دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٥٠٥ - احدب
احدب
نویسنده (ها) :
ناهده فوزی
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ٦ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اَحْدَب، ابراهیم بن علی (١٢٤٢-١٣٠٨ ق / ١٨٢٦-١٨٩١ م)، ادیب، نویسنده، شاعر و قاضی حنفی، وی در طرابلس شام در خاندانی مشهور زاده شد و در بیروت اقامت گزید (احدب، ١؛ بیطار، ١ / ٤٦-٤٧). در برخی منابع نام او به اشتباه ابراهیم بن حسین آمده است (نوفل، ١٢٢).
احدب در ٩ سالگی قرآن و احكام آن را نیك فرا گرفت و به علم تجوید تسلط كامل یافت (احدب، بیطار، همانجاها). وی تحصیلات خود را در مدارس معروف آن زمان آغاز كرد و صرف و نحو، معانی و بیان، فقه، كلام، اصول، حدیث، تفسیر، فرائض (مبحث ارث)، منطق و فنون ادبی را ابتدا در مدرسۀ «سِقرقیه» نزد استادان برجستهای چون عُرابی و سپس در مدرسۀ «طُواشیه» نزد عبدالغنی رافعی فرا گرفت (احدب، همانجا؛ بستانی، ٧ / ١٧٠؛ زیدان، تراجم ... ، ٢ / ١٦٦). رافعی كه تنها ٦ سال از احدب بزرگتر بود، توجه خاصی نسبت به اونشان میداد، بهگونهای كه میان آن دو علاوه بر رابطۀ استاد و شاگردی، دوستی استواری نیز برقرار بود (بستانی، همانجا).
احدب مردی بلند همت، خوش خلق و پـاك سرشت بود (نک : عطاءالله، ٢ / ٣٧٠؛ بیطار، ١ / ٤٨؛ آلجندی، ٢ / ٣٢٨)؛ دربارۀ قدرت حافظۀ وی گفتهاند كه بسیاری از احادیث نبوی، مقامات همدانی و حریری وكتابهای متعددی در زمینههای ادب، صرف و نحو، فقه، معانی و بیان، منطق و حجم گستردهای از امثال و نوادر و اشعار كهن و معاصر عرب را از حفظ میخوانده است (احدب، بیطار، آل جندی، همانجاها؛ بستانی، ٧ / ١٧٣؛ دبس، ٢ / ٣٠٩). وی از ١٢٦٤ ق به مدت ٤ سال درطرابلس و بیروت به تدریس صرف و نحو، فقه و معانی و بیان پرداخت (احدب، همانجا؛ بستانی، ٧ / ١٧١)، سپس به استانبول رفت و مورد استقبال سلطان عبدالمجید (سل ١٨٣٩-١٨٦١ م) قرار گرفت و در قصیدهای وی را مدح گفت (احدب، ٢؛ دانشنامه)، تا اینكه سعیدبك جنبلاط حاكم استان شوفین لبنان او را فرا خواند و تربیت فرزندان خود و فرزندان برخی كارگزارانش را به او سپرد و در ١٢٦٧، یا ١٢٦٨ ق او را به عنوان مشاور قضایی در منطقۀ «المختاره» به كار گمارد (بستانی، همانجا، احدب، ٣؛ بیطار، ١ / ٤٧).
