دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٥٤٢ - ایمن بن خریم
ایمن بن خریم
نویسنده (ها) :
رضوان مساح
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ٢٠ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اَيْمَنِ بْنِ خُرَيْم، بن فاتِك اسدی (د ٨٦ ق/ ٧٠٥ م)، شاعر عصر اموی. پدرش از جنگجويان بدر و راويان حديث بود (ابن قتيبه، الشعر ... ، ٣٤٥). ايمن در شام زاده شد و گويند به روز فتح مكه (٨ق) جوانی نورس بود (ابن عبدالبر، ١/ ١٢٩؛ ابن قدامه، ٥١٦؛ ابن اثير، ١/ ١٦٠؛ سيوطی، ١/ ١٧١؛ ابن عساكر، ٣/ ١٨٧).
وی به سبب زهد، پارسايی و وقار اجتماعی و مَنشی معتدل و خردمندانه از احترام همگان و خاصه معاويه برخوردار بوده است؛ از اين رو میتوانسته با شجاعت تمام در اشعارش به دادن پند و اندرز حتى عتاب و اعتراض بپردازد. مثلاً وقتی كه ضحاك يكی از فرماندهان معاويه در سرزمين جزيره از اَشتر شكست خورد، وی قطعهای ملامتآميز و پرخاشگرانه خطاب به معاويه سرود (نصر بن مزاحم، ١٢-١٤؛ ثقفی، ٢١٣-٢١٦). در شكستی ديگر كه به سپاه معاويه افتاد، باز به همين گونه شعر سرود (نصر بن مزاحم، ٤٣١)؛ اما شگفت آنکه او، به رغم وابستگی به معاويه، چون ماجرای گزينش حَكَم بالا گرفت، قطعهای سرود كه مخاطب آن در واقع اميرالمؤمنين علی (ع) بود و در آن قطعه مصرانه میخواست نه ابوموسى، كه ابن عباس را به حكميت برگزيند، چندآنکه گويی، به قول ابن مزاحم، مايل بود كه در اين كار، عراقيان موفق شوند (همو، ٥٠٢). در هر حال، به گفتۀ همو وی ترجيح میداده از كشمكشهای سياسی به دور باشد (ص ٥٠٣).
پس از مرگ معاويه (٦٠ ق) تا خلافت مروان بن حكم (٦٠-٦٤ ق) خبری از ايمن در دست نيست. چون مروان (حك ٦٤- ٦٥ ق) از ايمن خواست كه به همراه ضحاك بن قيس در جنگ برضد عبدالله بن زبير شركت كند، وی به شيوۀ معهود خود، سر باز زد و در نتيجه خشم مروان را نسبت به خود برانگيخت (ابن قتيبه، المعارف، ٣٤٠، الشعر، ٣٤٦؛ ابن عبدربه، ٤/ ٤٠١-٤٠٢؛ ابن حبان، ٤/ ٤٦-٤٧).
از ارتباط وی با دربار عبدالملك جز يكی دو روايت در دست نيست. به گفتۀ بلاذری وی مدتی در خدمت یحیى بن حكم والی عبدالملك بر مدينه به سر برده است (٥/ ١٦٢)؛ همچنين مدتی نيز نزد عبدالعزيز بن مروان (حك ٦٥-٨٥ق)، حاكم مصر، به سر برد و او را مدح گفت، اما به سبب كدورتی كه پيش آمد، از او بريد و به برادرش بشربن مروان در عراق پيوست (جاحظ، ١٠٧؛ ابن قتيبه، عيون ... ، ٤/ ٦٦؛ ابوالفرج، ٢١/ ٧- ٨). از اين دوره به بعد از زندگی وی اطلاعی در دست نيست. مجموعۀ اشعاری كه از او به جای مانده، ١٤٦ بيت است كه در منابع پراكندهاند.
مآخذ
ابن اثير، علی، اسدالغابة، قاهره، ١٢٨٦ ق؛
ابن حبان، محمد، الثقات، حيدر آباد دكن، ١٣٩٨ ق/ ١٩٧٨ م؛
ابنعبدالبر، يوسف، الاستيعاب، به كوشش علی محمد بجاوی، قاهره، ١٣٨٠ ق/ ١٩٦٠ م؛
ابن عبدربه، احمد، العقد الفريد، به كوشش احمد امين و ديگران، بيروت، ١٤٠٢ ق؛
ابن عساكر، علی، التاريخ الكبير، به كوشش عبدالقادر بدران، دمشق، ١٣٣١ق؛
ابنقتيبه، عبدالله، الشعر و الشعراء، ليدن، ١٩٠٢م؛
همو، عيون الاخبار، بيروت، ١٣٤٣ ق/ ١٩٢٥ م؛
همو، المعارف، به كوشش ثروت عكاشه، قاهره، ١٩٦٠ م؛
ابن قدامۀ مقدسی، عبدالله، التبيين فی انساب القريشين، به كوشش محمد نايف، بيروت، ١٤٠٨ ق/ ١٩٨٨ م؛
ابوالفرج اصفهانی، الاغانی، به كوشش احمد شنقيطی، قاهره، ١٣٢٣ق؛
بلاذری، احمد، انساب الاشراف، به كوشش عبدالعزيز دوری، بيروت، ١٣٩٨ ق/ ١٩٧٨ م؛
ثقفی، ابراهيم، الغارات، به كوشش عبدالزهرا حسينی، بيروت، ١٤٠٧ق/ ١٩٨٧ م؛
جاحظ، عمرو، البرصان و العرجان، به كوشش محمد مرسی خولی، بيروت، ١٤٠٧ ق/ ١٩٨٧ م؛
سيوطی، حسن المحاضرة، به كوشش محمد ابوالفضل ابراهيم، قاهره، ١٣٨٧ ق/ ١٩٦٧ م؛
نصر بن مزاحم، وقعة صفين، به كوشش عبدالسلام محمد هارون، قاهره، ١٣٧٢ ق.
رضوان مساح