دائرة المعارف بزرگ اسلامی - مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی - الصفحة ١٠٣ - امالی
امالی
نویسنده (ها) :
عنایت الله فاتحی نژاد - فرامرز حاج منوچهری
آخرین بروز رسانی :
سه شنبه ٢٠ خرداد ١٣٩٩
تاریخچه مقاله
اَمالی، اصطلاحی در فرهنگ اسلامی به ویژه در حوزۀ حدیث، فقه و نیز ادب عرب كه به شیوهای خاص در آموزش و تدوین اشاره دارد و منظور از آن مدون و مكتوب ساختن سخنان شیوخ، از سوی مستمعان بوده است.
در باب مجالس املا، از حیث سبك و سیاق آن در حوزۀ حدیث، از سخن نووی (٢/ ١٢٦-١٢٧) چنین برمیآید كه در بخشی از مجالس املا، برای پرداختن به موضوعی خاص الزامی وجود نداشت. از آنجا كه شنوندگان سخنان شیخ، از عوام و خواص هر دو بودند، بهتر آن بود كه احادیث و روایات در بیان استاد (مملی)، دارای سندی كوتاهتر و اسنادی والاتر باشد. املا از شیوخ مختلفِ مملی و نیز ذكر روایاتی كه درك آن برای مستمعان آسان باشد، از مستحبات محسوب میشد و غالباً مجلس با حكایات و نوادر به ویژه دربـارۀ زهد، ادب و مكـارم اخلاق پـایان مییافت (نک : سیوطی، تدریب ... ، ٢/ ١٢٦-١٢٧). در بسیاری مواقع به سبب كثرت مستمعان در محضر یك شیخ، به یك مستملی یا حتى چند مستملی نیاز پیدا میشد تا سخن شیخ را برای حاضران قرائت و املا كند (همان، ٢/ ١٢٢؛ برای بحثهایی در مواردی چون شرایط علمی و سنّی مستملی، نک : خطیب، ٩١ به بعد؛ شهید ثانی، ٢٥٢-٢٥٤؛ ابن حجر، ١٨٥). به هر روی این روش به ویژه نزد محدثان، به عنوان یكی از شیوههای فراگیری و انتقال دانش در كنار دیگر روشها جای گرفت (نک : ابن صلاح، ٣١٦- ٣١٨) و نقش مهمی در میراث مكتوب اسلامی برجای نهاد.
در نگاهی به انگیزۀ گسترش این شیوه، باید گفت كه رونق انتقال شفاهی آموزشها در سده های نخستین اسلامی، به تدریج نشان داد كه در برخی موارد به سبب فراموشی فراگیران یا عدم دقت در ضبطِ سخنان شیخ، سند و یا متن حدیث دچار خدشه شده، افتادگیهایی به وجود میآمد؛ برای نمونه یحیی بن یحیى نیشابوری برای آنکه اشتباهی در سماعش از الموطأ مالك پیش نیامده باشد، ٣ بار آن را نزد استادش مالك خواند (سمعانی، ٨- ٩). این نوع اشكالات در روش عرض فراگرفتهها بر استاد نیز ممكن بود پدید آید (نک : همو، ١٠) و از همین رو، برای اجتناب از اینگونه خطاها در ضبط، به عنوان روشی نه چندان جدید در ادای سخن شیخ، شیوۀ املا به كار گرفته شد.
به عنوان پیشینهای بر این شیوه، شایسته است كه به روش صحابه در حفظ تعالیم رسول اكرم (ص)، توجه شود؛ چه، برپایۀ برخی منابع روایی، چنین است كه بجز آیات الٰهی، كتابت سخنان آن حضرت نیز در آن زمان مرسوم گردید و شخص پیامبر (ص) در بسیاری موارد، امر به نوشتن میفرمودند و اشاراتی به املای آن حضرت نیز در منابع دیده میشود (مثلاً نک : ابن بابویه، ٣٨٨؛ نجاشی، ٣٦٠؛ خطیب، ٦٩؛ سمعانی، ١٢-١٣). همچنین بنابر برخی روایات، در بعضی از خطابههای حضرت رسول (ص)، به سبب وجود مستمعان بسیار در مجلس، شخص یا اشخاصی بودند كه سخن آن حضرت را به تمام حاضران میرساندند و سیوطی (همانجا) این پدیده را با پیشینۀ املا مربوط دانسته است.