احدب در المختاره، دختری از خانوادهای سرشناس را به همسری گرفت كه ٥ پسر برای او آورد (بستانی، همانجا). از این پسران، سعید و حسین در حفظ و چاپ آثار پدر كوشش بسیار كردهاند. احدب در پی بروز اختلافات میان دروزیها و مسیحیان در ١٢٧٦ ق به زادگاهش طرابلس بازگشت (بیطار، ١ / ٤٧؛ بستانی، همانجا) و سپس در ١٢٧٧ ق به بیروت فراخوانده شد و در آنجا به مقام «مدرس سلیمانی» كه اختصاص به استادان بلندمرتبه داشت، نایل آمد (بیطار، ١ / ٤٧- ٤٨؛ زركلی، ١ / ٥٥). در همان احوال مناصبی در دستگاه قضای بیروت بدو واگذار شد (احدب، زركلی، همانجاها): ابتدا قائم مقام و سپس رئیس دفتر دادگاه بیروت گردید و بیش از ٣٠ سال بر این منصب بود (بستانی، بیطار، همانجاها؛ زیدان، تاریخ، ٤ / ٢١٩؛ جابی، ٢٤). وی همچنین در كنار یوسف اسیر، ناصیف یازجی، بطرس بستانی، حسین بیهم و سلیم افندی رمضان به عضویت مجلس معارف بیروت ــ كه از نخستین مجامع علمی و فرهنگی بیروت است ــ درآمد (نوفل، همانجا؛ شكیب ارسلان، ٤٢٣). احدب همچنین در فقه حنفی به مقام والایی رسید (نک : دبس، همانجا)، چنانكه دادگاههای لبنان بر مبنای فتواهای او عمل میكردند (بیطار، ١ / ٤٨؛ عبود، ٤٣٣). وی در ١٢٨٩ ق در سفری به مصر با بزرگان و ادبا و علمای آنجا بهویژه عبدالهادی ابیاری (ه م) ملاقات كرد و مورد استقبال و تجلیل بسیار قرار گرفت (احدب، ٢؛ بیطار، نیز بستانی، همانجاها). دیدار وی با ابیاری، منشأ روابطی دوستانه بین آن دو شد كه تا مدتها ادامه یافت؛ مكاتبات ادبی این دو در كتابی به نام الوسائل الادبیة فی الرسائل الاحدبیة گردآوری و چاپ شده است (همانجا؛ آل جندی، ٢ / ٣٢٩؛ زیدان، تراجم، همانجا).
احدب با مدایح خود تحسین درباریان و حاكمان وقت را برانگیخت (بستانی، ٧ / ١٧٢؛ شیخو، ٢ / ٧٢؛ نوفل، ١٢٢). وی علاوه بر سلطان عبدالمجید در مدح محمد رشدی پاشا، محمد راشد پاشا (از حكام سوریه)، مصطفی پاشا، محمد صادق پاشا، عبدالقادر جزایری و برخی دیگر از درباریان قصایدی سروده و گاه از پاداشهای گرانبها برخوردار شده است (بستانی، همانجا؛ احدب، ٣). همچنین در رثای سلیم بسترس و حسین بیهم اشعاری دارد (نوفل، همانجا؛ طرازی، ١ / ١١٨- ١١٩؛ زین، ٤٥٩). احدب در بدیههسرایی مهارت خاصی داشت. به طوری كه گاه بیش از ٧٠ بیت شعر را در یك جلسه بالبداهه میسرود (بیطار، همانجا) و در تمام آثارش حتی در مقالاتی كه برای برحی مجلات از قبیل ثمرات الفنون ــ كه خود مدتی سردبیر آن بود ــ مینوشت، به زیبایی شكل و قالب، بیش از استواری محتوی و مفهوم اهمیت میداد (فاخوری، ٦٦٠؛ نیز نک : بستـانی، ٧ / ١٧٢؛ كـردعلـی، «الانشاء ... »، ١٢٨). پایبندی وی به نثر فنی متصنع در مقامات، رسائل، گفتارهای ادبی و حكمتآمیز، نمایشنامهها، طرائف، نصایح و مواعظی كه تألیف كرده، نیز مشهود است (نک : بیطار، ١ / ٤٩؛ زیدان، تراجم، ٢ / ١٦٦؛ بستانی، ٧ / ١٧٢-١٧٤).
