دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٧٣ - ابوریاش قیسی
ابوریاش قیسی
نویسنده (ها) :
نوری سادات شاهنگیان
آخرین بروز رسانی :
چهارشنبه ٢١ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اَبوریاشِ قِیْسی، احمد بن ابراهیم (د ٣٣٩ ق / ٩٥٠ م)، لغوی، شاعر و روای. سیوطی نام وی را اشتباهاً ابراهیم بن احمد ضبط كرده است (١ / ٤٠٩). ابوریاش در بادیۀ یمامه متولد شد، آنگاه به بصره رفت و به تحصیل علم و ادب پرداخت (یاقوت، ٢ / ١٢٤؛ قفطی، ١ / ٢٥). به گفتۀ تنوخی وی نخست، سپاهی بود، لیكن پس از چندی، سپاهیگری را كنار گذاشت و به كسب علم و سرودن شعر و روایت آن پرداخت (یاقوت، ٢ / ١٢٧) و چنان شد كه در نیمۀ اول سدۀ ٤ ق در شمار ادیبان بصره درآمد. وسعت معلومات وی در اخبار و انساب و ایام عرب و نیز اشعار جاهلی مورد ستایش بسیار قرار گرفته است و فصاحت و توجه خاصش را به درستی جوانب نحوی سخن نیز ستودهاند (ثعالبی، ٢ / ٣٢٤؛ قفطی، ٤ / ١١٨).
ابوریاش مردی بدوی، ژندهپوش و لاابالی بود و پیوسته جامهای چركین و وصلهدار بر تن میكرد (ثعالبی، همانجا؛ یاقوت، ٢ / ١٢٥). به نظر میرسد كه كنیۀ ابوریاش نیز از باب تضاد به او داده شده است، چه ریاش به معنای جامهای فاخر یا شكل و هیأتی نیكو و آراسته است (نك : ابن منظور، ذیل ر ی ش).
رفتار ناشایست وصفات نكوهیدۀ وی بهویژه در محافل بزرگان موجب شد كه برخی از شاعران همروزگارش از جمله ابن لنكك (ه م) و ابوعثمان خالدی او را موضوع و مایۀ اصلی هجویات خود قرار دهند. ثعالبی (٢ / ٣٢٤-٣٢٦) و یاقوت (٢ / ١٢٦-١٢٧) قطعات متعددی از هجویات ابن لنكك را دربارۀ او نقل كردهاند. با این حال به سبب دانش وی، بسیاری از دولتمردان آن روز از جمله ابومحمد مهلبی، وزیر معزالدوله و ابومحمد مافروخی، والی بصره و ابویوسف یزیدی، عزیزش میداشتند و پذیرای او در مجالس خود میشدند (تنوخی، ٢ / ١٥٨؛ ثعالبی، همانجا؛ یاقوت، ٢ / ١٢٥-١٢٦).
ابوریاش از حافظهای قوی برخوردار بود و به قولی، ٠٠٠‘٥ ورق لغت و ٠٠٠‘٢٠ بیت شعر از حفظ داشت، لیكن چنانكه نقل كردهاند در ملاقاتها و مناظراتی كه در بصره با ابومحمد مافروخی ــ عامل بصره ــ داشت، چه بسیار كه مغلوب وی میشد و مافروخی در ذكر اشعار جاهلی بر او چیره میگشت (همو، ٢ / ١٢٣- ١٢٤؛ صفدی، ٦ / ٢٠٥-٢٠٦). ابوریاش اگرچه در شعردانی با مافروخی و در هجویهسرایی با این لنكك توان مقابله نداشت، بیگمان در زمینۀ لغت بر آنان غالب میآمد (نك : یاقوت، ٨ / ٢٤٥).
