دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٣٣٦ - حصری
حصری
نویسنده (ها) :
علیرضا ابراهیم
آخرین بروز رسانی :
یکشنبه ٣ آذر ١٣٩٨
تاریخچه مقاله
حُصْری، ابوالحسن علی بن ابراهیم حصری بصری (د ذیحجۀ ٣٧١/ ژوئن ٩٨٢)، از صوفیۀ نامدار بغداد در سدۀ ٤ق/ ١٠م.
حصری در بصره به دنیا آمد، اما بعدها به بغداد رفت و تا پایان عمر خود در آنجا به سر برد (سلمی، ٥١٦). برخی از مورخان واژۀ حصری را منسوب به حصیر و جمع آن، یعنی حُصُر دانستهاند (سمعانی، ٢/ ٢٢٦)، اما در منابع اشارهای به اشتغال او به حصیربافی یا حصیرفروشی نشده است و روشن نیست که چرا وی را به این نام خواندهاند. همچنین پارهای از منابع حصری را شاگرد شبلی و مشایخ دیگر شمرده (سلمی، همانجا؛ ابن کثیر، ٦/ ٣١٨)، و برخی دیگر تنها شبلی را شیخ او به شمار آوردهاند (قشیری، ٤٠٦؛ عطار، ٢٨٨؛ خطیب، ١١/ ٣٤٠)، اما خواجه عبدالله انصاری (ص ٥٢٩)، و به پیروی از او جامی (ص ٢٣١) وی را یگانه شاگرد شبلی و میراثدار او شمردهاند.
خواجه عبدالله همچنین او را بر مذهب حنبلی میداند (همانجا)، حال آنکه بنا بر روایتهای دیگر، وی نخست مذهب حنفی داشت، سپس به شافعی گرایید و در نهایت از همه فارغ شد و در سلک تصوف درآمد (عطار، ٢٨٩؛ محمد بن منور، ٢٠). به هر روی، جملۀ منابعْ بزرگیِ مقام و بلندی مرتبۀ او را ستودهاند و وی را از مشایخ بزرگ بغداد به شمار آوردهاند. تذکرهنویسان او را شیخالعراق و استاذالعراقیین و شیخ متصوفۀ بغداد خواندهاند و به سبب سخنان پر مغزش، به ویژه دربارۀ توحید، به او لقب «لسانالوقت» دادهاند (سلمی، خواجه عبدالله، قشیری، ابنکثیر، همانجاها؛ خطیب، ١١/ ٣٤٠-٣٤١؛ هجویری، ٢٠١).
حصری اهل زهد و مجاهده بود و ظاهراً تنها روزهای جمعه از خانه خارج میشد (قشیری، ابن کثیر، خطیب، همانجاها؛ عطار، ١٦٩). وی همچنین اهل سماع نیز بود و همین امر موجب شد تا برخی نزد خلیفه به بدگویی از او بپردازند (همو، ٢٨٨-٢٨٩). اما این بدگوییها ظاهراً چندان نتیجهای نداشت، زیرا در منابع آمده است که وی نخست در مسجد جامع منصور در بغداد به وعظ میپرداخت و در کهنسالی مجلس وعظ خود را در رباطی مقابل همان مسجد برقرار میکرد که نخست به نام او خوانده میشد و بعدها به نام یکی از مریدان او، یعنی ابوالحسن زوزنی، به رباط زوزنی شهرت یافت (قشیری، ترجمه، ٥١٤-٥١٥؛ ابن کثیر، سمعانی، همانجاها). به این ترتیب، از آنجا که حصری رباطی از آن خود داشته است، و نیز با توجه به آنکه سلمی متأخران صوفیه را پروردۀ او میداند (همانجا)، میتوان دریافت که حصری به پرورش مریدان نیز میپرداخته است. با این همه، در منابع مختلف تنها به دو تن از مریدان مستقیم او، یکی ابوالحسن زوزنی، و دیگری ابوالفضل محمد بن حسن خُتَلی اشاره شده است (سمعانی، همانجا؛ هجویری، ٢٠٨؛ جامی، ٣٢٠-٣٢١). از جمله معاصران وی میتوان به ابوعبدالله بن خفیف شیرازی (د ٣٧١ق/ ٩٨١م) اشاره کرد (خواجه عبدالله، همانجا؛ جامی، ٢٣٧).
حصری در حدود ٨٠ سالگی درگذشت و در مقبرۀ دارالحرب بغداد به خاک سپرده شد (خطیب، ١١/ ٣٤١؛ ابن کثیر، همانجا؛ سلمی، ٥١٦-٥١٧). از وی اثر مکتوبی برجای نمانده است و در منابع تنها برخی از سخنان او را میتوان یافت. بر این اساس حصری توحید را در ٥ چیز میداند: رفع حدث، اثبات قِدَم، هجر وطن، بریدن از برادران و فراموش کردن آنچه میدانند و آنچه نمیدانند. وی یک ساعت اندیشیدن در حال مشاهده را از ٠٠٠‘١ حجِ مقبول برتر میشمارد (عطار، ٢٩٠-٢٩١؛ نک : سراج، ٢١٨؛ قشیری، ترجمه، ٤٩٠، ٥١٤). به باور او، صوفی کسی است که پس از آنکه از آفات این جهانْ فانی شد، دوباره به سرِ آن بازنگردد، و چون رو به سوی حق آورد، از او روی برنگرداند (عطار، ٢٩١). بنا به قول عطار، حصری نظر مساعدی نسبت به ملامتیان داشته، و آنان را بزرگ میشمرده است (همانجا).
مآخذ
ابن کثیر، البدایة و النهایة، بیروت، ١٤٠٧ ق/ ١٩٨٧ م؛
جامی، عبدالرحمان، نفحات الانس، به کوشش مهدی توحیدیپور، تهران، ١٣٦٦ ش؛
خطیب بغدادی، احمد، تاریخ بغداد، بیروت، دارالکتب العلمیه؛
خواجه عبدالله انصاری، طبقات الصوفیه، به کوشش محمد سرور مولایی، تهران، ١٣٦٢ ش؛
سراج، عبداللٰه، اللمع فی التصوف، به کوشش ر. نیکلسن، لیدن، ١٩١٤ م؛
سلمی، محمد، طبقات الصوفیة، به کوشش ی. پدرسن، لیدن، ١٩٦٠ م؛
سمعانی، عبدالکریم، الانساب، به کوشش عبدالله عمر بارودی، بیروت، ١٤٠٨ ق/ ١٩٨٨م؛
عطار نیشابوری، فریدالدین، تذکرة الاولیاء، بهکوشش ر. نیکلسن، لیدن، ١٩٠٧ م؛
قشیری، عبدالکریم، الرسالة القشیریة، به کوشش معروف زریق و علی عبدالحمید بلطهجی، دمشق، ١٩٩١ م؛
همو، همان، ترجمۀ کهن فارسی، به کوشش بدیعالزمان فروزانفر، تهران، ١٣٤٥ ش؛
محمد بن منور، اسرار التوحید، به کوشش محمدرضا شفیعیکدکنی، تهران، ١٣٦٦ ش؛
هجویری، علی، کشف المحجوب، به کوشش ژوکوفسکی، تهران، ١٣٧١ش.
علیرضا ابراهیم