دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٢٧٩ - بورینی
بورینی
نویسنده (ها) :
ایران ناز کاشیان
آخرین بروز رسانی :
چهارشنبه ٤ تیر ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
بورینی، بدرالدین حسن بن محمد شافعی (٩٦٣-١٠٢٤ق / ١٥٥٦-١٦١٥م)، ادیب و تاریخنگار دمشقی. وی در خاندانی فلسطینی در روستای صفوریه چشم به جهان گشود و چون پدرش اهل بورین از روستاهای نابلس بود، او نیز به همان جا منسوب گردید (غزی، محمد بن محمد، ١ / ٣٥٦؛ محبی، ٢ / ٥١؛ منجد، مقدمه ...، ١ / ٨).
بدرالدین تحصیلات خود را با آموختن قرآن آغاز كرد و در ٧ سالگی آن را فرا گرفت (بورینی، ١ / ١٠-١١، ١٢٠، ٢ / ١٠٦). در ٩٧٣ق / ١٥٦٥م به همراه خانواده به دمشق كوچید و در مدارس آنجا به تحصیل علوم متداول پرداخت (همو، ١ / ١٠-١١، ٢٧٩، ٣٠٤؛ منجد، همان، ١ / ٨ -١٠، ١٩-٢٠). گویا در فاصلۀ سالهای ٩٧٥ تا ٩٨٠ق وی در بیتالمقدس بود (محبی، همانجا؛ بورینی، ١ / ٤٣)؛ آن گاه از ٩٨٠ق / ١٥٧٢م در دمشق تحصیلات خود را ادامه داد (بورینی، ١ / ١٠-١١، ١٧، جم ؛ غزی، محمدبن محمد، همانجا؛ محبی، ٢ / ٥١-٥٢؛ منجد، همان، ١ / ١١-١٢).
دیری نپایید كه بورینی خود از استادان دمشق گردید و از ٩٨٨ق رسماً در جامع اموی و سایر مدارس دمشق به تدریس پرداخت (بورینی، ١ / ٢٣، ٢٥، ٢ / ٣١٢؛ منجد، همان، ١ / ١٢، ١٤؛ محبی، همانجا). وی در جامع اموی با حافظ حسین تبریزی ابنكربلایی (د ٩٦٧ق / ١٥٦٠م) ادیب و نویسندۀ تبریزی، صاحب روضات الجنان آشنا شد و دوستی عمیقی میان آن دو پدید آمد و بورینی زبان فارسی را كه پیش از آن به اجمال آموخته بود، نزد او تكمیل كرد (بورینی، ٢ / ١٦٦، ٣٠٣) و در فارسیدانی چنان شد كه وقتی به این زبان سخن میگفت، او را «اعجمی» میانگاشتند (غزی، محمد بن محمد، ١ / ٣٥٧؛ محبی، همانجا). وی برخی از اشعار گویندگانی چون سعدی و وحشی بافقی را به عربی برگرداند و خود در استقبال آنها ابیاتی سرود (نک : ٢ / ١٧١؛ خفاجی، ١ / ٤٢-٤٣، ٤٥). او همچنین اشعار برخی از بزرگانِ ایران را در كتاب خویش آورده است (مثلاً نک : ١ / ١٥٧، ٢ / ٥٥-٥٦، جم ).
از روزگار تسلط سلاجقه بر آسیای صغیر، و پس از آن در زمان عثمانیان، و به ویژه پس از فتح قسطنطنیه، فرهنگ ایرانی به ویژه زبان فارسی در بخش بزرگی از جهان اسلام رواج یافت. شمار آثار فارسی برجای مانده از این دوره خود گواه این مدعاست (ریاحی، ٤٠-٤٥؛ صفا، ٦٨-٦٩). پس غریب نیست كه محمد بن صلتی یكی از شاگردان بورینی از وی فارسی بیاموزد و در مجالس با استاد خود به فارسی سخن بگوید (غزی، محمد ابن محمد، ١ / ٩٨).
بورینی به عنوان فقیهی جامع، ادیب و شاعری توانا، از نفوذ كلام و قدرت بیان نیز برخوردار بود. وی علاوه بر اینکـه محل رجوع عامۀ مردم بود، موردتوجه و عنایت بزرگان دین و دولت نیز قرار داشت و در قضایای مختلف دولتی بهعنوان داور، نماینده و سفیر شركت داشت (بورینی، ٢ / ٢٧-٢٩، ٢٩١، ٣١٢؛ غزی، محمد ابن محمد، ١ / ٣٥٩، ٣٦٢-٣٦٣، ٣٧٦).
