، ١ / ٢-٣) و همۀ شهرت خود را مرهون همین اثر است. سبک نگارش مؤلف در این اثر همانند دیگر شارحان همروزگارش، ساده و گاه با ضعف و سستی در الفاظ و اطناب بیش از حد همراه است. استناد فراوان به آراء نحویان برجسته و بهویژه سیبویه، اخفش، ابوعلی فارسی، جرمی، مانی و ابنجنی، این کتاب را به صورت دائرهالمعارفی در زمینۀ نظرهای مختلف نحویان درآورده است (فوک، ٢٢٩؛ ضیف، محمود، همانجاها). تمایلات ابنیعیش در مکتب بصره از فحوای این شرح به وضوح روشن است. این کتاب که در ١٠ مجلد است، در لایپزیک (١٨٧٦- ١٨٨٦ م) به کوشش یان و نیز در قاهره (١٩٨٠ م) و بیروت به چاپ رسیده است. رودلف زلهایم رسالهای از او را با عنوان مسائل اجاب عنها ابنیعیش که در آن به ١٣ سؤال نحوی ابونصر دمشقی پاسخ گفته، در «مجلۀ دانشگاه سن ژوزف» (١٩٧٣-١٩٧٤ م) به چاپ رسانیده است.
ب ـ خطی
تفسیر المنتهی من بیان فی اعراب القرآن. نسخهای از این اثر که در بیان وجوه مختلف قرائات نگارش یافته، در کتابخانۀ سلطان محمود مدینه نگهداری میشود (اشپیس، ١٠٧).
مآخذ
ابن خلکان، وفیات؛
ابن شاکر کتبی، محمد، فوات الوفیات، به کوشش احسان عباس، بیروت، ١٩٧٤ م؛
ابنعدم، عمر بن احمد، بغیة الطلب، به کوشش علی سویم، آنکارا، ١٩٧٦ م؛
ابن قاضی شهبه، ابوبکر بن احمد، طبقات الشافعیة، به کوشش حافظ عبدالعلیم خان، بیروت، ١٤٠٧ ق / ١٩٨٧ م؛
ابن یعیش، یعیش بن علی، شرح المفصل، بیروت، عالم الکتب؛
ابوالفداء، المختصر فی اخبار البشر، بیروت، دارالمعرفة؛
ذهبی، محمد بن احمد، سیر اعلام النبلاء، به کوشش بشار عوّاد معروف و محیی هلال سرحان، بیروت، ١٤٠٥ ق / ١٩٨٥ م؛
همو، العبر، به کوشش محمد سعید زغلول، بیروت، ١٤٠٥ ق / ١٩٨٥ م؛
سالم مکرم، عبدالعال، المدرسة النحویة فی مصر و الشام، قاهره، ١٤٠٠ ق / ١٩٨٠ م؛
سیوطی، بغیة الوعاة، به کوشش محمد ابوالفضل ابراهیم، قاهره، ١٣٨٤ ق / ١٩٦٥ م؛
ضیف، شوقی، المدارس النحویة، قاهره، ١٩٧٢ م؛
فوک، یوهان، العربیة، ترجمۀ عبدالحلیم نجار، قاهره، ١٣٧٠ ق / ١٩٥١ م؛
فیروزآبادی، محمد بن یعقوب، البلغة فی تاریخ ائمة اللغة، دمشق، ١٣٩٢ ق / ١٩٧٢ م؛
محمود، محمود حسینی، المدرسة البغدادیة، بیروت، مؤسسة الرسالة؛
یافعی، عبداللـه بن اسعد، مرآة الجنان، حیدرآباد دکن، ١٣٣٩ ق؛
نیز:
Spies-Alligarh, Otto, «Die Bibliotheken des Hidschas», ZDMG, Leipzig, ١٩٦٦, vol. XC.
مریم صادقی