دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٣٨٠ - خفاجی
خفاجی
نویسنده (ها) :
بابک فرزانه
آخرین بروز رسانی :
یکشنبه ٢٢ دی ١٣٩٨
تاریخچه مقاله
خَفاجی، شهابالدین احمد بن محمد (ح ٩٧٩- ١٠٦٩ق / ١٥٧١-١٦٥٩ م)، شاعر، قاضی، ادیب و لغتشناس مصری.
خفاجی لقب پدر او ست که از دانشمندان زمان خود بوده است. به نوشتۀ محبی دمشقی (١ / ٣٤٣)، معنای خفاجی روشن نیست؛ برخی آن را منسوب به خفاجه ــ قبیلهای از بنیعامر ــ دانستهاند (کتانی، ١ / ٣٧٧). خفاجی در روستای سِریاقوس، نزدیک قاهره که زادگاه پدرش بود، متولد شد و نزد دایی خود، ابوبکر شَنَوانی (د ١٠١٩ ق / ١٦١٠ م)، که به او «سیبویه زمان» میگفتند، و تنی چند از بزرگان چون محمد رَمْلی (د ١٠٠٤ ق / ١٥٩٥ م)، نورالدین علی زیادی (د ١٠٢٤ ق / ١٦١٥ م) و علی بن غانم مَقدِسی (د ١٠٠٤ ق)، دانشهای رایج زمان ازجمله دستور زبان عربی، بلاغت، منطق، فقه حنفی و شافعی، و حدیث را آموخت. از مهمترین استادان او در این بخش از زندگی، ابراهیم عَلقَمی است که نزد او کتاب الشفاء اثر قاضی عِیاض (نک : آثار) را خواند و از وی اجازه دریافت کرد.
خفاجی همچنین علم طب را از شیخ داوود بصیر (د ١٠٠٨ ق / ١٥٩٩ م) فرا گرفت. سپس به همراه پدر، راهی سفر حج شد و توانست در این سفر، از دانشمندان مکه و مدینه بهرهمند شود. پس از بازگشت از سفر، در ١٠٢٠ ق / ١٦١١ م به استانبول رفت و در آنجا، محضر دانشمندان برجستهای چون سعدالدین بن حسن، محمد بن عبدالغنی، مصطفی بن عَزمی (یا عربی) و ابن حسنجان را درک کرد و از رَبّی داوود یهودی ریاضیات و کتابهای اقلیدس را فرا گرفت. پس از درگذشت استادانش درآن دیار، جایگاه علمی خفاجی هویدا شد و پس از آن، بخش عمدهای از زندگی خود را به عنوان قاضی در امپراتوری عثمانی سپری کرد. نخست به منصب قضا در ایالت رومِلی (یا روملیا) منصوب گشت؛ سپس ترقی کرد و در زمان سلطان مراد چهارم (حک ١٠٣٢- ١٠٤٩ ق / ١٦٢٣-١٦٤٠ م) به عنوان قاضی اسکوب انتخاب گردید و آنگاه از سوی او، قاضی سِلانیک شد (خفاجی، احمد، ریحانة ... ، ٢(٤) / ٣٢٧-٣٣٠؛ محبی، ١ / ٣٣٢، ٣٣٣؛ علی خان، ٤١٣-٤١٤؛ زیدان، ٣ / ٣٠٨؛ واندیک، ٣٦٦؛ EI٢).
خفاجی به سبب این مناصب، به ثروت خوبی دست یافت. وی سرانجام عنوان قاضیعسکر مصر را ــ که عالیترین مقام قضایی در تشکیلات دولت عثمانی بود ــ یافت. اما در پی دسیسهای بر ضد او در استانبول، خیلی زود عزل شد؛ از این رو تصمیم گرفت تا بار دیگر به استانبول برود (خفاجی، احمد، همان، ٢(٤) / ٣٣٠؛ محبی، همانجا). خفاجی در راه بازگشت به استانبول، از دمشق و حلب عبور کرد و از سوی دانشمندان آنجا استقبال و ستایش شد (همو، ١ / ٣٣٣-٣٣٤). اما در استانبول انتظاراتش برآورده نشد. او اوضاع را ازهمگسیخته، و جهل و نادانی را حاکم یافت و به وزیر وقت شکوه کرد. افزون بر این، وی خشم خود را از وضعیت نابسامان آن زمان در المقامة الرومیة آشکار کرد و به دانشمندان آستانه تاخت. این کار، مفتی آن دیار، یحیی بن زکریا (د ١٠٥٣ ق / ١٦٤٣ م) را که از خفاجی کینهای دیرین نیز داشت، برانگیخت و از این رو، از استانبول اخراج شد (خفاجی، احمد، همانجا؛ محبی، ١ / ٣٣٤؛ EI٢).
