دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٧١٩ - بیتوشی
بیتوشی
نویسنده (ها) :
رضوان مساح
آخرین بروز رسانی :
یکشنبه ١٨ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
بَیتوشی، عبدالله بن محمد، ادیب شافعی مذهب و شاعر سدۀ ١٢ ق / ١٨ م كه به ٣ زبان عربی، فارسی و كردی شعر میسرود.
جامعترین اثر دربارۀ وی، كتابی است به نام البیتوشی كه محمد خال در ٣٠١ صفحه نگاشته است. منابع وی یا نسخههای متعددی از آثار بیتوشی است كه وی در اختیار داشته (مثلاً نک : ص ١٠٨، ١٠٩، ١٢٢، ١٢٣، جم )، و یا یادداشتهای خود بیتوشی است كه وی دربارۀ زندگی، سفرها، دوستان و یا سال تألیف آثارش بر حاشیۀ نسخههایش نوشته است (مثلاً نک : همان، ٢٣). منابع فارسی نیز از وی غفلت نكردهاند و از او به عنوان «پارسیگوی كرد» یاد كرده، و شرح حالی از وی آوردهاند (نک : صفیزاده، ٥٩؛ حیرت، شاعران ... ، ١٤٧).
خال تولد او را میان سالهای ١١٣٠-١١٤٠ ق / ١٧١٨- ١٧٢٨ م تخمین زده است (همان، ١٦-١٧؛ نیز نک : مدرس، ٢٥٠)؛ اما زركلی (٤ /١٣١) و به تبع او دیگران، تولد او را حدود سال ١١٦١ ق / ١٧٤٨م دانستهاند (مثلاً نک : ابراهیمی، ١٧١؛ زكی، ٢ /٣٧؛ حیرت، گلزار ... ، ٥٢؛ صفیزاده، همانجا).
وی به بیتوش، روستایی كوچك از توابع سردشت كردستان ایران، حدفاصل بین آلان ایران و آلان عراق، منسوب است. او را آلانی نیز نامیدهاند و چون پدر یا اجدادش در خانخل (روستایی در جنوب شرقی بیتوش) میزیستند، او را خانخلی هم خواندهاند (خال، همان، ١١-١٢؛ بیطار، ٢ /١٠١٥؛ مدرس، همانجا؛ عزاوی، تاریخ العراق ... ، ٦ /٣٦).
وی دوران كودكی و نوجوانی را در بیتوش گذراند و نزد پدر، به رسم آن روزگار به یادگیری قرآن، علوم عربی و كتابهایی چون گلستان سعدی پرداخت. او كه بعد از مرگ پدر، ١٥ سال بیش نداشت، راهی روستای سنجویه در سردشت شد و نزد ملامحمد ابن حاج دانش آموخت. سپس به روستای ماوران در نزدیكی اربیل رفت و از صبغة الله افندی حیدری بهرهها برد و پس از چندی به زادگاهش بازگشت (خال، همان، ١٧-١٩؛ مدرس، ٢٥١؛ مردوخ، ١ /٢٧٦-٢٧٧) و از آنجا قصد بغداد كرد (شیخو، ١ /٩٣؛ بصری، ٥٧).
گویند بیتوشی چون خواست راهی بغداد شود، تنها دارایی خود را كه همانا القاموس المحیط بود، فروخت تا هزینۀ راه كند، اما پیش از فروش كتاب آن را سراسر حفظ كرد (خال، همان، ١٥؛ ابراهیمی، ١٧٤؛ حیرت، همانجا). در بغداد بار دیگر در محضر صبغةالله حیدری دانش آموخت. سپس رهسپار بصره شد و از آنجا به كویت و دیگر سرزمینهای ساحلی خلیج فارس رفت (مدرس، ٢٥٢؛ حیرت، شاعران، همانجا) و در نهایت وارد احساء شد و چندی نیز در مدرسهای در شهر مبرّز احساء به تدریس پرداخت (خال، همان، ١٥، ٢١؛ مدرس، همانجا؛ مردوخ، ١ /٢٧٧)؛ سپس به زادگاهش بازگشت و پس از كوته زمانی در ١١٨٠ ق / ١٧٦٦ م آهنگ بصره كرد و چندی نزد دوستش احمد كوازی عباسی اقامت گزید و دوباره به احساء بازگشت، اما پس از ٦ سال، اشتیاق دیدار زادگاهش، او را بار دیگر راهی بیتوش كرد. در آنجا اهل علم كه به نیكی از او استقبال كرده بودند، كارهای خود را بر او عرضه میكردند، او نیز تقریظهایی به نظم و نثر برای ایشان مینگاشت. از جملۀ آنها كه آكنده از آرایههای ادبی است، میتوان به تقریظ وی بر كتاب البدیعیۀ محمدامین عمری موصلی اشاره كرد (خال، همان، ٢٦٦-٢٨٣). بیتوشی از آنجا برای دیدار استادش ابن حاج به روستای هزارمرد رفت و در همانجا تقریظی بر كتاب ایقادالضرام استاد نوشت (همان، ٣٠؛ مدرس، ٢٥٤).
