فقرات فقهيه - شريفي اشکوري، الياس - الصفحة ٧٠ - احكام كفاره روزه
روزه بگيرد- يعنى در بين سى و يك روز- به سبب افطارِ بعضى از روزها تتابع- پى در پى بودن- باطل شود، روزههاى گذشته او باطل نمىشوند؛ بلى، چون با از بين رفتن تتابع امر كفاره امتثال نشده است، بايد روزهها را از سر بگيرد.
٢٦٥- كسى كه بايد براى كفاره يك روزه شصت فقير را طعام بدهد، اگر به شصت فقير دسترسى دارد، نبايد به هر كدام از آنها بيش از يك مُدّ- هفتصد و پنجاه گرم- طعام بدهد يا يك فقير را بيش از يك مرتبه سير نمايد؛ ولى چنانچه انسان اطمينان داشته باشد كه فقير طعام را به افراد تحت تكفل خود مىدهد يا به آنها مىخوراند، مىتواند براى هر يك از آنها- اگرچه صغير باشند- يك مُدّ طعام به آن فقير بدهد.
٢٦٦- بايد فقير طورى باشد كه عرفاً بگويند شخص كفاره دهنده شصت فقير را سير كرده است، پس اگر مثلًا شصت بچه سه يا چهار ساله را سير كند برىء الذمة نمىشود.
٢٦٧- كسى كه بايد براى هر روزه يك مدّ- هفتصد و پنجاه گرم- طعام به فقير بدهد، چنانچه بيش از يك مدّ بدهكار باشد، مىتواند چند مدّ به يك فقير بدهد، چه آن چند مدّ بابت روزههاى يك ماه رمضان باشند يا بابت رمضانهاى متعدد.
٢٦٨- انسان نبايد در انجام كفاره كوتاهى كند؛ ولى لازم نيست فوراً آن را بجا آورد.
٢٦٩- تأخير در پرداخت كفاره و لو به مدت چند ماه يا چند سال باعث كم يا زياد شدن آن نمىشود.
٢٧٠- اگر روزهدار عمداً دروغى را به خدا يا يكى از پيغمبران يا جانشينان آنان نسبت دهد، اگرچه روزه خود را با كار حرام باطل كرده است ولى كفاره بر او واجب نمىشود.
٢٧١- اگر كسى به واسطه ندانستن مسأله كارى كه روزه را باطل مىكند انجام دهد، چنانچه براى آن روزه كفاره باشد- اعم از كفاره جمع و كفاره مخيّره- و او هم مىتوانست مسأله را ياد بگيرد و ياد نگرفته است، احتياط مستحب آن است كه كفاره بدهد؛ اما اگر نمىتوانست مسأله را ياد بگيرد يا اصلًا ملتفت مسأله نبوده است، كفاره بر او نيست.
٢٧٢- اگر كسى اجمالًا بداند كه روزه خود را باطل كرده است ولى نداند كه علاوه بر