خفاجی آنگاه به مصر رفت و در آنجا به احترام مقام علمیاش، به عنوان یک قاضی معمولی به کار گماشته شد تا روزگار بگذراند؛ اما در حقیقت، وی از این پس مرحلۀ تازهای از زندگی ادبی خود را آغاز کرد و به مطالعه و جمعآوری آثارش اهتمام ورزید و مشاهیری چون عبدالقادر بغدادی (د ١٠٩٣ ق / ١٦٨٢ م)، صاحب کتاب خزانة الادب، این فرصت را یافتند تا نزد او دانش بیاموزند (محبی، همانجا). خفاجی سرانجام در قاهره درگذشت.
دیوان خفاجی که خود بدان اشاره دارد (ریحانة، ٢(٤) / ٣٤٠)، تاکنون منتشر نشده است (نک : آثار)؛ اما بسیاری از سرودههای او را در تألیفاتش بهویژه ریحانة الالباء (جم ) و یا در منابعی چون خلاصة الاثر محبی (١ / ٣٣٦-٣٤٣) و سلافة العصر علی خان مدنی (ص ٤١٥- ٤١٩)، میتوان یافت. علی خان مدنی به شعر او نگاهی انتقادی دارد و همۀ آنها را خوب ارزیابی نکرده است (ص ٤١٣)، اما محبی که دیوان او را دیده است، همۀ اشعار وی را خوب وصف میکند و از میان آنها «دالیه» را بهترین سرودۀ او میداند (١ / ٣٣٦).
آثـار
خفاجی در زندگینامۀ خودنوشتی که در کتاب ریحانة الالباء (٢(٤) / ٣٢٧-٣٤٠) آورده، بیشتر آثار منظوم و منثورش را معرفی کرده است و مینویسد شماری رساله و نوشته نیز دارد که آنها را گردآوری نکرده، اما نمونههایی از آنها را چون «الفصول القصار» و «المقامة الرومیة» در پایان ریحانة آورده است. برخی از نوشتههای او منتشر شده و برخی دیگر همچنان به صورت خطی باقی مانده و شماری نیز احتمالاً مفقود شده است:
الف ـ چاپی
١. تفسیر آیة المودّة، که به کوشش محمدباقر محمودی در قم (١٤١٢ ق) منتشر شد.
٢. دیوان الادب فی محاسن بلغاء (شعراء) العرب. به گزارش بروکلمان (GAL, S, II / ٣٩٦)، این اثر در بیروت (١٣١٦ ق) منتشر شده است.
٣. رسائل اخوان الصفاء و خلان الوفاء، در فلسفه. این اثر در بمبئی (١٨٨٨ م)، قاهره (١٩٢٨ م)، و بیروت (١٩٥٧ و ١٩٩٥ م) نشر یافت.
٤. «رسالة فی اعراب قوله تعالى: اَرَأیْتَکُمْ»، که در مجموعۀ اربع رسائل فی النحو به کوشش عبدالفتاح سلیم در قاهره (١٣٨١ ق / ٢٠٠٣ م) منتشر شده است.
