دانشنامه امام مهدى بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٦٢ - ٢/ ١٦ على بن ابراهيم بن مهزيار
گذشت؛ امّا ميان شما كسى را به جاى نهاد كه گردنش مانند اين است. و با دستش اشاره كرد.[١]
ر. ك: ج ٣ ص ٣٠٩ (بخش چهارم/ فصل سوم/ عثمان بن سعيد).
٢/ ١٦: على بن ابراهيم بن مهزيار[٢]
٧٩٧. حبيب بن محمّد صنعانى چنين گفته است كه: بر على بن ابراهيم بن مهزيار اهوازى وارد شدم و از او در باره خاندان امام عسكرى عليه السلام پرسيدم.
گفت: اى برادر! از امرى بزرگ پرسيدى. بيست حج گزاردم و در همه آنها در پى ديدن امام زمان عليه السلام بودم؛ امّا راهى به آن نيافتم؛ ولى شبى در بسترم خوابيده بودم كه در عالم رؤيا ديدم كسى مىگويد: «اى على بن ابراهيم! خدا اذن حج گزاردن به من داده است» و من نفهميدم شب را چگونه به صبح رساندم و در كارم مىانديشيدم و شب و روز، منتظر رسيدن موسم حج بودم.
هنگامى كه موسم حج رسيد، كارهايم را سامان دادم و به سوى مدينه بيرون آمدم، و همواره مىرفتم تا به يثرب (مدينه) رسيدم. در باره خاندان امام عسكرى عليه السلام جستجو كردم. اثرى نيافتم و خبرى نشنيدم. در كار خودم مىانديشيدم، تا آن كه به قصد مكّه از مدينه بيرون آمدم و به [ميقات] جُحفه رسيدم و يك روز در آن جا ماندم و از آن جا به سوى غدير خُم- كه در چهار ميلى جُحفه
[١]. الكافى: ج ١ ص ٣٣١ ح ٤، الإرشاد، مفيد: ج ٢ ص ٣٥١، كشف الغمّة: ج ٣ ص ٢٤٠، بحار الأنوار: ج ٥٢ ص ٦٠ ح ٤٥.
[٢]. نام على بن ابراهيم بن مهزيار، در منابع رجالى نيست. اين خبر، بر حسن و كمال وى دلالت دارد( ر. ك: مستدركات علم رجال الحديث: ج ٥ ص ٢٧٧ ش ٩٥٥٨).