دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ٢٦٨ - بکربن نطاح
بکربن نطاح
نویسنده (ها) :
مریم صادقی
آخرین بروز رسانی :
شنبه ٣١ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
بَكْرِ بْن نَطّاح، ابوالوائل (د ح ٢٠٠ق / ٨١٦م)، شاعر اهل یمامه. نسب او را به استناد ابیاتی از وی به عِجْل و یا حنیفه، پسران لُجَیم رسانده، و از همین رو، او را عجلی و یا حنفی خواندهاند (نک : ابوالفرج، ١٩ / ١٠٦)، اما خطیب بغدادی او را اهل بصره میداند (٧ / ٩٠).
به هر روی، بكر به روزگار هارون الرشید در بغداد اقامت، و در محفل ادبا آمد و شد داشت (همو، ٧ / ٩٠، ٩١) و با مدح دولتمردان روزگار میگذراند. از ممدوحان وی در این دوران میتوان به یزید بن مَزْید شیبانی و مالك بن طوق، عاملان هارون اشاره كرد. بكر نسبت به ربیعه تعصب بسیار داشت و در قصاید خود به آنان فخر میكرد (حصری، ٩٦٦). اما سرانجام، یكی از همین قصاید كه در مدح یزید و فخر ربیعه سروده بود، هارون را به شدت خشمگین ساخت. براساس روایتی، یزید وی را فراخواند و پس از بخشیدن دو هزار درهم از او خواست تا زمانی كه هارون زنده است، خود را پنهان سازد. بخش پایانی این روایت سخت مشوش مینماید، اما در ادامۀ روایت كه از زبان خود یزید است، چنین آمده كه با درگذشت هارون و بیرون آمدن بكر از نهانگاه، یزید بار دیگر نام او را در دیوان نهاد و بر سهم او از عطا افزود (نک : ابن معتز، ٢١٧- ٢١٩؛ ابوالفرج، ١٩ / ١٠٧)، اما میدانیم كه یزید به روزگار هارون و در ١٨٥ق / ٨٠١م درگذشته است (نک : ابن خلكان، ٦ / ٣٢٧ بب ).
به هر حال، بكر از ترس هارون از بغداد گریخت و به منطقۀ جبال پناه برد و ظاهراً در همین ایام، به راهزنی و شرارت روی آورد. اما شجاعت و جنگاوری او سبب شد تا با پایمردی مَعقِل بن عیسى، برادر ابودُلَف عجلی، عامل هارون در جبال به ابودلف بپیوندد و او بكر را در جرگۀ سپاهیان خود درآورد (نک : ابوالفرج، ١٩ / ١٠٦، ١١١). از آن پس، بكر پیوسته در ركاب ابودلف بود (نک : همو، ١٩ / ١١٨؛ نیز نک : GAS, II / ٦٢٨) و به مدح او و برادرش معقل پرداخت. با این حال، براساس روایتی، بكر بر كاروان عاملان ابودلف تاخت و به قتل و غارت پرداخت، اما از آنجا كه ابودلف خود را در تحریك او مقصر میدانست، از وی درگذشت و او را بار دیگر به بارگاه خویش فراخواند (ابن معتز، ٢١٨- ٢١٩؛ ابوالفرج، ١٩ / ١٠٦-١٠٧).
منابع متقدم در ذكر تاریخ درگذشت بكر سكوت كردهاند، اما ابن كثیر (١٠ / ٢١٦) و به پیروی از او زركلی (٢ / ٧١) درگذشت وی را در ١٩٢ق / ٨٠٨م دانستهاند، ولی صفدی (١٠ / ٢٢١) مرگ او را حدود سال ٢٠٠ق میداند (نیز نک : ابن شاكر، ١ / ٢٢١). اما اینكه ابوالفرج گفته است كه بكر پس از مرگ ابودلف (٢٢٥ یا ٢٢٦ق) به مالك بن علی خُزاعی، عامل راه خراسان پیوست و زیباترین اشعارش را در رثای او كه به دست خوارج كشته شد، سرود (١٩ / ١١٣-١١٦؛ نیز نک : فروخ، ٢ / ٢٣٨)، نه تنها با روایتی از خطیب بغدادی (٧ / ٩١) مبنی بر رثای بكر به وسیله ابوالعتاهیه (د ٢١١ق / ٨٢٦م) منافات دارد، بلكه سایر منابع نیز بدان اشارهای نكردهاند. آنچه این روایت را بیشتر مورد تردید قرار میدهد، آن است كه مالك خزاعی در ٢٢٢ق / ٨٣٧م، یعنی قبل از مرگ ابودلف درگذشته است (نک : ضامن، ٢١٣-٢١٤؛ قس: GAS، همانجا، كه احتمالاً به همین علت درگذشت بكر را پس از ٢٢٢ق آورده است).