٥. ریحانة الالباء و زهرة (نزهة) الحیاة الدنیا. این کتاب که به یتیمة الدهر ثعالبی(د ٤٢٩ ق / ١٠٣٨ م) شباهت دارد، شرححال مجموعهای از شاعران و سرودههای آنان، ادیبان و دانشمندان سدۀ ١١ ق است. این اثر بر اساس منطقۀ جغرافیایی تقسیم شده و نشان میدهد که هر شخص در چه منطقهای میزیسته است: شام، مغرب، مکه، یمن و مصر (١(١) / ١١-١٢). بخش پایانی کتاب (٢(٤) / ٢٨٣ بب ) که در حقیقت ضمیمۀ بخشهای اصلی بهشمار میرود، خود مشتمل است بر: ١. گزارشی از وضع نابسامان آن روزگار در قسطنطنیه، نابودی دانشمندان، و گسترش ظلم و ستم. ٢. زندگینامۀ خودنوشتی که منبع اصلی گزارش محبی و بسیاری دیگر از شرححالنویسان از زندگی خفاجی است. ٣. «المقامة الرومیة» (یا «عِتاب الزمان فی سبب حجب بنی الاعیان»). ٤. «الفصول القصار»، چند فصل کوتاه در باب پند و اندرز که به سبک ابنمعتز (د٢٩٦ ق) در کتاب فصول نوشته شده است. ٥. ٤ مقامۀ انتقادآمیز دیگر که ٣ مقامه به تقلید از مقامات حریری (د ٥١٦ ق / ١١٢٢ م) نوشته شدهاند: «مقامة الغربة» یا «دفع الکربة بسلوة الغربة»، «المقامة الساسانیة»، و «المقامة المغربیة»، به علاوۀ مقامهای در معارضه با مقامۀ رشیدالدین وطواط (د ح ٥٧٨ ق)؛ البته اهمیت این مقامات از «المقالة الرومیة» کمتر است. ٦. خاتمه، در برگیرندۀ چند گفتۀ کوتاه دربارۀ اختلاف قرائات، طبقات بلغا، الغاز (ه م)، و فصلی بلندتر دربارۀ طبقات شعرا و میزان فصاحت و بلاغت هر طبقه.
از طریق کتاب ریحانة الالباء میتوان به بخش قابل توجهی از شعر شاعران همعصر خفاجی دست یافت و به گفتۀ کرنکو (EI٢)، دربارۀ میزان سقوط شعر در آن زمان داوری کرد. اگرچه ریحانة به سبب حشوهای فراوان و درازگوییها، اطلاعات ارزشمندی دربارۀ کسانی که مؤلف بدانان پرداخته است، به دست نمیدهد، اما از نظر جغرافیایی و آشنایی با سرزمینهایی که شاعران یا ادیبان در آن میزیستند، قابل توجه است (همانجا).
ریحانة الالباء چندین بار منتشر شده است. نخستینبار در ١٢٧٣ ق / ١٨٥٦ م در قاهره (مطبعۀ بولاق)، به کوشش ابراهیم عبدالغفار دسوقی؛ پس از آن در سالهای ١٢٩٤ ق (المطبعة الوهبیه) و ١٣٠٦ ق (المطبعة العثمانیه) مجدداً به چاپ رسید و سرانجام در١٣٨٦ ق / ١٩٦٧ م در دو مجلد به کوشش عبدالفتاح محمد حلو نشر یافت. محبی تکملهای بر این کتاب نوشته است، با عنوان نفحة الریحانة و رشحة طلاء الحانة. ریحانة الالباء با عنوان ریحانة الندماء و شمّامة الادباء ( الظرفاء) نیز در فهرست دستنوشتهها آمده است (نک : ششن، نوادر ... ، ١ / ٤٥٨؛ دوسلان، II / ٣٧٨؛ نیز نک : خفاجی، احمد، ریحانة، ٢(٤) / ٣٠٨). گفتنی است که صاحب اکتفاء القنوع (واندیک، ١٠٦) در بخش سیر، کتاب دیگری را از خفاجی با عنوان ریحانة الالباء فی طبقات الادباء معرفی کرده و میگوید شرح حال شاعران نامدار است و در ١٣٠٦ ق در قاهره منتشر شده است. احتمال دارد این کتاب خلاصۀ ریحانة الالباء و زهرة الحیاة الدنیا باشد که مؤلف در آن تنها به شرح حال شاعران پرداخته است.
٦. سجع الحمام فی مدح خیر الانام (استانبول، ١٢٩٨ ق / ١٨٨٠ م).
٧. «شرح درة الغواص فی اوهام الخواص». خفاجی در این شرح کتاب درة الغواص را که مجموعۀ یادداشتهای انتقادآمیز حریری (د ٥١٦ ق / ١١٢٢ م) دربارۀ اغلاط راهیافته به برخی از اصطلاحات خواص است، سخت به نقد کشیده است. این کتاب به همراه درة الغواص در ١٢٩٩ ق در استانبول (مطبعة الجوائب) منتشر شد. آلوسیزاده (د ١٢٧٠ ق / ١٨٥٣ م) کتابی دارد با عنوان کشف الطرة عن الغرة (دمشق، ١٣٠٠ ق) که در آن از شرح خفاجی بر درة الغواص بسیار استفاده کرده است (نیز نک : واندیک، ٤٧٣).