یادداشتهای بیتوشی بر تألیفاتش، حكایت از آن دارد كه او در طول سفر نیز به تألیف مشغول بوده است. چه، وی در پایان هر اثر، به سال تألیف و مكان آن اشاره دارد (مثلاً نک : خال، همان، ٢٣-٢٥، ٢٨- ٢٩، جم ؛ مدرس، ٢٥٤-٢٥٥).
در ١١٨٨ ق /١٧٧٤ م بود كه بیتوشی بار سوم به بغداد و از آنجا به بصره رفت و تا ١١٨٩ ق در مدرسۀ رحمانیه به تدریس پرداخت. در همین زمان بود كه صادق خان زند از ایران به بصره حمله كرد و مدت ١٦ ماه شهر را در محاصره داشت. بیتوشی نیز به ناچار در بصره ماندگار شد، تا آنكه در اواخر سال ١١٩٠ ق ــ كه حدود ٥٠-٦٠ سال سن داشت ــ توانست راهی احساء شود (خال، البیتوشی، ٣١؛ مدرس، ٢٥٤؛ مردوخ، همانجا).
در این زمان كه بیتوشی در اوج بالندگی و شكوفایی علمی خود بود، الكفایة را به نظم كشید و به شیخ احمدبن عبدالله بن محمد انصاری حاكم احساء تقدیم كرد و بسیار مورد عنایت وی قرار گرفت و زندگی مادی او گشایش یافت و شهرتش فراگیر شد. بیتوشی در احساء دختر شیخ عبدالقادر، قاضی آنجا را به نكاح خویش درآورد (نک : خال، همان، ٣٠-٣٣؛ نیز مدرس، ٢٥٤-٢٥٥: اشارۀ بیتوشی در الرسالة العراقیۀ خود به این امر؛ حامد، ٣١٤).
بیتوشی در آخرین سال زندگی خود از احساء به بصره رفت و در همانجا درگذشت و در مقبرۀ حسن بصری به خاك سپرده شد. تاریخ مرگ وی را بین سالهای ١٢١٠ تا ١٢٢١ ق /١٧٩٥-١٨٠٦م نوشتهاند (زركلی، ٤ /٣١؛ خال، همان، ٣٤؛ شیخ، ١ /٩٤؛ زكی، ٢ /٣٨؛ مدرس، ٢٥٦؛ ابراهیمی، ١٧٥؛ مردوخ، ١ /٢٧٧- ٢٧٨).
از شاگردان وی میتوان به عثمان بن سند وائلی بصری اشاره كرد كه در آثارش چون سبائك العسجد و نیز اصفی الموارد فی سلسال احوال الامام الخالد از استادش یاد كرده، و در مرگ وی نیز مرثیهای سروده است (ابراهیمی، همانجا؛ خال، همان، ٣٤-٣٧).