احدب در مقالهنویسی نیز چیرهدست بود. مقامات وی كه به تقلید از همدانی و حریری نوشته شده، بیانگر دانش لغوی و قدرت نویسندگی اوست (همان، ٧ / ١٧٣؛ قس، جابی،٢٤). مقامات احدب همچون مقامات حریری دو شخصیت اصی دارد، یكی ابوعمر دمشقی كه راوی است و دیگری ابومحاسن حسان كه قهرمان داستانهاست (احدب، زیدان، همانجاها). وی عناوین مقاماتش را از نام شهرهای پیرامون برگرفته كه تا حدی نوگرایی به شمار میرود. بخش گستردهای از مقامات او به وصف زن و جاذبههای وی اختصاص دارد كه در این زمینه به شدیاق در كتاب الساق علی الساق، نزدیك است. در شمارمقامات احدب بین ٨٠ و ٩٠ اختلاف است و تاكنون ٣٦ مقامه از وی منتشر شده است (احدب، همانجا؛ كردعلی، خطط ... ، ٤ / ٦٤؛ بیطار، زركلی، نیز بستانی، همانجاها).
از سوی دیگر وی از پركارترین نمایشنامهنویسان عرب بهشمار میرود، نمایشنامههای وی به تقلید از مارون نقاش (بنیانگذار نمایش غنایی) تركیبی است از دو بعد غنایی ونمایشی كه جنبۀ غنایی آن بخش نظر عمدهتری را به خود اختصاص میدهد (نجم، ٢(١) / ١٣-١٤) و صرف نظر از دو نمایشنامۀ تعلیمی وی كه با اندكی نوگرایی همراه است، بقیه نمایشنامههای او اقتباسی از نمایشنامههای فرانسوی، یا برگرفته از داستانهای تاریخی ایرانی و اسطورهای دورۀ جاهلیت است (بستانی، ٧ / ١٧٣-١٧٤).
نمایشنامههای مشهور احدب اینهاست: ابونواس مع جنان جاریة آل ثقیف، الاسكندر المقدونی، بولینه مولیان، جمیل بثینة و كثیره عزة، الزباء ملكة الحضر مع جذیمة الابراش، السیف و القلم، شیرین مع كسری ابرویز (خسروپرویز)، عبدالسلام الحمصی الملقب بدیك الجن مع زوجته ورد، عروة بن حزام مع محبوبته عفراء، فدرا (به ضمیمۀ یك بخش طنزآمیز)، فضل الشاعرة و سعید بن حمید و محمد بن خاقان و عریب، قیس لبنی، مجنون لیلی، مزدك، المعتمد بن عباد، من تزوج بعد تجاوزه الستین بمن سنهادون العشرین، المنخل الیشكری من المتجردة زوجة النعمان، الوزیر ابوالولید بن زیدون مع ولادة ابنة المستكفی الاموی الاندلسی، الوشی المرقوم فی حل المنظوم، یزید بن عبدالملك مع جاریتیه حبابة و سلامة (نوفل، ١٢٢؛ بستانی، ٧ / ١٧٢). مجموعۀ نمایشنامههای وی توسط محمد یوسف نجم در بیروت (١٩٨٥ م) با عنوان مسرحیات الشیخ ابراهیم الاحدب به چاپ رسیده است (نجم، ٢(١) / ٨) و احمد ابوخلیل قبانی برخی از نمایشنامههای وی را روی صحنه برده است (همو، ٢(١) / ١٣). از جمله نمایشنامههای او كه بارها در بیروت به صحنه رفت، نمایشنامۀ [الوزیر ابو] الولید بن زیدون ... است (نک : زین، نوفل، همانجاها).