٨.. شفاء الغلیل ( العلیل) فیما فی کلام العرب من الدخیل )و النادر الحوشی القلیل(. موضوع کتاب وامواژههای عربی است که بر اساس المُعَرَّب جوالیقی (ه م) و برای تکمیل آن نوشته شده است. خفاجی از مواد المعرب جوالیقی و نظایر آن استفادۀ فراوان کرده است. این کتاب که با ارزشترین و مبتکرانهترین اثر خفاجی بهشمار میرود، بیش از ٤٠٠‘١ واژۀ غیرعربی را بررسی معنایی میکند، اما توضیحی دربارۀ اصل آنها نمیدهد. خفاجی در این اثر خود، تنها به واژههای معرب بسنده نکرده و حدود ١٠٠ نوواژه (= مُوَلَّد) را نیز بدانها افـزوده است (نک : مقدسی، ١٧٥؛ «دائرةالمعارف ... »، II / ٤٢٨-٤٢٩). مؤلف در آغازِ کتاب، اثر جوالیقی را مهمترین کتاب در این زمینه معرفی میکند. شفاء الغلیل در قاهره در سالهای ١٢٨٢ و ١٣٢٥ ق به کوشش محمد بدرالدین نعسانی، و در ١٣٧١ ق / ١٩٥٢ م به کوشش محمد عبدالمنعم خفاجی منتشر شد.
٩. . طراز المجالس، شامل ٥٠ مجلس درس و پرسش و پاسخ است به شیوۀ کتابهای امالی. برخی کتاب را مشتمل بر ٥١ مجلس میدانند، اما مجلس پایانی بسیار کوتاه است و به شمار نمیآید (محبی، ١ / ٣٣٣؛ نیز نک : آلوارت، شم ٨٤٢٩؛ واندیک،٣٦٦). شعر وگونهای از نقد آن، نقد لغوی، بلاغت، دستور زبان عربی، مباحث تفسیری، گزیدۀ سخنان حکیمان وسرودههای شاعران، اصول فقه و مباحث کلامی محتوای کلی کتاب را تشکیل میدهد. نقلقولهایی نیز از معانی الشعر اُشناندانی (ص ٢٥٤)، فهرست ابنندیم (ص ٢٥٥-٢٥٦)، و الفِصَل فی الملل و النحل ابنحزم (ص ٢٦٥) در این کتاب یافت میشود (نیز نک : EI٢). طراز المجالس توسط المكتبة الوهبيه در قاهره (١٢٨٤ ق / ١٨٦٨ م) و طنطا (بدون تاريخ) منتشر شده است. عبدالقادر بغدادی در خزانة الادب (١ / ٢٣) به اثری از خفاجی با عنوان امالی اشاره کرده است که باید همین کتاب طراز المجالس باشد.
١٠. عِنایة القاضی و کِفایة الراضی، یکی از آثار پرحجم خفاجی است. این اثر شرحی است بر تفسیر انوار التنزیل و اسرار التأویل بیضاوی (د ٧١٦ ق / ١٣١٦ م). مؤلف در این شرح، به توضیح دقیق و مفصل واژهها پرداخته، و دیدگاه دیگر مفسران را در موضوع مورد بحث، بازگویی و تکرار کرده است. این اثر در استانبول (١٨٥٤ م) و قاهره (١٢٨٣، ١٢٩٤ و ١٣٠٦ ق) در ٨ مجلد منتشر شد؛ همچنین در بیروت (١٩٩٧ م) با عنوان حاشیة الشهاب.
١١. عِنایة القاضی و کِفایة الراضی، یکی از آثار پرحجم خفاجی است. این اثر شرحی است بر تفسیر انوار التنزیل و اسرار التأویل بیضاوی (د ٧١٦ ق / ١٣١٦ م). مؤلف در این شرح، به توضیح دقیق و مفصل واژهها پرداخته، و دیدگاه دیگر مفسران را در موضوع مورد بحث، بازگویی و تکرار کرده است. این اثر در استانبول (١٨٥٤ م) و قاهره (١٢٨٣، ١٢٩٤ و ١٣٠٦ ق) در ٨ مجلد منتشر شد؛ همچنین در بیروت (١٩٩٧ م) با عنوان حاشیة الشهاب المسماة عنایة القاضی و کفایة الراضی نشر یافت.