وی از نوجوانی به شعر علاقهمند بود و از آنجا كه به تصوف نیز گرایش داشت، گاه در اشعارش، خود را درویش خطاب كرده است (همان، ٢٢؛ بیطار، ٢ /١٠١٥). گویند وی در جوانی كتاب الكافی فی علمی العروض و القوافی را سرود تا قریحۀ شعری خود را در بوتۀ آزمایش گذارد(ابراهیمی،١٨٢؛خال، همان،٧٢،٩٦). از خصوصیات شعری وی میتوان به كارگیری صنایع شعری چون: استعاره، جناس، تضمین، توریه، تشبیه و نیز استفاده از مضامین بدیع اشاره كرد. وی در مجون نیز دستی داشت. اسلوب شعر وی چون شاعران كهن، با گریه بر اطلال و دمن آغاز میشود (همان، ٧٧-٨٤). از اشعار وی میتوان به قصیدۀ مشهور او در وصف زادگاهش، و قصیدهای دیگر در اشتیاق و یاد بغداد اشاره كرد (همان، ١٢-١٤، ٢٢٦؛ بصری، ٥٧، ٥٨؛ ابراهیمی، ١٧٣).
بیتوشی بیشترین اشعار مدحیۀ خود را به حاكم احساء تقدیم كرده است. این اشعار گاه با مناسبتهایی نیز همراه بوده است؛ مثلاً قصیدهای در ٣٨ بیت به مناسبت عید فطر (خال، همان، ١٤٦-١٤٩؛ انصاری، ١ /٣٤١-٣٤٢) و قطعهای در ١٥ بیت به مناسبت سفر حاكم به بادیه (خال، همان، ١٤٩-١٥١؛ انصاری، ١ /٣٤٢، نیز برای دیگر مدایح وی، نک : ٣٤٥، ٣٥١-٣٥٢؛ خال، همان، ١٥٧-١٧٣). حاكم احساء نیز كه خود ادیب و شاعر بود، گاه بیتوشی را با اشعاری پاسخ داده، و او را ستوده است (مثلاً نک : همان، ٣٢-٣٣، ١٧٣- ١٧٥، ١٨٧-١٩٠؛ انصاری، ١ /٣٤٧- ٣٤٨، ٣٥٢-٣٥٦).
از دیگر كسانی كه بیتوشی مدح كرده است، میتوان به سعدون بن عرعر، حاكم قبلی احساء (همو، ١ / ٣٨٨- ٣٨٩)، سلیمان بك شاوی حمیری (نک : خال، همان، ١٣٦-١٤٥)، احمد بن محمد بن رزق (همان، ٢١٠-٢١٥؛ انصاری، ١ /٣٨٦- ٣٨٨) و احمد بن درویش كوازی عباسی (خال، همان، ٢١٦-٢٢٣؛ انصاری، ١ /٣٨١-٣٨٥) اشاره كرد. همچنین بیتوشی در قصیدهای سُداسی، در بحر كامل ــ كه خود شامل ١٧ قصیده و ١١ قطعه میشود ــ استادش ابن حاج را مخاطب قرار داده، و او را ستوده است (خال، «قصیدة ... »، ١٣٨-١٥٥).
نكتۀ مهم در احوال بیتوشی آن است كه وی بهرغم گرایش به زبان عربی و اقامت طولانی در سرزمینهای عربنشین، هیچگاه از زبان فارسی رو بر نتافت. مضمون تنها بیت كردی نقل شده از او نشان میدهد كه آثار شاعران بزرگ ایران را میخوانده، و میكوشیده است به این زبان نیز شعر بسراید (نک : ادامۀ مقاله). از جمله اشعار فارسی وی میتوان به قصیدۀ ١٣ بیتی او به مناسبت تولد یوسف بن شیخهبك در ١١٥٥ق /١٧٤٢م اشاره كرد (همو، البیتوشی، ٨٧- ٨٩). علاوه بر این، ٦ دوبیتی و ٥ تك بیت از شعر فارسی وی در منابع ذكر شده است (همان، ٨٩-٩٢؛ حیرت، گلزار، ٥٣-٥٤؛ ابراهیمی، ١٧٦-١٧٧؛ صفیزاده، ٦٠؛ مردوخ، ١ /٢٨٢-٢٨٣). خال معانی بعضی از اشعار عربی وی را برگرفته از اشعار فارسی میداند (همان، ٧٩). علاوه بر این، از وی تنها یك بیت شعر به زبان كردی نقل شده كه در مجلۀ گلاویژ (١٩٤٥م، شم ١) به چاپ رسیده است (نک : مردوخ، ١ /٢٨٤). مردوخ روحانی این تك بیت را اقتباس از یك شعر معروف سعدی میداند (همانجا؛ نیز نک : خال، همان، ٩٢).
