دانشنامه امام مهدى بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٩٥ - ٢/ ٢٦ و اين افراد
محمّد،[١] على بن محمّد بن اسحاق[٢] و پدرش و نيز حسن بن يعقوب،[٣] و از اهل رى: قاسم بن موسى و فرزندش ابو محمّد بن هارون،[٤] صاحب ريگها،[٥]
على بن محمّد،[٦] محمّد بن محمّد كلينى و ابو جعفر رفّاء (رفوگر)[٧]، و از قزوين: مرداس[٨] و على بن احمد، و از فاقتر:[٩] دو مرد، و از شَهرَزور:[١٠] ابن خال،[١١] و از فارس: محروج،[١٢] و از مرو: صاحب هزار دينار، صاحب مال و برگه سفيد و ابو ثابت، و از نيشابور: محمّد بن شعيب بن صالح، و از يمن: فضل بن يزيد[١٣] و فرزندش حسن،[١٤] جعفرى، ابن اعجمى و شمشاطى،[١٥] و از مصر:
[١]. محمّد بن محمّد خزاعى( ر. ك: ج ٤ ص ٣٧٤ پانوشت ح ٧٢٤)
[٢]. ر. ك: ج ٤ ص ٣٧٤ ح ٧٢٥.
[٣]. در إعلام الورى،« حسين» آمده است.
[٤]. در برخى نقلها،« ابن محمّد بن هارون» آمده است.
[٥]. سه نفر صاحب ريگ هستند، از جمله ابن امّ غانم( إثبات الوصيّة: ص ٣٤٨).
[٦]. ر. ك: ج ٤ ص ٤٢٤ پانوشت ح ٧٤٩.
[٧]. احتمال داده شده كه جدّ احمد بن عبد اللَّه بن احمد رفاء باشد( قاموس الرجال: ج ١١ ص ٢٥٦ ش ١٥٢).
[٨]. احتمال اتّحاد با مرداس بن على دارد( ر. ك: ج ٤ ص ٣٤٦ ح ٧١٣، مستدركات علم رجال الحديث: ج ٧ ص ٣٩٣ ش ١٤٨١٩، معجم رجال الحديث: ج ١٩ ص ١٢٥ ش ١٢٢٤٠).
[٩]. در نقلها، قاقين و فارس و قابس آمده است.
[١٠]. شهرزور در منطقه كردنشين عراق در جنوب شرقى سليمانيّه است كه زور بن ضحّاك، آن را بنا كرده و امروز به« سد صادق» معروف است( ر. ك: معجم البلدان: ج ٣ ص ٣٧٥، تقويم البلدان: ص ٤١٣).
[١١]. نام ابن حال و جمال هم آمده است.
[١٢]. ظاهراً تصحيف شده و صحيح آن،« مجروح» است( ر. ك: ص ٤٧ ص ٧٧٤ و ج ٤ ص ٣٤٦ ح ٧١٣).
[١٣]. در برخى نقلها« مفضّل» آمده كه شناخته نشده است.
[١٤]. شايد وى حسن بن فضل يمانى باشد( ر. ك: ج ٤ ص ٣٩٦ پانوشت ح ٧٣٦).
[١٥]. گفته شده است همان« على بن محمّد شمشاطى» است كه شيخ صدوق، دو توقيع نقل مىكند و گفته كه وى رسولِ جعفر بن ابراهيم يمانى است. البتّه در نقل الكافى،« على بن حسين يمانى» آمده است( ر. ك: ج ٤ ص ٤٠٠ ح ٧٣٧). ابن نديم در الفهرست گفته: وى در زمان ما زنده بوده و با رؤيت امام در عصر غيبت منطبق نيست و اين كه اصل وى از شمشاط از ارمينيه است و اين از يمن( ر. ك: قاموس الرجال: ج ٧ ص ٥٦٤ ش ٥٣٠٩، رجال النجاشى: ج ١ ص ٩٣ ش ٦٨٧ و ص ٢٦٣ ش ٦٨٩، الفهرست، ابن نديم: ص ٢٤٨، خلاصة الأقوال: ص ١٨٧ ش ٤٩، الأعلام، زركلى: ج ٤ ص ٣٢٥، معجم البلدان: ج ٣ ص ٣٦٢).