فقرات فقهيه - شريفي اشکوري، الياس - الصفحة ١٦ - شرط پنجم - خلو صائم از مرضى كه براى روزهدار مضر است
بيمارى يا زياد شدن درد او مىگردد- نبايد در آن حال روزه بگيرد، چه يقين به ضرر داشته باشد و چه گمان به آن، بلكه اگر فرد سالمى احتمال عقلائى بدهد كه روزه برايش ضرر و خطر جانى دارد- مثلًا بترسد به سبب روزه گرفتن مريض شود- واجب نيست در آن حال روزه بگيرد؛ ولى ضررهايى كه عرف به آنها اعتناء ندارد- مانند بعضى از اقسام تب و سر درد و ...- موجب سقوط وجوب روزه و مجوّز براى افطار نمىباشند، هرچند اين ضررها مُفرِط باشند.
١٦- اگر روزه بر جان مكلف مضرّ نباشد بلكه محذور ديگرى مترتب بر روزه باشد- مثلًا بترسد كه روزه باعث ضرر به عِرض و آبروى او يا باعث ضرر به مالى شود كه حفظ آن مال در نظر شارع مقدّس اهمّ از وجوب روزه است، يا روزه با واجب ديگرى كه وجوب آن در نظر شارع مقدّس اهمّ از وجوب روزه است مزاحم شود، مثل اينكه كسى روزه باشد و در عين حال بر او واجب باشد جان كسى را كه در حال غرق شدن است نجات دهد و نجات جان او بدون از بين رفتن روزه امكانپذير نباشد- در اينگونه موارد بر مكلف واجب است تكليف اهمّ را انجام دهد؛ و اما اگر تكليف اهمّ را انجام ندهد، هرچند معصيت كرده است ولى روزهاش صحيح مىباشد.
١٧- اگر كسى با اعتقاد به اينكه روزه برايش ضرر دارد روزه بگيرد، و بعد معلوم شود روزه برايش ضرر نداشته است، چنانچه آن روزه را با قصد قربت گرفته باشد- به اين معنا كه مثلًا جاهل به مسأله بوده و به سبب جهل، قصد قربت از او مُتمَشّى شده- روزهاش صحيح است؛ و الا باطل مىباشد.
١٨- مريضى كه مردّد است بين اينكه آيا روزه برايش مضرّ است يا نه، چنانچه پزشك به او بگويد روزه برايت مضرّ است، بايد حرف پزشك را قبول كند؛ مگر اينكه اطمينان داشته باشد كه پزشك اشتباه كرده يا دروغ مىگويد، كه در اين صورت بايد روزه بگيرد؛ ولى كسى كه علم دارد مريض است و روزه برايش ضرر دارد، چنانچه پزشك بگويد تو سالم هستى، بايد به تشخيص خود عمل كند، البته در صورتى كه در علم خود دچار وسواس نباشد.