روش املا در زمان صحابه نیز نمونههایی دارد و برپایۀ آنها، كسانی چون ابنعباس و واثلة بن اسقع در روزهایی معین از هفته، مجالس وعظ و املا داشتند (نک : سمعانی، ١٣؛ سیوطی، همان، ٢/ ١٢٢، ١٢٨)؛ چندانکه نخستین امالی در علم تفسیر به ابن عباس نسبت داده شده است (نک : طبری، ١/ ٣١؛ برای دیدگاهی شیعی در این باره، نک : امین، ١/ ٨٨، ١٢٥).
سدۀ ٢ ق را عملاً میتوان دورۀ اوجگیری املا تلقی كرد، چنانکه برخی از بزرگان اصحاب حدیث همچون شُعبة بن حجاج (د ١٦٠ ق/ ٧٧٧ م) و وكیع بن جراح (د ١٩٧ ق/ ٨١٣ م)، ضمن ارج نهـادن به این روش، به بـرقراری مجالس املا میپرداختند (نک : سمعانی، ١٥). این زمان را همچنین باید، برههای حساس در آغاز تدوین مجموعههای حدیثی، و از آن جمله تألیفاتی در قالب امالی دانست. نام برخی مجموعههای امالی از این سده نشان از همین واقعیت دارد كه برای نمونه میتوان به اثری با عنوان جزء من الامالی از احمد بن حبیب شجاعی سرخسی (زنده در ١٨٤ ق/ ٨٠٠ م) اشاره كرد (برای نسخۀ خطی، نک : GAS, I/ ٩٦).
در كنار مجالس محدثان برای املای حدیث، این شیوه به عنوان روشی آزموده، مورد استفادۀ دیگر گروهها از عالمان همچون فقیهان نیز قرار گرفت. امالی قاضی ابویوسف (د ١٨٢ ق) و امالی محمد بن حسن شیبانی (د ١٨٧ ق)، دو تن از شاگردان ابوحنیفه، مشتمل بر مباحث مختلف فقهی، نمونههایی از این گونه است (نک : طحاوی، ١/ ٦٧؛ ابن ندیم، ٢٥٨). از محمد بن حسن موضوعاتی فقهی چون فروعی از قضا، بیع، طلاق، شركت، دیه، تجارت و ارث به صورت امالی در دست است.
همزمان با پیشرفت جریان تدوین، فراهم آمدن مجموعههایی با نام امالی نیز از اواخر سدۀ ٢ ق/ ٨ م گسترش یافت؛ چنانکه افزون بر تشكیل مجالس املا توسط مشایخی چون یزید بن هارون (د ٢٠٦ ق) و عاصم بن علی تمیمی (د ٢٢١ ق)، مجموعههای بسیاری از امالی گرد آمد كه تنها شماری از آنها در كتابخانههای جهان به صورت نسخۀ خطی موجود است: همچون امالیِ عبدالرزاق صنعانی (د ٢١١ ق)، ابوالفرج محمد بن احمد غوری (د ٢٣٩ ق)، ابوالقاسم فسوی (اواخر سدۀ ٣ ق) و ابندُحیم (د ٣٠٣ ق) (GAS, I/ ٩٩, ١١٠, ١٦٥, ١٧٠).