ب ـ خطی
بسیاری از آثار خفاجی همچنان به صورت خطی است و در کتابخانههای مختلف نگهداری میشود. بیشتر این آثار، نوشتهها یا رسالههایی کمحجم و مختصر در موضوعات مختلفاند:
١. . خبایا الزوایا فیما فی الرجال من البقایا، کتابی است مشتمل بر شرح حال بیش از ٧٠ تن از مشاهیر همعصرِ مؤلف که ترتیبی جغرافیایی دارد و به ٥ بخش رجال شام، رجال حجاز، رجال مصر، رجال مغرب و رجال روم، و نیز یک بخش پایانی تقسیم شده است. هنگام بازگشت خفاجی به مصر، پدرِ محبی با وی ملاقاتی داشته و در این ملاقات توانسته نسخهای از کتاب خبایا الزوایا را به دست آورد. او این نسخه را به دمشق برد و در آنجا چندین نسخۀ دیگر از آن رونویسی شده است (محبی، ١ / ٣٣٤). نسخههای خطی متعددی از این اثر وجود دارد که در کتابخانههای قاهره، بغداد، استانبول، لایپزیگ، گوتینگن و برلین نگهـداری مـیشود (نک : ششن، نوادر، ١ / ٤٥٨، فهرس ... ، ٢ / ٢٩؛ سید، ٢(٣) / ١٤٠؛ خدیویه، ٤ / ٢٢٩؛ GAL, S, II / ٣٩٦؛ پرچ، IV / ١٨٦؛ آلوارت، شم ٧٤١٤). در پایانِ دستنوشتهای از این کتاب که در کتابخانۀ برلین نگهداری میشود، زندگینامۀ خودنوشت مؤلف، سپس «المقامة الرومیة»، «الفصول القصار» و قصیدۀ «ذوات الامثال» آمده است (نک : همانجا).
٢. دیوان، که نسخۀ خطی آن در کپنهاگ (شم ٢٨٣) نگهداری میشود. به گفتۀ زیدان (٣ / ٣٠٩) یک نسخه از دیوان در حدود ٢٠٠ صفحه در کتابخانۀ تیموریه نیز موجود است (نک : GAL,S، همانجا؛ پرچ، II / ٦٠).
٣. . ذات (ذوات) الامثال، قصیدهای است در بحر رجز که نسخۀ خطی آن در پاریس (شم ٢٥٠‘ ٣) نگهداری میشود. عنوانهای دیگری برای این قصیده در فهرستها آمده است، بدین قرار: ریحانة النَدّ، ریحانة الندمان، و ریحانة الندماء بذوات الامثال. هر بیت از این قصیده دربردارندۀ یک مثل است و از همین رو، ذوات الامثال خوانده شده است (نک : دوسلان،II / ٥٧٤؛ II / ٣٦٨ GAL,؛ آلوارت، شم ٧٤١٤ (١٥٩) ؛ نقشبندی، ٣٢٩؛ زیدان، همانجا).
٤. رسالة فی الموصول. نسخۀ خطی این اثرکه در ضمن یک مجموعـه آمده است، در کتـابخانۀ کوپریلی استـانبول (شم ٧٠٤) نگهداری میشود (ششن، همان، ٣ / ٣١٩؛ قرهبلوط، ١ / ٤٢٦).
٥. رسالة فی متعلَّق البَسمَلة. نسخۀ خطی این اثر در بریل نگهداری میشود (نک : هوتسما، ٤٤؛ GAL, S, II / ٣٩٦).
٦. . السوانِح (جمعِ سانِحة: اندیشهها)، که حدود ٧٠ جزوه (=کرّاسه) است و دستنوشتۀ آن در کتابخانۀ اسعد افندی (شم ٧٣٨‘٢، ادب) در استانبول و نیز کتابخانۀ الازهر (شم ٦٥٣) نگهداری میشود (دفتر ... ، ١٥٩؛ خفاجی، احمد، ریحانة، ٢(٤) / ٣٤٠؛ افرانی، ٢٣١؛ خفاجی، محمد عبدالمنعم، ١٥، پانوشت؛ زرکلی، ١ / ٢٣٨).
