فقرات فقهيه - شريفي اشکوري، الياس - الصفحة ١٥ - شرط پنجم - خلو صائم از مرضى كه براى روزهدار مضر است
باشد، به پايان رساندن آن بر او واجب مىباشد.
١١- اگر كسى شك كند كه قبل از طلوع فجر صادق بالغ شده است يا بعد از آن، و هيچ يك از زمان بلوغ و زمان طلوع فجر را نداند، يا زمان بلوغ را نداند ولى زمان طلوع فجر را بداند- مثلًا بداند كه يك ساعت پيش در حالتى كه هوا تاريك بود بالغ شده، لكن نداند كه در آن وقت فجر طلوع كرده بود يا نه- روزه آن روز بر او واجب نيست.
شرط سوم- به هوش بودن در هنگام اذان صبح:
١٢- كسى كه مىخواهد روزه بگيرد، بايد در هنگام طلوع فجر صادق به هوش باشد؛ و الّا ملحق به مجنون است، بنابر اين اگر كسى پيش از اذان صبح نيّت روزه كند و بيهوش شود، و در بين روز به هوش آيد، روزه آن روز بر او واجب نيست؛ اگرچه احتياط مستحب آن است كه روزه آن روز را تمام كند؛ و اگر آن را افطار كرده، مستحب است قضائش را بجا آورد.
١٣- اگر كسى پيش از اذان صبح نيّت روزه كند و مست شود، و در بين روز به هوش آيد، چون مستى ملحق به جنون نيست بايد روزه آن روز را تمام كند؛ ولى اگر قبل از اذان صبح پيش از آنكه نيّت روزه كند مست شود، و در بين روز به هوش آيد، روزه آن روز او باطل است، و بايد قضاء آن را بجا آورد.
شرط چهارم- خُلُوّ از حيض و نفاس:
١٤- زنى كه مىخواهد روزه بگيرد، بايد در تمام روز- يعنى از وقت طلوع فجر صادق تا وقت مغرب- از حيض و نفاس پاك باشد، بنابر اين اگر حائض و نفساء بعد از طلوع فجر صادق- وقت اذان صبح- از حيض و نفاس پاك شوند، جائز نيست آن روز را روزه بگيرند، اگرچه طهارت از حيض و نفاس پس از گذشت كوتاهترين زمان از اذان صبح حاصل شده باشد.
شرط پنجم- خُلُوّ صائم از مرضى كه براى روزهدار مضرّ است:
١٥- كسى كه بيمار است و روزه بر جان او ضرر دارد- مثلًا باعث طولانى شدن