بكر بن نطاح در كنار شاعران بنامی چون ابونواس، ابوالعتاهیه و بَشّار در زمرۀ نمایندگان مكتب نوخاستگان (محدثون) به شمار میآید و هرچند كه به مرتبت ایشان نرسیده است، با این همه، منابع كهن او را بسیار ستودهاند. به روزگار مأمون عباسی، او را از بهترین نوخاستگان شناختهاند (نک : ابوالفرج، ١٩ / ١٠٨- ١٠٩) و ابوهِفّان او را یكی از بزرگترین غزلسرایان در میان نوخاستگان دانسته است (خطیب، ٧ / ٩٠؛ برای تمایز وی در میان نوخاستگان، نک : قالی، ١ / ٢٣٨؛ ضامن، ٢١٤). شعر او ساده، بیآلایش، و در عین حال، استوار و آكنده از تركیبها و تعبیرهای نیكو ست و همین امر، سبب شده است تا شعر او را بستایند (ابن معتز، ٢١٩؛ ابوالفرج، ١٩ / ١٠٦؛ خطیب، همانجا) و از دورترین زمانها به اشعار او در متون ادبی عرب استشهاد كنند (افزون بر مآخذ مقاله، نک : صولی، ٦٢؛ ابن اثیر، ٩٢؛ ابن عبدالبر، ١(١) / ١٩٢؛ شیزری، ٤٢٥- ٤٢٨) و حتى گاه شعر او دستمایۀ اشعار بزرگانی چون ابوتَمّام و متنبی گردد (صفدی، همانجا). با این حال، شعر او از گزند نقد در امان نمانده است (نک : مرزبانی، ٢٦٩).
بكر در فنون مختلف شعر دست داشت و در فخر، حماسه، مدح، رثا، غزل و هجا هنرنمایی میكرد. در میدان مفاخره، شجاعت و جنگاوری خویش را بسیار ستوده (ابوالفرج، ١٩ / ١٠٦)، و در زمینۀ حماسه ابیات او مورد توجه قرار گرفته، و استشهادهای فراوانی كه در كتب حماسه به بعضی از ابیات او شده است، اهمیت او را از این دیدگاه نشان میدهد (ابوتمام، ٢ / ٩٣-٩٤؛ مرزوقی، ٣ / ١٢٨٥؛ عبدلكانی، ١ / ٦١؛ ابن شجری، ١٤١؛ بصری، ١ / ١٦٣-١٦٤، جم ).
بكر به ٣ كس تغزل كرده است: رامشنه كنیز حنفی (ابوالفرج، ١٩ / ١٠٨)، غلامی نصرانی (همو، ١٩ / ١١٠) و از همه معروفتر، دُرة كه بیشترین غزلیات بكر به نام او سروده شده است (همو، ١٩ / ١١٦-١٢٠). غزل او دستمایۀ آوازخوانان و موسیقیشناسان بوده است (همو، ١٩ / ١١٩-١٢٠؛ ضامن، همانجا؛ هارون، ٣ / ١٩٦-١٩٧)، اما جولانگاه اصلی هنر بكر در زمینۀ مدح و هجا ست. وی روزگاری دراز در دربار حكام به مدیحهسرایی پرداخت و از پاداشهای بسیار آنان بهرهمند شد. او ممدوح را به نسبت جود و كرمش میستود و از همین روست كه گاه با اندك تأخیر در پرداخت صله و یا ناخشنودی از میزان آن، ممدوح را آماج هجای گزندۀ خود میساخت. نمونۀ بارز آن را میتوان در مدح و هجو مالك بن طوق دید (ابوالفرج، ١٩ / ١١٢-١١٣؛ حصری، ١٠١٧؛ ابن شاكر، ١ / ٢٢٠). با این همه، گاه افزونطلبی شاعر، موجب رنجش ممدوح میگردید (ابوالفرج، ١٩ / ١١٠).