رواج امالینویسی در این زمان محدود به محافل محدثان و فقیهان عامه نبود و در برخی فرق و مذاهب نیز نمونههای آن دیده میشد. برای نمونه در میان امامان زیدی طبرستان امالی ناصر اطروش (د ٣٠٤ ق) (آقابزرگ، ٢/ ٣٠٨)، و نیز امالی احمد بن عیسی بن زید (د ٢٤٧ ق) را میتوان یاد كرد (GAS, I/ ٥٦٠-٥٦١). صوفیه هم كه مجالس آنان مكانی مناسب برای اینگونه از گفت و شنودها بود، به امالینویسی روی آوردند و امالی ابوعبید بُسری (د ٢٤٥ ق) مربوط به همین دوره است (همان، I/ ٦٤٢). از سویی دیگر حركتی مهم در میان برخی از برجستگان ادب عربی نیز در رویكرد به این شیوه رخ داد كه نتیجۀ آن گرد آمدن نخستین مجموعههای امالی ادبی توسط استادان این فن در همین دوره شد (نک : بخش امالی ادبی در همین مقاله).
املا به عنوان یكی از شیوههای انتقال حدیث، در این زمان تثبیت شده، و ارزشمندی آن قبول عام یافته بود؛ زیرا نه تنها مجالس مختلف در عرض یكدیگر تشكیل میشد (مثلاً نک : حاكم، ١٧٨)، بلكه به نظر برخی بزرگان همچون ابوبكر ابن ابی شیبه، در صورتی شخص در شمار صاحبان حدیث قلمداد میشد كه انبوهی حدیث املا شده را كتابت كرده باشد (سمعانی، ١١) و حتى برخی فقط از طریق استملا به آموختن میپرداختند (همانجا). به همین سبب، شمار گستردهای از مجموعههای امالی دیده میشود كه در سدۀ ٤ ق/ ١٠ م گرد آمدهاند و به رغم از میان رفتن بسیاری از آثار قدیم، هنوز انبوهی از این مجموعهها به صورت نسخههای خطی در كتابخانههای جهـان موجودند (نک : GAS, I/ ١٧٣, ١٧٨, ١٨٠, ١٨١, ١٨٤, ٢٠٣, ٢١٣, ٢١٥).
گفتنی است كه از این سده به بعد، به تدریج، عنوان «مجالس»، در كنار یا به عنوان جایگزین «امالی» پدیدار شد كه برخاسته از مفهوم مجالس املا بود (نک : همان، I/ ١٧٦, ١٨٣, ٢١٢, ٢١٣؛ برای رواج برخی از این آثار، نک : رودانی، ٩٣-١٠٠).
اگرچه از سدۀ ٤ ق/ ١٠ م رویكرد به امالینویسی كاسته شده بود، اما در این دوره نیز مجموعههای قابل توجهی از امالی تألیف شد (برای مثال، امالی حاكم نیشابوری، نک : كتانی، ١٥٩). نقش عالمان امامیه نیز در پدید آوردن مجموعههای امالی به خصوص از سدۀ ٤ ق حائز اهمیت است؛ چنانکه به عنوان نمونههایی شاخص باید از امالی مشاهیری چون ابوالمفضل شیبانی و احمد بن علی ابن شاذان یاد كرد (نک : نجاشی، ٨٥؛ ابن شهرآشوب، ١٤١-١٤٢؛ آقابزرگ، ٢/ ٣١٤) و در همین دوره، امالی محمد بن علی ابن بابویه، از مهمترین میراث شیعی به شمار است. این اثر كه مشتمل بر ٨٧ مجلس است، در بر گیرندۀ موضوعاتی پراكنده از قبیل فضل روزه، فضیلت برخی از ماهها، برخی خطب و فضایل علی (ع)، شهادت امام حسین (ع)، صفات الٰهی و معراج نبی اكرم (ص) است.
