دانشنامه امام مهدى بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٨٢ - ٢/ ٢١ محمد بن عثمان عمرى
مدينه، مردى را به نام طاهر، از فرزندان حسين اصغر[١] ديدم كه گفته مىشد چيزهايى را از اين امر (امام زمان عليه السلام) مىداند. من سماجت كردم تا با من انس گرفت و به من اطمينان يافت و به درستىِ عقيدهام پى برد. به او گفتم: اى فرزند پيامبر خدا! به حقّ پدران پاكت، سوگندت مىدهم كه مرا نيز از آنچه در اين باره مىدانى، آگاه كنى كه فردى كه تو نيز او را مورد اعتماد مىدانى، نزدم گواهى داده كه قاسم بن عبد اللَّه[٢] بن سليمان بن وهب، به خاطر مذهب و عقيدهام، قصد مرا كرده و بارها خواسته خون مرا بريزد؛ ولى خداوند، مرا از دست او سالم نهاده است.
او گفت: برادر من! آنچه را از من مىشنوى، پوشيده بدار. خير، در اين كوههاست و كسانى كه زاد و توشه را در شب حمل مىكنند تا به جاهايى كه مىشناسند، برسانند، شگفتىها مىبينند و ما از كاوش و تجسّس منع شدهايم.
من نيز با او خداحافظى كردم و از نزد او باز گشتم.
٢/ ٢١: محمّد بن عثمان عَمرى
٨٠٤. عبد اللَّه بن جعفر حِميَرى نقل كرده است كه: از محمّد بن عثمان عَمرى پرسيدم: آيا صاحب اين امر (ولايت) را ديدهاى؟ گفت: آرى و آخرين بار، او را نزد كعبه ديدهام كه مىفرمود: «خدايا! آنچه را به من وعده دادهاى، محقّق كن».
محمّد بن عثمان گفت: او را- كه درودهاى خدا بر او باد- ديدم كه در مستجار،[٣]
[١]. شايد ابو القاسم طاهر بن يحيى بن حسن بن جعفر بن عبد اللَّه اعرج بن حسين اصغر بن زين العابدين عليه السلام، مقصود باشد.
[٢]. در بحار الأنوار،« عبيد اللَّه» آمده است.
[٣]. مستجار، بخشى از ديوار پشتى كعبه، رو به روى درِ آن و نزديك به رُكن يمانى است. مستجار، جايگاه دعا وپناه بردن به خداوند از دوزخ است.