نثر عربی بیتوشی، بنا به سنت آن روزگار، سخت متصنع، و به همین سبب، مورد توجه بود. مكتوبات وی از رسائل گرفته تا تقاریظ، منظومهها و شروح، همه از شهرتی خاص برخوردار است. از رسائل وی میتوان به «الرسالة العراقیة» خطاب به عبدالله بن صبغة الله حیدری ماورانی اشاره كرد كه در ١١٩٧ق / ١٧٨٣ م نوشته است (چاپ شده در مجلۀ الیقین، ١٣٤١ق /١٩٢٣م، س ١، شم ٢٠؛ نک : خال، همان، ٢٢٦-٢٥٣). از دیگر رسائل قابل ذكر وی، نامۀ او به سلیمان بك شاوی، از صاحب منصبان بزرگ بغداد است كه در آن برای نجات بصره از او یاری طلبیده است (برای متن نامه، نک : همان، ٢٥٤-٢٦٣). نامۀ دیگری از او خطاب به ابن حاج و نیز عبیدالله افندی حیدری است (همان، ٢٦٣-٢٦٦؛ انصاری، ١ /٣٧٥-٣٨١؛ عزاوی، تاریخ الادب ... ، ٢ /٢١٩-٢٢٠، ٢٩٦-٢٩٧، «النثر ... »، ٢٧٥-٢٧٦).
علاوه بر این بیتوشی برای آسانی كار تعلیم، برخی متون درسی را نیز به نظم درآورده (خال، همان، ٩٥ بب ) كه از آن جمله است: «مؤنثهای سماعی»، «مصادر شاذ»، «كیفیت كتابت لفظ ابن»، «علامت فعل»، «اسماء خیل» و «اسماء ضیافات». خال این منظومهها را ١٢ عدد معرفی كرده كه شمار ابیات هریك از ٤ تا ٣٥ بیت است (نک : همان، ١٢٤-١٢٥؛ محمد، ٢ /٢٧٠).
آثار چاپی
١. كفایة المعانی، در بیان حروف معانی كه در ١١٩١ق /١٧٧٧م برای حاكم احساء در ٦٧٢ بیت سروده است. خال ویژگی این اثر را در آن میداند كه «از شائبۀ عُجمه كه گریبان عجمها و عربهای متأخر را میگرفته، به دور است» (همان، ١٠٩). این كتاب در ١٢٨٩ ق /١٨٧٢ م در استانبول به چاپ رسیده است.
٢. صرف العنایة بكشف الكفایة، تلخیصی بر كتاب الحفایة خود اوست كه در احساء در ١١٨٩ق در ٥٤٣ صفحه نوشته است. این كتاب در ١٩٢٢ م در مصر به چاپ رسیده است. ظاهراً همین كتاب است كه به نام الكنایة حفیةٌ لراغب الحفایة پیشتر در استانبول در ١٢٨٩ ق /١٨٧٢ م چاپ شده بوده است (نک : همان، ١١٩؛ عواد، ٢ /٣٢٢؛ قس: GAL, S, II /٣٩٩، كه نام كتاب را الكفایة حفیة لراغب الحفایة آورده است).
٣. المكفرات لكل ذنب سابق و آت، منظومهای در ٤٩ بیت كه آن را در احساء در ١١٩٤ق به نظم كشید. این كتاب در ١٣٢٢ق / ١٩٠٤ م در قاهره به چاپ رسیده است.
وی رسالۀ سیوطی در «ادعیۀ مستجابه» را نیز به نظم درآورده است. این اثر در پایان كتاب المكفرات وی چاپ شده است.
آثار خطی
١. تحف الخلان فی شرح الالغاز العربیة (تألیف: ١١٩٠ ق)، كه در آن به بیان و شرح اَلغاز و اَحاجی (ه م) پرداخته، و در این اثر به الغاز كسانی همچون زمخشری، حریری و ابوالعلاء نیز اشاره كرده است (خال، همان، ٩٩، ١٢٧- ١٢٨؛ ابراهیمی، ١٧٨).