٧. غزل، در مدح شیخ الاسلام محمد بکری، که دستنوشتۀ آن در گوتا (شم ٧٣٧) و در بخش سوم نسخۀ خطی کتاب اعلام الاریب بحدوث بدعة المحاریب اثر سیوطی (د ٩١١ ق / ١٥٠٥ م) آمده است (پرچ، همانجا؛ GAL, II / ٣٦٨).
٨.. قصائد. نسخۀ خطی این اثر در کتابخانۀ خدیویۀ قاهره نگهداری میشود. آغاز این نسخه مقصورهای است که در آن خفاجی به معارضه با مقصورۀ ابندرید (د ٣٢١ ق / ٩٣٣ م) پرداخته و پس از آن، قصیدۀ میمیهای است در معارضه با میمیۀ زهیر بن ابی سلمى شاعر جاهلی (که در پایان کتاب خبایا الزوایا نیز آمده است) و چند قصیدۀ دیگر، ازجمله قصیدهای همزیه در مدح پیامبر (ص). دستنوشتۀ برخی از این سرودهها به صورت مستقل نیـز موجود است ( فهرست ... ، ٧ / ١٠٩-١١٠؛ نیز نک : حلو، ١ / ٢٤-٢٧؛ GAL، نیز GAL, S، همانجاها؛ نقشبندی، ٦١٣).
افـزون بر آنچه یاد شد، برخی دیگر از آثار خطی خفاجی اینها ست:
١. . اعراب قوله تعالى: قضى اجلاً و اجل مسمیً عنده؛ ٢. برد الجنان فی دخول الاطفال الجنان، در عقاید؛ ٣. بیان ما اشکل على بعض الطلاب فی آیتین من اول سورة البقرة؛ ٤. تعریف الاعلام و تحقیق التبیین للتشخیص والتعیین؛ ٥. حاشیة على شرح النکت، اثر ازهری، در علم نحو؛ ٦. سانحة من افق الالهام فی شرح قوله علیه الصلاة و السلام «حبب الیّ مِنْ دنیاکم ثلاث»؛ ٧. رسالة فی اطلاق الذات و النفس علی الله تعالى؛ ٨. رسالة فی الایمان و کونه مخلوقاً او غیر مخلوق و الخلاف فی ذلک، در کلام؛ ٩. رسالة فی البسملة الشریفة و ترک الناس قرائتها فی اول سورة التوبة؛ ١٠. رسالة فی بیان الحروف الذولقیة؛ ١١. رسالة فی بیان وضع العلمیة للفظة الجلالة؛ ١٢. رسالة فی شرح حدیث رفع القلم عن ثلاثة؛ ١٣. رسالة فی شرح لا الٰه الا الله، در عقاید؛ ١٤. رسالة فی القراءات الشواذ و حکمها(فی القراءة بالشواذ)؛ ١٥. رسالة فی قل هوالله احد و المعوذتین و الکلام على لفظ قل؛ ١٦. رسالة فی «ما» الواقعة فی قوله تعالى: و اذ اخذ الله میثاق النبیین. ١٧. رسالة فی معنی احد، در علم کلام؛ ١٨. شرح مغنی اللبیب عن کتب الاعاریب، در علم نحو؛ ١٩. کشف المعمّى عن مسألة الاسم و المسمى، در ادب (موجود در کتابخانۀ راشد افندی در قیصریه)؛ ٢٠. النفحة القدسیة فی بیان حقیقة الصلاة على خیر البریة، در تفسیر آیۀ شریفۀ «اِنَّ اللّٰهَ وَ مَلائِکَتَهُ یُصَلُّونَ عَلَی النَّبی ... » (احزاب / ٣٣ / ٥٦)؛ ٢١. النفحة القدسیة فی حدیث رواه السادة الحنفیة و طعن فیه من خالفهم من السادة الشافعیة (نک : تیموریه، ١ / ٩٦، ١٣٥، ٢٠٤، ٢٠٦، ٢٠٨، ٢٠٩، ٢٤٣، ٢٨٠؛ قره بلوط، ٤٢٥- ٤٢٩).
ج ـ یافتنشده
الرسائل الاربعون؛ (حاشیة) شرح الفرائض؛ حدیقة السحر؛ حواشی الرضی و الجامی؛ الرحلة (خفاجی، احمد، ریحانة، ٢ / ٣٤٠).