ثمرۀ دوستی او با مافروخی آن بود كه وی سرانجام، امر دریافت عوارض و مالیات كشتیها را در آبادان به عهدۀ وی سپرد. این امر بار دیگر رقیب وی، ابن لنكك را بر آن داشت تا در هجائیهای، زبان به بدگویی او گشاید (همو، ٢ / ١٢٨- ١٢٩؛ صفدی، ٦ / ٢٠٧؛ سیوطی، همانجا). وی نسبت به ابونواس سخت كینه داشت و معتقد بود كه آن دو شعر را به فساد كشیدهاند (یاقوت، ٢ / ١٢٧؛ قفطی، ٤ / ١١٩؛ صفدی، همانجا).
ابوریاش در بصره شاگردانی نیز داشته است. یكی از آنان تنوخی بود كه از جوانی نزد او به كسب علم پرداخته (یاقوت، همانجا) و دیگری ابوعبدالله حسین بن علی نمری (بصری) كه از دوستان وی بوده و از او روایت نیز كرده است (ثعالبی، ٢ / ٣٣١؛ ابن انباری، ٢٢٤-٢٢٥). با اینهمه، در زمینۀ شعر، اگر هجاهایی كه ابن لنكك برای او سروده نبود، شاید اصلاً نامی از وی باقی نمیماند، زیرا بیشتر در شرح حال ابن لنكك است كه ذكر او هم به میان میآید، یا در شرح حالی كه یاقوت به او اختصاص داده، تنها یك تك بیتی در تغزل و یك ٤ بیتی در عَتابِ ابومحمد مهلبی وزیر معزالدوله از او نقل كرده است.
تنها كتابی كه از او به چاپ رسیده، شرح هاشمیات كمیت است كه نخستین بار به كوشش هورویتس همراه با ترجمۀ اشعار به زبان آلمانی در لیدن (١٩٠٤ م) منتشر شده است. بار دیگر نیز این كتاب به كوشش داوودسلام و نوری حمودی قیسی در بیروت (١٤٠٣ ق / ١٩٨٣ م) چاپ شده است. اثر دیگری كه منسوب به اوست، حماسۀ ریاشیه نام دارد كه شرح نكتهآمیزی بر حماسۀ ابوتمام است و ابوالعلاء معری (ه م) به درخواست شخصی كه مصطنعالدوله خوانده میشده، بخشهایی از این كتاب را كه ابوریاش بدان نپرداخته بود، شرح كرده و الریاش المصطنعی نامیده است (یاقوت، ٣ / ١٥٧). بغدادی قطعات متعددی از این شرح را در خزانة الادب (١ / ٤٧١، ٣ / ٦١-٦٢، جم ) آورده است. همو رسالهای به او نسبت داده و داستان كشته شدن مالك ابن نویره، به دست خالد بن ولید را از آن نقل كرده است (٢ / ٢٤-٢٧).
مآخذ
ابن انباری، عبدالرحمن بن محمد، نزهة الالباء، به كوشش ابراهیم سامرایی، بغداد، ١٩٥٩ م؛
ابن منظور، لسان؛
بغدادی، عبدالقادر بن عمر، خزانة الادب، قاهره، ١٩٧٩ م؛
تنوخی، محسن بن علی، نشوار المحاضرة، به كوشش عبود شالچی، بیروت، ١٣٩١ ق / ١٩٧١ م؛
ثعالبی، عبدالملك بن محمد، یتیمة الدهر، به كوشش علی محمد عبداللطیف، قاهره، ١٣٥٢ ق / ١٩٣٤ م؛
سیوطی، بغیة الوعاة، به كوشش محمد ابوالفضل ابراهیم، قاهره، ١٣٨٤ ق / ١٩٦٤ م؛
صفدی، خلیل بن ایبك، الوافی بالوفیات، به كوشش س. ددرینگ، بیروت، ١٣٩٢ ق / ١٩٧٢ م؛
قفطی، علی بن یوسف، انباه الرواة، به كوشش محمد ابوالفضل ابراهیم، قاهره، ١٣٦٩ ق / ١٩٥٠ م؛
یاقوت، ادبا.
نوری سادات شاهنگیان