دانشنامه امام مهدى بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٧٦ - ٢/ ١٩ محمد بن جعفر حميرى و چند تن از قميان
٢/ ١٩: محمّد بن جعفر حِمْيَرى و چند تن از قميان
٨٠٢. پدر على بن سنان موصلى[١] گفته است: هنگامى كه سَرورمان، ابو محمّد (امام عسكرى عليه السلام) وفات كرد، نمايندگانى از قم و كوهستانهايى [چون: همدان و كردستان] كه هنوز از وفات امام عليه السلام آگاه نشده بودند، اموالى را به رسم و عادت خود براى ايشان آوردند. هنگامى كه به سامرّا رسيدند، در باره سَرورمان امام عسكرى عليه السلام پرس و جو كردند. به آنها گفته شد: ايشان از دنيا رفته است. گفتند: وارث او كيست؟
گفتند: برادرش جعفر بن على. در باره او پرس و جو كردند. به آنها گفته شد: او براى تفريح بيرون رفته و بر قايقى در رود دجله سوار شده و [شراب] مىنوشد و برخى آوازهخوانان همراهش هستند. آن نمايندگان با هم مشورت كردند و گفتند: اين، صفت امام نيست و برخى به برخى ديگر گفتند: بياييد برويم و اين اموال را به صاحبانشان باز گردانيم.
ابو عبّاس محمّد بن جعفر حِمْيَرى قمى گفت: درنگ كنيد تا اين مرد (جعفر) باز گردد و درستىِ اين خبر را بسنجيم.
هنگامى كه جعفر باز گشت، قميان بر او وارد شدند و بر او سلام دادند و گفتند:
اى سَرور ما! ما اهل قم هستيم و گروهى از شيعيان و غير آنها همراه ما هستند و ما اموالى را براى سَرورمان، امام عسكرى، آوردهايم. او گفت: آن اموال كجاست؟
گفتند: همراهمان است. گفت: آنها را برايم بياوريد. گفتند: نه، اين اموال، خبرى شگفتانگيز دارند. گفت: چه؟ گفتند: اين اموال، گردآورى مىشود و گاه يك دينار و دو دينار از توده شيعيان در آن است. سپس آنها را در كيسههايى مىگذارند و هر كيسه را مُهر مىكنند و ما چون آن اموال را براى سَرورمان امام عسكرى مىآورديم،
[١]. على بن سنان موصلى ابو الحسن معدل( مستدركات علم رجال الحديث: ج ٥ ص ٣٨٣ ش ١٠٠٧١).