دانشنامه امام مهدى بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٨٦ - الف - عبارت ميانى
بنا بر اين، ديدار در غيبت كامل براى احدى امكان ندارد و روى همين اصل، نتيجه تحقّق غيبت كامل، اين است كه ظهورى نيست، مگر پس از اذن الهى. بنا بر اين، اين گونه معنا مىدهد كه: غيبت كامل، تحقّق يافته و در نتيجه، احدى تا روز ظهورش او را نمىبيند و ظهور ايشان پس از طولانى شدن مدّت و ... خواهد بود.
و افزده است: «كامل شدن غيبت و ناقص بودن آن، معنايى ندارد، مگر اين كه امام براى برخى افراد ظاهر گردد يا نگردد و اين كه در غيبت صغرا ظهور براى برخى امكان داشته باشد؛ ولى در غيبت كبرا براى احدى ظهور تحقّق نيابد. روى همين جهت است كه در روايت، نتيجهگيرى مىشود كه ظهورى نيست، مگر پس از آن كه خداوند عز و جل اجازه دهد. امّا مقيّد ساختن ظهور به اذن الهى در آن، اشاره به اين نكته است كه غيبت كامل و عدم ظهور، غايت و نهايتى دارد كه همان روز خروج و قيام قائم عليه السلام است».[١]
برخى نيز چنين نوشتهاند: «با توجّه به اين كه خواصّ ياران قائم عليه السلام، ايشان را در غيبت صغرا مشاهده كردهاند، توقيع، نفى ظهور و رؤيت كلّى مىكند و جمله" فلا ظهور ..."، اين معنا را مىرساند؛ زيرا ظهور، به معناى بروز پس از خفاست و لاى نفى جنس همراه استثنا، بدين معناست كه هيچ ظهورى ندارد و افراد، وى را مشاهده نمىكنند، مگر پس از اذن خداوند.[٢]
پاسخ، اين است كه: پايه اصلى استدلال نخست بر روى كلمه «التَّامَّة» بنا شده، در حالى كه آن، يك نسخه بدل است و بيشتر نسخهها «الثَّانِيَه» دارد و اين، پايه استدلال را سست مىكند؛ زيرا وقتى تعبير توقيع «الثَّانِيَه» بود، ديگر تماميت از آن استفاده نمىشود.
بر فرض قبول نسخه و تام بودن غيبت، مىپرسيم: به چه دليل ادّعا مىشود كه
[١]. به نقل از: ديدار در عصر غيبت: ص ١٥٠- ١٥٢.
[٢]. چشم به راه مهدى: ص ٤٨.