فقرات فقهيه - شريفي اشکوري، الياس - الصفحة ٢٩٤ - سوم - معدن
٦٩- كسى كه از اول تكليف خمس نداده است و مثلًا بعد از چهل سال مىخواهد خمس سالهاى گذشته را محاسبه كند، در صورتى كه مالهاى زيادى را كه مازاد بر مؤنهاش بودهاند و خمس به آنها تعلق گرفته است تلف كرده باشد و به همين سبب مبالغ زيادى به مستحقين خمس مديون باشد، بايد به حاكم شرع يا كسى كه از جانب او مجاز است مراجعه نمايد، و خمس را دست گردان كرده و به ذمّه بگيرد و براى پرداخت آن به دستور حاكم شرع يا وكيل او عمل كند.
٧٠- وجوب خمس همزمان با تحصيل سود است، و انسان مىتواند در بين سال هر وقت منفعتى بدستش آمد خمس آن را بدهد، ولى جائز است پرداخت خمس را تا آخر سال به تأخير بيندازد، پس تمام شدن سال شرط وجوب خمس نيست، بلكه جواز تأخير از جانب شارع مقدّس براى ارفاق به مالك است، به اعتبار آنكه شايد تا آخر سال مؤنه ديگرى براى او پيدا شود.
٧١- كسى كه براى پرداخت خمس سال قرار داده است، اگر منفعتى بدست آورد و در بين سال فوت كند، بايد مخارج زندگى او را تا موقع مرگش از آن منفعت كسر كنند و خمس باقيمانده آن را بدهند.
سوم- مَعدِن:
مَنبت جواهر- يعنى مركزى كه بطور طبيعى جواهر در آن بوجود آمده و انباشته شده است- را در عرف معدن گويند، چه زير زمين باشد و چه روى زمين.
٧٢- اگر كسى از معادن طلا، نقره، سرب، مس، آهن، ذغال سنگ، ياقوت، زبرجد، فيروزه، عقيق، نفت، نمك، شوره، كبريت (گوگرد)، زَيبَق (جيوه)، قير، زاج، زرنيخ، سرمه و سائر معادن چيزى استخراج كند، در صورتى كه آنچه را استخراج كرده است به اندازه نصاب- كه مقدار آن بيان خواهد شد- باشد، بايد خمس آن را بپردازد.
٧٣- گچ، آهك، گِل سر شور و گِل سرخ از چيزهاى معدنى نيستند، و كسى كه اينها