ترتیب دادن مجالس املا برای آموزش حدیث به تدریج جای خود را به امالینویسی در موضوعات كلامی و اعتقادی داد. شیعیان امامی و زیدی در سدۀ ٥ ق به تهیۀ مجموعههای قابل توجهی از امالی پرداختند كه از میان آنها باید به الامالی شیخ مفید اشاره كرد. مملی در مجالس ٤٢ گانۀ خود به ذكر احادیثی دربارۀ اهل بیت (ع)، برخی جنگهای دورۀ حضرت علی (ع) ازجمله جمل، وصف دینداران و جز آنها پرداخته است. امالی شیخ طوسی نیز در مجالس متعدد با حضور فرزندش ابوعلی و با املای او صورت گرفته، و بسیاری احادیث امامی در آن گنجانده شده است و بخش مهمی از آن، برگرفته از مجموعههای امالی پیشین امامیه و اهل سنت بوده است. عالمان زیدی نیز در این دوره با پرداختن به املا، آثار ارزشمندی به وجود آوردند كه بیگمان یكی از مهمترین آنها امالی مرشدبالله است. مملی در این اثر ضمن پرداختن به احادیث گوناگون، ٤٠ حدیث در موضوعات مختلف، از دیدگاه زیدی نقل كرده است. گفتنی است كه قاضی عبدالجبار، عالم شهیر معتزلی نیز در طی مجـالسی به املا میپرداخت (نک : كتانی، ١٦٠).
صوفیه هم كه پیشتر به آنها اشاره شد، در ادامۀ تشكیل اینگونه مجالس مجموعههایی از امالی برجای گذاردند كه از میان آنها، به ترتیب امالی ابوعبدالله رودباری (د ٣٦٩ق)، ابوالحسین ابن سمعون (د ٣٨٧ق) و ابوسعید نقاش (د ٤١٤ق) را میتوان یاد كرد (نک :GAS, I/ ٦٦٣, ٦٦٨, ٦٧٥ ).
از سدۀ ٦ ق/ ١٢ م مجموعههای امالی از برخی بزرگان عامه نیز برجای مانده كه از میان آنها میتوان به امالی ابن عساكر اشاره كرد كه بخشهای گوناگونی از آن با عنوانهایی همچون «مجلس» در كتابخانههای مختلف به صورت نسخۀ خطی باقی مانده است (مثلاً نک : ظاهریه، ٨٨؛ فهرس ... ، ٢٢، ٣٣، ١٠٣، ٣٦٤؛ شهابی، ٢٦). مملی به مسائلی چون صفات الٰهی، مسألۀ تشبیه، فضائل حضرت علی (ع)، روزه و توبه پرداخته است. از دیگر مجموعههای امالی این سده میتوان به آثار مشاهیری چون ابوبكر سمعانی (سبكی، ٥/ ٥٣؛ قس: حاجی خلیفه، ١/ ١٦١)، جارالله زمخشری (همو، ١/ ١٦٤)، سدیدالدین حمصی (آقابزرگ، ٢/ ٣١٨- ٣١٩) و رضیالدین قزوینی (كتانی، همانجا) اشاره كرد. از موضوعات قابل توجه در این سده، اثری فارسی در قالب امالی است كه توسط ابوالرجاء مؤمَّل بن مسروق گرد آمده است و با عنوان روضة الفریقین هم شهرت دارد. این اثر با دیدی صوفیانه و از منظر فقیهی حنفی مذهب تألیف شده است (نک : حبیبی، ٥- ٨).