بورینی شاگردان بسیار تربیت كرد كه هر یك خود بعدها از بزرگان دمشق به شمار آمدند (بورینی، ١ / ٧٨، ١١٧، ١٣٩، ٢٨٤؛ غزی، محمد بن محمد، ١ / ٣٦٠). وی در ٦٨ سالگی چشم از جهان فرو بست و در گورستان باب الفرادیس به خاك سپرده شد (همو، ١ / ٣٧٧- ٣٧٨؛ محبی، ٢ / ٥٩-٦٠؛ منجد، همان، ١ / ١٦).
اشعار بسیاری از بورینی در تراجم الاعیان و منابع دیگر نقل شده است. موضوع این اشعار كه بیشتر در قالب غزل، قصیده و دو بیتی سروده، مدح، شكوه از روزگار و طلب حاجت است (مثلاً نک : ١ / ٦٨-٧١، ٢ / ٨٦- ٨٨). محمد بن محمد غزی شعر او را متوسط دانسته است (١ / ٣٦٣).
آثـار چاپی
١. بحر الفائض فی شرح دیوان ابن فارض، شرحی است ادبی و لغوی و به دور از هرگونه گرایشهای صوفیانه. این اثر میان سالهای ١٢٦٩ تا ١٣٢٩ق بارها در بیروت و قاهره به چاپ رسیده است. رشید بن غالب، تركیب سودمندی از شرح ادبی بورینی و شرح صوفیانۀ عبدالغنی نابلسی را فراهم آورده، و در بیروت منتشر كرده است (رشید ابن غالب، ٢).
٢. تراجم الاعیان من ابناء الزمان، مهمترین كتاب در شرح احوال بزرگان روزگار خود او، و مكمل الضوء اللامع سخاوی، الكواكب السائرۀ غزی، و النور السافر عیدروسی به شمار میرود (نک : منجد، المؤرخون ...، ٥١ -٥٢؛ عبدالمطلب، ١٥٣؛ كردعلی، ١٩٣-٢٠٢). وی مبدأ تاریخ حوادث كتاب را سال تولد خود، یعنی رمضان ٩٦٣ قرار داده، و به گردآوری شرح احوال بزرگان سیاسی و فرهنگی عصر خود در حوزۀ بزرگی از قلمرو اسلام پرداخته است (نک : ١/٤٣). برخی از رجالی كه احوالشان در این كتاب آمده، بورینی خود دیده و با ایشان معاشرت نزدیك داشته است. روش او در این كار، استناد به گزارشهای موثق بود و به روایات مورد شك و تردید عنایت نداشت (١/٤) و در برخی موارد كه ناگزیر از ذكر مطالبی بوده ــ كه خود به صحت و وثاقت آنها یقین نداشته ــ داوری دربارۀ آنها را به خواننده محول كرده است (همو، ٢/٢٨٧). بورینی نگارش این كتاب را به تشویق محمدامین افندی، رئیس دیوانِ وقت دمشق در ١٠٠٩ق/١٦٠٠م آغاز كرد (١/٥) و تألیف آن ظاهراً تا پایان عمر او ادامه داشت (٢ / ١٣).
كتاب به ترتیب الفبایی تنظیم شده (همو، ١ / ٥)، اما شمار شرح احوالها در هر یك از نسخهها متفاوت است (منجد، مقدمه، ١ / ٢٣؛ برای نامهای كسانی كه شرح احوال آنها در این كتاب آمده، نک : عبدالمطلب، ١٥٤-١٦٤). ظاهراً كهنترین نسخه از این كتاب همان است كه فضلالله بن محبالله در ١٠٧٨ق / ١٦٦٧م به جمع و تنقیح آن همت گماشت (محبی، ٣ / ٢٨٠؛ كردعلی، ١٩٣؛ خدیویه، ٥ / ٣٣). محبی در دیباچۀ خلاصة الاثر، تاریخ بورینی (یا تراجم الاعیان) و ذیلی را كه پدرش بر آن نگاشته، یكی از مآخذ تاریخ خود معرفی كرده است (١ / ٣). دو مجلد از این كتاب به كوشش صلاحالدین منجد، براساس مقابلۀ ٤ نسخۀ خطی، بدون اطلاع و مراجعه به نسخۀ وین (منجد، همان، ١ / ٢٧-٣٢، ٢ / ٣٧٦؛ نیز نک : شیخ، ٢ / ٨٩٣)، تصحیح و در دمشق منتشر شد.
