فقرات فقهيه - شريفي اشکوري، الياس - الصفحة ٦٧ - سوم - موارد وجوب قضاء و كفاره مد
و در اين صورت قضاء بقيه بر او واجب نيست، و بايد براى هر روز از آنها نيز يك مدّ- هفتصد و پنجاه گرم- طعام به عنوان فديه به فقير بدهد.
٢٥٣- هرگاه قضاء روزههاى ماه رمضان بر كسى واجب باشد و چند سال آن را به تأخير بيندازد، كفارهاى كه بر ذمه او مىباشد زياد يا كم نمىشود، بنابر اين علاوه بر قضاء بايد براى هر روز يك مدّ- هفتصد و پنجاه گرم- طعام به فقير بدهد.
٢٥٤- اگر كسى عمداً و بدون عذر تمام ماه رمضان يا قسمتى از آن را روزه نگيرد، بايد به گونهاى كه در فقرات (٢٣١ و ٢٣٢) بيان شد علاوه بر قضاء، كفاره مخيّره نيز بدهد؛ و چنانچه تا رمضان آينده قضاء روزههايى را كه نگرفته است بجا نياورد، بايد علاوه بر قضاء و پرداخت كفاره مخيّره، براى هر روز يك مدّ- هفتصد و پنجاه گرم- طعام نيز به عنوان كفاره به فقير بدهد.
٢٥٥- اگر كسى به سبب عذرى نتوانسته روزه بگيرد و در بين سال عذرش برطرف شود، چنانچه عمداً قضاء آن را نگيرد يا مسامحه كند تا در تنگى وقت دوباره معذور شود، بايد علاوه بر قضاء، براى هر روز يك مدّ- هفتصد و پنجاه گرم- طعام نيز به عنوان كفاره به فقير بدهد.
٢٥٦- زن حاملهاى كه زايمانش نزديك است و نيز زنى كه بچه شير مىدهد، بايد به گونهاى كه در ضمن تيتر «شرائط رخصت» فقرات (٣٤ و ٣٥) بيان شد براى هر روزهاى كه نگرفتهاند يك مدّ- هفتصد و پنجاه گرم- طعام به عنوان فديه به فقير بدهند.
٢٥٧- كسى كه به واسطه عذرى- اعم از بيمارى و غير بيمارى- روزه ماه رمضان را نگيرد، چنانچه بعد از رمضان عذر او برطرف شود، و عمداً روزههايش را تا رمضان بعد قضاء نكند يا تصميم بر قضاء نكردن آنها داشته باشد يا در انجام قضاء آنها مسامحه كند و بعداً عذرى برايش پيش آيد كه نتواند آنها را قضاء كند، بايد علاوه بر قضاء، يك مدّ- هفتصد و پنجاه گرم- طعام به عنوان كفاره به فقير بدهد؛ لكن اگر تصميم بر گرفتن قضاء داشت ولى بعد از رفع عذر بدون اينكه مسامحه در كار باشد قضاء را بجا نياورد تا مجدّداً در تنگى وقت معذور شد، بعيد نيست كه قضاء به تنهايى كفايت كند؛ ولى