ادامۀ مجموعههای امالی فارسی را در سدۀ ٧ ق/ ١٣ م در آثار مولانا جلالالدین محمد مولوی میتوان ملاحظه كرد. جدا از بخش اعظم دفترهای شش گانۀ مثنوی او كه به صورت املا ترتیب یافته، امالی سبعۀ او نیز كه مشحون از اخلاقیات است، دارای اهمیتی بسزاست. همچنین چهل مجلس یا رسالۀ اقبالیه كه امالی علاءالدولۀ سمنانی است، در همین زمان گرد آمده است. در این سده مجموعههای امالی از عبدالكریم رافعی در تفسیر (سیوطی، الاتقان، ١/ ٣٥، جم ؛ نیز نک : ذهبی، ٢٢/ ٢٥٣)، و ابن عبدالسلام در فقه ( آلوارت، شم ٢٩٤)، را میتوان یاد كرد. در این میان اقبال به امالینویسی در علم حدیث برپایۀ سخن سیوطی پس از ابن صلاح (د ٦٣ ق) و امالی او (نک : ازهریه، ١/ ٤١١)، كم رنگتر از پیش شد، تا آنکه ابوالفضل عراقی (د ٨٠٦ ق) كه از مشایخ علم حدیث در سدۀ ٨ ق به شمار میآید، به عنوان مجددی در این فن، باب تشكیل مجالس املای حدیث را گشود. وی بیش از ٤٠٠ مجلس املا تشكیل داد و در آنها به روایت احادیث گوناگون پرداخت (سیوطی، تدریب، ٢/ ١٢٨).
حركتی را كه عراقی برای امالینویسی شروع كرد، شاگرد وی ابن حجر عسقلانی (د ٨٥٢ ق) ادامه داد و تا پایان عمر، ضمن توجه بسیار به امر حدیث، بالغ بر هزار مجلس املا ترتیب داد و حتى بخش آغـازین كتـاب فتح الباری را هم املا كرده بود (نک : همانجا؛ حاجی خلیفه، ١/ ٥٤٨). پس از ابن حجر، سیوطی خود را مجدد املا یاد كرده است و چون در املای لغت، توفیقی نیافت، به املای حدیث بسنده كرد (نک : المزهر، ٢/ ٣١٣-٣١٤). روش سیوطی را بسیاری ازجمله سخاوی ادامه دادهاند؛ چنانکه وی خود گوید، در مكه و قاهره، مجالس املای بسیاری برپا مینموده است (نک : كتانی، ١٦٢).
در سدههای اخیر، امالینویسی به ویژه نزد امامیان تداوم یافت و از برپایی مجالس بسیاری مشایخ زمان، آثاری بر جای مانده است كه برای نمونه میتوان به اثر فیض كاشانی (آقابزرگ، ٢/ ٣١٢)، و امالی میرزا محمد اخباری (د ١٢٣٢ ق) كه با عنوان آیینۀ عباسی نیز شهرت یافته، و ردیهای بر یهود و نصاراست، اشاره كرد (خوانساری، ٧/ ١٢٨؛ نیز ه د، ٢/ ٢٩٤). همچنین شایسته است از امالی حسین بن دلدار نقوی در تفسیر و مواعظ كه اثری از سدۀ ١٣ ق است، یاد كرد (آقابزرگ، ٢/ ٣١١؛ نیز برای فهرستی از مجموعههای امالی امامیه، نک : همو، ٢/ ٣٠٧ به بعد).
مآخذ
آقابزرگ، الذریعة؛
ابن بابویه، محمد، الامالی، به كوشش محمدمهدی موسوی خرسان، نجف، ١٣٨٩ ق/ ١٩٧٠ م؛
ابن حجر عسقلانی، احمد، نزهة النظر، بنارس، ١٣٩٤ ق/ ١٩٧٤م؛
ابن شهر آشوب، محمد، معالم العلماء، نجف، ١٣٨٠ ق/ ١٩٦١ م؛
ابن صلاح، عثمان، مقدمة، به كوشش عایشه عبدالرحمان، قاهره، ١٤٠٩ق/ ١٩٨٩ م؛
ابن ندیم، الفهرست؛
