فقرات فقهيه - شريفي اشکوري، الياس - الصفحة ٢٣٦ - شرط دوم
سبب در راه مانده باشد و نتواند برگردد، هرچند در وطن خود غنى باشد.
٢١٠- مسافرى كه در راه مانده است، اعم از اينكه خرجى او تمام شده باشد يا مركبش از كار افتاده باشد يا ...- اگرچه در وطن خود فقير نباشد- با دو شرط مىتواند زكات بگيرد:
شرط اول:
در سفر به هيچ طريق- اعم از قرض كردن، فروختن چيزى، كمك گرفتن از اشخاص متبرّع، خدمت كردن در كاروانها، كار كردن و امثال اينها- نتواند نياز خود را بر طرف نمايد.
شرط دوم:
سفر او سفر معصيت نباشد.
٢١١- مسافرى كه در راه مانده است، با وجود دو شرط مذكور در فقره قبل، جائز است به مقدارى كه نيازش با آن بر طرف مىشود و لائق به حال و شأن او مىباشد از پوشاك و مواد خوراكى و وسيله سوارى يا قيمت آنها يا كرايه وسيله سوارى بابت زكات به او بدهند، تا به شهر خودش يا به جاى ديگرى كه مىتواند در آنجا به سبب قرض كردن يا فروختن چيزى يا خدمت كردن در كاروانها يا كار كردن يا ... مايحتاج خود را تحصيل نمايد برسد.
٢١٢- كسى كه در وطن خودش مىباشد، چنانچه محتاج به مسافرت شود ولى مايحتاج سفر را نداشته باشد و به اين سبب نتواند به مسافرت برود، ابن السبيل محسوب نمىشود و نمىتواند از سهم ابن السبيل زكات بگيرد؛ بلى، در صورتى كه شروع به سفر كرده باشد، و عرفاً به او ابن السبيل بگويند، جائز است به مقدار نياز از اين سهم- سهم ابن السبيل- زكات بگيرد.
٢١٣- هرگاه مسافرى نفقهاش تمام نشده باشد ولى اصل مالش از مخارج سفرش كمتر شده باشد، پيش از صدق ابن السبيل بر او، نمىتواند از سهم ابن السبيل زكات بگيرد؛ بلى، در صورتى كه فقير باشد، جائز است از سهم فقراء زكات بگيرد.
٢١٤- هرگاه از زكاتى كه ابن السبيل گرفته است چيزى باقى بماند- هرچند به سبب قناعت و تنگ گرفتن او بر خودش زياد آمده باشد- بايد آن مقدار باقيمانده را به حاكم