آثار چاپی
١. ابداع الابداء لفتح ابواب البناء، در علم صرف، بیروت، ١٢٩٩ ق / ١٨٨١ م. ٢. التحفة الرشدیة فی علوم العربیة، نمایشنامهای آموزشی است و در ١٢٨٥ ق / ١٨٦٨ م در بیروت به چاپ رسیده است. ٣. تفصیل اللؤلؤ و المرجان فی فصول الحكم و البیان، شامل ٢٥٠ باب در زمینۀ مسائل حكمتآمیز، پند و اندرز و نكات ادبی است و در بیروت (١٢٨٥ ق / ١٨٦٨ م) منتشر شده است. ٤. دیوان شعر، در ١٢٩٥ ق / ١٨٧٨ م به چاپ رسیده است. ٥. ذیل ثمرات الاوراق ابن حجۀ حموی، كه در حاشیۀ المستطرف ابشیهی در ١٣٧١ ق / ١٩٥٢ م به چاپ رسیده است. ٦. رد السهم عن التصویب و ابعاده عن مرمی الصواب بالتقریب، در زمینۀ صرفونحو و حروف معانی است. احدب این كتاب را به درخواست شدیاق نوشته و ردیهای است بر كتاب سعید شرتونی با عنوان السهم الصائب فی تخطئة غنیة الطالب (نک : طرازی، ١ / ٦٣). كتاب ردالسهم در استانبول (١٢٩١ ق) به چاپ رسیده است. ٧. فرائد الاطواق فی اجیاد محاسن الاخلاق، شامل ١٠٠ مقاله است دربارۀ مسائل اخلاقی به نثر و نظم كه آنها را به تقلید از مقالات زمخشری نوشته است (بستانی، ٧ / ١٧٢). به گفتۀ زركلی این كتاب به چاپ رسیده است، اما تاریخ چاپ آن روشن نیست. ٨. فرائد اللآل فی مجمع الامثال، احدب در این اثر مجمع الامثال میدانی را بهصورت ارجوزهای در بیش از ٦ هزار بیت همراه با شرح به نظم درآورده كه در بیروت (١٣١٢ ق / ١٨٩٤ م) به چاپ رسیده است. ٩. كشف الارب عن سرّ الادب، كتابی است منظوم كه در ١٢٩٣ ق / ١٨٧٦ م در بیروت به چاپ رسیده است. ١٠. كشف المعانی و البیان عن رسائل بدیع الزمان، شرح مبسوطی است بر رسائل بدیعالزمان همدانی كه نخستینبار در ١٣٠٤ ق در حاشیۀ كتاب خزانة الادب ابن حجۀ حموی و سپس در بیروت (١٨٩٠ م) و نیز در ١٩٢١ م، به كوشش یوسف فاخوری به چاپ رسیده است. ١١. مجموعة من المقالات و القصائد و التهانی، كه بخشی از آن در مجلۀ ثمرات الفنون، به چاپ رسیده است. ١٢. مراثی الشیخ یوسف الاسیر، مجموعهای است در رثای اسیر (د ١٣٧٠ ق) كه بستانی آن را در شمار آثار چاپی وی آوره است (بستانی، همانجا). ١٣. مقامات، شامل ٣٦ مقاله است كه توسط دو فرزندش سعید وحسین به چاپ رسیده است. ١٤. النفح المسكی فی الشعر البیروتی، دیوان دیگری است از وی كه در ١٢٧١ ق آن را به پایان رسانده (تونكی، ٣ / ٢٧٤) و در ١٢٨٣ ق / ١٨٦٦ م در بیروت به چاپ رسیده است. ١٥.الوسائل الادبیة فی الرسائل الاحدبیة، شامل رسائل و قصایدی است در باب مسائل لغوی و ادبی، میان احدب و عبدالهادی ابیاری كه در قاهره (١٣٠١ ق) منتشر شده است. ١٦. وشی الیراعة فی علوم البلاغة و البراعة، نمایشنامهای آموزشی است كه در ١٨٧٠ م در بیروت به چاپ رسیده است.