ازهریه، فهرست؛
امین، محسن، اعیان الشیعة، به كوشش حسن امین، بیروت، ١٤٠٣ ق/ ١٩٨٣ م؛
حاجی خلیفه، كشف؛
حاكم نیشابوری، محمد، معرفة علوم الحدیث، حیدرآباد دكن، ١٣٨٥ ق/ ١٩٦٦ م؛
حبیبی، عبدالحی، مقدمه بر روضة الفریقین، تهران، ١٣٥٩ ش؛
خطیب بغدادی، احمد، الكفایة فی علم الروایة، حیدرآباد دكن، ١٣٩٠ ق/ ١٩٧٠ م؛
خوانساری، محمدباقر، روضات الجنات، قم، ١٣٩٢ ق؛
ذهبی، محمد، سیر اعلام النبلاء، به كوشش شعیب ارنؤوط و دیگران، بیروت، ١٤٠٥ ق/ ١٩٨٥ م؛
رودانی، محمد، صلة الخلف، به كوشش محمد حجی، بیروت، ١٤٠٨ ق/ ١٩٨٨ م؛
سبكی، عبدالوهاب، طبقات الشافعیة الكبرى، به كوشش محمود محمد طناحی و عبدالفتاح محمد حلو، قاهره، ١٣٨٣ ق/ ١٩٦٤ م؛
سمعانی، عبدالكریم، ادب الاملاء و الاستملاء، به كوشش ماكس وایسوایلر، بیروت، ١٤٠٢ ق/ ١٩٨١ م؛
سیوطی، الاتقان، به كوشش محمدابوالفضل ابراهیم، قاهره، ١٣٨٧ ق/ ١٩٦٧ م؛
همو، تدریب الراوی، به كوشش احمد عمر هاشم، بیروت، ١٤٠٥ ق/ ١٩٨٥ م؛
همو، المزهر، به كوشش محمدابوالفضل ابراهیم و دیگران، بیروت، ١٤٠٦ ق/ ١٩٨٦م؛
شهابی، سكینه، مقدمه و حاشیه بر تاریخ مدینة دمشق ابن عساكر (بخش تراجم النساء)، دمشق، ١٤٠٢ ق/ ١٩٨١ م؛
شهید ثانی، زینالدین، الرعایة فی علم الدرایة، به كوشش محمود مرعشی، قم، ١٤٠٨ ق؛
طبری، تفسیر؛
طحاوی، احمد، اختلاف الفقهاء، به كوشش محمدصغیر حسن معصومی، اسلامآباد، ١٣٩١ ق؛
ظاهریه، خطی؛
فهرس مجامیع المدرسة العمریة، به كوشش یاسین محمد سواس، كویت، ١٤٠٨ ق/ ١٩٨٧ م؛
كتانی، محمد، الرسالة المستطرفة، استانبول، ١٩٨٦ م؛
نجاشی، احمد، رجال، به كوشش موسى شبیری زنجانی، قم، ١٤٠٧ ق؛
نووی، یحیى، «تقریب»، همراه تدریب (نک : هم ، سیوطی)؛
نیز:
Ahlwardt;
GAS.
فرامرز حاجمنوچهری
امالی ادبی
از اواسط سدۀ ٣ ق/ ٩ م به بعد كه دانشهای قرآنی، حدیث، دستور زبان و لغتشناسی شكل گرفت و به سرعت گسترش یافت و نیز بزرگترین كتابهای ادب به دست بارزترین نمایندگان آن همچون جاحظ، ابن قتیبه و مبرد به رشتۀ تحریر درآمد، نوعی جدید از امالی پدیدار شد كه تنها به حدیث و فقه اختصاص نداشت، بلكه همچون دیگر كتابهای ادب بیشتر دانشهای آن روزگار را در برمیگرفت، همچون تفسیر، حدیث، نحو، لغت، شعر و تاریخ كه در واقع مایههای اصلی ادب به شمار میرفتند و ادیبان و فرهیختگان ناگزیر از فراگیری آن بودند. این نوع از امالی كه شمار اندكی از آنها به دست ما رسیده، عموماً مجموعهای نامنظم از روایات گوناگون دینی و ادبی است كه چون بیشتر به جنبههای لغوی عنایت دارد و اساس كار آنها شرح و توضیح واژگان ناآشنا و دشوار است، میتوان آنها را ادامۀ كتابهای ادب به شمار آورد (نک : ه د، ادب).