٢. حاشیه بر شرح عبدالله بن احمد فاكهی بر قطرالندى اثر ابنهشام در علم نحو در ٥٤٥ صفحه كه در ١٢٠٩ق /١٧٩٤م تألیف شده است (خال، همان، ١٢٢؛ ابراهیمی، ١٧٩؛ بصری، ٥٧). بغدادی از كتابی به نام حاشیة علی الطرة نام میبرد (١ /٤٨٧) كه ظاهراً تصحیف نام همین كتاب است.
٣. حدیقة السرائر فی نظم الكبائر. بیتوشی تراجم الزواجر عن اقتراف الكبائر ابن حجر هیتمی (د ٩٧٤ ق) را زمانی كه صادق خان زند بصره را در محاصره داشت (١١٩٠ق)، با همین عنوان در ٧٢٦ بیت به نظم كشید. این منظومه با ماده تاریخ سال محاصرۀ بصره پایان میپذیرد. بیتوشی در ١١٩٥ق شرحی بر این قصیده به نام طریقة البصائر الى حدیقة السرائر در ٥٠٠ صفحه در احساء نوشته، و به زمان ورود خود به بصره در ١١٨٩ق و بعضی وقایع كه در آن زمان رخ داده، از جمله محاصره و فتح بصره به دست صادق خان زند پرداخته است. وی در دو قطعۀ جداگانه این شرح خود را ستوده است (خال، همان، ١٠٠- ١٠٨؛ عزاوی، تاریخ العراق، ٦/٦٣-٦٤؛ ابراهیمی، همانجا؛ طلس، ١٤٣- ١٤٤).
٤. الحفایة بتوضیح الكفایة، كه شرح منظومۀ الكفایۀ خود اوست و در ١١٩١ق در احساء در ٧٠٠ صفحه نوشته است و در آن به ٧٠٠ آیۀ قرآنی، متونی از نهجالبلاغه، احادیث نبوی، امثال عربی و الغاز و احاجی نحوی استناد كرده است. بیتوشی در این اثر به ٩٨٠ بیت از اشعار دیگران و ٦٥ بیت از اشعار خود ارجاع داده است (خال، همان، ١١٤-١١٩؛ ابراهیمی، ١٧٩).
٥. دیوان. زركلی (٤ /١٣١) و حامد (ص ٣١٤) تنها به مجلۀ المنهل (١٣٧٥ق /١٩٥٦م) اشاره كردهاند كه به وجود نسخهای از دیوان وی در كتابخانهای شخصی تصریح شده است.
٦. الكافی فی علمی العروض و القوافی، در ٣٢٧ بیت. وی این قصیده را در آغاز جوانی برای آزمایش طبع خود سروده، و در آغاز قصیده، از گستاخی خود كه طبعش كردی و شعرش به زبان عربی است، پوزش طلبیده، و خود شرحی به نام الوافی بحل الكافی بر این قصیده در ١١٧٩ ق در مدرسۀ صیفیۀ بیتوش در ١٥٠ صفحه نوشته است (خال، همان، ٩٦- ٩٨؛ ابراهیمی، ١٧٨).
٧. المبشرات، شرحی است بر المكفرات خود او كه در ١١٩٤ق در ٤٠ صفحه سروده است (هوتسما، ١١٣؛ خال، همان، ١٠٨- ١٠٩؛ ابراهیمی، همانجا).
٨. منظومة فی بیان الافعال، در ٥٥ بیت كه در آن به ٣٨٧ فعل لازم و متعدی اشاره كرده، و سپس خود شرحی بر آن نوشته است (خال، همان، ١٢٣؛ جبوری، ٣ / ٢٣٩).
٩. منظومة فی بیان الافعال، در ٧٧ بیت كه به افعال واوی و یایی پرداخته، و ١٢٢ فعل را نام برده، و خود شرحی بر آن نوشته است (خال، همان، ١٢٣-١٢٤؛ جبوری، ٣ / ٢٣٨- ٢٣٩).
