دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٣٥٢ - حنبلی
حنبلی
نویسنده (ها) :
بخش فقه، علوم قرآنی و حدیث
آخرین بروز رسانی :
یکشنبه ١٠ آذر ١٣٩٨
تاریخچه مقاله
حَنْبَلی، مذهبی از مذاهب چهارگانۀ فقه اهل سنت که پیروان آن حنبلیه و حنابله خواندهشدهاند. بنیاد این مکتب در سدۀ ٣ ق/ ٩ م توسط احمد بن حنبل (ه م) (١٦٤-٢٤١ ق/ ٧٨١-٨٥٥ م)، عالم اصحاب حدیث بغدادی با تباری خراسانی نهاده شد، اما تا اواخر آن سده هویت مستقلی از مذهب عام اصحاب حدیث نداشت تا آنکه به کوشش کسانی چون ابوبکر خلال (د ٣١١ ق) روی به استقلال نهاد و صورت یک مذهب منتسب به احمد بن حنبل به خود گرفت.
احمد خود اثری فقهی ننوشت، با تألیف آثار استنباطی مخالف بود و نخستین ادبیات این مذهب به صورت پرسش و پاسخهایی بود که توسط شاگردان احمد از استاد صورتگرفته بود، اما با نوشتهشدن الجامع العلوم احمد از ابوبکر خلال به عنوان تجمیعی از آن پاسخها، و مختصر ابوالقاسم خرقی (د ٣٣٤ ق) بهعنوان فشردهای از فقه احمد، روند تدوین آغاز شد. از افراد مؤثر بعدی، اینان شایستۀ ذکرند: قاضی ابویعلى ابن فراء (د ٤٥٨ ق) که با تألیف العدة، به تدوین اصول فقه حنبلی روی آورد و با الاحکام السلطانیة، به جنبههای کاربردی فقه پرداخت؛ ابوالخطاب کلوذانی (د ٥١٠ ق) که به تألیف کتاب مهم التمهید، در اصول فقه اهتمام کرد و وزیر عونالدین ابنهبیره (د ٥٦٠ ق) که با استفاده از نفوذ سیاسی خود در دربار عباسی، مذهب حنبلی را به پایۀ ٣ مذهب حنفی، مالکی و شافعی رسانید و بخش فقه تطبیقی از مجموعۀ الافصاح را به عنوان نخستین کتاب در مقایسۀ مذاهب چهارگانۀ فقهی تألیف کرد.
مذهب حنبلی از همان آغاز پیرو عقاید متأخران اصحاب حدیث و آموزۀ سلف بود و هرگز زمینۀ آشتی آن با مذاهب کلامی ــ حتى اشعری ــ فراهم نیامد؛ اما مذهب حنبلی با زهد و تصوف قابل جمع بود و برخی از بزرگان صوفیه مانند خواجه عبدالله انصاری بر مذهب حنبلی بودند. از مهمترین ویژگیهای فقه حنبلی، میتوان اعتماد گسترده بر احادیث، و رویآورد حداقلی به ادلۀ لبّی و تأویل نصوص را یاد کرد. از سدۀ ٨ ق/ ١٤ م در پی کوششهای ابنتیمیه (د ٧٢٨ ق)، مذهب حنبلی تا حد بسیاری تحت تأثیر افکار سلفی او قرار گرفت و در سدههای اخیر، با آموزههای محمد بن عبدالوهاب (د ١٢٠٦ ق) این سلفگرایی وارد مرحلهای دیگر شدهاست؛ البته باید توجه داشت که جریان وهابی، تنها یک طیف از مذهب حنبلی در دورۀ اخیر است و نباید تعمیم داده شود.
از نظر گسترش جغرافیایی، در ایران، در مناطقی از آذربایجان و سرزمینهای جبال همچون همدان و اصفهان و حتى به صورت یک اقلیت در نواحی دیگر مانند خراسان و سیستان مذهب حنبلی رواج داشته، اما از دورۀ ایلخانان و پس از آن صفویه، با کاهش نفوذ مذاهب اهل سنت، این مذهب عملاً منقرض شده است.
در حال حاضر، مذهب حنبلی مذهب غالب در منطقۀ نجد و برخی بخشهای دیگر از عربستان سعودی است و در سرزمینهای شام بهخصوص فلسلطین، دارای جمعیتی قابل ملاحظه است؛ اما در مقایسه با سدههای میانه میتوان گفت: در دورۀ متأخر، این مذهب در مناطقی مانند عراق و شام به نفع مذاهب دیگر روی به کاستی داشته است. عالمان این مذهب در سدههای مختلف را نویسندگان کتب طبقات، مانند محمد بن ابی یعلى (د ٥٢١ ق) در طبقات الحنابلة، ابوالفرج ابنرجب (د ٧٥٠ ق) در ذیل آن کتاب، برهانالدین ابنمفلح (د ٨٨٤ ق) در المقصد الارشد و محمد بن عبدالله بن حمید نجدی (د ١٢٩٥ ق) در السحب الوائلة، معرفی کردهاند.
در فقه حنبلی، مهمترین متن مختصر که از آنها بهعنوان متن درسی استفاده گشته، و بر آنها شروح متعدد نوشتهشده، مختصر خرقی است (نک : سطرهای پیشین)؛ و در میان متون مبسوط نیز ماندگارترین و مؤثرترینشان اینها ست: المغنی از موفقالدین ابنقدامۀ مقدسی (د ٦٢٠ ق)، الشرح الکبیر از شمسالدین ابنقدامه (د ٦٨٧ ق)، الفروع از محمد بن مفلح مقدسی (د ٧٦٢ ق)، المبدع از ابراهیم بن مفلح (د ٨٨٤ ق)، الانصاف از ابوالحسن مَرداوی (د ٨٨٥ ق)، الاقناع از شرفالدین حجاوی و کشاف القناع و الروض المربع از منصور بن یونس بهوتی (د ١٠٥١ ق).
بخش فقه، علوم قرآنی و حدیث