از نخستین و بارزترین امالی ادبی مجالس (= امالی) ثعلب (د ٢٩١ ق) است كه علاوه بر مباحث نحوی، لغوی و شعری شامل برخی وقایع و حوادث تاریخی نیز هست. ثعلب این كتاب را در ٧ مجلس بر شاگردانش املا كرد و دانشمندان بسیاری همچون ابن انباری، ابوعبدالله یزیدی، ابنمقسم و ابن درستویه آن را روایت كردهاند (ابن ندیم، ٨١). از آنجا كه ثعلب پیشوای مكتب نحوی كوفه بوده، بیشتر مباحث نحوی كتاب منطبق با آراء نحویان كوفه است.
امالی یزیدی (د ٣١٠ یا ٣١٢ ق/ ٩٢٢ یا ٩٢٤ م) مجموعهای از اشعار برخی شاعران عرب از عصر جاهلی تا اوایل روزگار عباسیان است كه موضوع بیشتر آنها رثاست و مضامینی چون مدح، هجا و خمر در درجۀ دوم اهمیت قرار دارد. یزیدی در شرح و تفسیر اشعار گاه از آیات قرآن كریم و احادیث نبوی مدد میجوید و در لابهلای آنها به ادب و اخلاق نیز اشاراتی دارد. وی بیشتر روایات را از قول عموی خود، ابوجعفر فضل ابن محمد و محمد بن حبیب نقل میكند (نک : ص ٢٦، ٣١، ٣٤، ٧٩، ٨٠، جم ).
از مشهورترین كتابهای امالی، امالی قالی (د ٣٥٦ ق/ ٩٦٧ م) است. این كتاب مجموعهای عظیم از شرح آیات قرآن كریم و احادیث نبوی، اخبار و لطایف ادبی، گزیدههای شعری و امثال و حكم همراه با شرح و توضیح لغوی است كه مؤلف روزهای پنجشنبۀ هر هفته در جامع قرطبه از حفظ بر شاگردانش املا میكرده است (١/ ٣). با اینکه كتاب در اندلس املا شده، موضوع اخبار و اشعار آن همه مربوط به شرق است و شباهت بسیاری به الكامل مبرد دارد؛
جز اینکه الكامل بیشتر در نحو و اخبار است و امالی بیشتر در شعر و لغت. قالی در شرح واژگان بیشتر بر سخنان لغویان برجسته به ویژه اصمعی، ابن درید و ابن انباری استناد میكند، به گونهای كه تقریباً صفحهای از كتاب را نمیتوان یافت كه نام یكی از این دانشمندان در آن نیامده باشد (نک : ١/ ٤، ٥، ٨ و جم ). قالی پس از این كتاب مجالس دیگری را نیز به همین شیوه املا كرده كه به نامهای الذیل و النوادر منتشر شده است.
از دیگر امالی مشهور سدۀ ٤ق امالی زجاجی (د ٣٣٩ق/ ٩٥٠م) معروف به الامالی فی المشكلات القرآنیة و الحكم و الاحادیث النبویة است كه برخلاف عنوان آن جنگی ادبی است، مشتمل بر ادب عاشقانه به ویژه گزیدههایی از اشعار و اخبار عشاق معروف عرب از قبیل عمر بن ابی ربیعه، احوص و نصیب. مناظرات نحویان و لغویان و اندكی احادیث نبوی و اخبار خلفا و سخنانی از مشاهیر اخلاق و ادب نیز در این امالی نقل شده است. روایات كتاب بیشتر مستند به گفتههای ابواسحاق زجاج، ابن انباری، ابن درید و اخفش است (نک : ص ٧، ٩، ١٣، جم ).
امالی سیدمرتضى (د ٤٣٦ق/ ١٠٤٤) یا غررالفرائد و دررالقلائد، مجموعهای است از شرح و تفسیر آیاتی از قرآن كریم و احادیث نبوی كه با شواهد فراوانی از اشعار و انبوهی نکتههای اخلاقی و تاریخی درآمیخته، و گاه در لابهلای آن به برخی مسائل بحثانگیز كلامی نیز اشاراتی شده است كه میتواند منبع سرشاری برای مطالعات كلامی باشد.