١٠. منظومة فی مثلثات الاسماء و الافعال، در ٧٢ بیت كه ٤٢٧ اسم و فعل را در بر گرفته است. وی این اثر را در ١١٩٠ق در زمان محاصرۀ بصره به نظم كشید، سپس خود بر آن شرحی نوشت (خال، همان، ١٢٤).
١١. الموائد المبسوطة فی الفوائد الملقوطة، در ١٥٠ بیت كه در آن از كتابهایی چون المزهر سیوطی، القاموس المحیط و دستور نطنزی بهره گرفته است (همان، ١٢٤-١٢٥؛ ابراهیمی، ١٨٠).
١٢. حاشیه بر البهجة المرضیة فی شرح الالفیة، در علم نحو و صرف. بیتوشی در كتاب تحف الخلان خود به این اثر اشاره كرده است (خال، همان، ١٢٢؛ ابراهیمی، ١٧٩). از این اثر نسخهای یافت نشده است (خال، همانجا).
مآخذ
ابراهیمی، محمدصالح، «العلامة الادیب العبقری البیتوشی»، نشریۀ دانشكدۀ ادبیات اصفهان، ١٣٤٥ش، س ٢، شم ٢ و ٣؛
انصاری احسایی، محمد، تحفة المستفید. به كوشش حمد جاسر، ریاض، ١٩٨٢م؛
بصری، میر، اعلام الكرد، لندن، ١٩٩١م؛
بغدادی، هدیه؛
بیطار، عبدالرزاق، حلیة البشر، به كوشش محمد بهجه بیطار، دمشق، ١٣٨٢ق /١٩٦٣م؛
جبوری، عبدالله، فهرس المخطوطات العربیة فی مكتبة الاوقاف العامة فی بغداد، بغداد، ١٩٧٤م؛
حامد، عبدالله، الشعر فی الجزیرة العربیة، ریاض، ١٤١٤ ق /١٩٩٣ م؛
حیرت سجادی، عبدالحمید، شاعران كرد پارسیگوی، تهران، ١٣٧٥ ش؛
همو، گلزار شاعران كردستان، تهران، ١٣٦٤ش؛
خال، محمد، البیتوشی، بغداد، ١٣٧٧ ق؛
همو، «قصیدة تتضمن قصائد عدیدة للبیتوشی»، مجلة المجمع العلمی العراقی، بغداد، ١٣٧٥ق /١٩٥٦م، ج ٤، شم ١؛
زركلی، اعلام؛
زكی، محمد امین، مشاهیر الكرد و كردستان، ترجمۀ آنسه كریمه، به كوشش محمدعلی عونی، قاهره، ١٣٦٦ق /١٩٤٧م؛
شیخو، لویس، الآداب العربیة فی القرن التاسع عشر، بیروت، ١٩٢٤م؛
صفیزاده، صدیق، پارسیگویان كرد، تهران، ١٣٦٦ش؛
طلس، محمداسعد، الكشاف عن مخطوطات خزائن كتب الاوقاف، بغداد، ١٣٧٢ق /١٩٥٣م؛
عزاوی، عباس، تاریخ الادب العربی فی العراق، بغداد، ١٣٨٢ق /١٩٦٢م؛
همو، تاریخ العراق بین احتلالین، بغداد، ١٣٧٣ق /١٩٥٤م؛
همو، «النثر الادبی و مصادره»، مجلة المجمع العلمی العراقی، بغداد، ١٣٨١ق /١٩٦١م، ج ٩؛
عواد، كوركیس، معجم المؤلفین العراقیین، بغداد، ١٩٦٩م؛
محمد، محمود احمد، فهرس مخطوطات مكتبة الاوقاف المركزیة فی السلیمانیة، بغداد، مطبعة بغداد؛
مدرس، عبدالكریم، دانشمندان كرد در خدمت علم و دین، ترجمۀ احمد حواری نسب، تهران، ١٣٦٩ش؛
مردوخ روحانی، بابا، تاریخ مشاهیر كرد، تهران، ١٣٦٤ش؛
نیز:
GAL, S;
Houtsma, M. Th., Catalogue d’une collection de manuscrits arabes et turcs, Leiden, ١٨٨٦.
رضوان مساح