آثار خطی
آثار خطی احدب بیشتر از آثار چاپی وی است، البته بخش عمدهای از آثار او مفقود گردیده و جز مشخصات برخی از آنها چیزی در دست نیست (بستانی، ٧ / ١٧١). فرزندان وی آثار خطی وی را بالغ بر هزار كتاب و رساله دانستهاند (احدب، ٣) كه از آن جمله است: ١. بروق الغیث فی شرح لامیة العجم للطغرائی. این اثر در ١٣٠٠ ق / ١٨٨٢ م تألیف شده است (بستانی، ٧ / ١٧٢). ٢. مقامات، تقریباً شامل ٥٢ مقامه است. ٣. نشوة الصهباء فی صناعة الانشاء (همانجا).
آثار یافت نشده
١. منظومة اللآل فی الحكم و الامثال؛ ٢. المولد النبوی، شامل دو رساله در مدح رسول اكرم (ص) بوده است؛ ٣. مهذب التهذیب، منظومهای بوده به ضمیمۀ شرحی در علم منطق (همانجا؛ بغدادی، هدیه، ١ / ٤٥، ایضاح، ٢ / ٦٠٨؛ كحاله، ١ / ٦١)؛ ٤. نفحة الارواح علی مراح الارواح، كه در علم صرف بوده است (بستانی، همانجا).
مآخذ
آل جندی، ادهم، اعلام الادب و الفن، دمشق، ١٩٥٨ م؛
احدب، سعید و حسین احدب، مقدمه بر فرائد اللآل احدب، بیروت، ١٣١٢ ق / ١٨٩٤ م؛
بستانی؛
بغدادی، ایضاح؛
همو، هدیه؛
بیطار، عبدالرزاق، حلیة البشر فی تاریخ القرن الثالث عشر، به كوشش محمد بهجت بیطار، دمشق، ١٣٨٠ ق / ١٩٦١ م؛
تونكی، محمود، حسن، معجم المصنفین، بیروت، ١٣٤٤ ق؛
جایی، بسام عبدالوهاب، معجم الاعلام، قاهره، ١٤٠٧ ق / ١٩٨٧ م؛
دانشنامه؛
دبس، یوسف، من مختصر تاریخ سوریة، بیروت، ١٩٨٤ م؛
زركلی، اعلام؛
زیدان، جرجی، تاریخ آداب اللغة العربیة، قاهره، ١٩٥٧ م؛
همو، تراجم مشاهیر الشرق، قاهره، ١٩٢٢ م؛
زین، سمیح وجیه، تاریخ طرابلس قدیماً و حدیثاً، بیروت، ١٣٨٩ ق / ١٩٦٩ م؛
شكیب ارسلان، «نهضة العرب العلمیة»، مجلة المجمع العلمی العربی، دمشق، ١٩٣٧ م، شم ١٥؛
شیخو، لویس، الآداب العربیة فی القرن التاسع عشر، بیروت، ١٩١٠ م؛
طرازی، فیلیپ، تاریخ الصحافة العربیة، بیروت، ١٩١٣ م؛
عبود، هارون، ادب العرب، بیروت، ١٩٦٠ م؛
عطاءالله، رشید یوسف، تاریخ الآداب العربیة، به كوشش علی نجیب عطوی، بیروت، ١٤٠٥ ق / ١٩٨٥ م؛
فاخوری، حنا، تاریخ ادبیات زبان عربی، ترجمۀ عبدالمحمد آیتی، تهران، ١٣٦١ ش؛
كحاله، عمررضا، معجم المؤلفین، بیروت، ١٣٧٦ ق / ١٩٥٧ م؛
كردعلی، محمد، «الانشاء المنشئون»، مجلة المجمع العلمی العربی، دمشق، ١٩٢٥ م، شم ٥؛
همو، خطط الشام، دمشق، ١٤٠٣ ق / ١٩٨٣ م؛
نجم، محمد یوسف، المسرحیة فی الادب العربی الحدیث، بیروت، ١٤٠٥ ق / ١٩٨٥ م؛
نوفل، عبدالله حبیب، تراجم علماء طرابلس و ادبائها، طرابلس، ١٩٨٤ م.
ناهده فوزی