آثـار خطی
حاشیة علی انوار التنزیل بیضاوی (محبی، ٢ / ٥١؛GAL, S, I / ٧٤٠)؛ دیوان شعر كه گویا همانی است كه محبی به آن اشاره كرده است (همانجا؛ نیز نک : II / ٤٠١ GAL,S,)؛ منتخبات شعریه و نثریه كه صلاحالدین منجد از آن با عنوان «كنّاش» یاد كرده است.
قطعات شعری متعددی نیز از بورینی در كتابخانههای مختلف دنیا موجود است (نک : كوپریلی، ٢ / ٣٨؛ نقشبندی، ٥٤٦، ٥٤٧، ٥٦٥؛ پرچ، I / ٨٩؛ آلوارت، شم ٧٩٥٨؛ نیز نک : GAL, S, II / ٣٧٤-٣٧٥, ٤٠١؛ منجد، همان، ١ / ٢٠، ٢١)؛ نیز نسخهای از گزارش حوادث سالهای ١٠١٨ تا ١٠٢٣ق / ١٦٠٩-١٦١٤م دمشق كه در لیدن نگاهداری میشود( ورهووه،VII / ٤٢٨ ).
آثـار یافت نشده
حاشیه بر مطول (محبی، همانجا؛ ابنغزی، محمد بن عبدالرحمان، ١/٣١٩)؛ الرحلة الحلبیة، كه به گفتۀ خود بورینی (نک : ٢/٢٩) در ١٠١٧ق پس از سفرش به حلب نوشته شده است؛ السبع السیارة، شامل ٧ مجموعه (محبی، همانجا)؛ شرح الكافیه ابن حاجب؛ المباحث الدقیقة و الریاض الانیقة (حسن، ١/٣١٩)؛ منازل الانسیة فی الرحله الطرابلسیة، سفرنامۀ دیگری است كه به گفتۀ خود بورینی (٢/٣٤٠) پس از بازگشت از طرابلس آن را به رشته تحریر درآورده است.
مآخذ
بورینی، حسن، تراجم الاعیان، به كوشش صلاحالدین منجد، دمشق، ١٩٥٩-١٩٦٣م؛
حسن، سیدكسروی، تعلیقات بر دیوان الاسلام (نک : هم ، غزی، محمد بن عبدالرحمان)؛
خدیویه، فهرست؛
خفاجی، احمد، ریحانة الالباء، به كوشش عبدالفتاح محمد حلو، قاهره، ١٣٨٦ق / ١٩٦٧م؛
رشید بن غالب، شرح دیوان ابنالفارض (للشیخین بورینی و نابلسی)، بیروت، دارالتراث؛
ریاحی، محمدامین، «نفوذ زبان و ادبیات فارسی در قلمرو عثمانی»، هنر و مردم، تهران، ١٣٤٩ش، شمـ ٩٢؛
شیخ، محمود، تعلیقات بر لطف السمر (نک : هم ، غزی، محمد بن محمد)؛
صفا، ذبیحالله، مختصری در تاریخ تحول نظم و نثر پارسی، تهران، ١٣٣٣ش؛
عبدالمطلب، رشاد، «تراجم الاعیان من ابناء الزمان للبورینی»، مجلة معهد المخطوطات العربیة، قاهره، ١٣٧٧ق / ١٩٥٨م، ج ٤، شم ١؛
غزی، محمد بن عبدالرحمان، دیوان الاسلام، به كوشش سیدكسروی حسن، بیروت، ١٤١١ق / ١٩٩٠م؛
غزی، محمد بن محمد، لطف السمر و قطف الثمر، به كوشش محمود شیخ، دمشق، ١٩٨١م؛
كردعلی، محمد، «تراجم الاعیان من ابناء الزمان»، مجلة المجمع العلمی العربی، دمشق، ١٩٢٣م، ج ٣، شم ٧؛
كوپریلی، خطی؛
محبی دمشقی، محمد، خلاصة الاثر، قاهره، ١٢٨٤ق / ١٨٦٧م؛
منجد، صلاح الدین، مقدمه و تعلیقات بر تراجم الاعیان (نک : هم ، بورینی)؛
همو، المؤرخون الدمشقیون فی العهد العثمانی و آثارهم المخطوطة، بیروت، ١٩٦٤م؛
نقشبندی، اسامه ناصر و ظمیاء محمد عباس، مخطوطات الادب فی المتحف العراقی، كویت، ١٤٠٦ق؛
نیز:
Ahlwardt;
GAL, S;
Pertsch;
Voorhoeve.
ایرانناز كاشیان