محبی به کتابی با عنوان دیوان العرب ( الادب) فی ذکر شعراء العرب در مجموعه آثار خفاجی اشاره کرده و میگوید مؤلف در آن به شاعران مشهور کلاسیک و مُوَلَّدون پرداخته است. این کتاب شاید همان دیوان الادب فی محاسن بلغاء (شعراء) العرب (نک : همین مقاله، آثار چاپی) باشد که بروکلمان از آن نام برده است، در غیر این صورت مفقود است (محبی، ١ / ٣٣٣؛ نیز نک : کحاله، ٢ / ١٣٨؛ زرکلی، ١ / ٢٣٨؛ بغدادی، ١ / ١٦١).
مآخذ
افرانی، محمد، صفوة من انتشر من اخبار صلحاء القرن الحادی عشر، به کوشش عبدالمجید خیالی، مغرب، ١٤٢٥ ق / ٢٠٠٤ م؛
بغدادی، عبدالقادر، خزانة الادب، به کوشش عبدالسلام محمد هارون، قاهره، ١٤١٨ ق / ١٩٩٧ م؛
بغدادی، هدیه؛
تیموریه، فهرست؛
حلو، عبدالفتاح محمد، مقدمه بر ریحانة الالبـاء (نک : هم ، خفاجی، احمد)؛
خفاجی، احمد، ریحانة الالباء و زهرة الحیاة الدنیا، به کوشش عبدالفتاح محمد حلو، قاهره، ١٣٨٦ ق / ١٩٦٧ م؛
همو، طراز المجالس، قاهره، المکتبة الوهبیه؛
خفاجی، محمد عبدالمنعم، مقدمه بر شفاء الغلیل شهابالدین خفاجی، قاهره، ١٣٧١ ق / ١٩٥٢ م؛
دفتر کتابخانۀ اسعد افندی، استانبول، مطبعۀ محمود بک؛
زرکلی، اعلام؛
زیدان، جرجی، تاریخ آداب اللغة العربیة، قاهره، دارالهلال؛
سید، فؤاد، فهرست المخطوطات المصورة (تاریخ)، قاهره، ١٩٥٩ م؛
ششن، رمضان، فهرس مخطوطات مکتبة کوپریلی، استانبول، ١٤٠٦ ق / ١٩٨٦ م؛
همو، نوادر المخطوطات العربیة فی مکتبات ترکیا، بیروت، ١٩٧٥ م؛
علی خان مدنی، سلافة العصر، قاهره، ١٣٤٦ ق؛
فهرست الکتب العربیة المحفوظة بالکتبخانة الخدیویة المصریة، قاهره، ١٣٠٧- ١٣٠٨ ق؛
قرآن کریم؛
قرهبلوط، علیرضا و احمد طوران قرهبلوط، معجم التاریخ التراث الاسلامی فی مکتبات العالم، استانبول، ١٤٢٢ ق / ٢٠٠١ م؛
کتانی، عبدالحی، فهرس الفهارس و الاثبات، به کوشش احسان عباس، بیروت، ١٤٠٢ق / ١٩٨٢م؛
کحاله، عمررضا، معجم المؤلفین، بیروت، دار احیاء التراث العربی؛
محبیدمشقی، محمدامین، خلاصة الاثر، قاهره، ١٢٨٤ق؛
مقدسی، انیس، «الکلام المولد فی معاجمنا الحدیثة»، مجلة المجمع العلمی العربی، دمشق، ١٣٨٤ ق / ١٩٦٥ م، ج ٤ (١)؛
نقشبندی، اسامه ناصر و ظمیاء محمد عباس، مخطوطات الادب فی المتحف العراقی، کویت، ١٤٠٦ ق / ١٩٨٥ م؛
واندیک، ادوارد، اکتفاء القنوع، به کوشش محمد علی ببلاوی، قاهره، ١٣١٣ ق / ١٨٩٦ م؛
نیز:
Ahlwardt ;
De Slane ;
EI٢;
Encyclopedia of Arabic Literature, eds. J. S. Meisami and P. Starkey, London / New York, ١٩٩٨;
GAL;
GAL, S;
Houtsma, M. Th., Catalogue d’une collection de manuscrits arabes et turcs, Leiden, ١٨٨٦;
Pertsch.
بابک فرزانه