فقرات فقهيه - شريفي اشکوري، الياس - الصفحة ٢٣٣ - ششم - غارمينبدهكاران
٢٠٠- كسى كه دين را در معصيت خرج كرده است، نمىشود از سهم غارمين براى اداء آن دين به او زكات داد، هرچند هنگام قرض كردن قصد داشته باشد كه آن دين را در اطاعت خدا خرج كند؛ و كسى كه دين را در اطاعت خدا خرج كرده است، هرچند هنگام قرض كردن قصد داشته باشد كه آن را در معصيت خرج كند، مىشود از سهم غارمين به او زكات داد، پس ملاك صرف دين در معصيت و اطاعت است نه قصد در هنگام قرض كردن.
٢٠١- مديونى كه فعلًا متمكن از اداء دين خود نيست ولى بعد از مدتى متمكن از اداء آن مىشود- مثلًا زراعتى دارد كه وقت خرمن آن توان اداء دينش را پيدا مى كند، يا از شخص ديگر طلبى دارد كه بعد از مدتى آن طلب را دريافت مىكند- پرداخت زكات سهم غارمين به او محل اشكال است؛ و بنابر اقوى اگر كسى كه از آن مديون طلبكار است طلب خود را مطالبه نكرده باشد يا طلب خود را مطالبه كرده است ولى اين مديون مىتواند تا زمان تمكن از كسى قرض كند و قرض خود را اداء نمايد، در اين دو صورت پرداخت زكات سهم غارمين به او جائز نيست.
٢٠٢- اگر كسى بدهكار باشد و نتواند بدهى خود را پرداخت نمايد، جائز است بدهى او را از سهم غارمين زكات اداء نمايند، و لازم نيست به او اطلاع بدهند.
٢٠٣- هرگاه مديون واجب النفقه زكات دهنده باشد، جائز است زكات دهنده از سهم غارمين به او زكات بدهد كه قرضش را اداء كند، يا خودش زكات را بابت بدهى او به طلبكارش بدهد؛ بلى، دادن زكات به آن مديون بابت نفقه او جائز نيست.
٢٠٤- كسى كه بدهكار است و نمىتواند بدهى خود را اداء نمايد، چنانچه طلبكار او به شخصى كه زكات بر ذمّه دارد بدهكار باشد، در اين صورت طلبكار او مىتواند زكات دهنده را حواله بدهد كه طلب خود را از آن غارم دريافت نمايد، و بعد از اين حواله زكات دهنده مىتواند طلب خود را بابت زكات سهم غارمين بر آن غارم حساب نمايد؛ بلكه زكات دهنده بدون حواله نيز مىتواند طلبى را كه از بستانكار غارم دارد به قصد اداء بدهى غارم به آن بستانكار به عنوان زكات سهم غارمين حساب نمايد؛ هرچند احوط آن