دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٣٣ - ابن هشام، ابوعبدالله
ابن هشام، ابوعبدالله
نویسنده (ها) :
عنایت الله فاتحی نژاد
آخرین بروز رسانی :
چهارشنبه ٢١ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اِبْنِ هِشام، ابوعبدالله (ابوعلی) محمّد بن احمد بن هشام لخمی (د ٥٧٧ ق / ١١٨١ م)، ادیب، نحوی و لغوی اندلسی. وی احتمالاً در اشبیلیه به دنیا آمده، اما بیشتر عمر خود را در سبته گذرانده، از اینرو علاوه بر لخمی نسبت سبتی نیز یافته است (نک : ابندحیه، ١٨٣؛ ابنعبدالملک، ٦ / ٧٠؛ EI٢, S).
وی نزد ابوبکر ابنعربی و ابوطاهر سلفی به تحصیل علم پرداخت و از آنان روایت کرد (ابنابار، ٢ / ٦٧٥) و پس از آنکه در نحو، لغت، شعر و ادب تبحر یافت، در سبته به تألیف و تدریس مشغول شد. از جملۀ شاگردان او ابوالحسن ابن احمد خولانی، ابوعبداللـه ابنسعید کنانی، ابوعبداللـه ابنغازی، ابوعلی حسن بن محمّد جذامی و ابوعمر یوسف بن عبداللـه غافقی را میتوان نام برد (نک : همو، ٢ / ٦٧٥-٦٧٦؛ ابنعبدالملک، همانجا؛ فیروزآبادی، ٢١٠). برخی (عبید، ١٠) ابنابّار را نیز از شاگردان او دانستهاند، اما میدانیم که ابنابار در ٥٩٥ ق یعنی ١٨ سال پس از وفات ابن هشام به دنیا آمده است (نک : ﻫ د، ابنابار) و ازاینرو این سخن درست نمینماید.
به گفتۀ ابنعبدالملک (٦ / ٧١) او را با محمّد بن احمد بن طاهر انصاری (د ٥٨٠ ق) مناظرات و مباحثات نحوی بوده که در آنها ابنهشام بر او برتری داشته است. همو (همانجا) از وی به عنوان نحوی، لغوی، ادیب و عالمی آگاه به مسائل تاریخی و اوضاع و احوال مردم در گذشته و حال یاد کرده است. برخی از نویسندگان، خاصه ابندحیه که او و پدرش را دیده بوده است، از او ستایش بسیار کردهاند (ابندحیه، همانجا؛ سیوطی، ١ / ٤٩). بیشترین شهرت ابنهشام در لغت و نحو است و آراء و نظریات او در این زمینه مورد استناد ابوحیان غرناطی (ص ٤٦١) و دیگران قرار گرفته است.
ابنهشام با اینکه اشعاری نیز سروده است، از او به عنوان شاعر یاد نکردهاند. چند بیتی از او که در آنها معانی گوناگون «خال» را گنجانده و نشانههای تکلّف و تصنّع در آنها آشکار است، در منابع دیده میشود (نک : ابندحیه، ابنعبدالملک، سیوطی، همانجاها) و از همینرو ابنابار (٢ / ٦٧٥) شعر او را ضعیف خوانده است. ابنهشام در اواخر عمر به اشبیلیه بازگشت و در همانجا درگذشت (ابنعبدالملک، ١ / ٧٥).
آثـار
آثار و تألیفات وی که بیشتر آنها در نحو و لغت است، بدین قرارند:
الف ـ چاپی
١. شرح مقصورة ابندرید. مقصورۀ ابندرید دارای شرحهای بسیاری است (نک : ﻫ د، ابندرید) و شرح ابنهشام از بهترین آنهاست که مورد ستایش بسیار ابنخلکان (٤ / ٣٢٤) و نیز عبدالقادر بغدادی (١ / ٤٩٠) قرار گرفته است. ابنهشام در مقدمۀ کتاب (ص ١٤١-١٤٧) به اهمیت این قصیده و توجه خاص علما و ادبا نسبت به آن اشاره کرده و سپس جزئیاتی از زندگی ابندرید از جمله نسب، زادگاه و شیوخ او را برشمرده و پس از آن به شرح ابیات پرداخته است. وی پس از شرح معانی واژهها به جنبههای نحوی و اِعراب هر بیت میپردازد و گاه علاوه بر مسائل نحوی و لغوی به مسائل تاریخی، فقهی، بلاغی و عروضی نیز توجه دارد. این کتاب نخستینبار به کوشش احمد عبدالغفور عطار با نام الفوائد المحصورة فی شرح المقصورة در ١٩٨٠ م در بیروت و بار دیگر به کوشش مهدی عبید جاسم در بیروت (١٤٠٧ ق / ١٩٨٦ م) چاپ شده است.
