فقرات فقهيه - شريفي اشکوري، الياس - الصفحة ٢٢٨ - مستحبات مربوط به عاملين زكات
دوم: با آرامش و وقار به طرف صاحبان حيوانات زكوى برود.
سوم: نزديك آنها بايستد و به آنها سلام كند.
چهارم: به آنها بگويد: اى بندگان خدا ولىّ خدا عليه السلام مرا فرستادهاند- و اگر نائب امام او را فرستاده است بگويد: اى بندگان خدا نائب ولىّ خدا مرا فرستاده است- تا از اموال شما حقّ خدا را بگيرم، آيا در اموال شما حقّ خدا هست كه به من بدهيد تا به ايشان برسانم؟
پنجم: اگر كسى از آنها در جواب او بگويد: خير، دوباره به او مراجعه نكند.
ششم: اگر كسى از بين آنها محبت كند و بگويد: بلى، در اموال من حقّ خدا هست، با او برود.
هفتم: وقتى با او مىرود، او را نترساند.
هشتم: جز خير و نيكى وعدهاى به او ندهد.
نهم: زمانى كه به مال او رسيدند، بدون اجازه آن مُنعِم وارد بر مال او نشود- زيرا اين مالى كه متعلق زكات است مربوط به آن منعم مىباشد- بلكه به او بگويد: اى بنده خدا آيا به من اجازه مىدهى كه بر مال شما وارد شوم؟
دهم: اگر منعم اجازه ورود بر مال را به او داد، بطور سلطه جويانه و با عتاب و ملامت و تعيير- ضد رفق و مدارا- وارد نشود.
يازدهم: پس از ورود در بين مال زكوى، مال را به دو قسمت تقسيم كند.
دوازدهم: پس از تقسيم، مالك را مخيّر كند كه هر كدام از دو قسمت را كه مىخواهد براى خود انتخاب كند.
سيزدهم: مالك هر كدام از دو قسمت را اختيار كرد به او اعتراض نكند.
چهاردهم: پس از انتخاب مالك، آن قسمتى را كه مالك اختيار نكرده است به دو قسمت تقسيم كند.
پانزدهم: مجدّداً مالك را مخيّر كند كه هر كدام از دو قسمت را كه مىخواهد براى خود انتخاب كند، و مالك هر كدام از آن دوقسمت را اختيار كرد به او اعتراض نكند.