دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٣٩ - ابن بر
ابن بر
نویسنده (ها) :
بخش ادبیات عرب
آخرین بروز رسانی :
یکشنبه ١٨ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اِبْنِ بِرّ، ابوبكر محمد بن علی بن حسن (يا الحسين: عباس، ١٠٩؛ EI٢) تميمی غوثی، لغوی و اديب نامدار سدۀ ٥ ق/ ١١ م. از آنجا كه نيای وی، علی، را «بر» میخواندند، به ابن البر شهرت يافت (ابن ابار، ٢/ ٦٧١). گرچه ابن ابار (همانجا) او را اهل قيروان و ساكن صِقليه (سيسيل) میداند، اما قفطی (٣/ ١٩٠) گويد كه ابن البر در صقيله به دنيا آمد. او در جوانی به اشتياق كسب علم راهی مشرق زمين شد (همانجا) و در قاهره ضمن استفاده از محضر اساتيد آن ديار، هم خود را مصروف فراگيری لغت كرد و به شاگردی نزد لغتشناسان بنامی چون ابن خرزاد نجيرمی پرداخت. در ٤١٣ ق/ ١٠٢٢ م ديوان اشعار ابوالطيب متنبی را نزد شاگرد او ابوعلی صالح بن ابراهيم بن رشدين استماع كرد (ابن ابار، ٢/ ٦٧١ -٦٧٢) و پس از اندك زمانی خود به روايت و شرح اشعار متنبی پرداخت. اندك ابياتی كه تجيبی (ص ٣٠٨- ٣٠٩) به او نسبت داده است، اگر حكايت از چيرهدستی او در شاعری نكند، لااقل حاكی از آن است كه وی در مصر با اعيان و دانشمندان آن سرزمين چون قاضی ابومحمد عبدالوهاب بن علی، ابومنصور ثعالبی، محمد بن علی مروزی و محمد هروی مصاحبت و مجالست داشته و گاهی با آنان شعری رد و بدل میكرده است (ابن ابار، همانجا). ابياتی كه تجيبی (ص ٢٦٤) در آغاز نامهای خطاب به ابن البر آورده، نيز نشان از دوستی استوار ميان اين دو تن دارد. تجيبی (صص، ٣٠٧- ٣٠٩) به پيمانی اشاره میكند كه بر حسب آن قرار بود وی همراه ابن البر، در ٤١٥ ق/ ١٠٢٤ م به وطن باز گردد، اما ابن البر كه در قاهره علم كافی فراگرفته و شهرتی نيز كسب كرده بود (ابن ابار، ٢/ ٦٧١) دوست قديم را رها كرد و همراه گروهی از جوانان قيروان راه خود گرفت. تجيبی (ص ٣٠٧) در قطعۀ زيبايی شرح میدهد كه چگونه تصادفاً هر دو در يك روز با دو كشتی گوناگون از اسكندريه به راه افتادند و چگونه وی ابياتی در ملامت او سرود و چگونه در بندرهايی ديگر باز با هم ملاقات كردند. در هر حال وی از طريق اسكندريه ــ شقراء ــ مهدية (همو، ٣٠٨) به صقليه رسيد و بر حكمران (= قائد) شهر مازر كه ابن منكود نام داشت، فرود آمد. ابن منكود كه مردی پارسا بود، از او به گرمی استقبال كرد و بزرگش داشت (ياقوت ١٤/ ٩؛ نيز نک: قفطی، ٣/ ١٩٠). وی در سايۀ الطاف ابن منكود به كار لغت و تدريس آن پرداخت و همين جا بود كه شيوۀ خاص خود را در روايت لغت، به خصوص روايت صحاح جوهری آشكار ساخت و شاگردانی را كه به همان شيوه رفتهاند، پرورش داد (قس: عباس، ١٠٩). در روزگاری كه وی در مازر میزيست. انبوهی از طالبان علم نزد او آمدند و حتی علی بن عبدالجبار بن سلامۀ شاعر (د ٥١٩ ق/ ١١٢٥ م) نيز بر آن شد كه در خدمت او علم لغت بياموزد (ياقوت، ١٤/ ٨ - ١٠؛ روايت او در صفدی، ١٢/ ٢٠٩-٢١٠؛ قفطی، ٣/ ١٩١)، اما اقامت او در آن شهر ديری نپاييد، زيرا گويند او را به خمر تمايلی بود و اين امر ابن منكود پارسا را خوش نمیآمد. عاقبت پيغام نكتهآميز او باعث شد كه ابن البر، مازر را ترك گويد و بدين سان ابن عبدالجبار از محضر درس او محروم ماند. خوب است اشاره كنيم كه ديدار وی با ابنرشيق در آن شهر به اعتبار گفتۀ ياقوت (همانجا) كه در «دائرة