تفاوت الامالی الشجریة تألیف ابوالسعادات هبةالله بن علی، معروف به ابن شجری (د ٥٤٢ ق/ ١١٤٧م)، با دیگر امالی پیش از خود در این است كه دایرۀ ادب در آن تنگتر شده، و مؤلف با چشمپوشی از تاریخ و اخبار و اخلاق و دیگر دانشها بیشتر به علم نحو پرداخته است. از این رو بیشترین حجم كتاب به مسائل نحوی و آراء نحویان با شواهد مختلف شعری اختصاص یافته است. ابن شجری این كتاب را در ٨٤ مجلس املا كرده كه تاریخ بسیاری از این مجالس دقیقاً ثبت شده است. ظاهراً ابنشجری در املای این كتاب از منابع متعددی استفاده كرده كه یكی از آنها الازهیۀ هروی است كه چند فصل كامل از آن را (با اندك تغییری) بدون ذكر مأخذ نقل كرده است (نک : ٢/ ٣٤٣-٣٥١؛
قس: هروی، ١٤٨-١٥٧؛
ابنشجری، مالم ینشر ... ، ٣٠-٣١؛
قس: هروی، ٥٤-٥٥، جم ).
بخشی از كتاب الامالی ابن شجری به لغزشهای مكی بن ابی طالب مغربی در كتاب مشكل اعراب القرآن اختصاص دارد كه به گفتۀ برخی از معاصران (ضامن، ٦-٧) چون مكی بن ابی طالب در كتاب خود معتزلیان را ملحد دانسته، ابنشجری در دفاع از ایشان به طرح این انتقادات پرداخته است (نک : ه د، ابن شجری).
الامالی النحویة تألیف ابن حاجب (د ٦٤٦ ق/ ١٢٤٨م) همچون الامالی ابنشجری به علم نحو اختصاص دارد و مجموعهای است از مسائل مختلف نحوی كه ابن حاجب در سالهای ٦٠٩ تا ٦٢٦ق در دمشق، قاهره و بیتالمقدس املا كرده است. این كتاب به ٤ بخش تقسیم شده است: ١. آراء نحوی مؤلف دربارۀ برخی آیات قرآن كریم؛
٢. شرح بخشهایی از كتاب المفصل زمخشری؛
٣. مسائل نحوی مورد اختلاف نحویان كهن همچون خلیل بن احمد، سیبویه، اخفش و مبرد به همراه شرح مباحثی از كافیه؛
٤. مجموعهای از مسائل گوناگون نحوی و آراء نحویانی چون اخفش، زجاجی، ابوعلی فارسی و ابن جنی.
مآخذ
ابن شجری، هبةالله، الامالی الشجریة، حیدرآباد دكن، ١٣٤٩ ق؛
همو، مالم ینشر من الامالی الشجریة، به كوشش حاتم صالح ضامن، بیروت، ١٤٠٥ق/ ١٩٨٤م؛
ابن ندیم، الفهرست؛
زجاجی، عبدالرحمان، الامالی فی المشكلات القرآنیة و الحكم و الاحادیث النبویة، بیروت، ١٤٠٣ ق/ ١٩٨٣ م؛
ضامن، حاتم صالح، مقدمه بر مالم ینشر (نک : هم ، ابن شجری)؛
قالی، اسماعیل، الامالی، به كوشش محمد عبدالجواد اصمعی، قاهره، ١٣٧٣ ق/ ١٩٥٣ م؛
هروی، علی، الازهیة، به كوشش عبدالمعین ملّوحی، دمشق، ١٣٩١ ق/ ١٩٧١م؛
یزیدی، محمد، الامالی، بیروت، ١٤٠٤ ق/ ١٩٨٤م.
عنایتالله فاتحینژاد