بلندترین قصیدۀ شاعر در ٩٠ بیت در مدح ابودلف است كه علاوه بر جنبههای ادبی، از آن روی كه شامل برخی از وقایع زندگی ابودلف ازجمله جنگهای او ست، ارزش تاریخی نیز دارد (ابن معتز، ٢٢٠-٢٢٤؛ نیز نک : ه د، ابودلف). قصاید دیگر او، چنانكه گذشت، بیشتر در مدح معقل (برادر ابودلف)، یزید بن مزید و مالك بن طوق و نیز قُرّة بن مُحرِز حنفی كه شاعر او را در كرمان مدح گفته (ابوالفرج، همانجا)، سروده شده است. به بكر بن نطاح دیوانی نسبت ندادهاند و تنها ابن ندیم (ص ١٨٦) به اشعار او در ١٠٠ برگ اشاره دارد و در سالهای اخیر، حاتم صالح ضامن ٣٢٠ بیت از ابیات او را كه در منابع موجود یافته، گردآورده، و براساس ترتیب حروف الفبا به چاپ رسانده است.
مآخذ
ابن اثیر، نصرالله، الجامع الكبیر، به كوشش مصطفى جواد و جمیل سعید، بغداد، ١٣٧٥ق / ١٩٥٦م؛
ابن خلكان، وفیات؛
ابن شاكر كتبی، محمد، فوات الوفیات، به كوشش احسان عباس، بیروت، ١٩٧٩م؛
ابن شجری، هبةالله، الحماسة، حیدرآباد دكن، ١٣٤٥ق؛
ابن عبدالبر، یوسف، بهجة المجالس و انس المجالس، به كوشش محمد مرسی خولی، بیروت، دارالكتب العلمیه؛
ابنكثیر، البدایة و النهایة، به كوشش احمد ابوملحم و دیگران، بیروت، ١٤٠٧ق / ١٩٨٧م؛
ابن معتز، عبدالله، طبقات الشعراء، به كوشش عبدالستار احمد فراج، قاهره، ١٩٦٨م؛
ابن ندیم، الفهرست؛
ابوتمام، حبیب، دیوان الحماسة، با شرح خطیب تبریزی، دمشق، مكتبة النوری؛
ابوالفرج اصفهانی، الاغانی، به كوشش عبدالكریم ابراهیم عزباوی، بیروت، مؤسسة جمال للطباعه؛
بصری، علی، الحماسة البصریة، به كوشش مختارالدین احمد، بیروت، ١٤٠٣ق / ١٩٨٣م؛
حصری، ابراهیم، زهر الآداب، به كوشش علی محمد بجاوی، قاهره، ١٣٧٢ق / ١٩٥٣م؛
خطیب بغدادی، احمد، تاریخ بغداد، قاهره، ١٣٤٩ق؛
زركلی، اعلام؛
شیزری، مسلم، جمهرةالاسلام، فرانكفورت، ١٤٠٧ق / ١٩٨٦م؛
صفدی، خلیل، الوافی بالوفیات، به كوشش ژاكلین سوبله و علی عماره، بیروت، ١٤٠٠ق / ١٩٨٠م؛
صولی، محمد، ادب الكتّاب، به كوشش محمد بهجت اثری، قاهره، ١٣٤١ق؛
ضامن، حاتم صالح، شعراء مقلون، بیروت، ١٤٠٧ق / ١٩٨٧م؛
عبدلكانی، عبدالله، حماسة الظرفاء، به كوشش محمد جبار معیبد، بغداد، ١٩٧٣م؛
فروخ، عمر، تاریخ الادب العربی، بیروت، ١٩٨٥م؛
قالی، اسماعیل، الامالی، به كوشش محمد عبدالجواد اصمعی، بیروت، دارالكتب العلمیه؛
مرزبانی، محمد، الموشح، به كوشش محبالدین خطیب، قاهره، ١٣٨٥ق؛
مرزوقی، احمد، شرح دیوان الحماسة، به كوشش احمد امین و عبدالسلام هارون، بیروت، دارالجیل؛
هارون، عبدالسلام محمد، تعلیقات بر الحیوان جاحظ، بیروت، ١٣٨٨ق / ١٩٦٩م؛
نیز: GAS.
مریم صادقی