المعارف اسلام» آمده، بايد زاييدۀ اشتباه در فهم متن باشد. ابن البر پس از آن روی به پالِرْم آورد (ياقوت، صفدی، همانجاها؛ قفطی، ٣/ ١٩٠). در آن شهر نيز به كار لغت پرداخت و مكتبی را كه گويند خود پايهريزی كرده است، استوارتر نمود. از آن پس ديگر خبری از او در دست نيست، جز اينكه گويند در حدود ٤٦٠ ق/ ١٠٦٨ م به اندلس رفت (ابن ابار، ٢/ ٦٧٥). به ابن البر كه نام او در شمار نحويان و لغتشناسان بزرگ آمده است، اثری نسبت ندادهاند و اگر چند تن از شاگردان نامور او روايات خود را از او نقل نكرده بودند، شايد نام او نيز از ميان میرفت. در مورد حركت لغوی منسوب به او نيز بهتر است چندان اغراق نكنيم و نكوشيم مكتبی در علم لغت به او نسبت دهيم (برخلاف عباس، ١٠٨)، زيرا نقش عمدهای كه در اين باب به او نسبت میدهند همانا وارد كردن صحاح جوهری به مصر است. قفطی (٢/ ٢٣٦) گويد: چون شاگردش ابن قطاع در حدود ٥٠٠ ق به مصر در آمد، مردمان را از كتاب صحاح بیاطلاع يافت و ناچار خود به تدريس آن همت گماشت، اما اين سخن اعتباری برای مكتب لغوی ابن البر فراهم نمیآورد، به خصوص كه قفطی به اين امر كه مصريان را بر صحاح اطلاعی نباشد، اطمينان كامل ندارد (٣/ ١٩٠). فضيلت ديگری كه به وی نسبت میدهند همانا انتشار شعر متنبی در صقليه است. او خود شعر متنبی را از ابن رشدين شاگرد بلافصل متنبی كه در مصر اشعارش را روايت میكرد، نقل كرده و از آن پس به عنوان راوی و شارح آثار متنبی شهرت يافته است، اما آنچه از شرح او میشناسيم، همان است كه شاگردش ابن قطاع نقل كرده است (نک: ريزيتانو، ٢٠٧/ ٢٢٧). از اين شرح چنين برمیآيد كه وی بيشتر به جنبۀ لغوی عنايت داشته است تا جنبههای ديگر، زيرا ملاحظه میكنيم كه ابن قطاع از قول او تنها مفردات را شرح كرده است.
علاوه بر ابن قطاع، ابومحمد صيرفی نيز در ٤٥٠ ق/ ١٠٦٧ م شعر متنبی را نزد او آموخته است. يكی ديگر از كسانی كه باعث ماندگار شدن نام وی شده است. ابن مكی (د ٥٠١ ق/ ١١٠٧ م) صاحب تثقيف اللسان (قاهره، ١٩٦٦ م) است كه كتاب خود را بر استاد عرضه میكرد، تا از عيبجويی مغرضان و حسد حاسدان در امان بماند. به اين منظور وی همۀ آرای استاد را ملحوظ میداشته است (ابن مكی، ٤٧). احتمال دادهاند كه تصحيح اين كتاب در حدود ٤٦٠ ق يعنی زمانی كه ابن البر هنوز در صقليه بود، انجام شده باشد (عباس، ١١٠).
مآخذ
ابن ابار، محمد بن عبدالله، التكملة لكتاب الصلة، به كوشش عزت عطار الحسينی، قاهره، ١٣٧٥ ق/ ١٩٥٦ م؛
ابن دحية، عمر بن حسن، المطرب من اشعار اهل المغرب، به كوشش ابراهيم ابياری و ديگران، قاهره، ١٩٥٥ م؛
ابن قاضی شهبة، ابوبكر بن احمد، طبقات النحاة و اللغويين، به كوشش محسن غياض، نجف، ١٣٩٣ ق/ ١٩٧٣ م؛
ابن مكی، عمر بن خلف، تثقيف اللسان، به كوشش عبدالعزيز مطر، قاهره، ١٣٨٦ ق/ ١٩٦٦ م؛
تجيبی، اسماعيل بن احمد، شرح بر المختار من شعر بشار، به كوشش محمد بدرالدين علوی، قاهره، ١٩٣٤ م؛
سيوطی، بغية الوعاة، به كوشش محمدابوالفضل ابراهيم، قاهره، ١٣٨٤ ق/ ١٩٦٤ م؛
صفدی، خليل بن ایبک، الوافی بالوفيات (عكسی)؛
عباس، احسان، العرب فی صقلية، بيروت، ١٩٧٥ م؛
قفطی، علی بن یوسف، انباة الرواة، به كوشش محمد ابوالفضل ابراهيم، قاهره، ١٣٧١ ق/ ١٩٥٢ م؛
ياقوت، ادبا؛
نيز:
EI٢;
Rizzitano, U., «Un commento di Ibn al Oattāʿ ... », RSO, vol. XXX, Roma, ١٩٥٥.
بخش ادبيات عرب