٢. المدخل الی تقویم اللسان و تعلیم البیان، که دارای یک مقدمه و ٦ باب است. باب نخست آن ردّیّهای است بر کتاب لحن العامۀ ابوبکر زبیدی (د ٣٧٩ ق) و باب دوّم آن ردیۀ دیگری است بر کتاب تثقیف اللسان ابنمکی. این کتاب را میتوان به دو بخش عمده تقسیم کرد که در بخش نخست مؤلف در انتقاد به دو اثر زبیدی و ابنمکی، به الفاظ عامیانهای که در مغرب اندلس رایج بوده، پرداخته و با استناد به آراء لغویان کهن، در اثبات اصالت آنها کوشیده است و بخش دوم را به بررسی غلطهای رایجی که زاییدۀ تغییرات صرفی و صوتی و معنایی است، اختصاص داده، استعمال آنها را ناپسند شمرده و سپس خود کلمات فصیح عربی را معادل آنها نهاده است (نک : EI٢, S). نخستین باب این کتاب به کوشش عبدالعزیز مطر، و بخشهای دیگری از آن به کوشش عبدالعزیز اهوانی در مجلۀ معهد المخطوطات العربیة (ج ١٢ (٢)، ١٣٨٦ ق / ١٩٦٦ م؛ ج ٣ (١ و ٢)، ١٣٧٦-١٣٧٧ ق / ١٩٥٧ م) به چاپ رسیده است. نسخهای از باب سوم آن با عنوان «ماجاء عن العرب فیه لغتان فأکثر» در کتابخانۀ صبیحیۀ سلا موجود است (نک : حجی، ٣٧٩).
ب ـ خطی
١. الدر المنظّم فی المولد الاعظم، کتابی است در سیرۀ نبوی مشتمل بر ٥٠ فصل که نسخهای از آن در کتابخانۀ اسکوریال (ESC١، شم ١٧٣٦) موجود است؛ ٢. شرح الفصیح، شرحی است بر کتاب فصیح ثعلب (ابنابار، همانجا). ابن هشام در این اثر به شرح شواهد فصیح پرداخته و در برخی مسائل نیز ثعلب را مورد انتقاد شدید قرار داده است. ٣ نسخه از این اثر در رباط، الخزانة الملکیة و کتابخانۀ محمّد الفاسی و کتابخانۀ احمدیه (زیتونیۀ سابق) موجود است (نک : عبید، ١٣)؛ ٣. شرح المقصورة الکبری یا کتاب المقصور و الممدود. مؤلف در این اثر با استشهاد به آیات قرآن و احادیث نبوی و اشعار کهن عرب به شرح کتاب المقصور و الممدود ابن درید پرداخته است. نسخههایی از این کتاب در اسکوریال و پاریس موجود است (همو، ١٣-١٤، ٢٩-٣١).
ج ـ آثار یافت نشده
١. شرح قصیدة فی الهیئة از ابوعلی حسن بن حسین بغدادی (حاجی خلیفه، ٢ / ١٣٤٥)؛ ٢. شرح قصیدة الحریری فی الظاء؛ ٣. شرح قصیدة الهاشمی فی ترحیل النیرین (ابن عبدالملک، ٦ / ٧١؛ عبید، ١٦)؛ ٤. الفصول و الجمل فی شرح ابیات الجمل (ابنابار، همانجا؛ فیروزآبادی، ٢٠٩)؛ ٥. اصلاح ما وقع فی ابیات سیبویه از اعلم (ابنابار، همانجا)، اسماعیل پاشا بغدادی (٢ / ٥٤٥) کتابی با عنوان المقرب فی النحو به او نسبت داده که در منابع کهن نامی از آن به میان نیامده است. همچنین حاجی خلیفه (٢ / ١٢٦٩-١٢٧٠) کتاب شرح الفصول الخمسین را که شرحی بر الفصول الخمسون ابنمعطی است، به او نسبت داده است، اما همانطور که عبید (همانجا) ذکر کرده، این کتاب باید از آن ابومحمد جمالالدین ابنهشام انصاری باشد، زیرا ابنهشام لخمی در ٥٧٧ ق درگذشته و ابنمعطی در آن هنگام ١٣ سال پیش نداشته و کتابی تألیف نکرده بوده است.
مآخذ
ابن ابار، محمدبن عبداللـه، التکلمة لکتاب الصلة، به کوشش عزت عطار حسینی، قاهره، ١٣٧٥ ق / ١٩٥٦ م؛
ابن خلکان، وفیات؛
ابن دحیه، عمر بن حسن، المطرب من اشعار اهل المغرب، به کوشش ابراهیم ابیاری و دیگران، قاهره، ١٣٧٤ ق / ١٩٥٥ م؛
ابن عبدالملک، محمد بن محمد، الذیل و التکلمة، به کوشش احسان عباس، بیروت، ١٩٧٣ م؛
ابن هشام، محمد بن احمد، «شرح مقصورۀ ابندرید» (نک : هم ، عبید)؛
ابوحیان غرناطی، محمد بن یوسف، تذکرة النحاة، به کوشش عفیف عبدالرحمن، بیروت، ١٤٠٦ ق / ١٩٨٦ م؛
بغدادی، ایضاح؛
بغدادی، عبدالقادر بن عمر، خزانة الأدب، بولاق، ١٢٩٩ ق؛
حاجی خلیفه، کشف؛
حجی، محمّد، فهرس الخزانة العلمیة الصبیحیة بسلا، کویت، ١٤٠٦ ق / ١٩٨٥ م؛
سیوطی، بغیة الوعاة، به کوشش محمد ابوالفضل ابراهیم، قاهره، ١٣٨٤ ق / ١٩٦٤ م؛
عبید جاسم، مهدی، ابن هشام اللخمی و جهوده اللغویة، بیروت، ١٤٠٧ ق / ١٩٨٦ م؛
فیروزآبادی، محمد بن یعقوب، البلغة فی تاریخ ائمة اللغة، به کوشش محمد المصری، دمشق، ١٣٩٢ ق / ١٩٧٢ م؛
نیز:
EI٢, S;
ESC١.
عنایتالله فاتحینژاد