فقرات فقهيه - شريفي اشکوري، الياس - الصفحة ٢٣١ - ششم - غارمينبدهكاران
به آنها زكات داده شود. ١٩١- كسى كه بدهكار است و نمىتواند بدهى خود را اداء كند، چنانچه معلوم نباشد كه دين را در معصيت صرف كرده است يا نه، بنابر اقوى جائز است از سهم سبيل اللّه به او زكات داده شود؛ هرچند پرداخت زكات به او خلاف احتياط است؛ بلى، اگر در واقع قرض را صرف معصيت كرده باشد، بر خودش جائز نيست كه زكات بگيرد؛ مگر اينكه جاهل قاصر بوده باشد، يا به سبب اضطرار و نسيان و امثال اينها قرض را در معصيت صرف كرده باشد، كه در اين صورت جائز است زكات بگيرد، و همچنين در صورتى كه در حال كودكى يا ديوانگى آن قرض را صرف معصيت كرده باشد، پرداخت زكات از سهم سبيل اللّه به او جائز است.
١٩٢- بدهكارى كه قدرت اداء دين خود را ندارد و مىتواند براى اداء آن زكات بگيرد، فرقى نيست بين اينكه به سبب قرض بدهكار شده باشد يا به سبب خريد و فروش و معامله و ضمانت و صلح و غرامت و امثال اينها، پس هرگاه كسى مال شخص ديگر را از روى جهل يا فراموشى تلف كرده باشد و نتواند غرامت آن را پرداخت نمايد، جائز است براى پرداخت غرامت آن، از سهم غارمين- بدهكاران- زكات بگيرد؛ ولى اگر از روى عمد و عُدوان مال شخص ديگر را تلف كرده باشد، جائز نيست براى پرداخت غرامت آن از اين سهم زكات بگيرد.
١٩٣- كسى كه بدهكار است و نمىتواند قرض خود را اداء نمايد، اگر قرضش مهلت دارد، بنابر احوط نبايد پيش از رسيدن موعد آن، از سهم غارمين به جهت اداء آن دين به او زكات بدهند؛ هرچند اقوى جواز آن است.
١٩٤- كسى كه بدهكار است و نمىتواند بدهى خود را بپردازد- هرچند براى مخارج خود نياز نداشته باشد- در صورتى كه بدهى را در معصيت صرف نكرده باشد يا اگر در معصيت صرف كرده از آن معصيت توبه كرده باشد، طلبكار او مىتواند طلب خود را بابت زكات حساب كند.
١٩٥- اگر كسى به بدهكارى كه نمىتواند بدهى خود را بدهد زكات پرداخت كند،